داستان پردازی با داده ها
۲۹۵
صفحه
وزیری
قطع
مجید زارع
نوع جلد
نگاهی کلی به کتاب داستانپردازی با دادهها کتاب «داستانپردازی با دادهها: راهنمای مصورسازی دادهها برای حرفهایها در کسبوکار » در حوزه تلاش برای جذابیتبخشی و روانسازی محتوا برای مخاطب، اثری جریانساز است. هدف اصلی کتاب پر کردن شکافی عمیق در دنیای کسبوکار است: اینکه بسیاری از افراد مهارتهای فنی کار با اکسل یا ابزارهای تحلیل داده را دارند، اما فاقد مها
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-766448
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۶۷۷۸۳۴
- تعداد صفحه
- ۲۹۵
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- مجید زارع
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهتوضیحات
نگاهی کلی به کتاب داستانپردازی با دادهها کتاب «داستانپردازی با دادهها: راهنمای مصورسازی دادهها برای حرفهایها در کسبوکار » در حوزه تلاش برای جذابیتبخشی و روانسازی محتوا برای مخاطب، اثری جریانساز است. هدف اصلی کتاب پر کردن شکافی عمیق در دنیای کسبوکار است: اینکه بسیاری از افراد مهارتهای فنی کار با اکسل یا ابزارهای تحلیل داده را دارند، اما فاقد مهارتهای طراحی و ارتباطی لازم برای انتقال پیام آن دادهها هستند. نویسنده در این کتاب تلاش میکند تا اصول طراحی گرافیک، روانشناسی ادراک و فنون داستانگویی را با هم ترکیب کند و به خواننده بیاموزد چگونه نمودارهای گیجکننده را به داستانهای بصری شفاف و متقاعدکننده تبدیل کند. گفتنی است کول ناسبامر نافلیک نویسنده این کتاب، سابقه فعالیت در بخش «تحلیل افراد/ People Analytics » شرکت گوگل را دارد و در آنجا دورههای آموزشی متعددی را برای کارمندان گوگل طراحی کرده تا به آنها بیاموزد چگونه دادهها را نه صرفاً به عنوان اعداد، بلکه به عنوان اطلاعاتی قابلفهم و تأثیرگذار ارائه دهند. ببینیم کتاب چه میخواهد بگوید کتاب با یک مقدمه بنیادین آغاز میشود: ما در مدرسه یاد میگیریم چگونه با کلمات جمله بسازیم و داستان بگوییم، در ریاضیات هم یاد میگیریم چگونه اعداد را محاسبه کنیم؛ اما به ندرت به ما آموزش داده میشود که چگونه این دو را با هم ترکیب کنیم تا داستان دادهها را روایت کنیم. نافلیک به این واقعیت اشاره میکند که فناوری به ما امکان جمعآوری هرچه بیشتر اطلاعات را میدهد و ما باید این اطلاعات را تبدیل به چیزی کنیم که روند تصمیمگیری را برایمان یا برای مدیران و مسوولان روانتر سازد. در این موقعیت، اغلب ناچار میشویم به ابزارهای انتقال دادهها با نمودار و شکل اعتماد کنیم. نویسنده میگوید تقریبا همه افراد میتوانند دادهها را در ابزار نمودارسازی (مثل اکسل) یا دستهبندی (فرضا پاورپوینت) وارد کنند و نموداری خلق کنند. نکته آنجاست که برای بیشتر افراد، روند مصورسازی دادهها در همینجا به پایان میرسد؛ اما در واقعیت این کافی نیست. به گفته نافلیک، « در دادههای شما داستانی وجود دارد که ابزار شما از آن بیخبر است» . شما به عنوان تحلیلکننده یا انتقالدهنده اطلاعات باید بتوانید این داستان را بصورت مصور یا در بستری مناسب به مخاطب ارائه کنید و این کتاب برای همین موضوع نگاشته شده است؛ اینکه به شما آموزش دهد چگونه از مرحله «نمایش ساده اطلاعات» به مرحله «داستانپردازی با دادهها» حرکت کنید. نویسنده بحث خود را با اهمیت درک «زمینه و بستر تعامل» شروع میکند و معتقد است قبل از اینکه حتی یک پیکسل روی صفحه مانیتور رسم شود یا نرمافزاری باز شود، تحلیلگر باید زمان قابلتوجهی را صرف درک مخاطب و هدف کند. او توضیح میدهد که موفقیت در مصورسازی دادهها با پاسخ دادن به دو سوال اساسی شروع میشود: اول اینکه «مخاطب کیست؟» و بعد، اینکه «چه چیزی از آنها میخواهید؟». نافلیک هشدار میدهد که نادیده گرفتن زمینه و بستر تعامل، منجر به تولید نمودارهایی میشود که شاید از نظر فنی درست باشند، اما در انتقال پیام و ایجاد اقدام در مخاطب، ناتواناند. همچنین او تأکید میکند که وقتی نوبت به ارائه میرسد، ما باید فارغ از اکتشافهایمان، صرفاً توضیح را ارائه دهیم؛ یعنی به اصطلاح نباید مخاطب را مجبور کنیم تمام سنگهایی را که ما برای یافتن مروارید زیر و رو کردهایم ببیند، بلکه فقط باید مروارید را به او نشان دهیم. در ادامه، نویسنده به سراغ انتخاب نمایشگر بصری مناسب میرود و استدلال میکند که در دنیای کسبوکار، تنها چند نوع نمودار وجود دارد که واقعاً به آنها نیاز دارید. نافلیک با پرداختن به ابزارهای بصری همچون متن ساده، جدول، نقشه رنگی، نمودار خطی، نمودار شیبدار، نمودار میلهای عمودی، نمودار میلهای عمودی انباشته، نمودار آبشاری، نمودار میلهای افقی، نمودار میلهای افقی انباشته، نمودار شطرنجی و همچنین نمودارهای دایرهای و نمودارهای سهبعدی به توصیف نقاط قوت و ضعف هرکدام پرداخته و در انتها درک بسیار ارزشمندی از کارآمدی هرکدام از این ابزارهای بصری به خواننده میدهد. بهعنوان مثال او با انتقادی صریح از نمودارهای پیچیده و سه بعدی، توضیح میدهد که «سادگی کلید کار است». بعد در جایی از این فصل توضیح میدهد که گاهی اوقات بهترین نمودار، اصلاً نمودار نیست، بلکه «یک متن ساده» است؛ به خصوص زمانی که شما فقط یک یا دو عدد مهم برای نمایش دارید، قراردادن آنها در یک جدول یا نمودار بزرگ تنها باعث پرت شدن حواس میشود. تفاوت اثر بهکارگرفتن ابزار جدول در ارائههای شفاهی با گزارشهای مکتوب و بسیاری دیگر از نکات که با دقت و ریزهکاری حرفهای در این فصل طرح شده، اطلاعات































