آواز اجساد بی گور
۳۱۲
صفحه
۱۳۹۷
سال چاپ
رقعی
قطع
در بخشی از رمان «آواز اجساد بیگور» آمده است: «من دیگر سبک نبودم. وقتی که برای انجام کاری میدویدم، حس نمیکردم که دارم با باد مسابقه میدهم. دیگر از آن لحظات کرم شبتابیای که در تاریکی بهم خیره میشدند، خبری نبود. گرازدندان بوی بدی میداد، بوی لجن. وقتی به من نگاه میکرد، چیزی توی نگاهش بودکه آزارم میداد. این را متوجه نشده بودم تا این که یک روز برای تمرین
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-993365
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۱۷۲۶۷۲
- تعداد صفحه
- ۳۱۲
- قطع
- رقعی
- وزن
- ۲۸۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۷
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از کتاب کوچه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سعید کلاتی
مشاهدهی همهتوضیحات
در بخشی از رمان «آواز اجساد بیگور» آمده است: «من دیگر سبک نبودم. وقتی که برای انجام کاری میدویدم، حس نمیکردم که دارم با باد مسابقه میدهم. دیگر از آن لحظات کرم شبتابیای که در تاریکی بهم خیره میشدند، خبری نبود. گرازدندان بوی بدی میداد، بوی لجن. وقتی به من نگاه میکرد، چیزی توی نگاهش بودکه آزارم میداد. این را متوجه نشده بودم تا این که یک روز برای تمرین دادن سگها بیرون رفته بودیم. آن روز گرازدندان نگاهی بهم انداخت و گفت: «با من بیا، پسر». او ازم خواست تا دنبالش به داخل جنگل بروم تا آنجا بتوانیم با سگها تمرین بالارفتن از درخت کنیم.»





















































