فرمانده شهر
۸۰
صفحه
پالتویی
قطع
شاید خیلیها سرود «ممد نبودی ببینی… » را شنیدهاند، اما توجه نداشته باشند که منظور از «ممد» همان شخصیت مورد اشاره ما در داستان فرمانده شهر نوشته زندهیاد داوود بختیاری دانشور است؛ فرمانده رزمآوری که با کمترین امکانات ممکن، 45 روز دروازههای خرمشهر را به روی بعثیهای تا دندان مسلح بسته نگه داشت و به آنها آموخت که فتح سه روزه ایران در رویا نیز دست نیافتنی نی
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- دفاع مقدس و خاطرات جنگ
- شناسه کالا
- kj-178976
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۷۱۸۹۸۴
- تعداد صفحه
- ۸۰
- قطع
- پالتویی
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
شاید خیلیها سرود «ممد نبودی ببینی… » را شنیدهاند، اما توجه نداشته باشند که منظور از «ممد» همان شخصیت مورد اشاره ما در داستان فرمانده شهر نوشته زندهیاد داوود بختیاری دانشور است؛ فرمانده رزمآوری که با کمترین امکانات ممکن، 45 روز دروازههای خرمشهر را به روی بعثیهای تا دندان مسلح بسته نگه داشت و به آنها آموخت که فتح سه روزه ایران در رویا نیز دست نیافتنی نیست! «فرمانده شهر» پانزدهمین کتاب از سلسله کتابهای قصه فرماندهان است که مهیجترین حوادث رقمخورده در زندگی سردار دلاور خرمشهر در آن بازتاب یافته است. نویسنده در این کتاب به مخاطبش میگوید که جهانآرا را نباید صرفاً یک رزمنده در مدت کوتاه عمرش پس از آغاز جنگ تحمیلی قلمداد کرد. او، گذشتهای به مراتب جسورانهتر دارد و اگرچه یک سال از پایان عمرش را در دفاع از سرزمین مادریاش گذرانده، اما سالها در صف مبارزه با رژیم پهلوی، تازیانه خورده و شکنجههای جانکاه را از سر گذرانده است. نویسنده، داستانهای خود را از مقطع عضویت او در گروههای مبارز آغاز میکند و تصاویری از دشوارترین لحظههای نوجوانی جهانآرا زیر شکنجههای ساواک میسازد. نویسنده در این داستانها تا پیروزی انقلاب، به دست گرفتن فرماندهی نیروها در خرمشهر، اعجاز در مقاومت و نهایتاً سقوط هواپیمای حامل جهانآرا او را همراهی میکند.

















