خاطرات حاج هاشم امانی
۳۲۸
صفحه
۱۳۹۱
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
[پس از اعدام انقلابی منصور] من كه در خانهي يكي از دوستان، واقع در يكي از خيابانهاي فرعي تهراننو مخفي بودم، صبح به راه افتادم. وقتي سر قرار رسيدم بهمحض اينكه پيادهشدم و تصميم گرفتم به سمت ديگر خيابان بروم، ماشينهاي شهرباني با هفت هشت نفر مأمور مسلح محاصرهام كردند، چون فكر ميكردند من مسلح هستم. بهاين ترتيب من بهعنوان چهارمين فرد گروه دستگير شدم و مر
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- زندگینامه و خاطرات
- شناسه کالا
- kj-949037
- تعداد صفحه
- ۳۲۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۱
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از مرکز اسناد انقلاب اسلامی
مشاهدهی همهتوضیحات
[پس از اعدام انقلابی منصور] من كه در خانهي يكي از دوستان، واقع در يكي از خيابانهاي فرعي تهراننو مخفي بودم، صبح به راه افتادم. وقتي سر قرار رسيدم بهمحض اينكه پيادهشدم و تصميم گرفتم به سمت ديگر خيابان بروم، ماشينهاي شهرباني با هفت هشت نفر مأمور مسلح محاصرهام كردند، چون فكر ميكردند من مسلح هستم. بهاين ترتيب من بهعنوان چهارمين فرد گروه دستگير شدم و مرا به اطلاعات شهرباني بردند. بعدها متوجه شدم براي دستگيري من و حاجصادق، برادرانمان و بستگانمان را چه در تهران و چه در شهرستانها يكييكي بازداشت كردهاند و حدود بيست مأمور در خانهي ما بودند و تمام خانه و زيرزميناش را زيرورو كرده بودند تا اسلحهها را پيدا كنند.

















