آقای رادیو
۷۴
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
تازه چند روز بود که از سربازی برگشته بودم، مهر ۱۳۸۳. پشت کنکوری بودم. در کانون هنری الغدیر که آقای علیرضا نادری (نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر) در آن هنر تدریس میکرد، منتظر استاد بودیم. آمد، ــ از پنجرهی کلاس دیدم ــ . باد پاییزی کمی موهای بلندش را آشفته کرده بود، اما سبیلهایش مرتب بود، مثل همیشه. وارد کلاس که شد، دستی به موهایش کشید، کاپشن جین و کیف مع
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-455232
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۳۰۸۲۵۹۷
- تعداد صفحه
- ۷۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- نوع کاغذ
- بالک
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از قطره
مشاهدهی همهتوضیحات
تازه چند روز بود که از سربازی برگشته بودم، مهر ۱۳۸۳. پشت کنکوری بودم. در کانون هنری الغدیر که آقای علیرضا نادری (نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر) در آن هنر تدریس میکرد، منتظر استاد بودیم. آمد، ــ از پنجرهی کلاس دیدم ــ . باد پاییزی کمی موهای بلندش را آشفته کرده بود، اما سبیلهایش مرتب بود، مثل همیشه. وارد کلاس که شد، دستی به موهایش کشید، کاپشن جین و کیف معلمیاش را آویزان کرد و بیمقدمه یک ایده گفت، ایدهای برای نگارش نمایشنامهی صحنهای. انگار در راه فقط به آن فکر کرده بود. از سعادتآباد تا کانون هنری، خوب ایده را ورز داده بود، قلاب محکمی داشت. بخشی از آن ایدهی پختهشده شد این نمایشنامه: آقای رادیو.


































