جمجمهای در کانهمارا
۱۰۲
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
جمجمهای در کانهمارا دومین نمایشنامه از مجموعهای است که به « سه گانهی لینِین» مشهور شد، قصهی مردی که کارش نبش قبر و بازکردنِ جا برای مردگانِ تازه است، اما امسال نوبتِ قبرِ زنِ مرحومش رسیده که هفت سال پیشتر به مرگی مشکوک مُرده بود. سه نمایشنامه با فاصلههایی کوتاه روی صحنه رفتند، اولیشان، ملکهی زیباییِ لینِین بود و سومی، غربِ غمزده؛ بعد دیگر نویسندهی
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-667789
- تعداد صفحه
- ۱۰۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بیدگل
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی بهرنگ رجبی
مشاهدهی همهتوضیحات
جمجمهای در کانهمارا دومین نمایشنامه از مجموعهای است که به « سه گانهی لینِین» مشهور شد، قصهی مردی که کارش نبش قبر و بازکردنِ جا برای مردگانِ تازه است، اما امسال نوبتِ قبرِ زنِ مرحومش رسیده که هفت سال پیشتر به مرگی مشکوک مُرده بود. سه نمایشنامه با فاصلههایی کوتاه روی صحنه رفتند، اولیشان، ملکهی زیباییِ لینِین بود و سومی، غربِ غمزده؛ بعد دیگر نویسندهی پیشتر گمنامشان بدل شده بود به یکی از مهمترین نمایشنامهنویسانِ معاصر بریتانیا. مارتین مکدونا متولد 1970 است در لندن؛ نوجوانِ چهاردهسالهای بود که با دیدنِ نمایشی از دیوید ممِت، «بوفالوی امریکایی»، تصمیم گرفت نویسنده بشود. درس را رها کرد و طی هشت سالِ بعدش صد و خُردهای قصه و طرحِ فیلمنامه نوشت و برای هر جا به ذهنش میرسید، فرستاد؛ همهشان رد شدند. در بیست و چهارسالگی هنوز داشت با مقرری هفتهای پنجاه دلارِ دولت سَر میکرد که تصمیم گرفت نمایشنامه بنویسد. دورهای هر روز صبح پا شد و تا بعد از ظهر کار کرد، بعد هم تا آخرِ شب مینشست پای تلویزیون به دیدنِ سریالهای شبکههای مختلف تا برای گرهافکنی و به جانِ هم انداختنِ شخصیتها، ایده بگیرد. نتیجه این که ظرفِ نُه ماه، هفت نمایشنامه نوشت؛ از یکیشان راضی نبود اما ششتای باقی در همین مدتِ کوتاه بدل به کلاسیکهای تئاتر انگلستان شدهاند و دستکم اولیشان، «ملکهی زیبایی لینِین» از بهترین نمایشنامههای همهی اعصار خوانده شده. بعدِ آن فقط دو نمایشنامهی دیگر نوشته و یک فیلمِ کوتاه و دو فیلمِ بلند ساخته. یکبار سرِ مصاحبهای در پاسخ به این پرسش که چرا این سالها کم کار شده جواب داد چند تا فیلمنامهی آماده برای فیلمبرداری دارد اما دلش نمیخواهد بسازدشان، چون هنوز پیر نشده و الان وقتِ سفر کردن و خوش گذراندنش است، بعدترها هم میشود نمایشنامه نوشت و فیلم ساخت. اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: قبرها قاتلاند! یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاه غرب غمزده مأمورهای اعدام مراسم قطع دست در اسپوکن تماس با ما اخبار و مقالات همکاری با ما فهرست کلی کتابها کاتالوگ فصلی کاتالوگ فروش



















































