کهن الگوها در برندسازی
۲۶۴
صفحه
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
درباره کتاب «کهن الگوها در برندسازی» کتاب کهن الگوها در برندسازی اثری درخشان در پیوند میان روانشناسی تحلیلی یونگ و راهبردهای مدرن برندینگ است؛ اثری که با زبانی کاربردی و طراحی تعاملی، مفاهیم پیچیدهی کهنالگو (Archetype) را از حیطهی ناخودآگاه جمعی به دنیای استراتژی، تیمسازی، و ارتباطات برند میآورد. کتاب کهن الگوها در برندسازی در امتداد مسیر اندیشههای «ک
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-758281
- تعداد صفحه
- ۲۶۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از بازاریابی
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مرتضی امیرعباسی
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی پرویز درگی
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب «کهن الگوها در برندسازی» کتاب کهن الگوها در برندسازی اثری درخشان در پیوند میان روانشناسی تحلیلی یونگ و راهبردهای مدرن برندینگ است؛ اثری که با زبانی کاربردی و طراحی تعاملی، مفاهیم پیچیدهی کهنالگو (Archetype) را از حیطهی ناخودآگاه جمعی به دنیای استراتژی، تیمسازی، و ارتباطات برند میآورد. کتاب کهن الگوها در برندسازی در امتداد مسیر اندیشههای «کارول پیرسون و مارگارت مارک» (نویسندگان کتاب قهرمان و عاصی ) اما با رویکردی اجراییتر نوشته شده است تا فاصله میان نظریه و عمل در حوزه برندسازی را پُر کند. نتیجهی آن، یک جعبهابزار زنده (Toolkit) برای خلق برندهایی است که نه فقط دیده میشوند، بلکه احساس میشوند، باور میشوند و زندگی میکنند . ۱. از ناخودآگاه تا هویت برند نقطهی عزیمت هارتوِل و چن، همان ایدهی بنیادین یونگ است: انسانها بر پایهی چند الگوی جهانشمول تجربه و رفتار عمل میکنند — نمادهایی که از ازل در اسطورهها، داستانها و تخیلات بشر حضور داشتهاند. این کهن الگوها در برندسازی به معنای آن است که هر برند، درست مانند انسان، نقش و شخصیت خاصی در جهان ذهنی مخاطب دارد. برند اگر فقط لوگو و تبلیغ باشد، در ذهن میمیرد؛ اما اگر کهنالگویی زنده در روان مخاطب را متجلی کند، جاودانه میشود. ۲. فراتر از تصویرسازی: کهنالگو بهعنوان نظام زبانی برند برخلاف نگاه رایج که از کهنالگوها صرفاً برای انتخاب تصویر یا شعار استفاده میشود، نویسندگان نشان میدهند که آرکهتایپها در واقع ساختار زبانی برند هستند. آنها تعریف میکنند که هر برند، پاسخ به پرسشی کهن است: برند قهرمان (Hero) به «چگونه پیروز میشوم؟» پاسخ میدهد. برند مراقب (Caregiver) به «چگونه از دیگران محافظت میکنم؟» برند خلاق (Creator) به «چگونه میآفرینم؟» از این زاویه، کهنالگو نقشهی جان برند است، نه صرفاً لباس بیرونی آن. ۳. از تئوری به ابزار: کارتهای شصتگانهی آرکهتایپ یکی از ابداعات منحصربهفرد کتاب، دک (Deck) شامل ۶۰ کارت کهنالگو است که برای کارگاههای برندینگ طراحی شده است که انتشارات بازاریابی نیز آن را ترجمه و ارائه کرده است. هر کارت، شخصیتی اسطورهای را با ویژگیها، انگیزهها، ترسها و ارزشهایش توصیف میکند. تیمهای برند میتوانند با این کارتها بازی کنند تا هویت برند خود را «کشف» کنند نه «بسازند». در فرایند کشف، پرسشهایی مانند این مطرح میشوند: برند ما از چه چیزی دفاع میکند؟ چه ترسی دارد؟ مشتری ما با چه روایتی از جهان تطبیق میکند؟ این بازیِ روانشناسانه، قلب مدل «کهن الگوها در برندسازی» است — برندسازی بهمثابه روانکاوی خلاق. ۴. ساخت هویت زنده: انگیزش، جهانبینی، محرک کتاب از نگاه سنتی «ویژگی و مزیت رقابتی» عبور کرده و محور را بر انگیزش (Motivation) و نقطهعطف احساسی مشتری بنا میگذارد. نویسندگان بر این باورند که برندهای قوی از درون به بیرون عمل میکنند: ابتدا «چرا»ی وجودی خود را میشناسند (Purpose) و سپس بر اساس همان «کهنالگو» زبان، تصویر، و رفتارشان را تنظیم میکنند. برای نمونه: Nike با کهنالگوی «قهرمان» مخاطب را به چالش میکشد. Harley-Davidson از کهنالگوی «عاصی» (Outlaw) الهام میگیرد. Apple کهنالگوی «آفریننده» را میزیَد. این برندها با انتخاب آگاهانهی کهنالگو، نه فقط ارتباط بازار، بلکه اکوسیستم معنایی و فرهنگی خود را ساختهاند. ۵. تعامل بهجای سخنرانی: یادگیری از طریق تجربه یکی از نوآوریهای اصلی اثر، رویکرد تعاملمحور آن است. نویسندگان بهجای آموزش نظری خشک، خواننده را در فرآیند گفتوگو و تمرین دخیل میکنند تا در عمل، درک کند که برند مثل انسان، طیف، سایه و نور دارد. این کارکرد شبیه به فرآیند رواندرمانی تحلیلی است؛ جایی که روانکاو فقط شنونده نیست، بلکه تسهیلگر کشف است. ۶. برند بهمثابه روایت جمعی در بخش پایانی، کتاب نشان میدهد که برند دیگر متعلق به سازمان نیست؛ بلکه روایتی است که میان برند، کارکنان و مشتری شکل میگیرد. وقتی برند، کهنالگوی خود را با وضوح و یکنواختی زندگی کند، به یک «شخصیت داستانی» بدل میشود که جامعه میتواند به آن عشق بورزد. این همان نقطهای است که روانشناسی و بازاریابی در هم ادغام میشوند — و برند به اسطوره بدل میشود. ۷. کاربرد در کسبوکارهای ایرانی در ایران که مفهوم «هویت برند» هنوز در حال شکلگیری است، این کتاب منبعی حیاتی محسوب میشود. برای شرکتهایی که میخواهند میان تقلید بصری و تمایز درونی مرزی روشن بکشند، درک کهنالگوها بهترین نقطهی آغاز است. این اثر، همچون یک «آینه ناخودآگاه سازمانی» عمل میکند: به مدیران کمک میکند تا بفهمند برندشان چرا بهشکل فعلی رفتار میکند و چگونه میتواند به شخصیت حقیقی خود بازگردد. ۸. جمعبن






















































