مثل بیروت بود

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۳۵۴

صفحه

۱۳۹۹

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

« مثل بیروت بود » داستانی ملموس در حال و هوای آبان 98 است که به قول نویسنده آن«زهرا اسعد بلند دوست» به جریان زیرپوستی جامعه می پردازد. این رمان به نحوی ادامه کتاب قبلی نویسنده یعنی«چایت را من شیرین می کنم» است و در مسیر و راستای آن گام برمی دارد. اتفاقات این کتاب بر اساس واقعیت هستند که نویسنده توانسته است ضمن حفظ عناصر داستانی آن را به نحو دقیقی بیان کند. ا

۷۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-894066
تعداد صفحه
۳۵۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۹

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از زهرا اسعد بلند دوست

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب باروت سوخته

زهرا اسعد بلند دوست

کتابستان معرفت

۲۷۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از کتابستان معرفت

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب زایو

مصطفی رضایی کلورزی

کتابستان معرفت

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب روانشناسی بیماری های همه گیر(کرونا)

استیون تیلور

ترجمه‌ی نرگس شفاف

کتابستان معرفت

۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مه شکن

محمد قنبری

کتابستان معرفت

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دختر جمعه ها

جمعی از نویسندگان، مهدی شریفی

کتابستان معرفت

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رویای نیمه شب

مظفر سالاری

کتابستان معرفت

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ایهام

سید حسام الدین رایگانی

کتابستان معرفت

۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قصه های من و ننه اغا

مظفر سالاری

کتابستان معرفت

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مادام مینگ و ده بچه نداشته اش

اریک امانوئل اشمیت

ترجمه‌ی معصومه صفایی راد

کتابستان معرفت

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خمپاره های فاسد

داوود امیریان

کتابستان معرفت

۴۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درس زندگی (مجموعه اخلاق)

محمدحسین فرمانی

کتابستان معرفت

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خلاصه کتاب چهل حدیث امام خمینی (ره) (مجموعه اخلاق)

سید روح الله موسوی خمینی

کتابستان معرفت

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ترکش ولگرد

داوود امیریان

کتابستان معرفت

۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هبذول

امید کوره چی

کتابستان معرفت

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زی طلبگی (مجموعه اخلاق)

مهدی مطهری

کتابستان معرفت

۵۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب 10 غلط مشهور درباره اسرائیل

ایلان پاپه

ترجمه‌ی وحید خضاب

کتابستان معرفت

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برکت

ابراهیم اکبری دیزگاه

کتابستان معرفت

۳۰۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی(ره) (مجموعه اخلاق)

تلخیص : اصغر مددی، حضرت امام خمینی (ره)

کتابستان معرفت

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گردان قاطرچی ها

داوود امیریان

کتابستان معرفت

۵۲۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

« مثل بیروت بود » داستانی ملموس در حال و هوای آبان 98 است که به قول نویسنده آن«زهرا اسعد بلند دوست» به جریان زیرپوستی جامعه می پردازد. این رمان به نحوی ادامه کتاب قبلی نویسنده یعنی«چایت را من شیرین می کنم» است و در مسیر و راستای آن گام برمی دارد. اتفاقات این کتاب بر اساس واقعیت هستند که نویسنده توانسته است ضمن حفظ عناصر داستانی آن را به نحو دقیقی بیان کند. او سعی می کند با جریانات طرح شده در کتاب به مخاطب به فهماند که میان حقیقت و شنیده شدن ها فاصله ای باورنکردنی وجود دارد و باید با دقت نسبت به وقایع حساسیت نشان داد. داستان با روایتگری دختری به نام زهرا انجام می شود. اغلب اتفاقات در حول و حوش پدر زهرا که یک سردار گمنام سپاه است رخ می دهد و شایعاتی که برای بدنام کرد او شکل می گیرد حاج اسماعیل را در مظان بدنامی و مردم را در وضعیت چند دستگی قرار می دهد. سارا دوست زهرا شخصیت دیگر داستان است، او همسر شهید مدافع حرم است و به شدت دچار غم و غربت و درد درک نشدن از سوی دیگران است. سارا در مقابل همۀ مشکلاتی که دارد تاب نمی آورد و بلاخره از پای در می آید. مفقود شدن دانیال برادر سارا که یک سپاهی سبز پوش است گره دیگری به داستان می افزاید و این فضا زمانی مه آلود تر می شود که شایعه قتل او به دست دیگر اعضای سپاه در فضای مجازی منتشر می شود. آشنایی زهرا با فردی ناشناس رمان را در هیجان دیگری فرو می برد و ذهن مخاطب را به چالش می کشد. خواندن این کتاب برای مخاطب امکان بهتر قضاوت کردن در شایعات اجتماعی را فراهم می کند. « … سرم را به نشانۀ تأیید تکان دادم. پاهایم را کف ماشین جمع کردم و آماده ماندم. دیگر خدا را دور نمی دیدم. همان نزدیکی ها بود. اصلاً نفس به نفسم می کشید. اشک ریزان أشهدم را زیر لب زمزمه کردم. عقیل نیم خیز شدو با اسلحه به اطراف شلیک کرد. نگفت یک، نگفت دو، ناگهان فریاد زد سه و من با تمام توانی که هیچ وقت در پایم نداشتم، دویدم. عقیل چادرم  را به مشت گرفت و من را به داخل خانه کشید. با ضرب روی سرامیک کف راهرو پرت شدم… ناگهان دستی به مانتویم چنگ زد و من را روی زمین به سمت خود کشید…»

۷۰۰٬۰۰۰تومان