رمان خارجی
ابوالقاسم فردوسی
ترجمهی ماناواز الکساندریان
خانهادبیات
ابوالقاسم فردوسی
ترجمهی ماناواز الکساندریان
خانهادبیات
چطور میشود بدون بلیت و گذرنامه به یک شهر برفی در شمال اروپا رفت، در کافهای در پاریس نشست یا کنار مردی ایستاد که در آن سوی دنیا با تنهاییاش میجنگد؟ با یک رمان خارجی. این صفحه برای کسی است که میخواهد کتاب رمان خارجی بخرد و نمیداند از کجا شروع کند، برای کسی که مترجمها را با هم قاطی میکند، و برای خوانندهای که فقط میخواهد بداند این دسته چه دنیایی دارد. در ادامه فرق ترجمهها، راه شروع، اشتباههای رایج و روش خواندن رمانهای قطور را میخوانید.
هر رمان ترجمهشده دو نفر را پشت جلد دارد: نویسندهای که آن را نوشته و مترجمی که به فارسی درش آورده. برای همین در این نوشته بیشتر از خود داستانها، دربارهی انتخاب درست حرف میزنیم.
رمان خارجی به رمانی میگویند که نویسندهاش ایرانی نیست و متن اصلیاش به زبانی غیر از فارسی نوشته شده. ما آن را از راه ترجمه میخوانیم. این یعنی هر کتابی که در دست دارید، حاصل کار دو هنرمند است. نویسنده ایده و آدمها و فضا را ساخته و مترجم آن را به زبانی برگردانده که برای شما آشنا باشد.
دلیل محبوبیت این دسته ساده است: کنجکاوی. رمان بهترین راه دیدن زندگی روزمرهی مردم یک سرزمین است. تاریخ میگوید در یک سال چه اتفاقی افتاد، اما رمان نشان میدهد آدمها آن روز صبح چه خوردند، از چه ترسیدند و با همسایهشان چه حرف زدند. کسی که چند رمان از کشورهای مختلف بخواند، بیآنکه بفهمد، چیزی از فرهنگها یاد میگیرد.
دلیل دیگر تنوع است. در این دسته رمان عاشقانه هست، ماجرایی هست، جنایی هست، تاریخی و خانوادگی هست. عنوانهایی مثل «دریاچه»، «فروپاشی»، «بندر فیلی» یا «نود و سه» را که کنار هم بگذارید، از همان اسمها هم میشود فهمید که سلیقههای خیلی متفاوتی در این قفسه جا دارند.
وقتی رمانی را از زبان دیگری میخوانید، آنچه به دستتان میرسد صدای مترجم هم هست. یک متن اصلی را دو مترجم میتوانند با دو حالوهوای کاملا متفاوت به فارسی برگردانند. یکی روان و ساده مینویسد، دیگری به ساختار جملههای زبان اصلی وفادارتر میماند و متنی سنگینتر بیرون میدهد.
پیش از خرید، سه کار کوچک میتواند کمک کند. اول، نام مترجم را روی صفحهی کتاب ببینید و اگر قبلا رمانی از او خواندهاید و خوشتان آمده، به او اعتماد کنید. دوم، اگر چند ترجمه از یک رمان در فروشگاه هست، مشخصات هر کدام را کنار هم بگذارید. سوم، اگر میشود، چند خط اول کتاب را بخوانید. جملههایی که خودشان را در دهان میچرخانند و روان نیستند، معمولا نشانهی ترجمهی سختخواناند.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است، از جمله نام ناشر و مترجم. بد نیست عادت کنید همیشه آن را نگاه کنید.
بعضی رمانها مستقیم از زبان اصلی ترجمه میشوند و بعضی از ترجمهی انگلیسی یا فرانسوی همان رمان. حالت دوم را «ترجمه از زبان میانجی» مینامند. این کار همیشه بد نیست، چون گاهی مترجم زبان اصلی پیدا نمیشود و این روش کتاب را به دست خوانندگان فارسیزبان میرساند. اما هر بار که متنی از دو زبان میگذرد، احتمال دور شدن از لحن اصلی بیشتر میشود.
اگر رمان کلاسیک و پرآوازهای میخواهید، بد نیست ببینید ترجمه از چه زبانی انجام شده است. این اطلاعات معمولا در صفحهی اول کتاب آمده است. اگر ننوشته بود، نگران نباشید؛ بسیاری از ترجمههای خوب هم همینطورند. فقط بدانید که دو ترجمهی مختلف از یک کتاب، لزوما یک تجربهی خواندن نمیدهند.
اگر تازه به خواندن رمان ترجمهشده علاقهمند شدهاید، دو قاعده کمک میکند. اول، از کتاب کوتاه شروع کنید. رمانی با چند صد صفحه ممکن است شما را از خواندن دلسرد کند، در حالی که یک رمان صد و پنجاه صفحهای را در چند شب تمام میکنید و اعتمادبهنفس میگیرید. دوم، از نوعی شروع کنید که در فیلم و سریال دوست دارید. اگر معمای پلیسی را میپسندید، سراغ رمان جنایی بروید؛ اگر قصهی عاشقانه را دوست دارید، همان را انتخاب کنید.
هیچ لازم نیست اول سراغ اسمهای بزرگ بروید. خیلیها با اسمهای سنگین شروع میکنند، در صفحهی صدم خسته میشوند و نتیجه میگیرند که رمان خارجی «برای آنها نیست». خواندن یک لذت است و اجباری در کار نیست.
عنوانهایی با نام ساده و ماجرای مشخص را انتخاب کنید. رمانی مثل «مأمور مخفی» از اسمش پیداست که ماجرایی است، و «اولین عشق من» یک قصهی عاشقانه را وعده میدهد. اینها فقط از روی اسم حدس زده میشوند؛ پیش از خرید مشخصات کتاب را ببینید و مطمئن شوید همان چیزی است که دنبالش هستید.
احتمالا با ساختار قصهگویی فارسی راحت هستید. برای شما رمان ترجمهشده یک تغییر هوا است. سراغ نویسندهها و سرزمینهایی بروید که کمتر میشناسید. برای مقایسه هم میتوانید نگاهی به رمان ایرانی بیندازید و ببینید همان درونمایه در دو فرهنگ چطور روایت شده است.
طول کتاب روی تجربهی خواندن اثر مستقیم دارد. رمان کوتاه فشرده است و هر صحنهاش وزن دارد. رمان قطور فرصت میدهد با آدمها زندگی کنید، بزرگ شدنشان را ببینید و پس از تمام شدن کتاب دلتنگشان شوید.
پیش از خرید رمان قطور، از خودتان بپرسید: آیا وقت و حوصلهی چند هفته همراهی با یک کتاب را دارم؟ اگر جواب «نه» است، رمان کوتاه انتخاب بهتری است. اگر میخواهید تعطیلات را با یک کتاب بگذرانید، رمان بلند بهترین همراه است.
بعضی رمانها در چند جلد چاپ میشوند، مثل «موهیتو (۲جلدی)» که در ردیف رمان ایرانی هم دیده میشود. در صفحهی هر کتاب ببینید چند جلد است و آیا همهی جلدها با هم عرضه شدهاند. نخریدن یک جلد از مجموعه، یکی از عادیترین ناراحتیهای خریدار کتاب است.
یکی از لذتهای این دسته این است که میشود تصمیم گرفت امسال با چه ملتی بیشتر آشنا شوید. رمانهای خارجی از سرزمینهای مختلف میآیند و هر کدام آهنگ خودشان را دارند. بعضی از ادبیاتها به توصیف طبیعت و تنهایی گرایش دارند، بعضی به طنز تلخ، بعضی به خانوادههای بزرگ و رازهای پنهان.
این تعمیمها همیشه دقیق نیستند و هر نویسنده استثنای خودش است. اما اگر یک ماه فقط رمانهایی از یک زبان یا یک منطقه بخوانید، شباهتها و تفاوتها را کمکم حس میکنید. این تمرین ساده، مطالعه را از یک عادت به یک ماجراجویی تبدیل میکند.
اگر ماجراجویی خیالیتری میخواهید، دستهی علمیتخیلی و فانتزی هم بخش بزرگی از رمانهای ترجمهشده را در خود دارد. و اگر به عشق و رابطه علاقه دارید، به رمان عاشقانه سر بزنید.
موجودی کتابها تغییر میکند، اما این چند عنوان تصویری از تنوع دسته میدهند. دربارهی هر کدام فقط از روی اسمش حرف میزنیم و برای جزئیات باید صفحهی خود کتاب را ببینید:
یادتان باشد: اسم کتاب فقط نقطهی شروع است. برای اینکه بدانید کتابی به کارتان میآید یا نه، مشخصات و توضیح صفحهی خودش را بخوانید.
بعضی کتابها عددی کنار اسمشان دارند، مثل «کلاسیک های مدرن ۳۰ (محنت مرد)». این عدد نشان میدهد کتاب بخشی از یک مجموعه است و شمارهاش جای آن را در آن مجموعه مشخص میکند. لازم نیست برای فهمیدن داستان جلدهای قبلی را خوانده باشید؛ در بسیاری از مجموعههای ادبی هر کتاب مستقل است. اما اگر مجموعهی داستانی است که ماجرا از جلدی به جلد دیگر ادامه پیدا میکند، از جلد اول شروع کنید.
اگر عاشق ظاهر یکدست قفسهی کتاب هستید، خرید کتابهای یک مجموعه از یک ناشر کمک میکند که شکل و قطع جلدها به هم بخورد. این سلیقهای است و به خود رمان ربطی ندارد، ولی کسی که کتابخانهی مرتب دوست دارد، به آن اهمیت میدهد.
بعضی رمانهای قدیمی و قطور، هم در نسخهی کامل و هم در نسخهی کوتاهشده چاپ شدهاند. نسخهی کوتاه برای کسی که میخواهد فقط داستان را بداند و وقتش کم است، مفید است. اما اگر میخواهید تجربهی واقعی رمان را داشته باشید، نسخهی کامل بهتر است، چون حالوهوا و جزئیات در خلاصه از دست میرود.
روی جلد یا در مشخصات کتاب معمولا نوشته شده که نسخه کامل است یا تلخیص. اگر نوشته نبود، حجم کتاب و توضیح ناشر میتواند سرنخ باشد. کتابی که از رمانی هزار صفحهای فقط صد صفحه دارد، احتمالا تلخیص است.
در این میان بعضی ترجمهها هم «بازنویسی» هستند، یعنی مترجم داستان را با زبان سادهتری تعریف کرده، مخصوصا برای نوجوانها. این هم کار مشروعی است، به شرط اینکه بدانید چه میخرید.
اینها چیزهایی است که خیلی از خریدارها بعدا از آن پشیمان میشوند:
هیچکدام از اینها جدی نیستند، اما با یک نگاه به صفحهی کتاب قابل پیشگیریاند. به قول قدیمیها، گوش شنوا بهتر از پشیمانی است.
یکی از دلایلی که بعضیها رمان ترجمه را نیمهکاره رها میکنند، اسمهاست. در بعضی رمانها هر شخصیت چند اسم دارد: اسم کامل، اسم کوچک، لقب و اسم خودمانی. خواننده گیج میشود که این «ایوان» همان «وانیا» است یا نه. اگر این اتفاق افتاد، لازم نیست ناامید شوید.
چند راه ساده هست. کنار کتاب یک کاغذ کوچک بگذارید و اسم شخصیتهای اصلی را با یک توضیح کوتاه بنویسید. در نیمهی اول کتاب معمولا شخصیتها زیادند و بعدا کمکم دور آدمهای اصلی جمع میشوند. اگر جدول نسبها یا فهرست شخصیتها در ابتدای کتاب آمده، از آن استفاده کنید. و اگر کتاب واژهنامه یا پانوشت دارد، آنها را جدی بگیرید، چون مترجم آنها را برای همین دقیقا آورده است.
تجربه نشان میدهد که حدود صد صفحهی اول سختترین بخش است. پس از آن، آدمها آشنا میشوند و روایت شتاب میگیرد. اگر تا آنجا دوام آوردید، معمولا تا آخر کتاب همراه میمانید.
خواندن رمان قطور با شلوغی امروز کار سادهای نیست. اما اگر روزی بیست صفحه بخوانید، یک رمان چهارصد صفحهای را در حدود بیست روز تمام میکنید. عادت خواندن پیش از خواب، چه بیست دقیقه و چه نیم ساعت، از هر برنامهی سنگینی موفقتر است.
بعضیها مسیر رفتوآمد را به وقت مطالعه تبدیل میکنند. بعضی دیگر فقط آخر هفتهها میخوانند. هر کدام از این روشها خوب است، به شرطی که برای خودتان قابل ادامه باشد. مهم نیست کتاب را چند ماه در دست داشتهاید؛ مهم این است که دوستش داشته باشید.
یک ترفند دیگر این است که دو کتاب را همزمان بخوانید: یک رمان سنگین برای وقتی که سر حال هستید و یک رمان سبک برای شبهایی که خستهاید. اینطور هیچ شبی بدون کتاب نمیماند.
هدیه دادن کتاب کار سختی است، چون باید سلیقهی طرف مقابل را بشناسید. چند اصل کمک میکند. برای کسی که خوانندهی حرفهای است، از او بپرسید چه کتابهایی را قبلا خوانده تا تکراری نخرید. برای کسی که تازه خواندن را شروع کرده، رمان کوتاه و ماجرایی انتخاب کنید. برای کسی که از داستانهای غمگین گریزان است، قصهای سبک و شاد.
اگر میخواهید هدیهتان پرمعنا باشد، رمانی را انتخاب کنید که خودتان دوست داشتهاید و چند خط دستی داخل آن بنویسید. کتابی که با یادداشت شخصی داده شود، سالها میماند.
اگر میخواهید خواندن رمان ترجمه را جدی بگیرید، یک برنامهی ساده میتواند راهنمای شما باشد. سه ماه اول را به رمانهای کوتاه و ماجرایی اختصاص دهید تا دستتان گرم شود. سه ماه بعد سراغ رمانهایی بروید که مضمون اجتماعی و روانی دارند. سه ماه سوم، رمانهای قطورتر را امتحان کنید. و سه ماه آخر، دنبال ادبیاتی بگردید که تا حالا نخواندهاید، مثلا از کشوری که کمتر دربارهاش میدانید.
اگر به کتابهای دیگری دربارهی ادبیات و نگاه عمومیتر به این هنر علاقه دارید، میتوانید دستهی ادبیات و داستان را ببینید. و اگر میخواهید بدانید منتقدان چطور دربارهی رمان فکر میکنند، نقد و نظریه ادبی نقطهی خوبی برای شروع است.
وقتی جلوی قفسه ایستادهاید، بد نیست بدانید هر نوع رمان چه قولی به شما میدهد. این تقسیمبندی دقیق نیست و بسیاری از رمانها چند ژانر را با هم دارند، اما برای انتخاب اولیه کافی است.
این رمانها دربارهی آدمهای معمولی و مشکلات همیشگیشاناند: پول، رابطه، خانواده، آرزوهایی که برآورده نشدند. خوانندهی صبور از آنها لذت میبرد، چون ریتم آرامتری دارند و به درون آدمها میروند. اگر دوست دارید بعد از تمام شدن کتاب هم مدتها به شخصیتها فکر کنید، این نوع مناسب شماست.
اینجا قصه سریع پیش میرود، هر فصل سؤالی تازه میسازد و خواننده کنجکاو میماند. برای کسی که وقت کمی دارد یا میخواهد رمان بخواند اما خسته است، انتخاب مناسبی است. عنوانهایی که از رمز، مأمور و ماجرا حرف میزنند معمولا در این گروه میگنجند.
عشق در همهی زبانها قصه دارد، و هر ملتی آن را کمی متفاوت روایت میکند. اگر رمان عاشقانه میخواهید، به فرهنگی که نویسنده در آن زندگی میکند هم توجه کنید؛ آداب دوست داشتن در یک شهر ساحلی با یک روستای کوهستانی فرق دارد.
بعضی نویسندهها دورهای از گذشته را پسزمینهی قصهشان میکنند. خواندن این رمانها شما را با فضای یک عصر آشنا میکند، اما یادتان باشد رمان تاریخی کتاب تاریخ نیست. اگر دقت تاریخی میخواهید، کنارش از کتابی پژوهشی هم استفاده کنید.
رمانخوانی گاهی تنهایی است و گاهی جمعی. اگر دوستی یا همکاری دارید که به کتاب علاقه دارد، میتوانید یک رمان خارجی را همزمان بخوانید و دربارهاش حرف بزنید. این کار دو فایده دارد. اول، انگیزهی تمام کردن کتاب بیشتر میشود. دوم، وقتی نظر دیگران را میشنوید، لایههایی از رمان را میبینید که خودتان متوجه نشده بودید.
برای شروع، یک کتاب کوتاه انتخاب کنید که همه بتوانند در یک یا دو هفته تمامش کنند. جلسهها را کوتاه و ساده نگه دارید. چند سؤال ساده کافی است: کدام شخصیت را بیشتر دوست داشتید؟ پایان کتاب را چطور دیدید؟ اگر جای قهرمان بودید چه میکردید؟ همینها گفتوگویی میسازند که از هر تحلیل رسمیای جذابتر است.
اگر میخواهید بعد از رمان چیزی دربارهی شکلهای دیگر ادبیات بخوانید، نمایشنامه و فیلمنامه برای کسانی که قصهی تصویری و گفتوگو را دوست دارند، انتخاب طبیعی بعدی است.
کسانی که زبان دیگری میخوانند، گاهی رمان ترجمه را کنار متن اصلی میگذارند. این روش قدیمی و مؤثر است، به شرط اینکه ترجمه را جای متن اصلی نگیرید. بگذارید ابتدا همان بخش را به زبان اصلی بخوانید، هر جا گیر کردید، سراغ ترجمه بروید و ببینید مترجم چه کرده است.
این کار اتفاق جالبی هم دارد: متوجه میشوید کجاها ترجمهی تحتاللفظی ممکن نیست و مترجم مجبور شده معادل فارسی بسازد. همینجاها است که میفهمید چرا مترجم خوب کم است و چرا حرف زدن از ترجمهی خوب اینقدر مهم است.
البته برای کسی که فقط میخواهد رمان بخواند و کاری به زبانآموزی ندارد، همان ترجمهی روان کافی است. فقط خواستیم بدانید که رمان ترجمه میتواند چیزی بیشتر از سرگرمی هم باشد.
جواب یکسانی برای همه وجود ندارد. رمانی کوتاه با موضوعی که دوست دارید انتخاب کنید. اگر معما دوست دارید، رمان جنایی؛ اگر عاشقانه دوست دارید، رمان عاشقانه. در مشخصات هر کتاب میتوانید نام ناشر و مترجم را ببینید و بر آن اساس تصمیم بگیرید.
هر مترجم لحن، انتخاب واژه و ریتم جملهی خودش را دارد. بعضی ترجمهها روانترند و بعضی به متن اصلی وفادارترند. اگر دو ترجمه از یک رمان دارید، چند صفحهی اول هر دو را مقایسه کنید و همان را که راحتتر میخوانید انتخاب کنید.
لازم نیست. مگر اینکه رمان بخشی از یک مجموعه با ماجرای پیوسته باشد. در این صورت بهتر است از جلد اول شروع کنید. بقیهی رمانها را به هر ترتیبی که دوست دارید بخوانید.
بعضی مناسباند و بعضی نه. چون محتوای رمانها فرق میکند، پیش از خرید برای نوجوان، مشخصات و توضیح کتاب را ببینید. برای رمانهای مخصوص این سن، دستهی رمان نوجوان جدا است و انتخاب در آن راحتتر است.
مشخصات کتاب و توضیح روی جلد معمولا این را میگویند. حجم و تعداد صفحه هم سرنخ خوبی است. اگر مطمئن نشدید، صفحهی خود کتاب را با دقت بخوانید.
بله. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
هر روز چند صفحه بخوانید، حتی اگر کم باشد. اسم شخصیتها را بنویسید. و اگر بعد از صد صفحه هنوز دوستش نداشتید، بدون عذاب وجدان کنارش بگذارید و رمان دیگری را امتحان کنید. کتاب باید لذت بدهد.
رمان ترجمهشده دری است به دنیاهایی که شاید هرگز نبینیم. برای انتخاب درست، به مترجم و ناشر نگاه کنید، از کوتاه شروع کنید، بین کامل و خلاصه فرق بگذارید و به سلیقهی خودتان اعتماد کنید. کتاب خوب آن است که شما را به خواندن برگرداند، نه آن که فقط اسمش بزرگ باشد.
حالا میتوانید در همین دسته بگردید، مشخصات کتابها را ببینید و نسخهی چاپی مورد علاقهتان را آنلاین سفارش بدهید. اگر میخواهید کمی دورتر را هم نگاه کنید، مجموعه داستان ایرانی هم برای مقایسهی آثار ایرانی و خارجی جای خوبی است. خواندنتان خوش.