پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف
دسته‌ها:شعر معاصرشعرموجود

دیوان اشعار بتول ادیب سلطانی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۵۵۱

صفحه

۱۴۰۴

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

۷۵۰٬۰۰۰۲۰٪۶۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

دیوان اشعار بتول ادیب سلطانی متخلص به «صبور» گزیده‌ای از متن کتاب خیالش گیسوت شبی به روی روزی زلفت چمنی به گرد باغی چون نرگس خفته چشم مستت وان لعل لبت چو قوت مرجان قدت سروی کنار جویی و ز عشاقان کناره جویی چون ماه منوّر است رویت بر مشتاقان شده است، تابان بی روی توام شب است روزم بی یاد تو ام به باد عمرم در مدت روزگار هجرت خاموشی من ندارد امکان روزی که بگردم از غم آزاد گردم چو ستارگان شیّاد بر دامن چرخ با دلی شاد گیرم ز نگار خویش دامان هر شب من و لشگر خیالش در سایه‌ی شهرت جمالش چون نیست میسّرم وصالش انگشت تحسّرم به دندان ای دیده مبار درّ بسیار باشد که زمانه گرددت یار باشد سحر از پی شب تار روزی است که جان رسد به جانان زندان غمش نموده خوارم هر چند ( صبور ) و بردبارم گر یافتم از سپهر فرصت در هم شکنم حصار زندان تهران 1302 پیام صبا ببر مژده‌ام به نزد یکتا حبیب که عصر گل شد پدید، بیا نهان از رقیب از چه پسندی مرا، به این غم دلخراش ز سوز هجران خود، ای صنم دلفریب به طرف صحرا خرام، ای بت سیمین عذار صحن گلستان نگر، همچو ضمیر لبیب ابر چنان عاشقان، سرشک بر رخ روان نالد گاهی به خشم، به صوت‌های مهیب گشت زمرّد نما، بساط باغ و چمن سطح زمین همچو طفل، ژاله دهدشان حلیب لاله به کف جام می، سنبل چون زلف یار گل چو رخت جانفزا، عاشق وی عندلیب نرگس مسکین به طبع سر به گریبان شده بنفشه در مرغزار، گوشه نشین و غریب ز صوت مرغان به باغ، غلغله‌هایی بپا ز بوی گل‌ها فضا، گشته پر از مشک و طیب نهال گل صف به صف، خویشتن آراسته غنچه در آغوششان باز شود عنقریب طفلان در فصل عید، جامه‌ی الوان کنند نیز به فصل بهار، چمن پر از نقش و زیب میغ در این روزها، همی شود برفراز ژاله به طرف زمین، روی کند بر نشیب فاخته دل باخته، ز آشیان تاخته بلبل مغرور و مست، عشق گلش شد نصیب موسم اردیبهشت، جهان بهشت برین بلبل بر شاخ گل، زاغ و زغن سر به جیب جمله نباتات گر، به معرفت بنگری دارد بس مختلف، منظره‌هایی عجیب نیست مرا آن زبان، شرح گلستان دهم قمری بر شاخ سرو، وصف کند چون خطیب کسی نباشد چو من، غمزده اندر چمن ز درد هجر و فراق، سلب شد از من شکیب به حال زار و نزار، به خاک کویش شدم نظر به رویم نکرد، آن بت عاشق فریب کنون که وصلش ( صبور ) نیست میسر تو را صبا پیامش فرست به نزد یکتا حبیب تهران 1302 برهان قاطع ای که از رخسار مه سیمات، مهر و ماه لامع وی که عشّاقت به دیداری ز رخسار تو قانع خاکسارانند و مشتاقان ز عشق روت جمعی هم پریشان کرده‌ای جمعی و هم هستی تو جامع مظهر جود و سخا و زهد و علم و عدل و دادی منشا کل کمال، اسلام را برهان قاطع در مماتم چون وجود بی‌نظیرت ظاهر آید از لحد شادان برآیم تا ببینم حال واقع گر رخ چون آفتاب خویشتن ظاهر نمائی دشمنانت از ره اخلاص می‌گردند تابع هم ولایت بر تو ختم و هم عدالت از تو ظاهر منتظر هستم که روز حشر من گردی تو شافع جز تمنّای ظهورت نیست در دل آرزویی گر نظر بر من نمایی، طالعم گردیده طالع صفحه‌ی دل ای ( صبور ) از فکر او خالی مبادا در دو عالم حبّ این محبوب باشد نیک و نافع                                     تهران 1305 * در مدح حضرت مهدی قائم عج سروده شده است. درّ گرانمایه به قول شیخ نظامی، شاعر معروف «سخن، چو درّ گرانمایه بایدی گفتار» موافقان ره دانش و ادب پرور حریم شعر و ادب را نموده‌اند، حصار مقام شعر به حدّ کمال، مستغنی‌ست به حفظ لطفش کوشیده‌اند در ادوار دریغ باشد، اگر شعر را سبک سازیم مباد آن که نماییم، نظم بی‌مقدار «هزار نکته‌ی باریک‌تر ز مو اینجاست» که شعر را بود از لطف، حامی بسیار تهران، 1306 * در جواب بانوی شاعره در روزنامه‌ی توفیق درج شد. موسسه انتشارات نگاه دیوان اشعار بتول ادیب سلطانی متخلص به «صبور» موسسه انتشارات نگاه

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
شعر معاصر، شعر
شناسه کالا
kj-966321
تعداد صفحه
۵۵۱
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۷۵۰٬۰۰۰
۶۰۰٬۰۰۰تومان