بارش کلاه مکزیکی
بارش کلاه مکزیکی کلاه مکزیکی از آسمان افتاد و در خیابان اصلی شهر جلوی پای شهردار، پسر عمویش و آدمی بیکار فرود آمد و زن ژاپنی طنزنویسِ آمریکایی را ترک کرد و طنزنویس امریکایی آنقدر با شکم گرسنه به غذا فکر کرد که صاعقه ی یاس از مغزش ژامبون کبابی درست کرد و شهری به هم ریخت و رئیس جمهور ایالات متحده تصمیم گرفت شخصا در این موضوع که بدل به یک تراژدی ملی شده بود، دخ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-695295
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
بارش کلاه مکزیکی کلاه مکزیکی از آسمان افتاد و در خیابان اصلی شهر جلوی پای شهردار، پسر عمویش و آدمی بیکار فرود آمد و زن ژاپنی طنزنویسِ آمریکایی را ترک کرد و طنزنویس امریکایی آنقدر با شکم گرسنه به غذا فکر کرد که صاعقه ی یاس از مغزش ژامبون کبابی درست کرد و شهری به هم ریخت و رئیس جمهور ایالات متحده تصمیم گرفت شخصا در این موضوع که بدل به یک تراژدی ملی شده بود، دخالت کند و زن ژاپنی همچنان خواب بود، آخه او که می خوابید، موهاش هم بلند و ژاپنی پیش اش می خوابیدند و او نمی دانست موهاش هم می خوابند. نورمن میلر این وسط چه می کرد راستی؟ و چه کسی جز ریچارد براتیگان (۱۹۸۴_۱۹۳۵) می تواند چنین رمانی بنویسد؟ “بارش کلاه مکزیکی” هفتمین رمان براتیگان است که در ۱۹۷۵ نوشته و سال بعدش منتشر شده است. بارش کلاه مکزیکی: یک رمان عاشقانه ی بدبینانه ی سیاسیِ… نه! “بارش کلاه مکزیکی: یک رمان ژاپنی”

























