گاهی دلتان میخواهد چیزی بخوانید که مثل داستان خوانده شود، اما بدانید واقعی است. نه رمانی که نویسنده ساخته و نه مقالهای خشک و پر از ارجاع؛ چیزی در میانه: نوشتهای که یک آدم واقعی دربارهی تجربهی واقعی خودش، با قلمی زنده و ادبی نوشته است. دستهی «جستار و ناداستان ادبی» کتابجم جای همین نوشتههاست: جستار، یادداشت، خاطرهنگاری، نامه، روایت شخصی، تأمل دربارهی کتاب و ادبیات و هر متنی که از واقعیت شروع میکند و با زبان ادبیات پیش میرود.
این صفحه برای کسی نوشته شده که میخواهد کتاب جستار و ناداستان ادبی بخواند و نمیداند از کجا شروع کند. میگوییم این ژانر دقیقا چیست، با داستان و مقاله و خاطره چه فرقی دارد، برای چه خوانندهای مناسب است و چطور کتاب درست را انتخاب کنید.
جستار چیست؟ ناداستان ادبی چیست؟
جستار نوشتهای است نسبتا کوتاه که نویسنده در آن دربارهی یک موضوع فکر میکند، بیآنکه بخواهد حکم نهایی بدهد. یعنی نویسنده به خواننده نمیگوید «حقیقت این است»؛ میگوید «من دربارهی این موضوع اینطور فکر میکنم، بیایید با هم بیندیشیم». جستار میتواند از یک خاطرهی کوچک شروع شود، به یک کتاب برسد و به یک نتیجهی غیرمنتظره ختم شود.
ناداستان ادبی اصطلاح گستردهتری است. یعنی هر نوشتهی مبتنی بر واقعیت که از فنون ادبیات، مثل روایت، تصویر، لحن و ساختار استفاده کند. خاطرهنگاری، سفرنامه، نامهنگاری، یادداشت روزانه و گزارشهای ادبی همه در این گروه میگنجند. نوشتهی ناداستان ادبی مثل داستان لذتبخش است، اما ادعایش دربارهی واقعیت است، نه خیال.
پس اگر میپرسید کتاب جستار و ناداستان ادبی چه تفاوتی با رمان دارد، جواب کوتاه این است: در رمان نویسنده جهان میسازد، اما در این ژانر نویسنده جهان واقعی را از زاویهی شخصیاش نشان میدهد.
فرق جستار با مقاله، خاطره و داستان کوتاه
در ظاهر چند نوع نوشته شبیه هماند و مرزهایشان همیشه روشن نیست. اما چند تفاوت ساده به شما کمک میکند.
جستار و مقاله
مقاله معمولا ساختار سفتتری دارد: مسئله، بحث، نتیجه. لحنش رسمیتر و هدفش اطلاعرسانی یا اثبات است. جستار آزادتر است، صدای شخصی نویسنده در آن شنیده میشود و میتواند به جاهای غیرمنتظره برود. مقاله میخواهد قانع کند، جستار میخواهد شما را در فکر کردن همراه کند.
جستار و خاطره
خاطره بازگویی رویدادهای گذشته است. جستار ممکن است از خاطره شروع کند، اما فقط بازگو نمیکند؛ دربارهی معنای آن هم فکر میکند. به عبارتی، خاطره میگوید «چه شد» و جستار میپرسد «این چه معنایی دارد».
جستار و داستان کوتاه
داستان کوتاه شخصیتها و رویدادهای ساختگی دارد، هرچند ممکن است از واقعیت الهام گرفته باشد. جستار و ناداستان ادبی متعهد به واقعیتاند. این فرق ساده است، اما در خواندن اثر بزرگی دارد: وقتی میدانید آنچه میخوانید واقعا رخ داده، حس متفاوتی نسبت به آن پیدا میکنید.
خوانندهی این دسته کیست؟
کتاب جستار و ناداستان ادبی برای چند نوع خواننده جذاب است.
اول، کسانی که رمان میخوانند و میخواهند برای تنوع چیز دیگری امتحان کنند. برای آنها ناداستان ادبی پلی است بین داستان و واقعیت: لذت روایت را دارد، اما با دنیای واقعی سروکار دارد.
دوم، علاقهمندان به نوشتن. خواندن جستار به نویسندهی جوان یاد میدهد چطور از تجربهی شخصی متن بسازد. بسیاری از کسانی که میخواهند وبلاگنویسی، ستوننویسی یا خاطرهنویسی را جدی بگیرند، از همین نوع کتابها الهام میگیرند.
سوم، خوانندگانی که وقت کمی دارند. جستار معمولا کوتاه است و میشود هر شب یکی دو تا از آنها را خواند. برای کسی که نمیتواند سراغ رمان چهارصد صفحهای برود، مجموعهی جستار انتخاب مناسبی است.
چهارم، آدمهایی که دوست دارند از زندگی دیگران بیاموزند. روایت شخصی، نامه و خاطره فرصت نگاهکردن به زندگی دیگران را میدهد و همین باعث میشود گاهی زندگی خودمان را بهتر ببینیم.
کتاب و کتابخوانی، موضوع همیشگی جستار
یکی از موضوعهای محبوب جستارنویسان خود کتاب و خواندن است. در فهرست این دسته چند عنوان دیده میشود که به همین موضوع نزدیکاند. عنوان «آناکارنینای مشکلگشا: درسهای زندگی از ادبیات روس» نشان میدهد که کتابی هست که از دل ادبیات روس، درسهایی برای زندگی بیرون میکشد. اگر دوست دارید بدانید ادبیات چطور میتواند در زندگی روزمره به کار بیاید، چنین کتابهایی برای شما هستند.
عنوان «کاش کتابت زانو داشت (گزیده ای از نامه های خوانندگان کافه پیانو به نویسنده)» به رابطهی خواننده و نویسنده میپردازد و از عنوانش پیداست که نامههای خوانندگان در آن جمع شده است. این نوع کتابها برای کسانی جذاباند که میخواهند بدانند خوانندهها چه واکنشی به کتابها نشان میدهند.
و «کتاب در هر نسل ، جلد 1 ، در هر نسل» هم به نظر میرسد به همین حوزهی کتاب و خواندن تعلق دارد. اگر به فرهنگ کتاب علاقه دارید، پیشنهاد میکنیم به مشخصات این کتاب در صفحهی خودش نگاه کنید و ببینید آیا با سلیقهی شما جور است.
روایت شخصی، یادداشت و قصههای واقعی
بخش دیگری از این دسته، روایتهای شخصی است: نویسنده از تجربهی خودش مینویسد، گاهی با قصه، گاهی با یادداشت. عنوانهایی مثل «رازهای من (دو یادداشت و هفت قصه)» و «اتاق کار (یازده روایت از عشق، تعلیق و گیره های کاغذ)» از عنوانشان پیداست که مجموعهای از روایتها و یادداشتهای کوتاهاند.
مجموعههای کوتاه یک مزیت بزرگ دارند: اگر یکی از نوشتهها را دوست نداشتید، نوشتهی بعدی چند صفحه بیشتر فاصله ندارد. به همین دلیل برای کسی که تازه با این ژانر آشنا میشود، مجموعهی یادداشتها و روایتهای کوتاه راه خوبی برای شروع است.
عنوان «مگر ایران خانم مادرت نبود؟!» هم لحنی صمیمی و گفتوگویی دارد. چنین عنوانهایی معمولا کتابهایی را نشان میدهند که با زبان زنده و محاورهای نوشته شدهاند. اگر زبان روزمره را در ادبیات دوست دارید، به این دسته از کتابها فرصت بدهید.
فرهنگنامه، نقلقول و مرجعهای ادبی
در این دسته نوشتههایی هم هست که به شکل مرجعاند تا روایت. عنوانی مثل «فرهنگ نقلقولهای مشاهیر» از همین نوع است و برای کسانی که دوست دارند جملههای مشهور را دمدست داشته باشند مفید است. البته چنین کتابی را معمولا از اول تا آخر نمیخوانند؛ گاهی باز میکنند و از یک صفحه لذت میبرند.
نوشتن و سخنرانی، هدیهدادن و انتخاب جملهی مناسب برای یک مناسبت از جمله کاربردهای چنین کتابی است. اما یادتان باشد که هر نقلقولی را باید با احتیاط به کار برد، چون همیشه معلوم نیست گویندهی اصلی جمله کیست. یک کتاب مرجع خوب معمولا منبع نقلقولها را هم میآورد.
جستار و ادبیات: پیوند با شعر، رمان و نقد
جستار و ناداستان ادبی همسایهی نزدیک چند ژانر دیگر است. اگر رمان میخوانید، به رمان ایرانی و رمان خارجی هم سر بزنید. اگر از زبان فشرده و تصویری لذت میبرید، شعر معاصر برایتان جذاب است.
اگر میخواهید دربارهی اینکه ادبیات چگونه خوانده میشود بیشتر بدانید، دستهی نقد و نظریه ادبی را ببینید. و برای کسی که داستان کوتاه را دوست دارد، مجموعه داستان ایرانی جای خوبی است. همهی اینها زیر مجموعهی ادبیات و داستان قرار دارند.
جالب است بدانید که مرز این ژانرها گاهی مبهم است. بعضی کتابها هم داستان دارند و هم یادداشت، هم خاطره دارند و هم تأمل. اگر کتابی را در یک ژانر دستهبندی نتوانستید، نگران نباشید؛ همین ابهام گاهی نشانهی خلاقیت است.
تاریخچهی کوتاه جستار در ادبیات جهان و فارسی
واژهی جستار در فارسی برای ترجمهی مفهومی به کار رفته که در ادبیات اروپا با نام «اسی» شناخته میشود. این قالب در ادبیات جهان سابقهی چند قرن دارد و نویسندگان زیادی در سراسر جهان به آن پرداختهاند. در ادبیات فارسی هم نوشتههایی وجود داشته که به روح جستار نزدیک بودهاند، مثل یادداشتهای شخصی، نامهها و دیباچههایی که نویسنده در آنها دربارهی زندگی و ادبیات فکر میکرد.
امروز جستار در ایران هم خواننده دارد و هم نویسنده. برخی نویسندهها ستونهای روزنامه و مجله را به جستار اختصاص دادهاند و بعد آنها را در قالب کتاب منتشر کردهاند. به همین دلیل بسیاری از کتابهای این دسته مجموعهای از نوشتههای پراکندهاند که بعدا کنار هم آمدهاند.
اگر میخواهید تاریخ دقیقتری از این قالب بدانید، به کتابهای نقد و نظریه ادبی مراجعه کنید. اما برای لذتبردن از یک کتاب جستار، لازم نیست تاریخش را بدانید؛ کافی است بخوانید.
ناداستان ادبی: خاطره، سفر، نامه و یادداشت روزانه
ناداستان ادبی گروه بزرگی از نوشتههاست و اگر به آن دقیقتر نگاه کنیم چند شاخه پیدا میکنیم. خاطرهنگاری: نویسنده رویدادهای گذشتهی خودش را با نظر و احساس بازگو میکند. سفرنامه: تجربهی جایهای تازه با نگاه شخصی. نامهنگاری: مکاتبههای واقعی که بعدا منتشر میشوند و از رابطهی نویسنده با دیگران خبر میدهند. یادداشت روزانه: روایت روزها به شکل کوتاه و بیواسطه.
هر کدام از این شاخهها حس متفاوتی به خواننده میدهد. خاطرهنگاری حس نوستالژی میآورد. سفرنامه حس کشف. نامه حس نزدیکی. یادداشت روزانه حس همراهی با زندگی یک آدم. کتاب جستار و ناداستان ادبی از همهی اینها بهره میبرد و برای همین مجموعهای متنوع از تجربههای خواندن به شما میدهد.
در انتخاب، از خودتان بپرسید کدام یک بیشتر با حال و هوای این روزهایتان جور است. گاهی به یک نامهی صمیمانه نیاز داریم و گاهی به یک سفرنامهی پرماجرا.
صدای نویسنده: چرا لحن در این ژانر مهم است؟
در رمان، شخصیتها حرف میزنند و نویسنده پشت صحنه میماند. اما در جستار و ناداستان، نویسنده مستقیم با شما حرف میزند. لحن او، یعنی طنز، جدیت، نرمی یا تندی، همهچیز کتاب را میسازد. اگر لحن نویسنده را دوست نداشته باشید، خواندن کتاب سخت میشود، حتی اگر موضوعش جذاب باشد.
پس پیش از خرید، اگر امکان دارد، عنوان و توضیح کتاب را ببینید و حس کنید لحنش چگونه است. عنوانهایی که طنز دارند، عنوانهایی که ادبی و رسمیاند، و عنوانهایی که مثل یک جمله از دهان آدم بیرون آمدهاند، هر کدام حال و هوای متفاوتی نشان میدهند.
یک راه ساده این است که نویسندهای را دنبال کنید. اگر از یک کتاب او خوشتان آمد، به کتابهای دیگرش هم سر بزنید. در این ژانر، رابطهی خواننده با نویسنده بلندمدتتر از بسیاری از ژانرهای دیگر است.
مطالعهی کوتاه و منظم: چند پیشنهاد عملی
یکی از مزیتهای بزرگ این دسته این است که با زندگی شلوغ سازگار است. لازم نیست ساعتها وقت بگذارید؛ ده تا بیست دقیقه در روز کافی است. چند پیشنهاد ساده برای گنجاندن جستار در برنامهی روزانه وجود دارد.
- یک جستار پیش از خواب. آرامترین زمان برای خواندن نوشتهای کوتاه و شخصی است.
- یک جستار در مسیر رفتوآمد. اگر از حملونقل عمومی استفاده میکنید، کتاب کوچک و سبک بردارید.
- یک جستار در وقت استراحت. به جای مرور اخبار، یک نوشتهی کوتاه بخوانید.
- یک جستار در آخر هفته. برای وقتی که وقت بیشتری دارید و میخواهید کمی هم فکر کنید.
با این روش، در عرض یک ماه چند جستار خواندهاید بیآنکه احساس کنید وقت زیادی صرف کردهاید. این همان چیزی است که کتاب جستار و ناداستان ادبی را برای خیلی از آدمها جذاب میکند.
نوشتن به سبک جستار: چند راهنمایی ساده
بسیاری از خوانندگان این دسته خودشان هم میخواهند بنویسند. اگر شما هم چنین ذوقی دارید، چند توصیهی ساده میتواند شروع را آسان کند. اول، از یک تصویر یا خاطرهی مشخص شروع کنید، نه از یک بحث کلی. دوم، از خودتان بپرسید این تجربه چه معنایی دارد و چرا برای من مهم است. سوم، صادق باشید؛ خواننده صداقت را از دور تشخیص میدهد.
چهارم، ویرایش کنید. جستار خوب معمولا از چند بار بازنویسی میآید. پنجم، از خواندن کتابهای دیگر الهام بگیرید، اما تقلید نکنید. صدای شما باید صدای خودتان باشد، نه صدای نویسندهی محبوبتان.
اگر میخواهید جدیتر این مسیر را دنبال کنید، خواندن چند مجموعهی جستار، یادداشت و روایت شخصی بهترین کلاس است. هر کتاب، یک درس دربارهی این است که چطور میشود از واقعیت روزمره چیزی خواندنی ساخت.
عنوانهای عجیب و پرانتزدار: چطور از آنها سر دربیاوریم؟
در این دسته عنوانهای بلند و پرانتزدار زیاد میبینید و ممکن است اولش گیج شوید. اما همین عنوانها اغلب اطلاعات مفیدی میدهند. وقتی میخوانید «گزیدهای از نامههای خوانندگان» یا «یازده روایت» یا «دو یادداشت و هفت قصه»، میفهمید کتاب مجموعهای از نوشتههای کوتاه است، نه یک متن پیوستهی بلند.
عنوانهایی که شمارهی جلد دارند، مثل «جلد ۱»، یعنی کتاب بخشی از مجموعهای بزرگتر است. قبل از خرید ببینید آیا جلدهای دیگر هم منتشر شده و آیا میخواهید همه را بخوانید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و ناشر و تعداد صفحه را هم همانجا میبینید.
و اگر عنوان کتاب مثل جملهای گفتوگویی یا سؤالی طنزآمیز است، احتمالا لحن کتاب هم صمیمی است. این نشانهها را کنار هم بگذارید تا پیش از خرید تصویر روشنتری داشته باشید.
چطور کتاب جستار و ناداستان ادبی را انتخاب کنیم؟
برای انتخاب یک کتاب جستار و ناداستان ادبی، چند پرسش ساده را از خودتان بپرسید.
- چه حسی میخواهم: تأمل، سرگرمی، همدلی یا الهام؟
- چقدر وقت دارم: یک مجموعهی کوتاهنوشته یا یک روایت بلند؟
- موضوع چیست: کتاب و ادبیات، زندگی شخصی، شهر، عشق، یا چیز دیگر؟
- لحن چگونه است: صمیمی و محاورهای یا رسمی و ادبی؟
- نویسنده چه کسی است و آیا از کارهای دیگرش خوشم آمده؟
بعد به عنوان و مشخصات کتاب در صفحهی خودش نگاه کنید. عنوانهایی که توضیح داخل پرانتز دارند، مثل «(دو یادداشت و هفت قصه)»، معمولا از ساختار کتاب خبر میدهند و انتخاب را آسانتر میکنند.
چگونه جستار بخوانیم؟
خواندن جستار با خواندن رمان کمی فرق دارد. رمان شما را با داستان جلو میبرد؛ جستار با فکر. پس لازم نیست عجله کنید. هر جستار را میتوانید در یک نشست بخوانید و بعد چند دقیقه دربارهاش فکر کنید. اگر نویسنده مثالی از تجربهی خودش آورده، از خودتان بپرسید: من چنین تجربهای داشتهام؟
یک روش خوب این است که کتاب را کنار تخت یا روی میز کار بگذارید و هر روز فقط یک جستار بخوانید. مجموعههای کوتاه برای همین ساخته شدهاند. در طول یکی دو ماه، کتاب تمام میشود و شما هم عادت مطالعهی منظم پیدا کردهاید.
اگر میخواهید بنویسید، همین که جستار میخوانید کافی است تا شروع کنید. بعد از هر جستار، خودتان هم چند خط دربارهی موضوع مشابهی بنویسید. کمکم صدای خودتان پیدا میشود.
اشتباههای رایج در خواندن ناداستان ادبی
- انتظار داستان کامل. در جستار همیشه گره و گرهگشایی نیست؛ گاهی فقط یک فکر است که ادامه دارد.
- باور به هر ادعا. ناداستان ادبی از دید شخصی نویسنده نوشته میشود و لزوما تمام حقیقت نیست.
- خواندن همهی کتاب در یک نشست. مجموعهی جستارها بهتر است آهسته و در چند روز خوانده شود.
- مقایسه با رمان. جستار قواعد خودش را دارد و با رمان فرق میکند.
- رها کردن کتاب در صفحههای اول. ژانر جستار گاهی دیر گرم میشود. اگر بعد از یکی دو نوشته حس خوبی پیدا نکردید، کتاب دیگری امتحان کنید.
مهمترین اشتباه شاید این باشد که فکر کنیم این ژانر برای همه یکسان است. برای هر خواننده یک لحن مناسبتر است. برای بعضی، کتابی صمیمی و محاورهای؛ برای بعضی، متنی فشرده و ادبی. با امتحان کردن، لحن خودتان را پیدا میکنید.
یک داستان کوتاه: نامهای که خواننده را عوض کرد
خوانندهای را تصور کنید که سالها فقط رمان میخواند. یک روز در کتابفروشی به مجموعهای از نامههای خوانندگان به یک نویسنده برمیخورد و از سر کنجکاوی آن را برمیدارد. شب اول فقط چند نامه میخواند، اما متوجه میشود دارد به زندگی آدمهای واقعی گوش میدهد.
بعضی نامهها او را میخندانند و بعضی غمگین میکنند. به چیزی میرسد که در رمانها کمتر دیده بود: احساس نزدیکی به آدمهایی که هرگز نمیشناسد. و این حس او را به سراغ کتابهای دیگری از همین جنس میفرستد؛ خاطره، یادداشت، جستار.
این مسیر برای بسیاری از خوانندهها تکرار میشود. ناداستان ادبی شما را از داستان جدا نمیکند، بلکه چشمتان را به واقعیت هم باز میکند. و شاید همین باشد که این ژانر را اینقدر ارزشمند میکند.
کتاب جستار و ناداستان ادبی برای هدیه
کتابهای این دسته هدیهی خوبیاند، چون اغلب کوتاه، صمیمی و قابلخواندن در هر لحظه هستند. برای دوستی که کتابخوان است، کتابی دربارهی کتاب و خواندن مناسب است. برای کسی که به نوشتن علاقه دارد، مجموعهای از یادداشتها یا جستارها. و برای کسی که وقت کمی دارد، مجموعهای از روایتهای کوتاه.
پیش از خرید، مشخصات کتاب را در صفحهی خودش بخوانید تا مطمئن شوید نوع نوشته و لحن آن به سلیقهی گیرنده میخورد. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
در پایان، یادتان باشد که هیچ فهرستی جای سلیقهی شخصی شما را نمیگیرد. اگر کتابی را که دیگران ستودهاند دوست نداشتید، گناه از شما نیست؛ ژانر جستار بیش از هر چیز به ذوق و حال خواننده بستگی دارد. با کتابهای کوتاه شروع کنید، چند نویسنده را امتحان کنید و از تجربهی خواندن لذت ببرید.
پرسشهای پرتکرار دربارهی کتاب جستار و ناداستان ادبی
جستار دقیقا یعنی چه؟
نوشتهای کوتاه و شخصی که نویسنده در آن دربارهی یک موضوع فکر میکند، بیآنکه حکم قطعی بدهد. جستار از تجربهی نویسنده شروع میشود و اغلب به نتیجهای غیرمنتظره میرسد.
برای شروع کدام کتاب مناسب است؟
مجموعههای کوتاه یادداشت و روایت، چون اگر نوشتهای را دوست نداشتید، بعدی چند صفحه بیشتر فاصله ندارد. کتابهایی که دربارهی موضوعی که به آن علاقه دارید، مثل ادبیات یا کتابخوانی هستند، هم انتخاب خوبیاند.
ناداستان ادبی با مقاله چه فرقی دارد؟
ناداستان ادبی از فنون ادبیات، مثل روایت و تصویر، استفاده میکند و لحن شخصی دارد. مقاله معمولا ساختار رسمیتر دارد و هدفش اطلاعرسانی یا اثبات است.
آیا این کتابها واقعیاند یا ساختگی؟
هدف ناداستان ادبی روایت واقعیت است، اما از دید شخصی نویسنده. پس آنچه میخوانید از تجربهی واقعی میآید، ولی ممکن است تفسیر شخصی هم داشته باشد. هر کتاب را بر اساس همین میزان بخوانید.
برای نوشتن چه کتابی بخوانم؟
هر کتاب جستار و ناداستان ادبی که از لحنش خوشتان میآید میتواند الهامبخش باشد. اگر میخواهید بنویسید، به لحن و ساختار جستارها دقت کنید و بعد از هر کتاب یک متن کوتاه بنویسید.
آیا میتوانم نسخه چاپی را آنلاین سفارش بدهم؟
بله، نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
جمعبندی: واقعیت با زبان ادبیات
کتاب جستار و ناداستان ادبی جایی است که واقعیت و ادبیات به هم میرسند. اگر دوست دارید از تجربهی دیگران بیاموزید، اگر میخواهید بنویسید، یا اگر فقط دنبال متنی آرام و صمیمی برای پایان روز هستید، این دسته چیزی برای شما دارد. از یک مجموعهی کوتاه شروع کنید، آهسته بخوانید و لحن دلخواه خودتان را پیدا کنید.
حالا میتوانید کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات هر کتاب را در صفحهی خودش بخوانید و نسخه چاپی کتاب مورد نظرتان را آنلاین سفارش بدهید. بعد از آن، اگر خواستید سراغ رمان یا شعر بروید، دستههای همسایه هم منتظرتان هستند.