پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

اختلالات روانی: اختلالات خوردن

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۱۳۶

صفحه

۱۴۰۵

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۴۶۰٬۰۰۰۲۰٪۳۶۸٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

کتاب “اختلالات روانی: اختلالات خوردن”  نوشتۀ پاملا کیل ترجمه فهیمه‌سادات کمالی گزیده ای از متن کتاب فصل اول مقدمه میلانا را اندکی پس از تولد دوازده‌سالگی‌اش برای درمان اختلال خوردن نزد پزشک بردند. وزنش 5/35 کیلوگرم و قدش 5/1 متر بود. از دو ماه پیش از تولدش شروع به کاهش وزن کرده و 7/7 کیلوگرم در نه هفته کم کرده بود. ابتدا والدینش عامل بی‌اشتهایی او را آنفولانزایی می‌دانستند که به‌تازگی دچارش شده بود. بااین‌حال، میلانا همچنان از بی‌‌اشتهایی شکایت می‌کرد، حتی زمانی که آنفولانزایش آن‌قدر خوب شده بود که به مدرسه می‌رفت. دو هفته بعد والدینش او را نزد دکتر بردند. معلوم شد که امتحان سخت ورزش و آزمون‌های درسی دلیل کاهش وزن میلانا نبوده است. دکتر می‌خواست بداند آیا میلانا به اختلال خوردن مبتلا شده است یا نه، ولی والدینش اصرار داشتند که دخترشان حتماً مشکلی جسمی دارد. آنها مطمئن بودند که او براثر نوعی بیماری غذا نمی‌خورد. همین‌طور که آنها به دنبال یافتن دلیل کاهش وزن دخترشان بودند، میلانا همچنان وزن کم می‌کرد و همیشه می‌گفت که گرسنه نیست. والدینش نمی‌دانستند که چطور به دخترشان کمک کنند. مادر میلانا که دنبال سرنخ می‌گشت از روی استیصال خاطرات او را خواند تا ببیند مشکل دخترش اولین‌بار کی شروع شده است. میلانا در خاطراتش از وحشت چاق بودن گفته بود. اینکه در تولدش از همه چاق‌تر باشد و جزئیات کاهش وزنش را نوشته بود. میلانا برنامۀ روزانه‌ای برای تعداد دقیق کالری‌هایی که می‌خورد، تعداد دقیق کالری‌هایی که می‌سوزاند و تعداد کالری‌های تقریبی‌ای که با استفراغ عمدی کم می‌کرد نوشته بود. والدین او پس از خواندن خاطراتش بلافاصله او را برای درمان بردند، ولی نگران بودند که مبادا دیگر نتوانند کاری برایش بکنند. آنها احساس می‌کردند دیگر نمی‌توانند به او اعتماد کنند و نگران بودند که دخترشان هیچ‌وقت آنها را به دلیل شکستن حریمش نبخشد. میلانا مثل هزاران دختر دیگر از اختلال خوردن رنج می‌برد. اختلال خوردن یعنی مشکلاتی که به دلیل خوردن خیلی زیاد یا خیلی کم بروز می‌یابد. با اینکه اختلالات خوردن معمولاً مشکلاتی در وزن شخص ایجاد می‌کند (وزن پایین براثر نخوردن یا وزن بالا به سبب زیاد خوردن)، بسیاری از مبتلایان به اختلالات خوردن وزن خیلی پایین یا بالایی ندارند. درضمن، همۀ کسانی که وزن خیلی پایین یا بالا دارند دچار اختلال خوردن نیستند. تقریباً هر کسی هرازگاهی در خوردن زیاده‌روی می‌کند و بیشتر دخترها در دورانی از زندگی‌شان رژیم گرفته‌اند، یعنی بسیار کمتر از حالت معمولی و سالم غذا خورده‌اند. زیاده‌روی در خوردن یا رژیم گرفتن به‌خودی‌خود اختلالات خوردن نیستند. گرچه ممکن است خطر ایجاد اختلال خوردن را به همراه داشته باشند. بی‌اشتهایی عصبی [1] بی‌اشتهایی عصبی بیماری‌ای است که در آن شخص به خودش گرسنگی می‌دهد. ویژگی اصلی‌ این نوع اختلال امتناع از خوردن است که به کمبود وزن بسیار پایین‌تر از وضعیت سالم منجر می‌شود. گاه افراد مبتلا به این بیماری را این‌گونه توصیف می‌کنند: «وحشتناک لاغر». این توصیف خوبی است، زیرا بسیاری از افرادی که گرفتار بی‌اشتهایی عصبی‌اند به سبب وزن بسیار پایینشان ناراحتی جسمی زیادی دارند. سنت‌کاترین سیه‌نا [2] به دلیل کمیاب بودن متون مربوط به تجربیات عاطفی دخترها و زنان، شناختن تاریخ اختلالات خوردن کار دشواری است. البته سنت‌کاترین سیه‌نا (۱۳۴۷_ ۱۳۸۰) موردی استثناست. کاترین پیش از آنکه راهبۀ کاتولیک رومی شود، در خانواده‌ای ثروتمند متولد شده بود. او نویسنده‌ای پرکار بود که روایت‌های بسیاری از تجربیات روزه‌داری‌اش به جا گذاشت. مشکل غذا نخوردن‌های کاترین اولین‌بار در کودکی‌اش هویدا شد. او در کودکی از خوردن گوشت امتناع می‌کرد، روزه‌های مذهبی می‌گرفت و شخصیت مستقل سرسختی داشت. پس از آنکه خواهر بزرگ‌ترش موقع زایمان جان داد، کاترین از ازدواج و مادر شدن متنفر شد. موهایش را کوتاه کرد و کارهایی کرد تا زشت شود. در شانزده‌سالگی الگوی گرسنگی دادن به خود در او شکل گرفت. او ابتدا فقط نان و آب و سبزی می‌خورد. حول‌وحوش ۲۳سالگی نان و سبزیجات را نیز حذف کرد و فقط نان‌های کوچک عشای ربانی، آب و گیاهان تلخ می‌خورد. او گیاهان تلخ را می‌مکید و می‌جوید و آب سبزی و آب دهانش را تف می‌کرد. کاترین علاوه بر روزه‌داری‌های مفرط، کارهای فیزیکی سخت نیز می‌کرد. کارهایی مثل نظافت، خدمت به فقرا و پیاده‌روی‌های طولانی و توان‌فرسا. کاترین خودش را وادار به استفراغ نیز می‌کرد. از نظر خود کاترین این گرسنگی دادن به خود نوعی بیماری بود که باید تحمل می‌کرد. او می‌گوید «من همیشه دعا کردم و به درگاه خدا دعا می‌کنم و دعا خواهم کرد که به من در قضیۀ خوردن لطف کند و بتوانم مثل دیگر موجودات زندگی کنم.» ‌البته با وجود

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
روانشناسی بالینی، دانشگاهی
شناسه کالا
kj-260959
تعداد صفحه
۱۳۶
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۲۰۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از پاملا کیل

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از فهیمه‌سادات کمالی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۴۶۰٬۰۰۰
۳۶۸٬۰۰۰تومان