برند شخصی شهرت انتخابی
۱۹۳
صفحه
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
دربارهٔ کتاب «برند شخصی شهرت انتخابی» کتاب «برند شخصی شهرت انتخابی» نوشتهٔ زهرا عیدی اثری است در حوزهٔ مدیریت خود، بازاریابی فردی و ارتباط انسان با ادراک دیگران؛ اثری که میکوشد مفهوم «برندسازی شخصی» را از قالب شعارهای بازاری به معنای «ادراک عمیق از خود و رابطهٔ ما با دیگران» تبدیل کند. این کتاب با پیشگفتار پرویز درگی، یکی از نامآورترین صاحبنظران بازاریابی
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-030659
- تعداد صفحه
- ۱۹۳
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از بازاریابی
مشاهدهی همهتوضیحات
دربارهٔ کتاب «برند شخصی شهرت انتخابی» کتاب «برند شخصی شهرت انتخابی» نوشتهٔ زهرا عیدی اثری است در حوزهٔ مدیریت خود، بازاریابی فردی و ارتباط انسان با ادراک دیگران؛ اثری که میکوشد مفهوم «برندسازی شخصی» را از قالب شعارهای بازاری به معنای «ادراک عمیق از خود و رابطهٔ ما با دیگران» تبدیل کند. این کتاب با پیشگفتار پرویز درگی، یکی از نامآورترین صاحبنظران بازاریابی در ایران، آغاز میشود، اما مسیر آن از سطح کسبوکار فراتر میرود و به بنیانهای هویت و انتخاب معنادار در زندگی میرسد. این سند، تحلیلی مبسوط بر مبانی نظری و ساختار محتوایی این اثر برجسته ارائه میدهد و نشان میدهد که چرا این کتاب فراتر از یک راهنمای حرفهای، به یک مانیفست هویتی تبدیل شده است. ۱. از برند به انسان: عبور از محصول به تجربه کتاب از همان صفحات نخست روشن میکند که برند شخصی معادل «محصول» یا «خدمات» نیست؛ بلکه معنای ادراکی است که در ذهن دیگران از حضور، رفتار و ارزش ما شکل میگیرد. زهرا عیدی تأکید دارد که انسانِ صاحب برند همان کسی است که بتواند در ارتباطات خود احساس، خاطره و ادراک ماندگار بسازد. در این نگاه، برند شخصی «احساس زنده» است نه بستهای تبلیغاتی. اگر در ادبیات کلاسیک بازاریابی، برند ابزاری برای شناساندن محصول است، در نگاه نویسنده، برند شخصی مسیر شناخت انسان است. این شناخت از طریق درک این واقعیت حاصل میشود که: برند شخصی = (ارزشهای درونی) + (نحوهٔ تعامل بیرونی) + (تداوم در ارائه) هنگامی که فرد درک کند برندش حاصل نوع فکرکردن، واکنشنشاندادن و ارزشآفرینی اوست، تلاش برای «فروختن خود» متوقف میشود و جای خود را به «برقراری رابطه» میدهد؛ درست همان نقطهای که شهرت از نوع انتخابی پدیدار میشود. نویسنده این رابطه را با یک فرمول ساده اما عمیق نشان میدهد: در این فرمول، اصالت (Authenticity) به هستهٔ واقعی وجود فرد اشاره دارد و شایستگی (Competence) به توانمندیهای عملی او. وقتی توقعات مخاطب نسبت به فرد بیش از ظرفیت واقعی او باشد، رابطه تخریب میشود، فارغ از میزان تبلیغات صورت گرفته. ۲. شهرت انتخابی؛ تمایز بر پایهٔ آگاهی یکی از محورهای اندیشمندانهٔ کتاب، تفکیک بین «شهرت عمومی» و «شهرت انتخابی» است. شهرت عمومی ممکن است نتیجهٔ دیدهشدن بدون جهت باشد؛ مانند فردی که صرفاً به دلیل حضور مداوم در رسانهها شناخته میشود. اما شهرت انتخابی از مسیر آگاهی، هدف و تداوم میگذرد. نویسنده نشان میدهد که شهرت انتخابی یعنی فرد بداند در چه حوزهای میخواهد اثرگذار باشد، چه ارزشی را نمایندگی میکند و با چه طیفی از مخاطبان ارتباط دارد. چنین برندی بر پایهٔ «تناسب بین خودِ واقعی و پیام» بنا میشود، نه صرفاً بر جذابیت بیرونی یا نمایش رسانهای. در متن، «برجسته بودن» نه بهمعنای خودنمایی بلکه بهمعنای «درک ریشهدار از تمایز» معرفی میشود. کسی که دارای برند شخصی پایداری است، ارزشهای منحصربهفرد خود را میشناسد، آنها را آسان و شفاف منتقل میکند و اجازه میدهد تصمیمات حرفهایاش با «فیلتر برندش» سنجیده شوند. این بخش تأکید میکند که انتخاب حوزهٔ تخصصی (Niche Selection) باید یک انتخاب هوشمندانه باشد: علایق درونی: چه چیزی واقعاً به من شور و اشتیاق میدهد؟ مهارتهای اثباتشده: در چه زمینههایی توانایی بالاتری دارم؟ نیاز بازار: چه مشکلی را میتوانم با این ترکیب حل کنم؟ این سه دایره در ادبیات کتاب، «سه ضلع مثلث خودآگاهی استراتژیک» نامیده میشوند و نقطهٔ تقاطع آنها، میدان شهرت انتخابی است. ۳. جایگاه برند شخصی در ساختار بازاریابی در میانهٔ کتاب، نویسنده پرسشی کلیدی مطرح میکند: «جایگاه برندسازی در تعریف بازاریابی کجاست؟» و پاسخ میدهد که برند شخصی زیرمجموعهٔ بازاریابی است اما در بخش ارتباطات معنا مییابد؛ جایی که پیام دربارهٔ ارزشها و ویژگیهای فرد به محیط منتقل میشود. این تبیین نشان میدهد که برند شخصی صرفاً تبلیغ نیست؛ بلکه روایت آگاهانهٔ ما از خویشتن است. با ارجاع به تعریف کلاسیک بازاریابی بهعنوان «دانش و هنر کشف، خلق و ارائهٔ ارزش»، نویسنده توضیح میدهد که فرد نیز باید ارزش منحصربهفرد خود را بیابد، خلق کند و آن را به دیگران عرضه نماید. تفاوت در سطح فرایند نیست، بلکه در منبع داده است: سازمان بر مبنای بازار تصمیم میگیرد، اما انسان بر پایهٔ خودآگاهی. بهطور مشخص، مدل بازاریابی فردی بر اساس این اصول بنا میشود: کشف ارزش (Discovery): کشف DNA شخصیتی و ارزشهای بنیادین. خلق روایت (Narrative Creation): شکلدهی داستانهایی که این ارزشها را نشان میدهند (نه توصیف میکنند). ارائه و تعامل (Delivery & Engagement): حضور مستمر و معنادار در فضای تعاملی. این ساختار، برند شخصی را از یک استراتژی کوتاهمدت به
































