
داستان دو شهر
نوشتهی چارلز دیکنز
هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باشقیمت از
۲۰۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
گزیده ای از کتاب داستان دو شهر کتاب داستان دو شهر پرفروشترین کتاب تکجلدی انگلیسیزبان دنیا و یکی از مشهورترین عناوین در ادبیات داستانی است. در آغاز کتاب داستان دو شهر می خوانیم سخنى چند درباره نويسنده در يكى از نخستين فصول بليك هاوس چنين آمده است: «اين هم حقيقتى است تلخ كه حتى اشخاص بزرگ نيز اقوام تنگدست دارند.» و حقيقت اين است كه اين مرد بزرگ نيز جز اقوام تهيدست چيزى در جهان نداشت، آن هم در روزگارى كه برخلاف عصر حاضر موقعيت اجتماعى خانواده و سوابق آن تعيينكننده وضع اجتماعى طفل بود. پدرش در اتاق خدمتگاران يكى از خانوادههاى بزرگ آن روز پرورش يافت، و شايد همين امر است كه ديكنز را نسبت به طبقه اشراف كه هيئت حاكمه آن روز از ميانشان برمىخاست و همچنين نسبت به حمايتشان بدبين مىسازد. پدربزرگش، ويليام ديكنز، فراش بود و پس از ازدواج با اليزابت بال، خدمتگار ليدى «بلند فورد»، در «كروهال» به پيشكارى «جان كرو» رسيد كه از چستر به وكالت پارلمان انتخاب شده بود. اين زوج دو پسر داشتند به نام ويليام و جان كه در سال فوت پدر (1785) ديده به جهان گشود. بيوه ويليام ديكنز سى و پنج سال در كروهال در خدمت خانواده بود. در سال 1820 كه به سن تقاعد رسيد، در منزلى واقع در اكسفورد استريت مسكن گزيد؛ در اينجا كودكان اغلب از او ديدن مىكردند و او نيز قصههاى دلكشى را برايشان نقل مىكرد ــ يكى از اين كودكان، نوهاش چارلز بود كه بعدها خاطره اين عاقله زن را در بليك هاوس، در قيافه خانم رانسول، خانهدار چسنىولد جاويد ساخت. خانواده كرو به پسران خانم ديكنز علاقهمند بودند و به تعليم و تربيتشان همت گماشتند، و سرانجام ويليام را در جايى به كار گماردند و از طريق دوست خود، آقاى كانينگ شغلى در كارپردازى بحريه براى جان دست و پا كردند، و بدينسان جان ديكنز با درآمد ساليانهاى به مبلغ 70 ليره به خدمت حكومت درآمد. در همان سال كه جان ديكنز به خدمت دولت درآمد، (1805) جوان ديگرى به نام «تامس كاليفورد بارو» با استفاده از نفوذ پدرش چارلز بارو كه ناظر مالى اداره كارپردازى بود در همان اداره به كار اشتغال ورزيد. جان و كاليفورد با هم دوست شدند و جان ديكنز از طريق او به خانواده بارو معرفى شد و با مرور زمان دل در گرو عشق خواهر دوست خود، اليزابت، بست و در 1809 با وى ازدواج نمود. از ظواهر امر چنين برمىآيد كه خانواده بارو به اتكاى وابستگى دورى كه با «سرجان بارو»ى معروف داشتند اين وصلت را به ديده موافق نمىنگريستند و وصلت با پسر كلفت را دون شأن خويش مىدانستند و از همين جاست كه سالها بعد هنگامى كه چارلز ديكنز ازدواج خويش را به اطلاع اين دايى رسانيد نامبرده در جواب اظهار تأسف كرد از اينكه وابستگىهاى خانوادگى مانع از آن است كه عروس و داماد را در خانه خويش بپذيرد. جان ديكنز هنگامى كه در «لندپرت» با اليزابت ازدواج كرد ساليانه 200 ليره درآمد داشت. اين دو، صاحب دو فرزند شدند: دخترى به نام فانى (1810) و پسرى به نام چارلز (1812)، كه هر دو در كليساى «سنتمرى» پرتسى، غسل تعميد يافتند. درباره جان ديكنز و احوال شخصى او گزارش جامع و دقيقى در دست نيست؛ از لحاظ درآمد وضعش بد نبود: گير و گرفت كار را در خمير و سرشت خود او بايد جستجو نمود. يكى از زنان دوست خانواده از او به عنوان آدم «خوشپز»ى ياد مىكند كه خوب مىپوشيد و هميشه به خاتمهايى كه از زنجير ساعتش آويخته بود ور مىرفت. چارلز بعدها، به لحنى بسيار محبتآميز، لحنى كه هرگز شامل مادرش نشد، از وى سخن مىدارد، ولى اغلب از دست ناراحتىها و گرفتارىهاى مالى او مىنالد ــ زيرا جان ديكنز به ظاهر آدمى است بىمسلك كه در مسائل مالى درك و شعور چندانى ندارد، اما بديهى است با تصويرى هم كه تحت نام آقاى «ميكابر» در «ديويد كاپرفيلد» از وى به دست داده شده است كاملا منطبق نيست چون به جرأت مىتوان ادعا كرد كه جان ديكنز همه معايب آقاى ميكابر را نداشت و مانند پدر «نل» در Old Curiosity Shop آدمى قمارباز نبود، بيشتر پولش را صرف خريد مشروبات گرانقيمت مىنمود، و قضيهاى هم كه او را به زندان «پرتسى» افكند بدهيى بود كه به يك مشروبفروش داشت، هرچند ماهيت اين امر به درستى معلوم نيست. به هرحال، لحظهاى در زندگى چارلز وجود نداشت كه در خانواده صحبت گرفتارى و ناراحتى مالى نباشد و لحظهاى نبود كه به آينده خويش اميدوار باشد، و شايد ياد همين روزها بود كه بعدها او را بر آن داشت كه به هر قيمت كه هست آينده محكم و قابل اعتمادى براى خود تأمين كند. كارمندان كارپردازى بحريه محل و مأواى ثابت و معينى نداشتند و هميشه در معرض نقل و انتقال بودند. در سال 1814 جان ديكنز به سامرست هاوس منتقل شد و با زن و فرزندان خويش در خانه شماره 10 خيابان نوفوك در حوالى بيمارستان ميدل اسكس مسكن گزيد. در 1817 به
نسخههای موجود
ناشر:نیکبنداستان دو شهر (مجموعه داستان های چارلز دیکنز)
ترجمهی فریما رسولی
۹۶ صفحهرقعیشمیزچاپ ۱۴۰۴شابک ۹۷۸۶۰۰۷۱۱۳۹۴۳۲۵۰٬۰۰۰۲۰٪۲۰۰٬۰۰۰تومان
۲۷۰٬۰۰۰۲۰٪۲۱۶٬۰۰۰تومان
۳۹۵٬۰۰۰۲۰٪۳۱۶٬۰۰۰تومان
۵۲۵٬۰۰۰۱۲٪۴۶۲٬۰۰۰تومان
۱٬۱۵۰٬۰۰۰۲۰٪۹۲۰٬۰۰۰تومان
۱٬۱۰۰٬۰۰۰۱۰٪۹۹۰٬۰۰۰تومان
۱٬۶۵۰٬۰۰۰۲۰٪۱٬۳۲۰٬۰۰۰تومان
۱٬۵۹۰٬۰۰۰۱۵٪۱٬۳۵۱٬۵۰۰تومان
نمایش ۳ نسخهی ناموجود این کتاب
- ناشر: جامی(مصدق)ناموجود
- ناشر: نگاهداستان دو شهر (ادبیات بزرگان)ترجمهی ابراهیم یونسیچاپ ۱۴۰۳ناموجود
- ناشر: دبیرترجمهی فریدون رضوانیهچاپ ۱۳۹۸ناموجود
دیدگاههای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.

















