اهو یک داستان عاشقانه
۲۰۹
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
هادی غلام دوست شبی در ساحل دریایی بودم. اسمان صاف و ماه کامل بود. ناگهان دیدم مناره ای از اب بیرون امد، دوباره در اب فرو رفت و موج های بلندی برخاست. سپس، اب ارام شد. کمی بعد در جایی دیگر، باز ان مناره از اب بیرون امد و اندکی بعد زیر اب فرو رفت. تعجب کردم. چونکه بادی نمی وزید و وقت توفانی شدن دریا هم نبود. از صیادان پرسیدم، گفتند ماهی ای است، ماهتاب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-296955
- شابک
- ۱۴۰۲۱۰۲۴۰۱
- تعداد صفحه
- ۲۰۹
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
هادی غلام دوست شبی در ساحل دریایی بودم. اسمان صاف و ماه کامل بود. ناگهان دیدم مناره ای از اب بیرون امد، دوباره در اب فرو رفت و موج های بلندی برخاست. سپس، اب ارام شد. کمی بعد در جایی دیگر، باز ان مناره از اب بیرون امد و اندکی بعد زیر اب فرو رفت. تعجب کردم. چونکه بادی نمی وزید و وقت توفانی شدن دریا هم نبود. از صیادان پرسیدم، گفتند ماهی ای است، ماهتاب را بیند و شادی کند. ... حالا برای من تو همان مهتابی، من همان ماهی، زندگی نیز همان دریا.  


































