خاطرات خروشچف
۸۹۶
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
وزیری
قطع
گالینگور
نوع جلد
کتاب «خاطرات خروشچف» ترجمۀ ابراهيم يونسى گزیده ای از متن کتاب: پیشگفتار خروشچف در ١٩٦٤ ناگهان از کار برکنار شد و مجبور به اقامت در مجتمعی از خانههای روستایی متعلق به حکومت، در روستای پتروو دالنیه [1] ، واقع در بیست مایلی غرب مسکو، گردید. با اینکه تحت مراقبت بود، هم میزان اقدامات امنیتی و هم محافظانش به حداقل بود. محافظانش نه درون خانه و با خانواده، بلکه در
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-518171
- شابک
- ۱۴۰۳۰۵۲۱۰۱
- تعداد صفحه
- ۸۹۶
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی ابراهیم یونسی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «خاطرات خروشچف» ترجمۀ ابراهيم يونسى گزیده ای از متن کتاب: پیشگفتار خروشچف در ١٩٦٤ ناگهان از کار برکنار شد و مجبور به اقامت در مجتمعی از خانههای روستایی متعلق به حکومت، در روستای پتروو دالنیه [1] ، واقع در بیست مایلی غرب مسکو، گردید. با اینکه تحت مراقبت بود، هم میزان اقدامات امنیتی و هم محافظانش به حداقل بود. محافظانش نه درون خانه و با خانواده، بلکه در خانۀ کوچکی در همان مجتمع مستقر بودند. خروشچف در گردش در باغچۀ خانه و محوطۀ مجتمع آزاد بود و گاه حتی گریزی هم میزد و از لای پرچین محوطه خارج میشد و برای گردش به جنگل یا به کنار رودخانۀ مسکو که در همان نزدیکی بود میرفت. در این گردشها با دیگر بازنشستهها و روستاییان و کسانی که برای استفاده از تعطیلات آمده بودند و در آسایشگاههای کارگری همان حوالی و اطراف اقامت داشتند، ملاقات میکرد. اغلب با آنها عکس هم میگرفت. اگر ندرتاً تحت مراقبت به مسکو میآمد (چنانکه برای دادن رأی در حوزۀ آشنای اطراف کرملین آمد) از اتومبیل دولتی استفاده میکرد؛ اما محافظانش او را همراهی میکردند. میتوانست با اجازۀ قبلی با دوستان و خویشانش در ناحیۀ مسکو نیز دیدار کند. خویشان و دوستان نزدیکش میتوانستند آزادانه به خانهاش رفتوآمد کنند. برای کسی که قریب به ده سال بر اتحاد شوروی حکومت کرده بود، ایفای نقش مستمریبگیری خاموش کاری دشوار بود. یکی از قلیل چیزهایی که برای او مانده بود و از این تلخی میکاست آزادی در بازگویی یادداشتهایی بود که از این ده سال حکومت داشت. هرگاه کسی دربارۀ رویدادهای جاری و گذشته نظرش را جویا میشد، این کار را با رغبت و بهتفصیل به انجام میرساند. اعضای خانواده و دوستانش تنها به نشستن و گوش فرادادن به خاطراتی که بازگفتنشان مایۀ نشاط خاطرش بود اکتفا نمیکردند، بلکه با عنوان کردن پرسشهایی او را بدین کار تشویق میکردند و در ١٩٦٧ او را به ضبط این داستانها برانگیختند. به این ترتیب، طی چهار سال بعد تا سال مرگش، (۱۹۷۱) این یادداشتها را ضبط کرد. در آغاز با ضبط صوت روسی کهنهای کار میکرد که کار کردن با آن برایش دشوار بود. گاه میکروفن را روی دستگاه میگذاشت و این عمل به کیفیت صدا به حدی آسیب میزد که به زحمت قابلفهم بود؛ گاه دستگاه را درست نمیتوانست میزان کند. بعدها که به دستگاههای آلمانی دست یافت، کیفیت صدا عالی شد. مواقعی که درون خانه کار میکرد، سروصدای آشپزخانه و دیگر اتاقها زیاد در متن محسوس نبود. اغلب فارغ از مزاحمت خاطراتش را در باغچه ضبط میکرد. در اینگونه اوقات صدای پارس سگ و خواندن پرندگان و همهمۀ کودکانی که بازی میکردند و غرش هواپیماهایی که از فرودگاههای مجاور برمیخاستند و مینشستند در متن محسوس بود. مواقعی که تنها به ضبط خاطراتش میپرداخت اغلب این کار را با مراجعه به یادداشتهایی که از پیش تهیه کرده بود انجام میداد. صدای خشخش کاغذ را گاه در نوارها میتوان شنید. در دیگر اوقات دربارۀ موضوع مورد نظر تأمل میکرد و میکوشید آنچه را درآنباره میتواند به یاد بیاورد. تقریباً همۀ نوارهایی را که در این چهار سال ضبط کرده میتوان پیاده کرد. سرعت بعضی نوارها میزان نیست، صدا بم و بلند است. در دیگر نوارها صدا بسیار خوب است و هرگاه که ضمن نقل داستان شیوۀ سخن گفتن و حرکات شخصیتی را که میپردازد تقلید میکند، آهنگ و شور و نشاط داستانسرایی در سخن به گوش میرسد. در انجام این کار از نظم و اسلوب خاصی متابعت میکرد؛ اغلب از موضوع منحرف میشد، توالی زمانی را رعایت نمیکرد و در پرداختن به موضوعها و اشخاص تابع نظم خاصی نبود. اخباری مانند مرگ هوشیمینه یا یوری گاگارین فضانورد یا واقعهای چون سالروز تأسیس ارتش سرخ، او را به باز گفتن خاطراتی برمیانگیخت که موضوعها و سالهای بسیاری را در بر میگرفت، اما با اینهمه چیزهایی را که دربارۀ وقایع اظهار میکند (وقایعی که خود در آنها مشارکت داشته است) همیشه روشن و بیابهام و دقیقاند. خود او در توضیح اسلوب کار خود میگوید: «اسلوب کار من این است که حافظهام را بر واقعۀ مورد نظر متمرکز کنم و صبر کنم تا شیشۀ تصویر این واقعه در ذهنم شکل بگیرد، به این ترتیب میتوانم صحت توضیحاتم را در مجموع تضمین کنم؛ هرچند سایهروشن بعضی وقایع تندتر از پارهای دیگر است. اگر خطای چندی در میانه بروز کند، جزئی خواهند بود.» خروشچف و خانوادهاش علاقهمند بودند که خاطراتش در اتحاد شوروی و به زبان روسی نشر شود؛ اما میدانستند که چنین چیزی در شرایط و اوضاع حاکم بر کشور امر ناممکنی است. او و دستیارانش بیم داشتند از اینکه اگر این خاطرات به غرب نرسد و پیش از مرگش به چاپ نرسد، دیگر هرگز امکان چاپ و نشر نخواهد یافت و پس از مرگش بنا بر شیوۀ مرسوم اتحاد شوروی ضبط خواهد شد و آنچه او ضب














































