قدرت شفقت ورزی
۲۷۲
صفحه
رامین مهری
نوع جلد
نگاهی کلی به کتاب نویسندگان کتاب «قدرت شفقتورزی: چگونه در شرایط سخت به روش انسانی رهبری کنیم؟» یعنی راسموس هوگارد و جکلین کارتر با تجربه اجرایی و پژوهشی که در پتنشال پراجکت، – شرکتی جهانی در زمینه توسعه رهبری مبتنی بر ذهنآگاهی – دارند، این کتاب را با ترکیبی از دادههای علمی از نشریه هاروارد بیزنس ریویو، داستانهای واقعی رهبری از شرکتهای مهم در سراسر جهان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-402154
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۰۸۹۵۷۸
- تعداد صفحه
- ۲۷۲
- نوع جلد
- رامین مهری
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی نیلوفر اهنگران
مشاهدهی همهتوضیحات
نگاهی کلی به کتاب نویسندگان کتاب «قدرت شفقتورزی: چگونه در شرایط سخت به روش انسانی رهبری کنیم؟» یعنی راسموس هوگارد و جکلین کارتر با تجربه اجرایی و پژوهشی که در پتنشال پراجکت، – شرکتی جهانی در زمینه توسعه رهبری مبتنی بر ذهنآگاهی – دارند، این کتاب را با ترکیبی از دادههای علمی از نشریه هاروارد بیزنس ریویو، داستانهای واقعی رهبری از شرکتهای مهم در سراسر جهان و نهایتا تجربیات خود در مشاورهدهی به سازمانهای عظیم مانند گوگل، مایکروسافت و سیسکو به نگارش درآوردهاند. کتاب در حقیقت بر پایه تحقیقاتی گسترده، شامل ارزیابی بیش از پانزدههزار رهبر، صد و پنجاه هزار کارمند از بیش از پنج هزار شرکت در نزدیک به صد کشور و همچنین مصاحبه با ۳۵۰ مدیر عامل و مدیر ارشد منابع انسانی، تدوین شده است و این امر ارزشمندی این متن و جذابیت آن برای مطالعه را چند برابر میکند. کمی عمیقتر نگاه کنیم در جایگاه رهبر، چگونه میشود هم از عهده انجام کارهای دشوار ناشی از مسئولیتهای رهبری برآمد و هم انسانی خوب بود که به شکوفایی دیگران کمک میکند؟ به عبارت دیگر، چگونه میتوان کارهای دشوار را به شیوهای انسانی انجام داد؟ نویسندگان تاکید دارند در دنیای پر از اختلال کنونی (جنگ و تجاوز کشورها به یکدیگر، همهگیری، نوسانات اقتصادی، بلایای طبیعی و ناآرامیهای اجتماعی) رهبران باید شفقت را به شکلی نشان دهند که اعتماد، وفاداری و تعهد ایجاد کند، آنهم بدون اینکه از اجرای کارهای سخت غافل شوند. کتاب مثالهایی از شرکتهای واقعی مانند ایکیا، سیسکو، گوگل و یونیلیور میآورد تا نشان دهد چگونه این رویکرد در عمل پیاده میشود. در واقع حرف اصلی نویسندگان آن است که بیشتر رهبران فکر میکنند باید بین انسان خوب بودن و رهبر قاطع بودن یکی را انتخاب کرد؛ اما حقیقت آن است که این دوگانهای کاذب است و هیچ رهبری مجبور نیست سراغ چنین انتخاب ناخوشایندی برود. قاطع بودن و انسان بودن نهتنها تناقضی با هم ندارند، بلکه همسو نیز هستند: انجام کارهای دشوار اغلب انسانیترین کار ممکن است. در حقیقت آنها در کتاب به این معنا میرسند: رهبری نه یک انتخاب بین «مهربان بودن» و «قاطع بودن»، بلکه ترکیبی هوشمندانه از هر دو است. این ترکیب هوشمند، همان مفهوم شفقت خردمندانه است که بهعنوان یکی از مهمترین مفاهیم در کتاب معرفی میشود. نویسندگان در ادامه به تبیین ماتریس «شفقت خردمندانه» میپردازند. در این ماتریس، چهار سبک رهبری تعریف میشود: سبک اول، «بیاعتنایی ناکارآمد یا در حقیقت رهبری غیر مؤثر» است. در این روش بیخردی و ندانمکاری با بیاعتنایی ترکیب میشود و مدیریتی سرد و بیروح فراهم میآورد. سبک دوم، «اجتناب همدلانه یا رهبری خوشایند اما ضعیف» است؛ جایی که مدیران آنقدر نگران احساسات دیگران هستند که از گرفتن تصمیمات سخت اجتناب میکنند. سبک سوم، «مدیریت سنگدلانه» است که در آن مدیر فقط بر نتایج تمرکز دارد و هیچ ارزشی برای احساسات کارشناسان و کارمندان قائل نیست. و در نهایت، هدف کتاب، سبک چهارم یعنی «شفقت خردمندانه» است. در این بخش، کتاب تأکید میکند که شفقت با همدلی متفاوت است. همدلی یعنی حس کردن درد دیگران که میتواند منجر به فرسودگی مدیر شود، اما شفقت یعنی گامی فراتر رفتن و انجام عملی برای کاهش آن درد، آنهم با روشننگاهداشتن چراغ خرد، خردی که به ما میگوید این عمل باید در جهت منافع بلند مدت سازمان و فرد باشد. پس از تبیین این مفاهیم پایه، نویسندگان چهار مجموعه مهارت را برای بهراهانداختن سازوکار شفقت خردمندانه در ساختاری همانند یک چرخ لنگر معرفی میکنند: ساختاری که طبق آن، هر بخش دیگری را تقویت میکند و اعتماد و ارتباط را عمیقتر میسازد. این چرخ، اجازه میدهد رهبران در لحظههای دشوار درست و انسانی عمل کنند. وارد تعریف این چهار مجموعه نمیشویم، اما بر برخی نکات اجرایی کتاب مروری خواهیم کرد. یکی از مهمترین گامهای اجرایی کتاب این است: خویشتناندیشی. نویسندگان استدلال میکنند که هیچ رهبری نمیتواند نسبت به دیگران دلسوز باشد، مگر اینکه ابتدا نسبت به خودش شفقت داشته باشد (همان استعاره ابتدا ماسک اکسیژن خودت را بزن، بعد به دیگران کمک کن». برای این منظور کتاب به سراغ مفاهیمی چون «ذهنآگاهی» و «مدیریت ایگو» میرود. هوگارد و کارتر توضیح میدهند که «ایگو یا همان منیّت» مانعی بزرگ برای یادگیری و شفقت است. وقتی یک رهبر اسیر منیّت خود میشود، بازخوردها را نمیشنود و فضای روانی سازمان را مسموم میکند. راهکار ارائه شده در این بخش، تمریناتی برای افزایش حضور قلب و توجهآگاهی است تا رهبر بتواند قبل از واکنش نشان دادن به فشارهای بیرونی، فضایی برای تفکر خردمندانه ایجاد کند. در ادامه، کتاب به یکی از حیاتیترین بخشهای خود یعنی انجام کا






































