پیرزن جوانی که خواهر من بود
۱۴۴
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
رقعی
قطع
پیرزن جوانی که خواهر من بود نوشتهی صمد طاهری «پیرزن جوانی که خواهر من بود»؛ جدیدترین اثر صمد طاهری باز هم مخاطب را با جامعهی امروز مواجه میکند و اینبار برای تهنشین کردن این شرایط، از طنزی ظریف و جذاب استفاده میکند. «پیرزن جوانی که خواهر من بود »؛ دوباره صمد طاهری و روایتی نفسگیر: صمد طاهری در «پیرزن جوانی که خواهرم بود» دوباره به مقولهی «زوال معصومیت
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- مجموعه داستان ایرانی
- شناسه کالا
- kj-248234
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۷۱۰۴
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهتوضیحات
پیرزن جوانی که خواهر من بود نوشتهی صمد طاهری «پیرزن جوانی که خواهر من بود»؛ جدیدترین اثر صمد طاهری باز هم مخاطب را با جامعهی امروز مواجه میکند و اینبار برای تهنشین کردن این شرایط، از طنزی ظریف و جذاب استفاده میکند. «پیرزن جوانی که خواهر من بود »؛ دوباره صمد طاهری و روایتی نفسگیر: صمد طاهری در «پیرزن جوانی که خواهرم بود» دوباره به مقولهی «زوال معصومیت» پرداخته است. همان مقولهای که در اثر تحسینشدهاش «برگ هیچ درختی» هم محوریت داشت و در داستانهای کوتاهش هم گاه به آن پرداخته است. در اثر تازهی صمد طاهری آبادان و مردمانش و موقعیت چندفرهنگیاش نقشی اساسی ایفا میکند. همچنین نمایان ساختن روند یکسانسازی آدمها و حذف آنها که در چهارچوبها نمیگنجند از زیرلایههای اثر طاهری است. اثری پر از لحظات ناب طنزآمیز و سرخوشانه که راویاش اگر چه با اطرافیان صادق نیست، با خودش و مخاطبش بسیار صادق است و حرکتش از دستهی قربانیان به دستهی قربانیکنندگان را بهخوبی در اثر بازنمایی میکند. صمد طاهری نویسندهی شناختهشدهی آبادانی که آثار او همواره مورد توجه مخاطبان جدی ادبیات و منتقدان و جوایز ادبی بوده است و با مجموعه داستان «زخم شیر» برندهی بسیاری از جوایز ادبی شده است، در اثر تازهاش مخاطب را میخنداند و خشمگین میکند و عاطفهاش را برمیانگیزد. او راوی آدمهایی است که همواره در نوجوانیشان گیر کردهاند. دربارهی نویسنده: صمد طاهری متولد ۱۳۳۶ در آبادان است و اوایل انقلاب به دانشکده هنرهای دراماتیک تهران رفت. او در آبادان داستانهایش را در مطبوعات و مجلات منتشر میکرد و در شعر نیز دستی دارد. مجموعه شعر «قلبهای کوچک شهر بزرگ» را سال ۱۳۷۲به همراه اکبر گودرزی و یحیی هاشمی منتشر کرد. برشهای از «پیرزن جوانی که خواهر من بود»: آقای رحمانی شکل کف پا را روی تخته کشید و دربارهی هر سه قسمتش توضیح داد؛ پاشنه، قوس کف، سر پنجه. گفت: «رشتههای عصبی پاشنهی پا به عصب بینایی هم وصله. سر پنجه هم حساسه. ولی بهترین جا برای زدن ضربه، قوس کف پاس.» خندهای نخودی کرد و رو به من گفت: «درسته کاظمی؟ امروز هم که مشق ننوشتهی طبق معمول. عیبی نداره ولی در عوض درس امروز رو طوری عملی یاد میگیری که تا آخر عمر یادت میمونه. جمشیدی، آمادهش کن.» آرش هم دبیرستانی بود و داشت بکش میخواند تا برود دانشگاه و مهندس بشود. همهی فامیل میگفتند کسی که قرار است مهندس بشود، وظیفهاش فقط درس خواندن است و نباید دست به سیاه و سفید بزند. او هم دست به سیاه نمیزد، امّا به سفید چرا. خودم یکبار مچش را گرفته بودم. پروین همسایهی دیوار به دیوارمان بود و دو سال توی کلاس هشتم مانده بود، دو سال هم کلاس نهم. چشم زاغی بود و مثل ماست سفید. از دیگر آثار صمد طاهری که در نشر نیماژ منتشر شده است میتوان به رمان « برگ هیچ درختی » و مجموعهداستانهای « زخم شیر »، « شکار شبانه » و « سنگ و سپر » اشاره کرد. داستان کوتاه «شکار شبانه» این نویسنده هم در کتاب « دریچهی جنوبی » منتشر شده است و کوروش اسدی و غلامرضا رضایی روی این اثر نقد نوشتهاند. همچنین میتوانید پیرزن جوانی که خواهر من بود را از لینک زیر بخوانید:

















