آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی قرن نوزدهم است که با نگاه تلخ و بیپردهاش به زندگی، رنج و خواستههای انسان، یکی از خواندنیترین فیلسوفهای تاریخ شده است. او برخلاف بیشتر فیلسوفهای همدورهاش، روشن و گیرا مینوشت و همین باعث شده کتابهایش هنوز هم بیرون از دانشگاه خواننده داشته باشند. در این صفحه با زندگی، فکر اصلی و کتابهای شوپنهاور آشنا میشوید، میفهمید از کدام کتاب شروع کنید و ترجمههای فارسی آثارش را که در کتابجم هست میشناسید.
شاید اسم شوپنهاور را اول بار از رمان معروف اروین یالوم شنیده باشید، شاید از جملههایی که در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود، و شاید هم از کلاس فلسفه. هر کدام که باشد، این مقاله کمک میکند تصویر درستتر و کاملتری از او داشته باشید و بدانید سراغ کدام کتابش بروید.
آرتور شوپنهاور کیست؟
آرتور شوپنهاور در سال ۱۷۸۸ در شهر دانتسیگ به دنیا آمد و در سال ۱۸۶۰ در فرانکفورت درگذشت. پدرش تاجری ثروتمند بود و دوست داشت پسرش هم راه او را برود. مادرش، یوهانا شوپنهاور، نویسندهای شناختهشده در زمان خودش بود و در محفلهای ادبی رفت و آمد داشت. رابطهی آرتور با مادرش سرد و پرتنش بود و این تنش در زندگیاش بیاثر نماند.
شوپنهاور در جوانی سفرهای زیادی در اروپا کرد و چند زبان آموخت. بعد از مرگ پدر، راه تجارت را کنار گذاشت و به تحصیل فلسفه رو آورد. ارث پدری به او این امکان را داد که بدون نیاز به شغل دانشگاهی، تمام عمر را صرف فکر کردن و نوشتن کند. همین استقلال مالی، به او جسارت داد که بدون ملاحظهی کسی، حرفش را بزند.
او بیشتر سالهای پایانی عمرش را در فرانکفورت گذراند؛ تنها، با سگهای پودلش و با برنامهی روزانهای منظم که شامل نوشتن، پیادهروی و نواختن فلوت بود. شهرت واقعی تقریبا در دههی آخر عمر به سراغش آمد.
زندگینامه آرتور شوپنهاور؛ فیلسوفی که دیر دیده شد
یکی از جالبترین نکتههای زندگینامه آرتور شوپنهاور این است که او بیشتر عمرش را در گمنامی گذراند. شاهکارش، «جهان همچون اراده و تصور»، را در جوانی نوشت و منتشر کرد اما تقریبا کسی آن را نخواند. وقتی در دانشگاه برلین درس میداد، عمدا کلاسش را همزمان با کلاس هگل گذاشت که آن زمان مشهورترین فیلسوف آلمان بود. نتیجه روشن بود: کلاس هگل پر شد و کلاس شوپنهاور تقریبا خالی ماند.
این شکست تلخ، او را از دانشگاه دور کرد و دشمنیاش با هگل و فیلسوفهای دانشگاهی تا آخر عمر ادامه داشت. در نوشتههایش بارها با لحنی تند به آنها حمله کرده است. با این حال او دست از نوشتن نکشید و سالها بعد، کتاب «پاررگا و پارالیپومنا» را منتشر کرد؛ مجموعهای از مقالهها و گزینگویهها با زبانی روان و خواندنی.
همین کتاب بود که بالاخره او را مشهور کرد. خوانندههای عادی، نه فقط استادان فلسفه، مقالههایش را دوست داشتند. ناگهان شوپنهاور پیر و تنها، به چهرهای محبوب تبدیل شد و تا پایان عمر، شاهد رسیدن شهرتی بود که سالها انتظارش را کشیده بود.
فلسفه آرتور شوپنهاور به زبان ساده
فکر اصلی شوپنهاور را میشود در چند جملهی ساده گفت. او از کانت شروع کرد و پذیرفت که ما جهان را آن طور که واقعا هست نمیشناسیم، بلکه آن را از دریچهی ذهن خودمان میبینیم. این جهان دیدهشده، همان «تصور» است.
اما شوپنهاور یک قدم جلوتر رفت. او گفت پشت این جهان ظاهری، نیرویی کور و بیپایان هست که اسمش را «اراده» گذاشت. این اراده در همه چیز هست؛ در رشد گیاه، در غریزهی حیوان و در خواستههای بیپایان انسان. ما همیشه چیزی میخواهیم، وقتی به آن میرسیم چیز دیگری میخواهیم و این چرخه هیچ وقت تمام نمیشود.
نتیجهی این نگاه، بدبینی معروف شوپنهاور است. از نظر او زندگی بیشتر رنج است تا شادی، چون خواستن همیشه با کمبود همراه است و رسیدن هم فقط ملال میآورد. اما او راههایی هم برای کم کردن این رنج پیشنهاد میکند: هنر، به ویژه موسیقی، که ما را برای لحظهای از چنگ اراده بیرون میآورد؛ همدردی با دیگران؛ و زندگی زاهدانه و کمخواهش.
شوپنهاور یکی از اولین فیلسوفهای غربی بود که با جدیت سراغ متنهای هندی و بودایی رفت و شباهتهای فکرش با آنها را آشکارا پذیرفت. همین ویژگی، فلسفهاش را برای خوانندهی شرقی هم آشنا و جذاب میکند.
سبک نوشتن شوپنهاور؛ چرا راحت خوانده میشود؟
اگر تجربهی خواندن کانت یا هگل را داشته باشید، میدانید که متن فلسفی آلمانی میتواند خیلی سخت باشد. شوپنهاور در این میان یک استثناست. او نثر روشن، دقیق و گاهی طنزآمیز داشت و خودش هم از نویسندههای مبهمنویس انتقاد میکرد.
چند ویژگی نوشتههایش:
- مثالهای روزمره: برای توضیح فکرهای پیچیده، از زندگی معمولی مثال میآورد.
- جملههای کوتاه و نقلشدنی: بسیاری از گزینگویههایش به راحتی در ذهن میمانند.
- لحن تند و بیتعارف: از گفتن حرفهای ناخوشایند ابایی ندارد و همین صداقت، خواننده را جذب میکند.
- طنز تلخ: گاهی وسط بحث جدی، طعنهای میزند که آدم را به خنده میاندازد.
- دانش گسترده: از ادبیات کلاسیک، علم، هنر و متنهای شرقی نقل میکند.
همین ویژگیهاست که باعث شده نویسندهها و هنرمندها بیشتر از فیلسوفهای دانشگاهی شیفتهی او شوند.
کتابهای آرتور شوپنهاور در کتابجم
در کتابجم ترجمههای فارسی متعددی از کتابهای آرتور شوپنهاور هست که بیشترشان بخشهایی از همان مجموعهی مقالهها و گزینگویههای اواخر عمر او هستند. این کتابها کوتاهتر و خواندنیترند و برای شروع، انتخاب مناسبیاند. چند عنوان مهم:
- در باب حکمت زندگی: شاید محبوبترین کتاب او میان خوانندههای فارسی. دربارهی این است که چطور میشود در جهانی پر از رنج، زندگی نسبتا خوبی داشت.
- هنر همیشه بر حق بودن و هنر محق بودن: دو ترجمه از رسالهی کوتاه او دربارهی ترفندهای بحث و جدل. چاپ ققنوس هم در میان آنهاست.
- هنر بحث و جدل: ترجمهی دیگری از همین متن که در مجموعهای دربارهی فلسفهی آلمانی منتشر شده است.
- درباره زنان، خرد برای مردان: مقالههایی که امروز بحثبرانگیزند و باید با نگاه انتقادی و با توجه به زمانهی نویسنده خوانده شوند.
- در باب بینایی و رنگها: اثری کمتر شناختهشده دربارهی نظریهی رنگ که شوپنهاور در پیوند با کارهای گوته روی رنگ نوشت.
- اخلاق، قانون و سیاست: متن کامل نوشتههای او در این حوزه.
- مقالهها و پندها: گزیدهای از نوشتههای کوتاه و پندآموز او.
این کتابها را ناشرهایی مثل مرکز، عطر کاج و پیله منتشر کردهاند. قیمت روز و موجودی هر چاپ را در صفحهی خود کتاب میبینید.
در باب حکمت زندگی؛ بهترین شروع
اگر فقط یک کتاب از شوپنهاور بخوانید، پیشنهاد ما «در باب حکمت زندگی» است. این کتاب بخشی از همان مجموعهی پاررگا و پارالیپومناست و در آن شوپنهاور، برخلاف بدبینی معروفش، تلاش میکند راهنمایی عملی برای زندگی بدهد.
او در این کتاب میگوید خوشبختی انسان به سه چیز بستگی دارد: آنچه هست، یعنی شخصیت، سلامت و تواناییهای درونی؛ آنچه دارد، یعنی دارایی؛ و آنچه در چشم دیگران است، یعنی آبرو و شهرت. و نتیجه میگیرد که مهمترین بخش، همان اولی است. آدمی که درونش غنی است، کمتر به ثروت و تأیید دیگران نیاز دارد.
این کتاب پر از توصیههای کاربردی است: دربارهی سلامت، دربارهی تنهایی، دربارهی دوستی و حتی دربارهی پیری. لحنش گاهی تلخ است، اما بسیاری از خوانندهها آن را آرامشبخش میدانند، چون انتظارهای غیرواقعی از زندگی را کنار میگذارد. کسانی که کتابهای فلسفه برای زندگی را دوست دارند، معمولا از این کتاب هم لذت میبرند.
هنر همیشه بر حق بودن؛ کتاب پرطرفدار شوپنهاور
«هنر همیشه بر حق بودن» یکی از جستوجوشدهترین کتابهای شوپنهاور در میان خوانندههای فارسی است. این رسالهی کوتاه، فهرستی از ترفندهایی است که آدمها در بحث به کار میبرند تا برنده شوند، حتی وقتی حق با آنها نیست. شوپنهاور این ترفندها را یکی یکی شرح میدهد، با مثالهای روشن و طنزی پنهان.
نکتهی مهم این است که هدف کتاب، یاد دادن فریب نیست. شوپنهاور میخواهد شما این ترفندها را بشناسید تا وقتی کسی آنها را علیهتان به کار برد، فریب نخورید. به همین دلیل، این کتاب برای دانشجوها، وکیلها، مدیرها، روزنامهنگارها و هر کسی که زیاد بحث میکند، خواندنی و کاربردی است.
این متن در فارسی با چند عنوان مختلف ترجمه شده، از جمله «هنر همیشه بر حق بودن»، «هنر محق بودن» و «هنر بحث و جدل». اگر میخواهید بین آنها انتخاب کنید، به نام مترجم، ناشر و پیوستها و توضیحهایی که هر نسخه دارد نگاه کنید.
جهان همچون اراده و تصور؛ شاهکار سنگین
شاهکار اصلی شوپنهاور «جهان همچون اراده و تصور» است. این کتاب حجیم، کل نظام فلسفی او را در خود دارد؛ از نظریهی شناخت تا متافیزیک اراده، از فلسفهی هنر تا اخلاق و رهایی.
خواندن این کتاب برای شروع پیشنهاد نمیشود، مگر این که با فلسفه آشنایی داشته باشید. خود شوپنهاور هم توصیه کرده بود پیش از آن، کانت را بخوانید. اما اگر بعد از خواندن کتابهای کوتاهترش علاقهمند شدید، این اثر پاداش بزرگی برای خوانندهی صبور است. به ویژه بخش مربوط به هنر و موسیقی، یکی از زیباترین متنهایی است که دربارهی هنر نوشته شده.
این کتاب ترجمهی فارسی هم دارد. برای پیدا کردن آن و دیگر آثار فلسفی کلاسیک، میتوانید دستهی فلسفه غرب را ببینید.
کتابهای شوپنهاور را از کجا شروع کنیم؟
یک مسیر پیشنهادی برای خواندن کتابهای آرتور شوپنهاور، از ساده به سخت:
- در باب حکمت زندگی: شروعی روان و کاربردی.
- هنر همیشه بر حق بودن: کوتاه، سرگرمکننده و بهدردبخور.
- مقالهها و پندها: برای آشنایی با موضوعهای متنوع ذهن او.
- اخلاق، قانون و سیاست: وقتی خواستید با فکر اخلاقی او جدیتر آشنا شوید.
- در باب بینایی و رنگها: برای علاقهمندان به تاریخ علم و ارتباطش با گوته.
- جهان همچون اراده و تصور: مقصد نهایی، برای خوانندهی جدی فلسفه.
در کنار اینها، خواندن یک کتاب مقدماتی دربارهی فلسفهی او یا یک تاریخ فلسفهی خوب، کمک میکند جایگاهش را میان کانت، هگل و نیچه بهتر بفهمید.
درمان شوپنهاور؛ رمانی دربارهی شوپنهاور
خیلی از خوانندههای ایرانی، شوپنهاور را با رمان «درمان شوپنهاور» شناختهاند. این رمان را آرتور شوپنهاور ننوشته است؛ نویسندهاش اروین یالوم، رواندرمانگر و رماننویس آمریکایی است. داستان دربارهی یک رواندرمانگر است که با بیماری جدی روبهرو شده و سراغ یکی از بیماران قدیمیاش میرود؛ مردی که شیفتهی شوپنهاور است.
یالوم در فصلهای این رمان، زندگینامهی شوپنهاور را هم روایت میکند و فکرهایش را در دل داستان میآورد. اگر این رمان را خواندهاید و کنجکاو شدهاید خود شوپنهاور چه نوشته، حالا وقت آن است که سراغ کتابهای خودش بروید. «در باب حکمت زندگی» بهترین پل از رمان یالوم به متن اصلی است.
تأثیر آرتور شوپنهاور بر هنر، ادبیات و روانشناسی
کمتر فیلسوفی را میشناسیم که به اندازهی آرتور شوپنهاور روی هنرمندها و نویسندهها اثر گذاشته باشد. نیچه در جوانی با خواندن او متحول شد و او را آموزگار خود دانست، هرچند بعدها راهش را از او جدا کرد. واگنر، آهنگساز بزرگ آلمانی، شیفتهی نظریهی موسیقی او بود.
در ادبیات، نامهایی مثل تولستوی، توماس مان، بورخس و بکت از کسانی هستند که رد فکر شوپنهاور در کارشان دیده میشود. در روانشناسی هم، بسیاری معتقدند فکر او دربارهی ارادهی ناخودآگاه و قدرت غریزه، زمینهساز نظریههای فروید بوده است. ویتگنشتاین هم در جوانی تحت تأثیر او بود.
این گسترهی تأثیر نشان میدهد که شوپنهاور فقط فیلسوف دانشگاهی نیست؛ او بخشی از فرهنگ مدرن است. خواندنش به شما کمک میکند خیلی از آثار هنری و ادبی قرن نوزدهم و بیستم را بهتر بفهمید.
نقدهایی که به آرتور شوپنهاور وارد است
منصفانه نیست فقط از ستایشها بگوییم. شوپنهاور منتقدهای زیادی هم دارد. بدبینی او را خیلیها افراطی میدانند و میگویند تصویری یکطرفه از زندگی میدهد. شادی، عشق و معنا در نگاه او کمرنگاند.
مهمتر از آن، نوشتههایش دربارهی زنان امروز به حق مورد انتقاد است. نظرهای او در این باره بازتاب تعصبهای زمانه و حتی تجربههای شخصیاش، از جمله رابطهی سردش با مادر، دانسته میشود. اگر کتاب «درباره زنان» را میخوانید، بهتر است آن را سندی تاریخی از یک ذهن بزرگ اما محدود به زمانهاش ببینید، نه حقیقتی بیچون و چرا.
همچنین بعضی منتقدها گفتهاند او خودش به آن زندگی زاهدانهای که توصیه میکرد پایبند نبود. اما این تناقضها چیزی از ارزش فکری کارش کم نمیکند؛ فقط یادآوری میکند که فیلسوف هم انسان است.
شوپنهاور و خوانندهی ایرانی
شوپنهاور در ایران خوانندههای پرشوری دارد. شاید دلیلش این باشد که بسیاری از فکرهایش، مثل گذرا بودن خوشیها، بیاعتباری جهان و دعوت به کمخواهی، با سنت عرفانی و ادبی ما آشناست. خوانندهای که با خیام، حافظ و مولانا بزرگ شده، در شوپنهاور صدایی آشنا میشنود.
البته تفاوتها هم کم نیست. عرفان ایرانی معمولا به عشق و وصل امید دارد، در حالی که شوپنهاور به خاموش کردن اراده فکر میکند. همین مقایسه میتواند خواندن او را برای شما جذابتر کند.
ترجمههای فارسی کتابهای شوپنهاور در سالهای اخیر زیاد شده و ناشرهای مختلفی سراغش رفتهاند. همین تنوع، هم فرصت است و هم چالش؛ بهتر است پیش از خرید، مترجم و ناشر را بشناسید. دستهی جستار و ناداستان ادبی و فلسفه جای خوبی برای دیدن همهی این ترجمهها کنار هم است.
خرید کتاب آرتور شوپنهاور؛ چند نکته برای انتخاب ترجمه
- مترجم را بشناسید: ترجمهی متن فلسفی کار دقیقی است. نام مترجم و سابقهاش را ببینید.
- به زبان مبدأ نگاه کنید: بعضی ترجمهها مستقیم از آلمانیاند و بعضی از انگلیسی. هر دو میتوانند خوب باشند، اما بدانید چه میخرید.
- مقدمه و یادداشتها: نسخهای که مقدمهی خوب و توضیح دارد، برای شروع بهتر است.
- کامل یا گزیده: بعضی کتابها گزیدهاند و بعضی متن کامل. عنوان و توضیح کتاب را دقیق بخوانید.
- حجم و قطع: کتابهای کوتاه او را میشود در یکی دو روز خواند؛ برای همراه داشتن، قطع کوچکتر راحتتر است.
در کتابجم برای هر کتاب قیمت روز و موجودی بهروز نمایش داده میشود و میتوانید نسخهی چاپی را آنلاین سفارش بدهید.
هنر و موسیقی در فلسفه شوپنهاور
یکی از زیباترین بخشهای فکر شوپنهاور، نگاه او به هنر است. از نظر او، بیشتر وقتها ما اسیر خواستههایمان هستیم و دنیا را فقط به عنوان وسیلهای برای رسیدن به آنها میبینیم. اما در لحظهی تماشای یک اثر هنری واقعی، این زنجیر برای مدتی باز میشود. ما دیگر چیزی نمیخواهیم؛ فقط میبینیم. همین رهایی کوتاه، از نظر شوپنهاور یکی از معدود آرامشهای واقعی زندگی است.
او در میان هنرها، جایگاه ویژهای برای موسیقی قائل بود. معتقد بود هنرهای دیگر تصویری از جهان را نشان میدهند، اما موسیقی مستقیما خود اراده را بیان میکند. به همین خاطر است که موسیقی بیواسطهتر از هر هنر دیگری در جان ما اثر میگذارد. این نظریه بعدها روی آهنگسازها و نظریهپردازهای موسیقی اثر عمیقی گذاشت.
اگر اهل هنر هستید، خواندن این بخش از فکر شوپنهاور تجربهی تازهای به شما میدهد. شاید بعد از آن، وقتی به یک قطعهی موسیقی گوش میدهید یا جلوی یک تابلو میایستید، حس کنید چیزی را میفهمید که قبلا نامی برایش نداشتید.
تنهایی، ملال و خوشبختی از نگاه شوپنهاور
شوپنهاور دربارهی تنهایی حرفهای مشهوری دارد. او معتقد بود آدمی که درونش غنی است، از تنهایی نمیترسد و حتی از آن لذت میبرد، چون در تنهایی است که میتواند خودش باشد. برعکس، کسی که درونش خالی است، مدام دنبال جمع و سرگرمی میگردد تا از روبهرو شدن با خودش فرار کند.
او دو دشمن اصلی خوشبختی را رنج و ملال میدانست. وقتی چیزی کم داریم رنج میکشیم و وقتی همه چیز داریم، دچار ملال میشویم. زندگی مثل آونگی است که بین این دو در نوسان است. راه حلش، از نظر شوپنهاور، پرورش ذهن و سرگرمیهای فکری و هنری است؛ چیزهایی که هم رنج را کم میکنند و هم ملال را دور نگه میدارند.
این توصیهها شاید ساده به نظر برسند، اما وقتی در متن خود او خوانده شوند، با مثالها و طعنهها و دقت نگاهش، تأثیر دیگری دارند. بسیاری از کسانی که در دورهای سخت از زندگی سراغ کتابهای شوپنهاور رفتهاند، میگویند صداقت تلخ او برایشان از دلداریهای شیرین آرامبخشتر بوده است.
همین نگاه است که شوپنهاور را به یکی از پدران کتابهای امروزی فلسفهی کاربردی تبدیل کرده است. بسیاری از نویسندههای معاصر که دربارهی معنا، آرامش و زندگی خوب مینویسند، به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم وامدار او هستند.
آرتور شوپنهاور، کانت و فیلسوفان همدوره
برای فهمیدن جایگاه آرتور شوپنهاور، باید بدانیم او خودش را وارث واقعی کانت میدانست. کانت گفته بود ما «چیز فینفسه» را نمیشناسیم و فقط پدیدارها را میشناسیم. شوپنهاور ادعا کرد که راهی برای شناختن آن چیز پنهان پیدا کرده است: از درون خودمان. ما بدن خود را از بیرون میبینیم، اما از درون آن را به صورت خواستن و اراده تجربه میکنیم. پس اراده، همان حقیقت پنهان جهان است.
در همان دوره، فیلسوفهایی مثل فیشته، شلینگ و هگل هم خود را ادامهدهندهی راه کانت میدانستند، اما شوپنهاور آنها را منحرفکنندهی میراث کانت میدید و در نوشتههایش به تندی به آنها میتاخت. این دعواها امروز بیشتر جذابیت تاریخی دارند، اما نشان میدهند او با چه شور و اطمینانی به درستی فکر خودش باور داشت.
همدردی و اخلاق در نگاه شوپنهاور
شاید تعجب کنید که فیلسوفی با این همه بدبینی، اخلاق را بر پایهی مهربانی بنا کرده باشد. اما شوپنهاور دقیقا همین کار را کرد. از نظر او، ریشهی واقعی رفتار اخلاقی نه قانون است و نه حساب سود و زیان، بلکه همدردی است؛ یعنی این که رنج دیگری را مثل رنج خودمان حس کنیم.
توضیح او این است که در عمق جهان، همهی ما جلوههای یک ارادهی واحدیم. جدایی میان من و تو فقط در سطح ظاهر است. کسی که این حقیقت را حس کند، دیگر نمیتواند به دیگری آسیب بزند، چون میفهمد آسیب زدن به دیگری در واقع آسیب زدن به خود است. شوپنهاور همدردی با حیوانها را هم بخشی جدی از اخلاق میدانست و در این باره از زمانهی خود جلوتر بود.
این بخش از فکر او، که در کتاب «اخلاق، قانون و سیاست» و نوشتههای دیگرش آمده، چهرهی دیگری از او را نشان میدهد؛ فیلسوفی که با وجود تلخاندیشی، به مهربانی به عنوان تنها پاسخ معنادار به رنج جهان باور داشت.
پرسشهای پرتکرار دربارهی آرتور شوپنهاور
بهترین کتاب برای شروع شوپنهاور چیست؟
«در باب حکمت زندگی» روانترین و کاربردیترین شروع است. بعد از آن «هنر همیشه بر حق بودن» را بخوانید.
آیا رمان درمان شوپنهاور نوشتهی خود اوست؟
نه. درمان شوپنهاور رمانی از اروین یالوم است که زندگی و فکر شوپنهاور را در دل داستان آورده.
شوپنهاور چرا بدبین خوانده میشود؟
چون معتقد بود زندگی بیشتر رنج است؛ خواستن پایان ندارد و رسیدن هم به ملال ختم میشود. اما او راههایی مثل هنر و همدردی را برای کاستن رنج پیشنهاد میکرد.
هنر همیشه بر حق بودن دربارهی چیست؟
فهرستی از ترفندهای بحث و جدل است تا آنها را بشناسید و در برابرشان فریب نخورید.
شاهکار شوپنهاور کدام کتاب است؟
«جهان همچون اراده و تصور» که کل نظام فلسفیاش را در بر دارد.
شوپنهاور روی چه کسانی تأثیر گذاشت؟
از جمله نیچه، واگنر، تولستوی، توماس مان و بسیاری دیگر از نویسندهها و اندیشمندان.
آیا کتابهای او برای کسی که فلسفه نخوانده سخت است؟
مقالهها و کتابهای کوتاهش نه؛ اما شاهکار اصلیاش برای مبتدی سنگین است.
جمعبندی: کتابهای آرتور شوپنهاور را سفارش دهید
آرتور شوپنهاور فیلسوفی است که شجاعت داشت به سختترین پرسشهای زندگی صادقانه نگاه کند و جوابهایش را به زبانی روشن بنویسد. چه با بدبینیاش موافق باشید و چه نه، خواندنش ذهن را تکان میدهد و نگاه شما را به خواستهها، خوشبختی و رنج عمیقتر میکند.
در کتابجم کتابهایی مثل در باب حکمت زندگی، هنر همیشه بر حق بودن، هنر محق بودن، مقالهها و پندها و در باب بینایی و رنگها را با قیمت روز و موجودی بهروز پیدا میکنید. ترجمهی دلخواهتان را انتخاب کنید و نسخهی چاپی را آنلاین سفارش بدهید.