اخرین فرصت تغییر
۷۵۵
صفحه
رقعی
قطع
«باید به یاد داشته باشیم که نیاز دوران کنونی ما بسیار فراتر از برخورد با تغییرات اقلیمی است. ما باید انتظارات خود را فراتر ببریم و به آن ژرفای بیشتری ببخشیم. خواست ما به راستی، البته اگر با خود صادق باشیم، دگرگونساختن کُلِ شیوهی زندگیمان بر این کرهی خاکی است.» نائومی کلاین نویسنده، کنشگر اجتماعی ـ زیستمحیطی شهیر و از منتقدان جدی نئولیبرالیسم در کتاب آ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- علم عمومی و ترویج علم
- شناسه کالا
- kj-960612
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۵۶۱۸۱۰
- تعداد صفحه
- ۷۵۵
- قطع
- رقعی
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از لاهیتا
مشاهدهی همهتوضیحات
«باید به یاد داشته باشیم که نیاز دوران کنونی ما بسیار فراتر از برخورد با تغییرات اقلیمی است. ما باید انتظارات خود را فراتر ببریم و به آن ژرفای بیشتری ببخشیم. خواست ما به راستی، البته اگر با خود صادق باشیم، دگرگونساختن کُلِ شیوهی زندگیمان بر این کرهی خاکی است.» نائومی کلاین نویسنده، کنشگر اجتماعی ـ زیستمحیطی شهیر و از منتقدان جدی نئولیبرالیسم در کتاب آخرین فرصت تغییر به بررسی بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی و ارتباط آنها با نظامهای سیاسی و اقتصادی میپردازد. بنا بر استدلال کلاین، تغییرات اقلیمی و بحرانهای زیستمحیطی تهدیدی جدی برای زمین است و در عینحال فرصتی برای بازنگری در نظامهای اقتصادی و اجتماعی موجود نیز فراهم میکنند. کلاین همچنین بهتفصیل به بحران تغییرات اقلیمی و تأثیرات آن بر زندگی انسانها و اکوسیستمها میپردازد. پژوهش عمیق و گستردهی او بر شواهد علمی و تجربیاتی واقعی متکی است که حاکی از فوریت و ضرورت مقابله با این بحراناند. کلاین در این کتاب، به رغم ترسیم وضعیتی وخیم و هشداردهنده برای بقای بشر، کورسوی امیدی نشانمان میدهد: جنبشهای عدالتطلب در زمینهی شرایط اقلیمی و بسیج اجتماعی میتوانند آیندهی دیگری برای بشر رقم بزنند. به باور کلاین ما هنوز به چالش خطیر تغییرات اقلیمی واکنش درخوری نشان ندادهایم، چراکه به لحاظ جسمی و سیاسی و فرهنگی به بند کشیده شدهایم. تنها هنگامی که موفق به شناسایی این زنجیرها شویم، از امکان رهایی برخوردار خواهیم شد. او ما را به مقاومت جمعی در برابر سرمایهداری عنانگسیخته فرا میخواند. کلاین میکوشد در این اثر به دو سؤال مهم و اساسی پاسخ دهد: نخست اینکه «آیا تغییرات اقلیمی بهواقع مسألهی ماست؟». این پرسش رنگ و بوی انکار دارد. انکاری که بیش از آنکه از سر ناآگاهی باشد، از محافظهکاری نشأت میگیرد. درواقع کسی که این سؤال را مطرح میکند از عواقب پذیرش مسألهی تغییرات اقلیمی نگران است و نمیخواهد به تبعات پذیرش وجود مسأله تن دهد. کلاین به پشتوانهی پژوهش پنجسالهاش با ارائهی شواهد و مدارک فراوانی در تأیید اوضاع وخیم تغییرات اقلیمی پاسخی درخور به این استفهام انکاری میدهد. و پرسش دوم اینکه «منِ تنها از دستم چه کاری برمیآید؟». پرسشی ناظر به انفعالی محض ناشی از یأسی عمیق و سرخوردگیهای مکرر که دیگر انسان را منشأ هیچ اثر و به طریق اولی هیچ تغییری نمیداند. اما کلاین به تغییر امید بسته است و راه آن را هنوز گشوده میبیند. به باور کلاین، برای تغییرات اجتماعی باید به گفتوگو پناه ببریم تا بتوانیم از دل آن روایتهایی علیه یأس و انفعال خلق کنیم. «بخش مهمی از کارِ تغییرات عمیق اجتماعی دامنزدن به گفتگوهایی است که در جریان آنها بتوان داستانهای جدیدی برای ازمیدانبهدرکردن داستانهایی که ناکام و ناامیدمان کردهاند، روایت کرد». از نظر کلاین، منشأ بیعملی ما بهت و بیپناهیمان در برابر گستردگی و شدت بحران و در مواجهه با هراس از انهدام محیط زیست است. چه میشود اگر دریابیم که علت بیعملیِ بسیاری از ما در قبال مسائل اقلیمی این نبوده که خودخواهیِ بیش از اندازهمان اجازه نمیداده به مسألهای مجرد یا بهظاهر بعید و مربوط به آینده بپردازیم، بلکه انفعالمان از آنجاست که از فرط توجه به مسأله، قادر به کنش نیستیم؟ و چه میشود اگر متوجه شویم که سکوت ما، نه از روی تسلیم و رضا، که تا حدودی به دلیل دراختیارنداشتن فضاهای جمعیِ لازم برای مواجهه با وحشت عریانی است که از نابودی محیط زیست نشأت میگیرد؟ به باور کلاین «مبارزه علیه آلودگی و تغییرات اقلیمی، چهبسا گاهی انتزاعی به نظر آید؛ ولی مردم هر کجا باشند برای آبهایشان مبارزه خواهند کرد، و حتی از جان خود هم مایه خواهند گذاشت». نائومی کلاین در نفی ذهنیت معطوف به بهرهبرداری مینویسد و معتقد است «زندگی به شیوهی غیربهرهبرداریگرایانه به معنای حذف کامل فعالیتهای استخراجی نیست، چراکه تمامی موجودات زنده بهناگزیر برای بقا باید چیزهایی را از طبیعت بگیرند. اما ذهنیت بهرهبرداریگرا باید حذف شود؛ ذهنیت مبتنی بر برداشتِ بدون مراقبت، ذهنیت مبتنی بر درنظرگرفتن زمین و انسانها همچون منابعی مصرفشدنی و نه به مثابهی موجوداتی پیچیده و برخوردار از حقّ هستیِ شرافتمندانه و مبتنی بر بازسازی و باززایی». کلاین به اهمیت بدیلهای واقعی برای تغییر وضعیت خطیر فعلی باور دارد: «تنها مردمِ برخوردار از بدیلهای واقعی و نویدبخش هستند که بهراستی میتوانند از آنچنان توانی بهرهمند شوند که در بلندمدت رویاروی فعالیتهای آلاینده بایستند و به آن نه بگویند …». از نظر اصولی، آنچه باید انجام پذیرد تنها بیان مجموعهای جایگزین از سیاستهای پیشنهادی نیست، بلکه باید جهانبینیِ جای





































