تاریخموجود

غزالی در بغداد

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۴۰۱

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب غزالی در بغداد نوشتۀ ادوارد توماس به ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول پسر امام‌الحرمین در بغداد عصر روز اول ماه ربیع‌الاول سال ۴۸۴ هجری قمری مطابق با سال 1091 میلادى یک مرد جوان، که بیست و چهار یا بیست و پنج سال از عمرش می‌گذشت، از کاروان‌سرایی در شهر بغداد، که در آن منزل کرده بود، خارج شد و قدم به شهر نهاد. آن جوان با کاروان

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
تاریخ
شناسه کالا
kj-402912
شابک
۱۴۰۱۱۱۰۱۰۱
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۱

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از ذبیح الله منصوری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ژوزف بالسامو

ذبیح الله منصوری

نگاه

۳٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ایران و بابر

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عارف دیهیم دار

ذبیح الله منصوری

ترجمه‌ی بر کتاب

نگاه

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قهرمان هند و چین

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دلاوران گمنام ایران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غرش طوفان – مجموعه چهار جلدی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۵٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرزمین جاوید – مجموعه چهار جلدی
۵٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابن سینا نابغه ای از شرق

ذبیح الله منصوری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرگذشت اخرین تزار روسیه

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ملاصدرا: فیلسوف و متفکر بزرگ ایرانی
۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط قسطنطنیه: جنگ دریایی لپانت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان در جنگ چالدران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسن صباح: خداوند الموت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خواجۀ تاجدار

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی پزشکی من

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان: جنگ خشایارشاه با یونانیان
۵۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مجموعه آثار صادق هدایت (11جلدی،باقاب)
۴٬۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نبرد من

آدولف هیتلر

ترجمه‌ی فرشته اکبرپور

نگاه

۱٬۲۸۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برادران کارامازف (2جلدی)

فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی

ترجمه‌ی اصغر رستگار

نگاه

۱٬۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جولیوس قیصر

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سکه سازان

اندره ژید

ترجمه‌ی حسن هنرمندی

نگاه

۹۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وقتی صدا را مرتکب شدم

میثم ریاحی

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب از شعر گفتن

اسماعیل خوئی

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفرین شدگان نمیر میران (جلد دوم)
۵۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کیمیای سعادت

بهاالدین خرمشاهی، ابوحامد امام محمد غزالی طوسی

نگاه

۱٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گربه های اشراقی

بیتا شباهنگ

نگاه

۲۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بر ریل های برزخ

هادی خورشاهیان

نگاه

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حماسه ملی ایران

بزرگ علوی، تئودور نولدکه

نگاه

۴۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب غزالی در بغداد نوشتۀ ادوارد توماس به ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول پسر امام‌الحرمین در بغداد عصر روز اول ماه ربیع‌الاول سال ۴۸۴ هجری قمری مطابق با سال 1091 میلادى یک مرد جوان، که بیست و چهار یا بیست و پنج سال از عمرش می‌گذشت، از کاروان‌سرایی در شهر بغداد، که در آن منزل کرده بود، خارج شد و قدم به شهر نهاد. آن جوان با کاروان ری به بغداد آمده در کاروان‌سرایی واقع در حومۀ آن شهر منزل کرده بود و پس از اینکه غبار راه را از خود دور کرد و لباسی تمیز در بر نمود وارد شهر گردید و بعد از قدری راه پیمودن از زیبایی آن شهر دچار حیرت شد. جوان مزبور دهاتی نبود که مثل بعضی از روستاییان، پس از ورود به یک شهر بزرگ خود را گم کند. او از خراسان می‌آمد و قبل از ورود به بغداد، شهرهایی چون نیشابور و سبزوار و ری را دیده بود که همه از شهرهای بزرگ شرق به شمار می‌آمد. مع‌هذا از مشاهدۀ کاخ‌های باشکوه پایتخت عباسیان بسیار تعجب کرد. او شنیده بود که بغداد شهری است بزرگ، اما پیش‌بینی نمی‌کرد آن اندازه زیبا باشد و پس از اینکه قدری راه پیمود به‌گمان اینکه راه را گم کرده با زبان عربی معروف به لفظ‌قلم، که با زبان عربی محاوره تفاوت دارد، از عابری پرسید: می‌خواهم به «نظامیه» بروم و آیا راه را گم نکرده‌ام؟ عابر در جواب آن مرد جوان چیزی گفت که جوان مزبور به‌درستی نفهمید، ولی چون انگشت خود را متوجه جنوب کرده بود، یعنی نظامیه در آن‌طرف است و آن جوان هم به‌سوی جنوب می‌رفت متوجه شد که راه را گم نکرده و بعد از جدا شدن از عابر همچنان در امتداد جنوب به راه ادامه داد، ولی هرقدر راه می‌پیمود به نظامیه نمی‌رسید. هرکس آن جوان را می‌دید می‌فهمید که یک خراسانی است، چون مردم بغداد خراسانی‌ها را می‌شناختند و می‌دانستند که آنها دستار خود را طوری می‌بندند که با دستار سکنۀ بلاد دیگری فرق دارد. راهی که جوان خراسانی می‌پیمود، خیابانی بود در امتداد شط دجله و همان‌طور که آب شط به‌سوی جنوب جاری بود، جوان خراسانی هم به‌سوی جنوب می‌رفت و بعد از طی هر پنجاه یا یکصد قدم به یک قصر می‌رسید و آن‌قدر قصرهای بزرگ و کوچک و رنگارنگ در راه جوان خراسانی نمایان گردید که شماره و نشانۀ آنها را از دست داد. بعد خسته شد و کنار خیابان نشست و طولی نکشید که آفتاب در مغرب شط دجله از بالای کنگرۀ کاخ‌هایی که در مغرب شط بود پایین رفت و جوان خراسانی وقتی دید آفتاب به‌زودی ناپدید خواهد شد، ولی او هنوز به نظامیه نرسیده، مضطرب گردید و برخاست و باز در امتداد جنوب به راه افتاد و از عابری پرسید: آیا از اینجا تا نظامیه خیلی راه است؟ عابر نظری دقیق به رخسار جوان خراسانی انداخت و گفت: معلوم می‌شود که تو در این شهر غریب هستی. جوان خراسانی گفت: من امروز وارد بغداد شده‌ام و جایی را نمی‌شناسم و به من گفتند که اگر مستقیم در امتداد جنوب بروی به نظامیه خواهی رسید. عابر گفت: درست است، ولی تو باید یک فرسنگ دیگر طی کنی تا به نظامیه برسی! جوان خراسانی وحشت‌زده گفت: پس من امشب به نظامیه نخواهم رسید. عابر پرسید: آیا می‌خواهی به خود نظامیه بروی یا به نشانی نظامیه می‌خواهی مکانی را پیدا کنی؟ جوان خراسانی گفت: می‌خواهم به خود نظامیه بروم. عابر اظهار کرد: دروازه‌های نظامیه تا مدتی بعد از فرود آمدن شب باز است، اما تا زمانی که تو به آنجا برسی دروازه‌ها را می‌بندند و آیا می‌خواهی در نظامیه تحصیل کنی؟ جوان خراسانی گفت: این بسته به نظریه و صوابدید شخصی است که من باید به او مراجعه نمایم. جوان خراسانی از وضع تکلم عابر فهمید که او مردی عامی نیست، زیرا زبان عربی او را خوب می‌فهمید و طوری جواب می‌داد که وی گفته‌های عابر را ادراک می‌کرد عابر سؤال کرد: شخصی که تو می‌خواهی به او مراجعه کنی آیا اهل نظامیه است؟ جوان خراسانی گفت: بلی و او مدرس نظامیه می‌باشد. عابر گفت: من مدتی در نظامیه بوده‌ام و تمام مدرسین را می‌شناسم و اگر نامش را بگویی، من او را خواهم شناخت. جوان خراسانی جواب داد: اسم او «ابوحامد غزالی» است. وقتی اسم غزالی از دهان مسافر تازه‌وارد خارج شد، جوان خراسانی حس کرد که آن مرد ناراحت گردید و قدری چهره را در هم کشید، ولی آن حال ناراحتی بیش از یک لحظه نپایید و عابر گفت: امروز، غزالی برتر از مدرس است و رئیس نظامیه می‌باشد. جوان خراسانی وقتی آن حرف را شنید مسرور گردید و اظهار نمود: من نمی‌دانستم که او رئیس نظامیه شده و هنگامی که از نیشابور حرکت کردم، هنوز خبر ریاست او به نیشابور نرسیده بود. عابر گفت: ازاین‌قرار تو اهل نیشابور می‌باشی! جوان خراسانی گفت: بلی. عابر گفت: چون نیشابور نزدیک طوس است و غزالی در قصبه‌ای که نزدیک طوس است متولد گردیده، می‌توان گفت که تو و او همشهری هستید و من در نظامیه چند دوست خراسانی داشته‌ا

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان