برگ هیچ درختی
برگ هیچ درختی اثر صمد طاهری صمد طاهری آبادانی ساکن شیراز؛ داستاننویسی متمایز، کسی که با رئالیسم خاص خودش جادویتان میکند. «زخم شیر» را بهخوبی بهیاد داریم و تأثیرش بر حالوهوای داستاننویسی امروز. حالا با رمانی کوتاه میخکوبمان میکند. با قصهی سیامک و عمو عباس، با فضای بهشدت پایبند به واقعیت و در عین حال بسیار فراتر از آن. «برگ هیچ درختی» محصول تماموکمال
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-208996
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
برگ هیچ درختی اثر صمد طاهری صمد طاهری آبادانی ساکن شیراز؛ داستاننویسی متمایز، کسی که با رئالیسم خاص خودش جادویتان میکند. «زخم شیر» را بهخوبی بهیاد داریم و تأثیرش بر حالوهوای داستاننویسی امروز. حالا با رمانی کوتاه میخکوبمان میکند. با قصهی سیامک و عمو عباس، با فضای بهشدت پایبند به واقعیت و در عین حال بسیار فراتر از آن. «برگ هیچ درختی» محصول تماموکمال نویسندهی زبردستیست که همزمان که چهارچوب واقعگرایی ناب و در عین حال رعبآور اجتماعی را برای خودش در نظر گرفته است اما قطعاً پا را از این محدوده فراتر میگذارد و کاری با خواننده میکند کارستان و آن سرش ناپیدا. «برگ هیچ درختی» روایت برگهاییست متعلق به هیچ درختی؛ درخت هیچ! برگهایی معلق میان زمان و مکان… «برگ هیچ درختی»برگها را نشان میدهد اما در اصل ساقهها و ریشههای نامرئی را نشانه میگیرد و رویا و مالیخولیا را آنچنان با زندگی اجتماعی مردمان ما در میآمیزد که مخاطب درمیماند این چه ضیافت ویرانکنندهایست که همهمان را از خرد و کلان در بر گرفته است؟ دربارهی داستان: «برگ هیچ درختی» رمانی کوتاه و 80 صفحهایست اما هرگزاهرگز رمانی کوچک نیست و چه بسا آنقدر بزرگ که جوایز امثال نوبل و پولیتزر و چه و چه برایش کوچک خواهند بود؛ گمان میکنید اغراق میکنیم؟ اگر این 80 صفحهی عزیز را بخوانید آنچنان بر خود میلرزید که درخواهید یافت نه تنها اغراق نکردهایم که حتی حق مطلب را هنوزاهنوز آنطور که شایسته بوده ادا نکردهایم. چارهای نمیماند جز اینکه بگوییم بیشک «برگ هیچدرختی» را هرکس خوانده باشد و شاهکاری ادبی نداندش، یا مغرض و تنگنظر است و یا چیزی از جهان داستاننویسی نمیداند. دربارهی نویسنده: صمد طاهری متولد ۱۳۳۶ در آبادان است و اوایل انقلاب به دانشکده هنرهای دراماتیک تهران رفت. او در آبادان داستانهایش را در مطبوعات و مجلات منتشر میکرد و در شعر نیز دستی دارد. مجموعه شعر «قلبهای کوچک شهر بزرگ» را سال ۱۳۷۲به همراه اکبر گودرزی و یحیی هاشمی منتشر کرد. در سطرهایی از «برگ هیچ درختی» میخوانیم: من آدمِ بیشرفی هستم. این را عمهکوکب گفته. و عمهکوکب هیچوقت حرفِ بیربطی نمیزند. خودم زنگ زده و خبرش کرده بودم. با وانت بارِ لکنتهای آمده بود. لابد اول رفته بود دادستانی و پولِ گلولهها را پرداخته بود که دژبانی اجازه داده بود بیاید توی پادگان. از دیگر آثار صمد طاهری که در نشر نیماژ منتشر شده است میتوان به رمان « پیرزن جوانی که خواهر من بود » و مجموعهداستانهای « زخم شیر »، « شکار شبانه » و « سنگ و سپر » اشاره کرد. داستان کوتاه «شکار شبانه» این نویسنده هم در کتاب « دریچهی جنوبی » منتشر شده است و کوروش اسدی و غلامرضا رضایی روی این اثر نقد نوشتهاند.



































