در باب شکوه سخن (رساله لونگینوس)
۱۵۶
صفحه
۱۳۷۹
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیده ای از کتاب، در باب شکوه سخن (رساله لونگینوس) اين رساله ، کتابی است طلایی. کافی است در آن تعمق کنیم تا متقاعد شویم. یگانه کتاب ریطوریقا ( فن بلاغت ) است که به هیجان می آورد. ولی آیا واقعاً (فن بلاغت) است؟ طرح آن شوق انگیزتر است در آغاز کتاب، در باب شکوه سخن (رساله لونگینوس)، می خوانیم سخنى در معرفىِ رساله جامعترين و روشنگرترين رسالهاى كه از دورانِ قدي
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-480663
- شابک
- ۹۶۴۶۷۳۶۸۳۱
- تعداد صفحه
- ۱۵۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۷۹
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی رضا سیدحسینی
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب، در باب شکوه سخن (رساله لونگینوس) اين رساله ، کتابی است طلایی. کافی است در آن تعمق کنیم تا متقاعد شویم. یگانه کتاب ریطوریقا ( فن بلاغت ) است که به هیجان می آورد. ولی آیا واقعاً (فن بلاغت) است؟ طرح آن شوق انگیزتر است در آغاز کتاب، در باب شکوه سخن (رساله لونگینوس)، می خوانیم سخنى در معرفىِ رساله جامعترين و روشنگرترين رسالهاى كه از دورانِ قديم درباره ادبيات باقى مانده رسالهاى است از نويسندهاى گمنام، با عنوانِ Peri Hupsous، كهتا قرنِ شانزدهمِميلادى كسى از وجودآن خبرنداشت و درسال 1554 م روبرتلو [1] در شهر بالِ [2] سويس آن را كشف كرد. نام نويسنده رساله لونگينوس ذكر شدهبود و همين سببشد كهمدتها آنرا به ديونوسوس كاسيوس لونگينوس [3] ، حكيم و سياستمدارِ سوريايىِ قرن سوم و مشاورِ ملكه زنوبيا، نسبت دهند. اما دقت در متن رساله و تحقيقات بعدى درباره مطالب آن ثابت كرد كه رساله مربوط به اواسط قرن اول است و به هيچوجه نمىتوان آن را به لونگينوسِ نام برده نسبت داد. عنوان رساله را نيز به كلماتِ گوناگون ترجمه مىكردند تا اينكه در قرن هفدهم بوآلو [4] ، نويسنده و نظريهپردازِ ادبياتِ كلاسيكِ فرانسوى، آن را Du Sublime [5] ترجمه كرد. از آن پس، اين نام، گذشته از اين كه بر روى رساله باقى ماند، در زبانهاى ديگرِ اروپايى نيز راه يافت و موردِ استفاده فلاسفه و منتقدانِ بزرگ در قرونِ بعد قرار گرفت. مىتوان گفت كه اين رساله نتيجه و ماحصلِ مهمترين آثارى است كه از زمانِ افلاطون تا قرنِ اولِ ميلادى، يعنى در مدتى قريب پانصد سال، در باب سخنورى نوشته شده است. رساله در بابِ شكوهِ سخن، در واقع، بيشتر نقدِ ادبى است تا نظريهپردازى. اين رساله در برابر نوشتهاى از ككيليوسِ [6] اهل كالاكت [7] نوشته شده است كه اديب و سخنسنج و دوست ديونوسيوسِ هاليكارناسى بود كه در دوران اوگوست در رم شهرتى بهسزا داشت. موريس كروازه [8] ، نويسنده تاريخ ادبياتِ يونان، مىگويد كه منظورِ لونگينوس در رساله خود از شكوهمند گاهى كلامِ مجلل است، گاهى فقط انديشهها و عواطفِ عالى، و گاهى درخششِ تصويرها و يا تأثيرى كه تركيبِ كلام بر خواننده مىگذارد. لونگينوس شكوه را بيش از اين كه تعريف كند شرح مىدهد. قطعاتى را با شور و علاقه از آثارِ نويسندگان و شاعران قديم انتخاب و نقل مىكند. رساله نظمِ دقيقى ندارد، شايد به اين دليل كه قطعاتى از متنِ اصلى گم شده است. ژاكى پيژو [9] ، كه چند سال پيش ترجمه جديدى به فرانسه از رساله لونگينوس با مقدمه و توضيحاتِ كامل منتشر كرد، مىگويد: «كتابى است طلايى. كافى است كه در آن تعمق كنيم تا متقاعد شويم. يگانه كتابِ ريطوريقا (فنِ بلاغت) است كه به هيجان مىآورد. ولى آيا واقعآ «فنِ بلاغت» است؟ طرحِ آن شوقانگيزتر است. خوب مىدانيم كه تركيبِ رساله، با افتادگىهاى جدىِ دستنوشتهها كه در آن راه يافته است، همواره مسئلهاى خواهد بود. اما حقيقت اين است كه اين نقايص براى كتابى كه خطر كردن را مىستايد چندان مهم نيست. اين هم خطرِ ديگرى است كه بايد با آن درافتاد. بايد خواننده را به هيجان آورد. درواقع، كتابِ شگفتى است. در نظرِ اول درهم جوشى است، بازىِ عالمانهاى است كه بر انواع ديگر آن، كه نظم و ترتيب بيشترى دارند ترجيح دارد. اما وحدتِ آن در اينجا نيست، بلكه، به صورتِ ريشهاىتر، در تأكيدى مكرّر است بر اهميتِ قدرتِ ذهن و نيز اهميتِ يگانه ارزشى كه امروزه آن را “نبوغ” مىناميم.» سرانجام، نيل هرتز [10] ، استادِ دانشگاهِ كرنل، در مقالهاى كه با عنوانِ «خواندنِ رساله لونگينوس» نوشته است، (و ما ترجمه آن را در پايان كتاب آوردهايم) نخست از قولِ بوآلو و پوپ نقل مىكند كه لونگينوس «خود همان شكوهمند عظيمى است كه تصوير مىكند» و، از قولِ پژوهشگر ديگرى، مىگويد: «نمىداند كداميك شكوهمندتر است، نبردِ خدايانِ هُمر يا خطابِ لونگينوس… درباره آن». سپس مىنويسد: «قصدِ من تحليلِ دقيقِ يك رشته از عبارات است كه در آنها لونگينوس زبانِ خاصِ خود را با زبان نويسندگانى كه مىستايد درمىآميزد، زيرا در همين بازىِ متن با مثالها و نيز مثالها در ميان خودشان است كه پرمعنىترين و جالبترين نكتهها و نيز قدرت خاص رساله ظاهر مىشود». نكته جالب درباره اين رساله آن كه هرچند به عنوانِ كتاب «فنِ بلاغت» نوشته نشده است، صورِ بلاغى متعددى كه از آنها براى ايجادِ شكوهِ سخن استفاده شده و در اين رساله آمده است نه در ريطوريقاى ارسطو وجود دارد و نه در سايرِ كتابهاى بلاغتِ قديم. فقط مىتوانيم حدس بزنيم كه اين صور بلاغى مستقيمآ از ا ين رساله به كتابهاى بلاغتِ عربى منتقل شده است. اما نه در آن كتابها اشارهاى به اين رساله هست نه در الفهرست ابننديم. اميد است كه روزى از ميانِ كتابهاى فهرست نشده كتاب







































