کتاب مربی تریلیون دلاری | دستورالعمل های رهبری بیل کمپل
کتاب مربی تریلیون دلاری نوشته ی اریک اشمیت و جاناتان روزنبرگ با همراهی آلن ایگل با ترجمهی ثنا محمدپور توسط نشر هورمزد منتشر شده است. این کتاب مفید و جذاب راجع به اصول مربیگری بیل کمپل است. او اهل شهر هومستید، در اکلاهامای آمریکا بود و در ابتدا بازیکن و مربی فوتبال آمریکایی بود. بیل تا اوایل 40 سالگی حتی به کالیفرنیا نیز نیامده بود، و حرفه ی خود درکسب وکار ر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-042387
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از هورمزد
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب مربی تریلیون دلاری نوشته ی اریک اشمیت و جاناتان روزنبرگ با همراهی آلن ایگل با ترجمهی ثنا محمدپور توسط نشر هورمزد منتشر شده است. این کتاب مفید و جذاب راجع به اصول مربیگری بیل کمپل است. او اهل شهر هومستید، در اکلاهامای آمریکا بود و در ابتدا بازیکن و مربی فوتبال آمریکایی بود. بیل تا اوایل 40 سالگی حتی به کالیفرنیا نیز نیامده بود، و حرفه ی خود درکسب وکار را تنها چند سال پیش از آن آغاز کرده بود؛ اصول و روش مربیگری او در موفقیت بسیاری از استارت آپ ها و شرکت های بزرگی مانند گوگل، فیسبوک، اینتوییت، اپل و… موثر بود. روش مدیرتی بیل کمپل بیل کمبل بسیار به کار گروهی معتقد بود و در وهله ی اول به گروه اهمیت می داد. سعی می کرد تنش های مخفی را شناسایی و به حل آنها بپردازد، ابتدا روی تیم کار می کرد و سپس برای مشکل فکری می کرد. به اعتقاد او زمان بحث در مورد مشکلات نباید طولانی می شد و سریعا باید تصمیمی در مورد آن گرفته، و به آن عمل می شد. او به انسان ها عشق می ورزید، اگر چه تندخو و رک بود اما کسی از این رفتار او ناراحت نمی شد؛ همه می دانستند که این رفتار بخاطر بهتر شدن و پیشرفت خود آنها است. همه نیز او را دوست داشتند چون فرد صاف و صادقی بود. بیل کاردان، مهربان، دلسوز بود. در محیط کار جوی دوستانه ایجاد می کرد، که در آن همه با هم به عنوان دوست کار کنند، تعاملی خودمانی داشته باشند و راجع به مسائل غیر کاری نیز با هم صحبت کند. او به همه ی افراد اهمیت می داد و به آنها توجه می کرد. به اعتقاد بیل کسی که سمت مدیر دارد، عملا مدیر آنجاست، اما کارمندان شما را به عنوان رهبر خود انتخاب می کنند و باعث میشوند که شما در آنجا یک رهبر باشید. سعادت و رفاه افراد برای او بسیار مهم بود و تمام تلاش خودش را برای کمک کردن به دیگران و حل مشکل آنها انجام می داد. جلوی بقیه ی افراد به کسی بازخورد بد از کارش نمی داد، فرد مورد نظر را کنار می کشید و بازخورد بد را با ملایمت و آرامی به او ارائه می داد. سعی می کرد دوستانش را دور هم جمع کند و اوقات خوشی بسازند، گاهی برای شام در خانه ی یکی از دوستان جمع میشدند. او از استارت آپ هایی که خانم ها اداره می کردند حمایت می کرد و به بقیه می گفت که برای پست ها یک خانم در نظر بگیرند. خانم ها را ترغیب می کرد تا شغل هایی مهم تر و پرمسئولیت تر از کارهایی که برایشان رایج بود را انتخاب کنند. از آنها می خواست که کمرو نباشند و صندلی خالی کنار اتاق کنفرانس را برای نشستن انتخاب نکنند، در عوض روی یکی از صندلی هایی که دور میز بود بنشینند. بیل کمپل برای کارهایی که انجام میداد چشم داشت مالی نداشت؛ حقوق و مزایایی دریافت نمی کرد. قصد او فقط کمک به موفقیت کار و افراد بود. [ تصویر زیر متعلق به اریک اشمیت یکی از نویسندگان کتاب کربی تریلیون دلاری است. ] نویسندگان کتاب مربی تریلیون دلاری اریک اشمیت که در آغاز مدیرعامل و چندی بعد رئیس شرکت گوگل شد؛ همراه جاناتان روزنبرگ که معاون ارشد گوگل و مشاور تیم مدیریت آلفابت بود و پس از آن رهبری تیم محصول گوگل را به عهده گرفت و آلن ایگل که در گوگل دارای سمت مدیریت و نویسنده ی سابق سخنرانی های اریک و جاناتان بود، و در حال حاضر اداره کننده ی یک سری از برنامه های فروش گوگل می باشد، از شاگردان بیل کمپل بودند و تصمیم گرفتند که برای نشان دادن نهایت قدردانی از او و زنده نگه داشتن اصول رهبری اش این، کتاب مربی تریلیون دلاری را بنویسند. بیل برجسته ترین مربی ایی بود که در سیلیکون ولی به مدیران آموزش می داد. او برای خود اصولی داشت که بسیار به آنها متعهد بود. اریک اشمیت و جاناتان روزنبرگ با همراهی آلن ایگل کتاب گوگل چگونه کار می کند را نیز تالیف کرده اند. خلاصه کتاب مربی تریلیون دلاری بیل کمپل معتقد بود که در مدیریت انتخاب های بزرگتری نیز وجود دارند مانند صرف زمان برای نشان دادن علاقه ی صمیمانه به زندگی افراد تیم تا آنجا که به خاطر بیاورید بچه هایشان به کدام مدرسه می روند. مربیگری میتواند حتی از مشاور و راهنمای با تجربه و معتمد برای حرفه و تیم ها مهمتر باشد. در حالی که مشاوران کلمات عاقلانه به کار میبرند، مربیان آستین خود را بالا میزنند و وارد عمل میشوند. فقط به توانایی شما باور ندارند، آنها برای کمک به افراد در شناخت توانایی هایشان وارد عرصه می شوند، آینه ای روبروی افراد میگیرند تا اینکه بتوانند نقاط ضعف خود را ببینند و در مقابل کار کردن روی حساسیت هایشان مسئول باشند. آنها مسئولیت بهترکردن افراد را به عهده میگیرند بدون اینکه توقع داشته باشد از دستاوردهای آنها اعتبار کسب کنند. و مدل بیل کمپل برای مربیگری فوق العاده و بی نقص بود. او مدت زمان چشمگیری را برای ایجاد اطمینان، شفافیت، اهمیت، قابلیت اطمینان، و تاثیر روی هر تیمی که م




































