پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

خواب باران

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۰۰

صفحه

۱۳۹۶

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۴۰۰٬۰۰۰۲۰٪۳۲۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

«خواب باران» داستان عشق، ناامیدی و تقدیر است و سرنوشت دختری را درخود رقم می ­زند که اوضاع نابسامان و انحرافی پدر، تمام زندگی او را دچار اختلال کرده و «هما» را پس از یک بریدگی عاطفی تا اعتیاد و مرز خودکشی پیش می­ برد. « وجیهه سامانی» نویسندۀ کتاب، عوامل مختلف فرهنگی، مذهبی، ناآگاهی و … را در زندگی «هما» مایۀ شکست و مشکلات می­ داند. اما در کنار همۀ این عناصر منفی حیات، همیشه ردپای فرشته­ های زندگی نیز دیده می­ شود. «حسام» نابینایی ست که قرار است «هما»ی شکست خورده و به مرگ رسیده را کشف کند و در نهایت منجی او شود. آیا برای دختری که افسردگی و فشارهای عصبی او را به مرز نیستی کشانده است راه نجاتی پیدا می ­شود؟ «عزیز خانم» سنگ صبور همۀ آدم­ های درد کشیده، در این داستان ردپای روشنی دارد. او پناه دختری می­شود که بی­ حال پشت در خانه­ اش افتاده است و از دستش خون جاری­ست. از حالا تا آخر داستان باید بشنود، غصه بخورد و دعا کند. عزیز خانم به رنج عادت دارد، از همان زمانی که «حامد» را از دست داد و غم «حسام» نابینا را در سینه نگه داشت. در این کتاب به خوبی درک می­کنیم که همۀ اتفاقات زندگی در سیطرۀ حکمت خداست و اگر جانی هم گرفته می­ شود می­ تواند آغاز نجات جان دیگران باشد. به تسلسل تقدیر وقتی پی می­بریم که اگر اتفاقات تلخ زندگی «هما» نبود شاید هیچ وقت نقش خطرناک و منفی پدرش را هیچ کارآگاهی کشف نمی­ کرد. «… سروان از صندلی گردانش بلند شد. قد بلند و چهارشانه بود و صدای  قدم­ هایش، محکم  و شمرده در اتاق طنین انداخت. میزش را دور زد  و با چند گام بلند خود را پشت سر حسام رساند. دست­هایش را روی شانه­ های حسام گذاشت و به نرمی فشرد: “واقعاً متأسفم که این مدت هم براتون دردسر شد ولی اصرار خودتون بود. حالا هم دیر نشده… به نظرم بهتره زودتر تحویلش  بدین. البته از نظر قانونی مرتکب جرمی نشده. اعتیادشم که فعلاً ترک کرده. می­­فرستیمش یه مدت تو  یکی از این خونه­ های  سلامت زیر نظر بهزیستی. برای تکمیل پرونده قتل مادرش و پدرش که تحت تعقیبه، باید احضار بشه دادسرا…” حسام عقب برگشت  و صورتش را  به طرف سروان  بالا گرفت…»

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان ایرانی
شناسه کالا
kj-731011
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۴۶۰۲۰۶
تعداد صفحه
۲۰۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۱۵۸ گرم
سال انتشار شمسی
۱۳۹۶

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از وجیهه سامانی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از کتابستان معرفت

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۴۰۰٬۰۰۰
۳۲۰٬۰۰۰تومان