وقتی از دویدن صحبت می کنم، در چه موردی صحبت می کنم؟

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۶۰

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، در چه موردی صحبت می کنم؟ اغلب مردم می‌خواهند عقایدم را در مورد دویدن بدانند. معمولاً آن‌هایی که این سؤال را می‌کنند هرگز خودشان در دو استقامت شرکت نکرده‌اند. من همیشه به این سؤال عمیقاً فکر یمی‌کنم که وقتی می‌دوم دقیقاً چکار می‌کنم؟ اما تا به حال به نتیجه‌ای نرسیده‌ام. در آغاز کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، در چه

۱۵۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
زندگی‌نامه و خاطرات
شناسه کالا
kj-966566
تعداد صفحه
۱۶۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از هاروکی موراکامی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب رمان نویسی به عنوان یک شغل

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی گروه مترجمان

360 درجه

۱۸۳٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کافکا در کرانه

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی مهسا دوستدار

آرشیو روز

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بید کور،زن خفته (2جلدی)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی غزاله رمضانی

آرشیو روز

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اول شخص مفرد (داستان جهان 172)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی حسام ملکی

افراز

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اول شخص مفرد

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی مهدی غبرایی

افق

۵۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بهترین داستان های ژاپنی (به انتخاب نشر پنگوئن)

هاروکی موراکامی، دیگران

ترجمه‌ی محمود قلی پور

اگر

۱٬۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خوبی خدا

هاروکی موراکامی، جومپا لاهیری، الکساندر همن، ریموند کارور، شرمن الکسی

ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت

ماهی

۴۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برقص برقص

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی سلماز بهگام

ترانه

۵۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنوب مرز،غرب خورشید

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی سلماز بهگام

ترانه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیدن دختر 100 در 100 دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل (ادبیات ژاپنی_هزار درنای کاغذی)
۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شکار گوسفند وحشی

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی محمود مرادی

ثالث

۸۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردی که می خواست پرتره نیستی را بکشد (2جلدی)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی اسدالله حقانی

ثالث

۲٬۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفر هفتم

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی محمود مرادی

ثالث

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردان بدون زنان (فقط مردان بدون زنان می توانند درک کنند که تنهایی چقدر رنج آور است.)
۶۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شهر و دیوارهای دمدمی

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی مهدی غبرائی

نیلوفر

۴۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حرفه رُمان نویس

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی مهدی غبرائی

نیلوفر

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مترو

هاروکی موراکامی، گیتا گرکانی

ترجمه‌ی ی گیتا گرکانی

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردان بدون زن (مجموعه داستان خارجی)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی نیلوفر شریفی

مروارید

۴۲۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی علی حاجی قاسم

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب بعد از تاریکی

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی علی حاجی قاسم

نگاه

۲۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ35)
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بعد از زلزله

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی علی حاجی قاسم

نگاه

۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بعد از تاریکی (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ59)

هاروکی موراکامی

ترجمه‌ی علی حاجی قاسم

نگاه

۲۳۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، در چه موردی صحبت می کنم؟ اغلب مردم می‌خواهند عقایدم را در مورد دویدن بدانند. معمولاً آن‌هایی که این سؤال را می‌کنند هرگز خودشان در دو استقامت شرکت نکرده‌اند. من همیشه به این سؤال عمیقاً فکر یمی‌کنم که وقتی می‌دوم دقیقاً چکار می‌کنم؟ اما تا به حال به نتیجه‌ای نرسیده‌ام. در آغاز کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، در چه موردی صحبت می کنم؟، می خوانیم چه کسی می‌خواهد به میک جاگر بخندد؟ امروز جمعه 5 اوت 2005 است و من در کوای هاوایی هستم. هوا عجیب صاف و آفتابی است، و یک لکه ابر هم در آسمان دیده نمی‌شود. انگار کلمه‌ی ابر مفهومی ندارد. ما در اواخر ماه ژوییه به اینجا آمدیم، و طبق معمول یک مجتمع ساختمانی اجاره کردیم. وقتی هوا خنک است صبح‌ها پشت میزم می‌نشینم و مقالات گوناگون می‌نویسم. مثل حالا که مشغول نوشتن این کتاب هستم و موضوع آن در مورد دویدن است و به‌خوبی می‌توانم همان‌طور که می‌خواهم افکارم را برآن متمرکز کنم. تابستان است و طبیعتاً گرم. هاوایی جزیره‌ی همیشه تابستان نامیده شده است، اما چون در نیمکره‌ی شمالی قرار دارد تقریباً چهار فصل در آن دیده می‌شود. تابستان تا حدی گرم‌تر از زمستان است. من مدت زیادی را در کمبریج ماساچوست زندگی کرده‌ام، و تابستان هاوایی در مقایسه با هوای کشنده، داغ و مرطوب کمبریج و آجرها و آسفالتش، واقعاً بهشت است. در اینجا احتیاجی به کولر نیست، فقط پنجره را باز کنید تا نسیم تازه در اتاق به شما بخورد. مردم کمبریج وقتی می‌شنوند که در ماه اوت در هاوایی مانده‌ام تعجب می‌کنند. آن‌ها همیشه می‌پرسند «چرا دوست داری تابستان را در چنین هوای گرمی سپری کنی؟» اما نمی‌دانند اینجا چه خبر است، و چگونه بادهای موسمی که از شمال شرقی می‌وزد تابستان‌ها را خنک می‌کند. اینجا زندگی چنان عالی است که می‌توانیم استراحت کنیم، در سایه‌ی درختان کتاب بخوانیم یا اگر به فکرمان رسید برای شنا به آب بزنیم، مثل حالا. از وقتی که به هاوایی آمده‌ام شش روز در هفته و هر روز یک ساعت می‌دوم. دو ماه و نیم است که سَبک زندگی گذشته را از سر گرفته‌ام و هر روز می‌دوم، مگر آنکه کلاً غیرقابل اجتناب باشد. امروز یک ساعت و دَه دقیقه دویدم و به دو آلبوم موسیقی لاوین اسپونفول [1] ـ رؤیای روز و زمزمه‌های لاوین اسپونفول که بر روی دیسک MD ضبط کرده بودم گوش دادم. اکنون قصد دارم مسافتی را که می‌دوم زیاد کنم، بنابراین سرعت اهمیتی ندارد. تنها چیزی که برایم مهم است این است که بتوانم مسافت معینی را بدوم. گاهی اوقات وقتی دوست دارم سریع‌تر می‌دوم، اما اگر سرعت را زیاد کنم مدت زمانی را که می‌دوم کوتاه می‌کنم، مهم این است که در پایان هر دویدن چنان احساس شادی و هیجان به من دست می‌دهد که این احساس روز بعد هم با من خواهد بود. این همان خط‌مشی است که لازمه‌ی نوشتن یک رمان است. هر روز وقتی احساس کنم بیشتر می‌توانم بنویسم درست در لحظه‌ی بخصوصی از نوشتن دست می‌کشم. به این ترتیب، کار روز بعد عجیب راحت پیش می‌رود. فکر می‌کنم ارنست همینگوی هم همین کار را می‌کرد. برای ادامه‌ی کار باید ریتم را حفظ کرد. این مورد برای پروژه‌های سنگین‌تر حایز اهمیت است. زمانی که سرعت را تعیین می‌کنید، بقیه‌ی کارها خودبه‌خود جور می‌شود. چرخش روزگار با سرعت تنظیم شده است، و برای رسیدن به آن نقطه نیاز زیاد به تمرکز حواس و کوشش شما دارد. وقتی می‌دویدم برای مدت کوتاهی باران بارید، اما این باران خنک بود که احساس خوبی به انسان می‌داد. ابر ضخیمی از اقیانوس درست بالای سر من آمد و برای مدت کوتاهی باران ملایمی بارید، اما انگار ناگهان یادش آمد که «اوه، باید کاری انجام دهم» و بدون آنکه نگاهی به عقب بیاندازد دور شد. سپس خورشید بی رحم بازگشت و زمین را داغ کرد. درک الگوی هوا خیلی ساده است. هیچگونه تضاد و مشکلی، چه یک ذره استعاری یا سمبولیک، در این مورد وجود ندارد. در بازگشت از چند دونده زن و مرد سبقت گرفتم. آن‌هایی که پُر انرژی بودند هوا را می‌شکافتند و در جاده سریع می‌دویدند انگار دزدها در تعقیبشان بودند. تعدادی که چاق بودند هن‌هن می‌کردند و چشم‌هایشان نیمه‌بسته بود، شانه‌هایشان افتاده بود، انگار این آخرین چیزی در دنیا بود که می‌خواستند انجام دهند. شاید هفته پیش دکترشان به آن‌ها گفته بود بیماری قند دارند و اخطار داده بود که باید ورزش کنند. شرایط من چیزی متوسط است. من دوست دارم به موسیقی گروه لاوین اسپونفول گوش کنم، چون آرام و پُر زرق و برق است. گوش دادن به این موسیقی آرام خاطرات سال‌های دهه‌ی 1960 را زنده می‌کند. واقعاً چیز بخصوصی نبود. اگر قرار بود از زندگی من فیلمی بسازند (حتی تصور آن مرا می‌ترساند)، این‌ها صحنه‌هایی خواهند بود که کف اتاق مونتاژ ریخته می‌شد. مونتور می‌گفت، «ما می‌توانیم

۱۵۵٬۰۰۰تومان