مأمورهای اعدام
۱۷۰
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
مأمورهای اعدام، تازهترین نمایشنامهی مارتین مکدونا که نخستین بار پاییزِ سالِ 2015، در لندن روی صحنه رفت، قصهی زندگیِ هَری است، مردی که همهی عمر دلش میخواسته بهترین مأمورِ اعدام کل انگلستان باشد ولی همه فکر میکنند این لقب حقِ رقیبِ او است. حالا روزی است که قانونِ اعدام کلاً دارد برچیده میشود و همه توی باری متعلق به خودِ هَری جمع شدهاند تا نظر او را در
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-895725
- تعداد صفحه
- ۱۷۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بیدگل
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی بهرنگ رجبی
مشاهدهی همهتوضیحات
مأمورهای اعدام، تازهترین نمایشنامهی مارتین مکدونا که نخستین بار پاییزِ سالِ 2015، در لندن روی صحنه رفت، قصهی زندگیِ هَری است، مردی که همهی عمر دلش میخواسته بهترین مأمورِ اعدام کل انگلستان باشد ولی همه فکر میکنند این لقب حقِ رقیبِ او است. حالا روزی است که قانونِ اعدام کلاً دارد برچیده میشود و همه توی باری متعلق به خودِ هَری جمع شدهاند تا نظر او را دربارهی این لحظهی تاریخی بشنوند اما این وسط غریبهای هم میآید تو که قصدش گوش دادن به حرفهای هَری نیست، غریبهای که سرنوشتِ خودش و کسانی دیگر از این جمع را برای همیشه تغییر خواهد داد. مارتین مکدونا متولد 1970 است در لندن؛ نوجوانِ چهاردهسالهای بود که با دیدنِ نمایشی از دیوید ممِت، «بوفالوی امریکایی»، تصمیم گرفت نویسنده بشود. درس را رها کرد و طی هشت سالِ بعدش صد و خُردهای قصه و طرحِ فیلمنامه نوشت و برای هر جا به ذهنش میرسید، فرستاد؛ همهشان رد شدند. در بیست و چهارسالگی هنوز داشت با مقرری هفتهای پنجاه دلارِ دولت سَر میکرد که تصمیم گرفت نمایشنامه بنویسد. دورهای هر روز صبح پا شد و تا بعد از ظهر کار کرد، بعد هم تا آخرِ شب مینشست پای تلویزیون به دیدنِ سریالهای شبکههای مختلف تا برای گرهافکنی و به جانِ هم انداختنِ شخصیتها، ایده بگیرد. نتیجه این که ظرفِ نُه ماه، هفت نمایشنامه نوشت؛ از یکیشان راضی نبود اما ششتای باقی در همین مدتِ کوتاه بدل به کلاسیکهای تئاتر انگلستان شدهاند و دستکم اولیشان، «ملکهی زیبایی لینِین» از بهترین نمایشنامههای همهی اعصار خوانده شده. بعدِ آن فقط دو نمایشنامهی دیگر نوشته و یک فیلمِ کوتاه و دو فیلمِ بلند ساخته. یکبار سرِ مصاحبهای در پاسخ به این پرسش که چرا این سالها کم کار شده جواب داد چند تا فیلمنامهی آماده برای فیلمبرداری دارد اما دلش نمیخواهد بسازدشان، چون هنوز پیر نشده و الان وقتِ سفر کردن و خوش گذراندنش است، بعدترها هم میشود نمایشنامه نوشت و فیلم ساخت. اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاه غرب غمزده جمجمهای در کانهمارا مراسم قطع دست در اسپوکن تماس با ما اخبار و مقالات همکاری با ما فهرست کلی کتابها کاتالوگ فصلی کاتالوگ فروش



















































