گریشا ۲ (محاصره و طوفان)
۴۰۶
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
وِرهادِر پهلوگاهش را یافت. پل تختهای را پایین آوردند. کارگران بارانداز و خدمه با فریاد به هم خوشآمد گفتند، طنابها را بستند و محموله را آماده ساختند. پسر و دختر اسکلهها را از نظر گذراندند و میان جمعیت دنبال یک نظر دیدن جامهی سرخ قلبدرانها یا آبی احضارگران و دنبال برق خورشید روی تفنگهای راوکایی گشتند. زمانش بود. پسر دست در دستش برد. پس از روزها سروکار
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-714074
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۸۷۱۷۵۹
- تعداد صفحه
- ۴۰۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- وزن
- ۳۵۳ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از باژ
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی بهنام حاجی زاده
مشاهدهی همهتوضیحات
وِرهادِر پهلوگاهش را یافت. پل تختهای را پایین آوردند. کارگران بارانداز و خدمه با فریاد به هم خوشآمد گفتند، طنابها را بستند و محموله را آماده ساختند. پسر و دختر اسکلهها را از نظر گذراندند و میان جمعیت دنبال یک نظر دیدن جامهی سرخ قلبدرانها یا آبی احضارگران و دنبال برق خورشید روی تفنگهای راوکایی گشتند. زمانش بود. پسر دست در دستش برد. پس از روزها سروکار داشتن با طنابها، کف دستانش زمخت شده بود و پینهبسته. پایشان را که روی تختههای اسکله گذاشتند، زمین انگار زیرشان جنبید و غلتید. ملوانان زدند زیر خنده و فریاد کردند: «واروِل، فنتومن!» پسر و دختر جلو رفتند و در دنیای تازه، نخستین گامهای لرزانشان را برداشتند. دخترک در دل به درگاه هر قدیسی که امکان داشت گوش بدهد، دعا کرد که خواهش میکنم، بگذار در امان باشیم. بگذار در خانه باشیم.






















































