اما تو را ای عاشق انسان کسی نشناخت
اما تو را ای عاشق انسان کسی نشناخت گزینهی اشعار حسین منزوی برشی از شعر: خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود و ماه را ز بلندایاش، به روی خاک کشیدن بود پلنگ من – دل مغرورم – پرید و پنجه به خالی زد که عشق – ماه بلند من – ورای دست رسیدن بود گل شکفته! خداحافظ، اگرچه لحظه ی دیدارت شروع وسوسهیی در من به نام دیدن و چیدن بود من و تو آن دو خطیم، آری – مُوازیانِ ب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-936229
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
اما تو را ای عاشق انسان کسی نشناخت گزینهی اشعار حسین منزوی برشی از شعر: خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود و ماه را ز بلندایاش، به روی خاک کشیدن بود پلنگ من – دل مغرورم – پرید و پنجه به خالی زد که عشق – ماه بلند من – ورای دست رسیدن بود گل شکفته! خداحافظ، اگرچه لحظه ی دیدارت شروع وسوسهیی در من به نام دیدن و چیدن بود من و تو آن دو خطیم، آری – مُوازیانِ به ناچاری – که هر دو باورمان زآغاز، به یکدگر نرسیدن بود



































