پرش به محتوای صفحه

مدیریت کارآفرینی

در این دسته کتاب‌هایی درباره راه‌اندازی و اداره کسب‌وکار، نقش دولت در حمایت از کارآفرینان و شرکت‌های دانش‌بنیان گرد آمده است.
کتاب‌های این دسته۴ کتاب
چینشپرفروش‌ترین
جلد کتاب الگوهای تصمیم گیری کارآفرینان روشها،چارچوبها و نقشه های ذهنی(رویکرد کیفی)
۸۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آموزش کارآفرینی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی

کولین جونز

ترجمه‌ی یعقوب مهارتی، مریم راشکی، زهرا همت

دانشگاه فردوسی مشهد

۵٪۱۰۰٬۰۰۰۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه مقالات سیاستگذاری توسعه کارآفرینی
۱۰٪۵۱۰٬۰۰۰۴۵۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خدمات دانش‌بنیان در عصر دیجیتال

محمد موسی‌خانی

دانشگاه تهران

۱۰٪۱٬۱۰۰٬۰۰۰۹۹۰٬۰۰۰تومان

درباره‌ی مدیریت کارآفرینی

هر کسب‌وکاری روزی فقط یک فکر بوده است: یک آشپزخانه‌ی کوچک، یک نرم‌افزار نیمه‌کاره، یک کارگاه اجاره‌ای. مدیریت کارآفرینی همان دانشی است که به این فکر شکل می‌دهد، آن را می‌سنجد و کمک می‌کند تبدیل شود به چیزی که پا بگیرد. این صفحه برای سه گروه نوشته شده است: دانشجوی مدیریت و کارآفرینی، کسی که می‌خواهد کسب‌وکار خودش را راه بیندازد و پژوهشگری که دنبال منبع درباره‌ی سیاست‌گذاری و توسعه‌ی کارآفرینی است.

در ادامه می‌خوانید کتاب مدیریت کارآفرینی چه چیزهایی را پوشش می‌دهد، تفاوت کتاب نظری با کتاب عملی چیست، چطور از میان منبع‌ها انتخاب کنید و چه اشتباه‌هایی هنگام راه‌اندازی کسب‌وکار زیاد تکرار می‌شود. چند کتاب نمونه هم معرفی کرده‌ایم که مشخصات هر کدام در صفحه‌ی خودش است.

مدیریت کارآفرینی یعنی چه؟

کارآفرین کسی است که فرصتی می‌بیند، منابع لازم را جمع می‌کند و ریسک راه‌اندازی چیزی تازه را می‌پذیرد. مدیر کسی است که یک مجموعه را اداره می‌کند تا هدفش را بگیرد. مدیریت کارآفرینی این دو نقش را کنار هم می‌نشاند: هم دیدن فرصت و هم اداره‌ی روزمره‌ی آن.

این دو مهارت همیشه در یک نفر جمع نمی‌شود. بعضی آدم‌ها ایده‌های درخشان دارند و از حسابداری بیزارند. بعضی دیگر مدیران دقیقی هستند که هیچ‌وقت خودشان چیزی را شروع نکرده‌اند. کتاب‌های این حوزه کمک می‌کنند بفهمید کدام سمت شما قوی‌تر است و برای سمت ضعیف‌تر چه باید یاد بگیرید.

اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، درس مدیریت کارآفرینی معمولا این پرسش‌ها را باز می‌کند: ایده‌ی خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ بازار را چطور بشناسیم؟ سرمایه از کجا بیاید؟ تیم را چطور بسازیم؟ کی ادامه بدهیم و کی متوقف شویم؟ هر کدام از این پرسش‌ها فصل مفصل خودش را در کتاب‌های درسی دارد.

ریشه‌های فکری: کارآفرینی از نگاه اقتصاددان‌ها و مدیران

کارآفرینی موضوع تازه‌ای نیست. یوزف شومپیتر، اقتصاددان اتریشی، کارآفرین را عامل «تخریب خلاق» می‌دانست: کسی که با محصول یا روش تازه، شیوه‌های قدیمی را کنار می‌زند و بازار را دگرگون می‌کند. این تعبیر هنوز در کتاب‌های درسی این رشته زیاد نقل می‌شود.

پیتر دراکر، نویسنده‌ی شناخته‌شده‌ی مدیریت، کارآفرینی را کمتر یک ویژگی شخصیتی و بیشتر یک رفتار قابل آموزش می‌دید. یعنی به گفته‌ی او هر کسی می‌تواند روش نظام‌مند دیدن فرصت را یاد بگیرد. این نگاه پایه‌ی خیلی از دوره‌های آموزشی کارآفرینی در دانشگاه‌هاست.

وقتی کتاب نظری این رشته را می‌خوانید، معمولا به این دو نگاه و چند نگاه دیگر برمی‌خورید. جالب اینجاست که اقتصاددان‌ها بیشتر به نقش کارآفرین در رشد اقتصادی توجه می‌کنند و مدیرها بیشتر به راه‌اندازی و اداره‌ی شرکت. اگر علاقه‌مند بحث‌های کلان‌تر هستید، دسته‌ی اقتصاد هم پیشنهاد می‌شود.

کتاب مدیریت کارآفرینی برای چه کسی است؟

نخستین قدم این است که بدانید کتاب را برای چه هدفی می‌خرید. مخاطب‌های اصلی این حوزه را می‌شود به چند گروه تقسیم کرد.

دانشجوی رشته‌های مدیریت

درس کارآفرینی در بیشتر رشته‌های مدیریت، صنعتی و اقتصاد ارائه می‌شود. دانشجو به کتابی نیاز دارد که مفاهیم و نظریه‌ها را منظم پیش ببرد و بشود از آن آزمون داد.

کسی که می‌خواهد کسب‌وکار راه بیندازد

این خواننده کمتر دنبال نظریه است و بیشتر می‌خواهد بداند از کجا شروع کند: ایده را چطور بسنجد، طرح کسب‌وکار چطور بنویسد، با چه ریسک‌هایی روبه‌رو می‌شود. البته پایه‌ی نظری هم برایش بی‌فایده نیست.

پژوهشگر و سیاست‌گذار

کسی که درباره‌ی نقش دولت، قوانین، حمایت‌ها و زیرساخت‌ها فکر می‌کند، سراغ مجموعه‌مقاله‌ها و کتاب‌های سیاست‌گذاری می‌رود. این متن‌ها معمولا تخصصی‌ترند و برای پایان‌نامه هم منبع خوبی هستند.

مدیر یا صاحب کسب‌وکار موجود

کسی که مدتی است کار می‌کند و می‌خواهد سازمانش را نوآورتر کند، به کتاب‌هایی درباره‌ی کارآفرینی سازمانی و خدمات تازه علاقه دارد.

مفاهیم، نظریه‌ها، مدل‌ها و کاربردها: یک کتاب جامع چه دارد؟

کتابی با عنوان «کارآفرینی (مفاهیم نظریه‌ها مدل‌ها و کاربردها)» از همین نوع متن‌های جامع است. از عنوانش پیداست که می‌توان انتظار داشت مباحث را از تعریف‌ها تا مثال‌های عملی مرور کند. کتاب‌هایی از این دست برای شروع مناسب‌اند چون تصویر کلی می‌دهند.

وقتی چنین کتابی را باز می‌کنید، به احتمال زیاد این بخش‌ها را می‌بینید:

  • مفاهیم: تعریف کارآفرین، کارآفرینی و کسب‌وکار کوچک.
  • نظریه‌ها: دیدگاه‌های اقتصادی، روان‌شناختی و اجتماعی درباره‌ی این‌که چرا بعضی‌ها کارآفرین می‌شوند.
  • مدل‌ها: چارچوب‌هایی برای تحلیل فرصت و ساختن طرح کسب‌وکار.
  • کاربردها: نمونه‌ها و تمرین‌هایی که مفهوم را به عمل نزدیک می‌کند.

یادتان باشد که ما کتاب را به صورت جزئی توصیف نمی‌کنیم و آنچه می‌گوییم از عنوانش برمی‌آید. برای دیدن فهرست مطالب و جزئیات، به صفحه‌ی خود کتاب سر بزنید.

خدمات دانش‌بنیان و شرکت‌هایی که با دانش کار می‌کنند

یکی از تحول‌های چند دهه‌ی اخیر، بالا رفتن سهم خدمات و فناوری در اقتصاد است. شرکت دانش‌بنیان شرکتی است که ارزشش را بیشتر از پژوهش، فناوری و نوآوری می‌گیرد تا از مواد خام یا کار ساده‌ی یدی. در ایران هم این واژه در سیاست‌های حمایتی زیاد به گوش می‌رسد.

کتابی با عنوان «خدمات دانش‌بنیان در عصر دیجیتال» به تلاقی همین دو موضوع می‌پردازد: خدماتی که بر پایه‌ی دانش ساخته می‌شوند و در فضایی دیجیتال ارائه می‌شوند. برای کسی که فکر می‌کند کسب‌وکار آینده‌اش خدماتی است و نه کالایی، چنین موضوعی می‌تواند مفید باشد.

وقتی درباره‌ی خدمات دانش‌بنیان می‌خوانید، چند پرسش کلیدی را در ذهن داشته باشید: مشتری من دقیقا برای چه چیزی پول می‌دهد؟ دانش من چگونه به محصولی قابل فروش تبدیل می‌شود؟ کپی کردن آن چقدر ساده است؟ پاسخ این‌ها فرق یک ایده‌ی شخصی با یک کسب‌وکار پایدار را روشن می‌کند.

سیاست‌گذاری توسعه‌ی کارآفرینی: نقش دولت و نهادها

کارآفرین در خلأ کار نمی‌کند. قوانین مالیاتی، شرایط دریافت مجوز، دسترسی به وام، نهادهای حمایتی و حتی فرهنگ عمومی، همه بر موفقیت او اثر می‌گذارند. بخشی از کتاب‌های مدیریت کارآفرینی به همین محیط بیرونی می‌پردازد.

«مجموعه مقالات سیاستگذاری توسعه کارآفرینی» از عنوانش پیداست که مجموعه‌ای از مقاله‌هاست. مجموعه‌مقاله‌ها معمولا چند نگاه را کنار هم می‌گذارند و اگر با موضوع آشنا باشید، بهتر از یک کتاب واحد به شما جهت می‌دهند. اما اگر تازه‌کار باشید، ممکن است خواندنش سنگین باشد. بهتر است اول یک متن جامع بخوانید و بعد سراغ مجموعه‌مقاله بروید.

پرسش‌های رایج در این حوزه از این قبیل است: چه سیاستی کارآفرینی را تشویق می‌کند؟ آیا حمایت مالی مستقیم بهتر است یا فراهم کردن زیرساخت؟ چطور می‌توان اثر یک سیاست را سنجید؟ پاسخ‌ها یکسان نیست و اقتصاددان‌ها و جامعه‌شناس‌ها اغلب اختلاف‌نظر دارند. برای بعد اجتماعی ماجرا، دسته‌ی جامعه‌شناسی هم مفید است.

مسیر مدیریت کارآفرینی از ایده تا راه‌اندازی

برای این‌که بدانید کتاب‌ها در کدام مرحله به کارتان می‌آیند، مسیر کلی راه‌اندازی را ساده می‌کنیم.

  1. دیدن فرصت: مشکلی را در اطرافتان پیدا کنید که مردم حاضرند برایش راه‌حل بخرند.
  2. سنجیدن ایده: پیش از خرج کردن پول، با چند مشتری احتمالی حرف بزنید. ببینید واقعا نیاز دارند یا فقط تعارف می‌کنند.
  3. نوشتن طرح کسب‌وکار: بنویسید چه می‌فروشید، به چه کسی، با چه هزینه و از چه راهی درآمد می‌آورید.
  4. تأمین منابع: سرمایه، تیم، مکان و تجهیزات. اینجا مدیریت مالی و انسانی وارد می‌شود.
  5. راه‌اندازی آزمایشی: با مقیاس کوچک شروع کنید و واکنش بازار را ببینید.
  6. اصلاح و رشد: بر اساس بازخورد اشتباه‌ها را درست کنید و بعد گسترش بدهید.

هر مرحله کتاب و منبع خودش را دارد. کتاب جامع برای مرحله‌ی یک تا سه لازم است، کتاب مدیریت مالی و بازاریابی برای مرحله‌ی چهار و پنج، و کتاب سازمانی برای مرحله‌ی شش. یعنی یک کتاب هرگز کافی نیست و خوب است یاد بگیرید از هر کتاب فقط سهم لازم را بردارید.

داستانک: دو نفر با یک ایده

فرض کنید دو دوست تصمیم می‌گیرند کافه‌ای کوچک باز کنند. یکی از آن‌ها همان هفته اجاره‌ی مغازه‌ای را می‌بندد، وسیله می‌خرد و تابلو می‌زند. دیگری چند هفته در محله قدم می‌زند، تعداد رهگذرها را می‌شمرد، کافه‌های اطراف را می‌بیند و با صاحبان‌شان حرف می‌زند.

این داستان نتیجه‌ی قطعی ندارد. شاید اولی خوش‌شانس باشد و کافه بگیرد. اما احتمال بیشتر این است که دومی هزینه‌ی کمتری بپردازد و درس‌های بیشتری بگیرد. مدیریت کارآفرینی همین را می‌آموزد: شهود مهم است، ولی سنجش هم لازم است. کتاب‌ها ابزارهای سنجش را به شما می‌دهند، نه جواب نهایی.

از این مثال نتیجه نگیرید که همیشه باید صبر کرد. گاهی سرعت لازم است. مسئله این است که بدانید چه چیزی را می‌دانید و چه چیزی را نمی‌دانید. آدمی که از نادانسته‌هایش خبر دارد، ریسکش را حساب‌شده‌تر می‌پذیرد.

اشتباه‌های رایج در کارآفرینی که کتاب‌ها هشدار می‌دهند

بسیاری از کتاب‌های این رشته، چه نظری چه عملی، درباره‌ی چند اشتباه تکراری هشدار می‌دهند. اگر بدانید کجا زمین می‌خورند، احتمال افتادن‌تان کمتر می‌شود.

عاشق ایده شدن، نه مشتری

خیلی‌ها آن‌قدر به ایده‌شان دل می‌بندند که مشتری را فراموش می‌کنند. ایده وقتی ارزش دارد که کسی برایش پول بدهد.

ندیدن هزینه‌های پنهان

اجاره، حقوق، مالیات، تعمیر و تبلیغات چیزهایی هستند که در ابتدا کم‌رنگ دیده می‌شوند. طرح مالی ساده اما واقع‌بینانه نجاتتان می‌دهد.

کار تنها

راه‌اندازی بدون شریک یا مشاور ممکن است، ولی سخت‌تر است. کتاب‌های مدیریت کارآفرینی درباره‌ی تیم‌سازی و تقسیم نقش‌ها فصل‌های مفصلی دارند.

توقف بعد از اولین موفقیت

بازار عوض می‌شود. کسب‌وکاری که فقط به گذشته‌اش تکیه کند، کم‌کم عقب می‌ماند. مفهوم نوآوری مداوم در این کتاب‌ها جای پررنگی دارد.

خوانده‌ها را به کار نبستن

شاید بزرگ‌ترین اشتباه این باشد که ده کتاب بخوانید و هیچ اقدامی نکنید. کتاب قرار است شما را به عمل برساند، نه جانشین عمل شود.

چطور کتاب مدیریت کارآفرینی را انتخاب کنیم؟

وقتی می‌خواهید کتاب مدیریت کارآفرینی بخرید، چند نکته‌ی ساده وجود دارد که انتخاب را راحت‌تر می‌کند.

  • هدف را معلوم کنید: درس، پژوهش، یا راه‌اندازی واقعی؟ هر کدام متن متفاوتی می‌خواهد.
  • به عنوان فرعی توجه کنید: عبارت‌هایی مثل «مفاهیم و نظریه‌ها» یعنی متن آکادمیک، «مجموعه مقالات» یعنی تخصصی و چندصدا.
  • سال انتشار را ببینید: کارآفرینی به فناوری و بازار وابسته است. کتاب قدیمی‌تر برای مبانی خوب است، اما برای فضای دیجیتال شاید کافی نباشد.
  • ناشر و نویسنده را بررسی کنید: مشخصات هر کتاب در صفحه‌ی خودش است و می‌توانید پیش از سفارش با هم مقایسه‌شان کنید.
  • یک کتاب جامع بخرید و بقیه را بعدا: لازم نیست کتابخانه‌تان را در یک روز پر کنید.

موجودی این دسته فعلا محدود است. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز به‌روز می‌شود و اگر کتاب مورد نظرتان فعلا نبود، بعدا دوباره سر بزنید.

مدیریت کارآفرینی و علوم انسانی: چرا با هم دیده می‌شوند؟

شاید تعجب کنید که مدیریت کارآفرینی در گروه علوم انسانی و اجتماعی جا گرفته است. دلیلش این است که کارآفرینی فقط عدد و فرمول نیست. انگیزه، رفتار، فرهنگ، اعتماد و روابط بین آدم‌ها در آن نقش دارند. بحث‌های روان‌شناسی و جامعه‌شناسی در بسیاری از کتاب‌های آن دیده می‌شود.

مثلا پرسش «چرا در یک جامعه کارآفرین بیشتری ظهور می‌کند؟» فقط پاسخ اقتصادی ندارد. باورهای مردم درباره‌ی ریسک، احترام به کار مستقل و رفتار با شکست هم مهم‌اند. برای این جنبه‌ها می‌توانید به دسته‌ی علوم انسانی و اجتماعی سر بزنید و کتاب‌های هم‌جوار را ببینید.

و اگر می‌خواهید بدانید چطور می‌شود مهارت‌های کارآفرینی را به نسل بعد آموزش داد، دسته‌ی علوم تربیتی و آموزش نگاه تازه‌ای می‌دهد.

چند تمرین ساده برای کسی که تازه شروع می‌کند

خواندن خوب است، اما آدم با انجام دادن هم یاد می‌گیرد. اگر می‌خواهید همزمان با کتاب چند تمرین کوچک انجام دهید، این‌ها را امتحان کنید.

فهرست مشکل‌ها

یک هفته هر مشکلی که در زندگی روزمره‌تان می‌بینید یادداشت کنید. مشکل‌هایی که تکرار می‌شوند، بهترین نقطه‌ی شروع ایده‌اند.

گفت‌وگو با ده نفر

با ده نفر درباره‌ی مشکلی که پیدا کرده‌اید صحبت کنید. نپرسید «آیا ایده‌ی من را می‌خرید؟» بپرسید «آخرین بار این مشکل را چطور حل کردید؟» جواب‌های دوم راست‌تر است.

یک صفحه طرح

کسب‌وکار فرضی‌تان را در یک صفحه بنویسید: مشتری، مشکل، راه‌حل، راه درآمد، هزینه‌ی اصلی. اگر در یک صفحه جا نشد، هنوز ایده‌تان شفاف نیست.

محاسبه‌ی ساده‌ی سربه‌سر

حساب کنید ماهانه چقدر باید بفروشید تا هزینه‌هایتان درآید. عدد دقیق مهم نیست؛ مهم این است که بدانید مقیاس مسئله چقدر است.

نکته‌های خواندن کتاب کارآفرینی برای پژوهش و پایان‌نامه

اگر پژوهشگر هستید، از کتاب‌های این دسته برای ساختن چارچوب نظری استفاده کنید. یک کتاب جامع مثل متن مفاهیم و نظریه‌ها به شما کمک می‌کند تعریف‌ها را درست نقل کنید. مجموعه‌مقاله‌ها هم به شما ایده‌های تازه و منبع‌های بیشتر می‌دهند، چون هر مقاله فهرست منبع خودش را دارد.

برای پایان‌نامه‌ی کارآفرینی بهتر است موضوع را کوچک انتخاب کنید. مثلا به جای «کارآفرینی در ایران» به یک صنعت، یک شهر یا یک گروه مشخص بپردازید. هر چه موضوع دقیق‌تر باشد، منبع مناسب پیدا کردن هم ساده‌تر می‌شود.

هنگام استفاده از هر منبع، شرایط بازار آن دوره را در نظر بگیرید. کتابی که در دوره‌ای نوشته شده که شرایط اقتصادی متفاوت بوده، ممکن است در بعضی بخش‌ها امروز به همان شکل صادق نباشد. اینجا قضاوت خودتان لازم است و کتاب فقط یک صدا در گفت‌وگوست.

مشتری، بازار و بازاریابی در مدیریت کارآفرینی

هر کسب‌وکار تازه دیر یا زود با یک پرسش ساده روبه‌رو می‌شود: چه کسی از ما می‌خرد؟ کتاب‌های مدیریت کارآفرینی معمولا بخشی را به شناخت بازار اختصاص می‌دهند. در این بخش‌ها یاد می‌گیرید مشتری را به گروه‌های مشخص تقسیم کنید و برای هر گروه نیاز و توان خرید را جدا بسنجید.

یک اصل ساده که در بیشتر این متن‌ها تکرار می‌شود این است که همه‌ی مردم مشتری شما نیستند. کسی که می‌گوید «محصول من برای همه است»، معمولا هنوز نمی‌داند اولین مشتری‌اش کیست. انتخاب یک گروه کوچک و دقیق، مثلا دانشجوهای یک رشته یا ساکنان یک محله، هم هزینه‌ی تبلیغ را پایین می‌آورد و هم بازخورد روشن‌تری می‌دهد.

بازاریابی هم فقط تبلیغ نیست. قیمت‌گذاری، شیوه‌ی توزیع، بسته‌بندی و حتی نام محصول همه بخشی از آن هستند. اگر دنبال کتابی می‌گردید که این جنبه‌ها را جدا توضیح دهد، ممکن است به جز این دسته سراغ کتاب‌های بازاریابی بروید. اما برای شروع، فصل بازار در یک کتاب جامع کارآفرینی معمولا کافی است.

مدیریت مالی برای کسی که تازه کسب‌وکار راه انداخته

بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک نه به خاطر ایده‌ی بد، که به خاطر نقدینگی از بین می‌روند. یعنی در روزی که باید اجاره یا حقوق بپردازند پول در دسترس ندارند، حتی اگر روی کاغذ سودآور باشند. این تفاوت میان سود و پول نقد از مهم‌ترین درس‌هایی است که کتاب‌های این حوزه باز می‌کنند.

چند مفهوم پایه‌ای که خوب است بشناسید:

  • هزینه‌ی ثابت و متغیر: اجاره ثابت است و مواد اولیه متغیر. تفکیکشان به شما می‌گوید هر فروش اضافه چقدر به جیب‌تان می‌آید.
  • نقطه‌ی سربه‌سر: حداقل فروشی که هزینه‌ها را پوشش می‌دهد.
  • سرمایه در گردش: پولی که برای اداره‌ی روزمره لازم است، جدا از سرمایه‌ی اولیه‌ی راه‌اندازی.
  • منبع تأمین مالی: پس‌انداز شخصی، شریک، وام یا حمایت نهادها؛ هر کدام شرایط و خطر خودش را دارد.

این‌ها بحث‌هایی هستند که کتاب‌های مدیریت کارآفرینی به آن می‌پردازند، اما اگر خودتان می‌خواهید حساب‌وکتاب دقیق داشته باشید، بهتر است با یک حسابدار یا مشاور مالی هم صحبت کنید. کتاب چارچوب فکری می‌دهد و جای حسابدار را نمی‌گیرد.

تیم‌سازی و رهبری در کسب‌وکار نوپا

در ابتدای راه، خیلی از کارآفرین‌ها همه‌ی کارها را خودشان انجام می‌دهند. اما وقتی کسب‌وکار کمی رشد کرد، باید یاد بگیرند کار را تقسیم کنند. اینجاست که مدیریت به کمک کارآفرینی می‌آید. استخدام اولین همکار یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های روانی این مسیر است، چون باید اعتماد کنید و بخشی از کنترل را رها کنید.

کتاب‌ها در این باره چند نکته‌ی تکراری دارند. اول، انتظارها را از همان ابتدا روشن بگویید. دوم، نقش‌ها و مسئولیت‌ها را بنویسید تا بعدا دعوا نشود. سوم، اگر شریک دارید، درباره‌ی سهم و راه خروج پیش از شروع به توافق برسید، چون بحث درباره‌ی آن وقتی کسب‌وکار سودآور یا زیان‌ده شده بسیار سخت‌تر است.

رهبری هم در همین دوره شکل می‌گیرد. کارآفرینی که خودش الگوی رفتار تیم است، بیش از هر دستورالعمل روی فرهنگ مجموعه اثر می‌گذارد. این بخش شاید نظری به نظر برسد، اما تیم‌هایی که از ابتدا فرهنگ روشنی دارند، در بحران‌ها بهتر دوام می‌آورند.

نوآوری در سازمان‌های موجود

کارآفرینی فقط برای آدم‌هایی نیست که از صفر شروع می‌کنند. شرکت‌ها و سازمان‌های قدیمی هم برای ماندن به نوآوری نیاز دارند. به این کار گاهی کارآفرینی سازمانی می‌گویند: کارمندان و مدیران فرصت‌های تازه را در دل سازمان پیدا می‌کنند و پیش می‌برند.

اگر شما مدیر هستید و می‌خواهید این فرهنگ را در مجموعه‌تان بسازید، کتاب‌هایی مانند «خدمات دانش‌بنیان در عصر دیجیتال» می‌توانند زاویه‌ی تازه‌ای بدهند: دیجیتال شدن چه فرصت‌هایی برای خدمات فعلی ما باز می‌کند؟ کدام کار قدیمی را می‌شود با دانش تازه بهتر انجام داد؟

در عمل، نوآوری سازمانی با چند مانع روبه‌رو است: ترس از شکست، ساختار سخت و بی‌انگیزگی. چون این موانع بیشتر انسانی‌اند تا فنی، کتاب‌های مدیریتی و کارآفرینی برای شناختنشان کمک خوبی هستند.

خواندن را به تصمیم تبدیل کنید

پس از خواندن هر فصل، یک برگه بردارید و سه چیز بنویسید: چه چیزی یاد گرفتم، این را کجای کار خودم می‌توانم امتحان کنم و چه سؤالی هنوز بی‌جواب مانده است. این روش ساده باعث می‌شود کتاب فقط خوانده نشود و به تصمیم‌های کوچک برسد. بعد از چند فصل، فهرست تصمیم‌ها نقشه‌ی اولیه‌ی کار شما می‌شود.

اگر با دوستان یا همکاران کتاب می‌خوانید، هر هفته یک فصل را با هم بحث کنید. کارآفرینی بیشتر با گفت‌وگو پیش می‌رود تا با مطالعه‌ی تنها. حتی یک گروه کوچک سه‌نفره می‌تواند نگاه‌های تازه‌ای بیاورد که در تنهایی به ذهنتان نمی‌رسید.

پرسش‌های پرتکرار درباره‌ی کتاب مدیریت کارآفرینی

برای شروع کارآفرینی کدام کتاب را اول بخوانم؟

یک کتاب جامع که مفاهیم و مدل‌ها را با هم بیاورد، مثل متن‌هایی که عنوان مفاهیم، نظریه‌ها و کاربردها دارند، نقطه‌ی شروع معقولی است. بعد بسته به هدف‌تان به سراغ کتاب مالی، بازاریابی یا سیاست‌گذاری بروید.

آیا با خواندن کتاب می‌شود کارآفرین شد؟

کتاب کمک می‌کند بهتر تصمیم بگیرید، ولی جای تجربه را نمی‌گیرد. کارآفرینی بدون عمل ممکن نیست. کتاب را کنار یک اقدام کوچک بخوانید تا اثرش را ببینید.

خدمات دانش‌بنیان یعنی چه و آیا فقط برای شرکت‌های بزرگ است؟

یعنی خدماتی که ارزششان از دانش، پژوهش و نوآوری می‌آید. لزوما بزرگ نیستند؛ گاهی یک تیم کوچک هم می‌تواند خدمتی دانش‌بنیان بسازد. کتاب «خدمات دانش‌بنیان در عصر دیجیتال» به این موضوع از زاویه‌ی دیجیتال می‌پردازد.

کتاب سیاست‌گذاری به درد کارآفرین می‌خورد؟

برای کارآفرین معمولی شاید ضروری نباشد، ولی اگر بخواهید قوانین و حمایت‌ها را بشناسید یا درباره‌ی محیط کسب‌وکار پژوهش کنید، مفید است.

مجموعه‌مقاله بخرم یا کتاب معمولی؟

اگر تازه‌کارید، کتاب معمولی و پیوسته. اگر با موضوع آشنایید و می‌خواهید چند دیدگاه را ببینید، مجموعه‌مقاله انتخاب مناسبی است.

آیا نسخه‌ی چاپی این کتاب‌ها را می‌شود آنلاین سفارش داد؟

بله. نسخه‌ی چاپی را می‌توانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحه‌ی خودش است و قیمت و موجودی هر روز به‌روز می‌شود.

این کتاب‌ها جای مشاور کسب‌وکار را می‌گیرند؟

نه. کتاب بینش و چارچوب می‌دهد ولی درباره‌ی وضع مشخص کسب‌وکار شما نظر نمی‌دهد. برای تصمیم‌های مالی و حقوقی مهم، با یک متخصص مشورت کنید.

جمع‌بندی: از خواندن تا ساختن

مدیریت کارآفرینی رشته‌ای است که هم به آدم‌هایی که می‌خواهند چیزی بسازند کمک می‌کند و هم به کسانی که می‌خواهند بفهمند چرا بعضی جامعه‌ها بیشتر می‌سازند. کتاب‌های جامع مفاهیم را می‌دهند، کتاب‌های خدمات دانش‌بنیان افق تازه نشان می‌دهند و مجموعه‌مقاله‌های سیاست‌گذاری نگاه کلان‌تر را باز می‌کنند.

حالا نوبت شماست. هدفتان را روشن کنید، یک کتاب مناسب برگزینید و کنار آن یک قدم عملی بردارید. کتاب‌های این دسته را ببینید و نسخه‌ی چاپی مورد نیازتان را آنلاین سفارش بدهید.