اداب بی قراری
۱۷۲
صفحه
۱۳۸۴
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب اداب بی قراری رمانی به قلم یعقوب یادعلی است. این رمان برنده ی جایزه ی بهترین رمان سال 1383 به انتخاب بنیاد گلشیری شد. یعقوب یادعلی نویسنده و فیلم ساز ایرانی تبار است. او در دانشگاه صداوسیما در رشته ی فیلم سازی تحصیل کرد و در سال 1374 به عنوان کارگردان در صداوسیما مشغول به کار شد. یادعلی فعالیت ادبی اش را در سال 1377 با منتشر کردن مجموعه داستان «حالت ها
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-245357
- تعداد صفحه
- ۱۷۲
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۸۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب اداب بی قراری رمانی به قلم یعقوب یادعلی است. این رمان برنده ی جایزه ی بهترین رمان سال 1383 به انتخاب بنیاد گلشیری شد. یعقوب یادعلی نویسنده و فیلم ساز ایرانی تبار است. او در دانشگاه صداوسیما در رشته ی فیلم سازی تحصیل کرد و در سال 1374 به عنوان کارگردان در صداوسیما مشغول به کار شد. یادعلی فعالیت ادبی اش را در سال 1377 با منتشر کردن مجموعه داستان «حالت ها در حیاط» اغاز کرد. اثار او در ژانر رئالیسم اجتماعی نوشته شده اند. این نویسنده تاکنون سه مجموعه داستان و سه رمان نوشته که در این میان رمان «اداب بی قراری» معروف ترین و پرحاشیه ترین اثر اوست. انتشار اداب بی قراری موجب شد که یادعلی به اتهام توهین به قوم لر بازداشت شود. یک سال پس از انتشار این رمان نویسنده بازداشت شد و به تحمل یک سال حبس محکوم گردید. روند این دادگاه شش سال طول کشید و در سال 1391 او از تمام اتهاماتش تبرئه شد. کتاب اداب بی قراری روایتی منحصربه فرد دارد. روایت این رمان میان وقایع حقیقی و توهمات شخصیت اصلی رمان، مهندس کامران خسروی در نوسان است. این داستان خط سرراستی ندارد و ماجرای سفر کامران خسروی را از شهری که احتمالا یاسوج است به اصفهان تعریف می کند. کامران خسروی مردی خسته است. او از اختلاف با همسرش خسته است، از چاپلوسی برای رؤسایش خسته است و بیشتر از همه از زندگی ملال اور و یکسانش خسته است. در ابتدای رمان متوجه می شویم که فریبا، همسر کامران، خانه را ترک کرده و از او خواسته که به اصفهان، شهری پدری اش انتقالی بگیرد. کامران خانه شان در یاسوج را می فروشد و به مقصد اصفهان حرکت می کند. تمام داستان در جاده می گذرد و در سه فصل روایت می شود.
































