داستان های باداورده
۱۴۴
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیده ای از داستان های بادآورده گفتم:«این مگس چکار داره توی این بر بیابون؟» بعضی مگسها روی پنکه مرده بودند. دل به دریا زدم و گفتم:«واسه چی میخوای از این مرز رد بشی؟» سرش را تکان داد. نای حرف زدن نداشت. مشتی قند برداشتم و ریختم توی کاسه آب یخ، و نمک هم ریختم. بعد با قاشق شربت را آرام آرام ریختم توی حلقش. گفتم:«سیاسی هستی؟» جواب نداد. گفتم:«قصد فضولی ندارم،
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-860621
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از داستان های بادآورده گفتم:«این مگس چکار داره توی این بر بیابون؟» بعضی مگسها روی پنکه مرده بودند. دل به دریا زدم و گفتم:«واسه چی میخوای از این مرز رد بشی؟» سرش را تکان داد. نای حرف زدن نداشت. مشتی قند برداشتم و ریختم توی کاسه آب یخ، و نمک هم ریختم. بعد با قاشق شربت را آرام آرام ریختم توی حلقش. گفتم:«سیاسی هستی؟» جواب نداد. گفتم:«قصد فضولی ندارم، میخوام کمکت کنم.» سکوت کرد. چشمهایش را به پنکه سقفی دوخته بود.








































