کافکا در ساحل -چشم و چراغ ۵۴

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۶۸۰

صفحه

۱۴۰۴

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از رمان كافكا در ساحل کتاب کافکا در ساحل نوشتۀ هاروکی موراکامی خود سنگ فاقد معنی است . موقعیت چیزی را ایجاب می‌کند، و در این موقعیت و این بار اتفاقاً آن چیز یک سنگ است. آنتوان چخوف به بهترین صورت این وضع را بیان کرده، اگر هفت‌تیری در یک داستان باشد، عاقبت باید شلیک بشود. می‌دانی منظورش چیست؟ در آغاز رمان كافكا در ساحلمی خوانیم پسرى به نام كلاغ «پس و

۷۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-164912
تعداد صفحه
۶۸۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از هاروکی موراکامی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب رمان نویسی به عنوان یک شغل

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی گروه مترجمان

360 درجه

۱۸۳٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کافکا در کرانه

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی مهسا دوستدار

آرشیو روز

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بید کور،زن خفته (2جلدی)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی غزاله رمضانی

آرشیو روز

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اول شخص مفرد (داستان جهان 172)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی حسام ملکی

افراز

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اول شخص مفرد

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی مهدی غبرایی

افق

۵۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بهترین داستان های ژاپنی (به انتخاب نشر پنگوئن)

هاروکی موراکامی، دیگران

ترجمه‌ی محمود قلی پور

اگر

۱٬۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خوبی خدا

هاروکی موراکامی، جومپا لاهیری، الکساندر همن، ریموند کارور، شرمن الکسی

ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت

ماهی

۴۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برقص برقص

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی سلماز بهگام

ترانه

۵۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنوب مرز،غرب خورشید

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی سلماز بهگام

ترانه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیدن دختر 100 در 100 دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل (ادبیات ژاپنی_هزار درنای کاغذی)
۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شکار گوسفند وحشی

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی محمود مرادی

ثالث

۸۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردی که می خواست پرتره نیستی را بکشد (2جلدی)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی اسدالله حقانی

ثالث

۲٬۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفر هفتم

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی محمود مرادی

ثالث

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردان بدون زنان (فقط مردان بدون زنان می توانند درک کنند که تنهایی چقدر رنج آور است.)
۶۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شهر و دیوارهای دمدمی

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی مهدی غبرائی

نیلوفر

۴۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حرفه رُمان نویس

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی مهدی غبرائی

نیلوفر

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مترو

هاروکی موراکامی، گیتا گرکانی

ترجمه‌ی ی گیتا گرکانی

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردان بدون زن (مجموعه داستان خارجی)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی نیلوفر شریفی

مروارید

۴۲۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از رمان كافكا در ساحل کتاب کافکا در ساحل نوشتۀ هاروکی موراکامی خود سنگ فاقد معنی است . موقعیت چیزی را ایجاب می‌کند، و در این موقعیت و این بار اتفاقاً آن چیز یک سنگ است. آنتوان چخوف به بهترین صورت این وضع را بیان کرده، اگر هفت‌تیری در یک داستان باشد، عاقبت باید شلیک بشود. می‌دانی منظورش چیست؟ در آغاز رمان كافكا در ساحلمی خوانیم پسرى به نام كلاغ «پس وضع مالى‌ات روبه‌راه است، هان؟» پسرى به نام كلاغ اين را با لحن بى‌حال خاص خودش مى‌پرسد. لحن آدم وقتى كه تازه بيدار شده و هنوز دهانش سنگين و كسل است. اما فقط تظاهر مى‌كند. كاملا بيدار است. مثل هميشه. سر تكان مى‌دهم. «چقدر؟» ارقام را در ذهنم مرور مى‌كنم. «نزديك 000/400 ين نقد، به‌علاوه‌ى مقدارى پول كه مى‌توانم از خودپرداز بگيرم. مى‌دانم زياد نيست، اما بايد كافى باشد. فعلا.» پسرى به نام كلاغ مى‌گويد: «بد نيست.  فعلا.» كلاغ لبخند رضايت‌آميزى مى‌زند و به اطراف نگاه مى‌كند. «خيال مى‌كنم با دستبرد به كشوها شروع كرده‌اى، نه؟» چيزى نمى‌گويم. او مى‌داند منظورمان پولِ كى است، پس يك بازجويى خسته‌كننده لازم نيست. فقط دارد سربه‌سرم مى‌گذارد. كلاغ مى‌گويد: «مهم نيست. تو واقعآ اين پول را لازم دارى و بايد آن را به دست بياورى ـ با التماس، قرض يا دزدى. پول پدرت است، پس به كسى چه مربوط است، ها؟ بايد هرقدر دستت مى‌رسد بردارى. فعلا. اما بعد از تمام شدن همه‌ى اين پول‌ها چه نقشه‌اى دارى؟ مى‌دانى، پول كه علف هرز نيست ـ خودبه‌خود درنمى‌آيد. تو غذا لازم دارى و جايى براى خواب. يك روز به حال خودت مى‌مانى.» مى‌گويم: «وقتش كه رسيد بهش فكر مى‌كنم.» «وقتش كه رسيد.» كلاغ تكرار مى‌كند، انگار اين كلمات را در ذهنش سبك و سنگين مى‌كند. سر تكان مى‌دهم. «مثلا كار پيدا كنى يا از اين چيزها؟» مى‌گويم: «شايد.» كلاغ سرش را تكان مى‌دهد. «مى‌دانى، بايد خيلى چيزها درباره‌ى دنيا ياد بگيرى. گوش كن ـ يك بچه‌ى پانزده‌ساله در محل دورافتاده‌اى كه قبلا هرگز نديده، چه‌جور كارى مى‌تواند گير بياورد؟ تو حتى دوره‌ى راهنمايى را تمام نكرده‌اى. فكر مى‌كنى كى استخدامت مى‌كند؟» كمى سرخ مى‌شوم. صورتم راحت سرخ مى‌شود. مى‌گويد: «فكرش را نكن. تازه دارى شروع مى‌كنى و نبايد چيزهاى غم‌انگيز به تو بگويم. از حالا تصميم گرفته‌اى مى‌خواهى چه بكنى، و تنها كارى كه مانده راه انداختن چرخ‌هاست. مى‌خواهم بگويم، اين زندگى خودت است. در اصل، بايد كارى را بكنى كه فكر مى‌كنى درست است.» درست است. هرچه باشد، اين زندگى من است. «اگرچه يك چيز را بايد به تو بگويم. اگر مى‌خواهى موفق باشى بايد خيلى جان‌سخت‌تر شوى.» مى‌گويم: «دارم همه‌ى تلاشم را مى‌كنم.» كلاغ مى‌گويد: «مطمئنم. اين چند سال آخر خيلى قوى‌تر شده‌اى. بايد به تو تبريك بگويم.» دوباره سر تكان مى‌دهم. كلاغ ادامه مى‌دهد: «اما بايد قبول كنيم ـ تو فقط پانزده سالت است. زندگيت تازه شروع شده و آن بيرون در دنيا چيزهاى زيادى است كه هرگز چشم تو به آن‌ها نيفتاده. چيزهايى كه هرگز نمى‌توانى تصور كنى.» مثل هميشه، كنار هم روى كاناپه‌ى قديمى اتاق كار پدرم نشسته‌ايم. كلاغ عاشق اتاق كار و همه‌ى اشياى كوچك پراكنده در آن است. حالا دارد با يك كاغذنگهدار شيشه‌اى به شكل زنبور بازى مى‌كند. اگر پدرم منزل بود، مطمئن باشيد كلاغ هرگز به آن نزديك نمى‌شد. مى‌گويم: «اما بايد از اينجا بروم. راهى نيست.» «آهان، گمانم حق با توست.» كاغذنگهدار را دوباره روى ميز مى‌گذارد و دست‌هايش را پشت سرش در هم گره مى‌كند. «اين فرار هميشه همه‌چيز را حل نمى‌كند. نمى‌خواهم ترا از اينكه دست به كارى بزنى بترسانم. اما اگر جاى تو بودم روى فرار از اينجا حساب نمى‌كردم. مهم نيست تا كجا فرار كنى. فاصله هيچ‌چيز را حل نمى‌كند.» پسرى به نام كلاغ آهى مى‌كشد، بعد روى هركدام از پلك‌هاى بسته‌اش نوك انگشتى را مى‌گذارد و از ميان تاريكى درونش با من حرف مى‌زند. مى‌گويد: «چطور است بازى‌مان را بكنيم؟» مى‌گويم: «بسيار خوب.» چشم‌هايم را مى‌بندم و آرام نفس عميقى مى‌كشم. مى‌گويد: «خوب، يك توفان شن وحشتناك را مجسم كن. همه‌ى چيزهاى ديگر را از سرت بيرون بريز.» كارى را مى‌كنم كه او مى‌گويد، همه‌ى چيزهاى ديگر را از سرم بيرون مى‌ريزم. حتى فراموش مى‌كنم كى‌ام. كاملا تهى‌ام. بعد چيزها پديدار مى‌شوند. چيزهايى كه ــ همان‌طور كه ما اينجا روى كاناپه‌ى چرمى قديمى اتاق كار پدرم هستيم ــ هردو مى‌توانيم ببينيم. كلاغ مى‌گويد: «گاهى سرنوشت مثل توفان شن كوچكى است كه مدام تغيير جهت مى‌دهد.» گاهى سرنوشت مثل توفان شنى است كه مدام تغيير جهت مى‌دهد. تو تغيير جهت مى‌دهى، اما توفان شن تعقيبت مى‌كند. دوباره برمى‌گردى، اما توفان خودش را با تو مطابقت مى‌دهد. بارها و بارها اين حركت را تكرار مى‌كنى، مثل رقصى شوم با مر

۷۵۰٬۰۰۰تومان