فلسفه (دانشگاه)
ملیحه صابری نجف آبادی
سمت
محمدعلی سوادی
ترجمهی مسعود جعفری جزی
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قطب علمی فلسفه دین
زبیر بشیر طه
ترجمهی شهریار نیازی، منیره اسماعیلبیگی
دانشگاه تهران
ملیحه صابری نجف آبادی
سمت
محمدعلی سوادی
ترجمهی مسعود جعفری جزی
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قطب علمی فلسفه دین
زبیر بشیر طه
ترجمهی شهریار نیازی، منیره اسماعیلبیگی
دانشگاه تهران
اگر دانشجوی رشتهی فلسفه هستید، یا خودتان را برای کنکور و آزمون ارشد آماده میکنید، یا سالهاست دلتان میخواهد فلسفه را جدی و از پایه بخوانید، جای درستی آمدهاید. این صفحه دربارهی کتابهای فلسفه در شاخهی علوم انسانی و اجتماعی است: کتابهایی که در دانشگاه تدریس میشوند، در پایاننامهها به آنها ارجاع میدهند و فیلسوفان و جریانهای فکری را با دقت معرفی میکنند.
در ادامه میگوییم کتاب فلسفهی دانشگاهی چه فرقی با کتاب فلسفهی عمومی دارد، از کجا شروع کنید، متن اصلی را بخوانید یا شرح آن را، و هنگام خرید به چه چیزهایی نگاه کنید. مثالها از عنوانهایی است که در همین دسته میبینید. اگر پرسشی دارید، بخش پرسشهای پرتکرار را هم ببینید.
در فروشگاهها و کتابفروشیها دو جور کتاب فلسفه پیدا میشود. گروه اول کتابهایی است که برای هر خوانندهی کنجکاوی نوشته شدهاند. زبانشان ساده است، مثال زیاد میآورند و فرض میکنند شما هیچ پیشزمینهای ندارید. گروه دوم کتابهایی است که در کلاس درس استفاده میشوند، با ارجاع دقیق، اصطلاحهای فنی و بحثهای تخصصی.
کتابهای این صفحه بیشتر به گروه دوم نزدیکاند. یعنی نویسنده انتظار دارد خواننده حوصلهی خواندن یک استدلال طولانی را داشته باشد. جملهها گاهی سنگیناند و برای فهمیدن یک بند باید دوباره برگردید و از اول بخوانید. این عیب کتاب نیست؛ ویژگی متن فلسفی است. در عوض، چیزی که به دست میآورید عمق است و توانایی اینکه خودتان استدلال را دنبال کنید و بسنجید.
پس پیش از خرید از خودتان بپرسید: برای چه میخوانم؟ برای درس دانشگاه؟ برای آزمون؟ برای نوشتن مقاله؟ یا فقط از سر علاقه؟ جواب این پرسش تعیین میکند که کدام کتاب به کارتان میآید.
خیلیها فلسفه را با یک کتاب بسیار سخت شروع میکنند و بعد از بیست صفحه کنار میگذارند. بهتر است مسیر را سه مرحلهای ببینید.
اول باید بدانید فیلسوفان به ترتیب زمان چه کسانی بودند و هر دوره چه پرسشهایی داشت. برای این کار یک کتاب تاریخ فلسفه بهترین انتخاب است. لازم نیست همهی جزئیات را حفظ کنید. کافی است در ذهنتان نقشهای بسازید که بعدها بتوانید جای هر فیلسوف را در آن پیدا کنید.
فلسفه شاخههای زیادی دارد: معرفتشناسی، اخلاق، منطق، فلسفهی ذهن، فلسفهی زبان، فلسفهی علم، فلسفهی دین و مابعدالطبیعه. بعد از نقشهی کلی، یکی از اینها را که بیشتر جذبتان کرده انتخاب کنید و چند کتاب دربارهاش بخوانید.
وقتی زمینه را دارید، خواندن متن خود فیلسوف لذتبخشتر میشود. در این مرحله شرحها و کتابهای تحلیلی کمک بزرگی هستند. دربارهی آنها در بخشهای بعدی بیشتر میگوییم.
در بیشتر برنامههای درسی رشتهی فلسفه، تاریخ فلسفهی غرب درس اصلی است و کتابهای آن به چند جلد تقسیم میشوند. در این دسته عنوانی مثل «تاریخ فلسفه غرب (2): اندیشه در دوره میانه» را میبینید. همین عنوان نشان میدهد که مجموعه به دورهها تقسیم شده و جلد دوم به دورهی میانه میپردازد.
اگر یک مجموعهی چندجلدی را دنبال میکنید، نکتهی مهم این است که جلدها را به ترتیب بخوانید و از یک ناشر و یک مترجم بمانید. چون اصطلاحها در ترجمههای مختلف فرق میکنند و ممکن است بین جلدها سردرگم شوید. پیش از سفارش شمارهی جلد را دقیق بخوانید. اشتباه گرفتن جلدها از شایعترین خطاهای خریداران است.
یک توصیهی عملی دیگر: هنگام خواندن تاریخ فلسفه، کنار هر فیلسوف در دفترتان سه چیز بنویسید. پرسش اصلی او چه بود، جوابش چه بود، و چه کسی با او مخالفت کرد. بعد از چند ماه دفترتان به خلاصهی ارزشمندی برای امتحان و پژوهش تبدیل میشود.
بخش بزرگی از منابع درسی دانشگاههای ایران به حکمت اسلامی مربوط است. در این دسته عنوانی مثل «درآمدی به نظام حکمت صدرائی (جلد سوم): انسانشناسی» دیده میشود. از عنوان پیداست که این جلد به بحث انسان در حکمت صدرایی میپردازد و جلدهای پیش از آن موضوعهای دیگری دارند. پس اگر تازه با این مکتب آشنا میشوید، شاید بهتر باشد از جلد اول شروع کنید.
کتاب دیگری هم هست با عنوان «فطرت» که در توضیحاش آمده برگرفته از آثار آیتالله جوادی آملی است. اینجا باید یک نکتهی مهم را در نظر بگیرید: کتابهای حکمت و فلسفهی اسلامی بخشی از سنت فکری ایراناند و خوانندگان متفاوتی دارند. بعضی برای آموزش رسمی میخوانند و بعضی برای شناخت میراث فکری. ما در اینجا دربارهی درستی یا نادرستی هیچ دیدگاهی داوری نمیکنیم؛ فقط میگوییم هر کتاب به کدام بخش از این سنت پرداخته است.
برای شروع در این حوزه، معمولا توصیه میشود ابتدا با مفهومهای پایهی حکمت اسلامی، مثل وجود و ماهیت، آشنا شوید و بعد سراغ کتابهای تخصصیتر بروید. متنهای این شاخه اصطلاحهای عربی فراوان دارند و اگر واژهنامهای کنار دستتان باشد، کار آسانتر میشود.
این یکی از بزرگترین دودلیهای دانشجویان فلسفه است. جواب کوتاه: هر دو، ولی به ترتیب درست.
متن اصلی، مثل «تاملات در فلسفه اولی» که از آثار دکارت است، صدای خود فیلسوف را میشنوید. میبینید چطور فکر میکند و چطور قدم به قدم پیش میرود. هیچ شرحی جای این تجربه را نمیگیرد. اما متن اصلی گاهی به زمینهی تاریخی و اصطلاحهای آن دوره نیاز دارد و بدون کمک ممکن است گم شوید.
شرحها، مثل «شرح اصول فلسفه دکارت و تفکرات مابعدالطبیعی»، همین کمک را میدهند. این عنوان نشان میدهد که کتاب هم اصول فلسفهی دکارت را در بر میگیرد و هم بحثهای مابعدالطبیعی او را. شرح خوب متن را باز میکند و پرسشهایی که خودتان نمیدیدید پیش رویتان میگذارد.
پیشنهاد ما این است: یک فصل از متن اصلی را خودتان بخوانید، یادداشت بردارید، بعد سراغ شرح بروید و ببینید چه چیزی را متفاوت فهمیدهاید. این شیوه اگرچه کندتر است، ولی فهم عمیقتری میدهد. نتیجهاش این است که دفعهی بعد که متن دیگری را باز میکنید، کمتر به شرح نیاز دارید.
یکی از جذابترین شاخهها برای دانشجویان رشتههای دیگر هم همین است. «فلسفهء علم تامس کوهن: درآمدی انتقادی» به دیدگاههای کوهن دربارهی علم میپردازد و همانطور که از عنوانش برمیآید، نگاهی انتقادی دارد. این کتاب برای کسی مفید است که میخواهد بداند علم چگونه پیشرفت میکند و آیا این پیشرفت تنها انباشتن اطلاعات است یا چیز دیگری.
در کنارش «دیلتای: فیلسوف علوم انسانی» را میبینید که به فیلسوفی میپردازد که دربارهی روشهای فهم علوم انسانی نوشته است. و «نظریههای مربوط به علوم انسانی (با تجدیدنظر کلی)» که از عنوانش پیداست ویرایش بازنگریشده است.
این گروه از کتابها برای چه کسانی مناسباند؟
اگر از این حوزهها به رشتههای همجوار علاقه دارید، میتوانید به دستهی جامعهشناسی و علوم تربیتی و آموزش هم سر بزنید.
سه عنوان از نمونههای این دسته به پرسشهای بنیادی فلسفه نزدیکاند: «چیستی و امکان معرفت»، «زبان و سوژگی» و «زبان دینی».
«چیستی و امکان معرفت» از همان نام پیداست که دربارهی دانستن است: دانستن چیست و آیا اصلا ممکن است. این پرسش از قدیمیترین پرسشهای فلسفه است و هنوز هم مطرح میشود. «زبان و سوژگی» به رابطهی زبان با مفهوم سوژه، یعنی فاعل شناسا، میپردازد. و «زبان دینی» به این میپردازد که وقتی دربارهی امور دینی حرف میزنیم، زبان چگونه کار میکند.
این موضوعها با هم ارتباط نزدیک دارند. بحث از معرفت به بحث از زبان میرسد، چون ما دانستههایمان را با زبان بیان میکنیم؛ و بحث از زبان به بحث از سوژه میرسد. اگر بخواهید اینها را پشت هم بخوانید، بهتر است پیش از آن یک کتاب مقدماتی دربارهی منطق و مفهوم استدلال را مرور کنید.
خیلی از دانشجویان فلسفه در سال آخر با یک مشکل عملی روبهرو میشوند: چطور یک طرحنامهی پژوهشی بنویسم؟ در فهرست نمونهها کتابی هست با عنوان «راهنمایعملیآمادهسازیطرحنامهتحقیق (2) سروش» که از همین دغدغه سرچشمه میگیرد. پیداست که برای کسانی است که میخواهند طرحنامهی تحقیق آماده کنند.
پژوهش در فلسفه با پژوهش تجربی فرق دارد. آزمایش و پرسشنامه در کار نیست؛ ابزار شما متن، استدلال و مقایسه است. برای همین طرحنامهی فلسفی باید چند چیز را روشن کند:
کتابهای راهنمای پژوهش این مراحل را باز میکنند و نمونه میدهند. پیش از خرید ببینید کتاب برای کدام مقطع نوشته شده و نمونههای آن به رشتهی شما نزدیک است یا نه.
بخش بزرگی از منابع فلسفه ترجمه است و همین انتخاب را سخت میکند. چند نکته میتواند راهنمای شما باشد.
مترجم فلسفه باید هم به زبان مبدا مسلط باشد و هم با اصطلاحهای فلسفی آشنا. ویرایش تازهتر معمولا خطاهای ویرایشهای پیشین را ندارد. عنوانهایی مثل «ویراست دوم» یا «با تجدیدنظر کلی» نشانهی این است که کتاب بازبینی شده است.
برای بسیاری از واژهها، مثل سوژه و ابژه، چند معادل فارسی رایج است. اگر یک درس دانشگاهی میخوانید، همان معادلی را دنبال کنید که استاد به کار میبرد. و اگر پژوهش میکنید، در ابتدای نوشتهتان مشخص کنید کدام معادل را انتخاب کردهاید.
کتابهایی که نویسندهی ایرانی نوشته است، اغلب با مسائل و مثالهای نزدیک به ما همراهاند و در عین حال به منابع اصلی ارجاع میدهند. اگر از خواندن ترجمهی سنگین خسته شدهاید، یک کتاب تألیفی خوب ممکن است پلی مناسب باشد.
کتاب فلسفه را نمیتوان با نگاه به جلد شناخت. پیش از سفارش این نکتهها را وارسی کنید:
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
سالها تجربهی دانشجویان نشان داده که بعضی اشتباهها بارها تکرار میشوند.
خواندن یک اثر بزرگ فلسفی بیمقدمه معمولا به ناامیدی میانجامد. پیش از آن یک کتاب مقدماتی بخوانید.
وقتی یک مجموعهی چندجلدی است، جلد سوم بدون جلد اول اغلب مبهم است. اول ترتیب را بررسی کنید.
شرح خوب مفید است، ولی جای متن را نمیگیرد. حتی اگر چند صفحه باشد، خودتان متن را بخوانید.
در فلسفه استدلال مهمتر از نتیجه است. اگر فقط نتیجهها را حفظ کنید، در امتحان تشریحی و در پژوهش دچار مشکل میشوید.
بعضی کتابها برای کارشناسیاند و بعضی برای ارشد و دکتری. سطح را از توضیح و مقدمهی کتاب بفهمید.
این برنامه فقط یک پیشنهاد است و میتوانید آن را با نیاز خودتان تغییر بدهید.
نتیجهی این شش ماه شاید یک قفسهی پر از کتاب خواندهشده نباشد؛ ولی یک ذهن منظمتر و یک عادت مطالعهی پایدار خواهید داشت.
در مقطع تحصیلات تکمیلی، نیاز عوض میشود. دیگر فقط آشنایی کلی کافی نیست و باید بتوانید در یک بحث تخصصی وارد شوید. کتابهای تحلیلی و انتقادی، مثل نمونهای که دربارهی فلسفهی علم کوهن دیدید، یا کتابهایی که یک فیلسوف را در یک زمینهی خاص بررسی میکنند، مناسب این مرحلهاند.
همچنین کتابهای روش پژوهش و نگارش مقاله در این مقطع اهمیت بیشتری دارند. یک نکتهی کاربردی: فهرست منابع هر کتاب را بهعنوان نقشهی راه ببینید. اگر کتابی بهخوبی مستند باشد، از میان منابعش میتوانید مسیر مطالعهی بعدی را پیدا کنید.
در پژوهشهای میانرشتهای هم دانستن مبانی فلسفی اهمیت دارد. اگر علاقهمند به پیوند فلسفه با تاریخ یا سیاست هستید، دستههای تاریخ و سیاست و علوم سیاسی هم میتوانند مکمل باشند.
فلسفه با هیچ رشتهای بیارتباط نیست. تاریخ اندیشه بدون فلسفه فهمیده نمیشود، جامعهشناسی به مبانی معرفتی نیاز دارد، و علوم تربیتی پشتوانهی فلسفی دارد. برای همین وقتی در این دسته گشتید، شاید دوست داشته باشید دستهی مادر، یعنی علوم انسانی و اجتماعی، را هم ببینید تا تصویر کاملتری از کتابهای همخانواده به دست آورید.
یک روش خوب این است که کنار هر کتاب فلسفه، یک کتاب از رشتهی مجاور بخوانید. مثلا وقتی دربارهی نظریههای علوم انسانی میخوانید، یک کتاب جامعهشناسی هم بخوانید تا ببینید آن نظریهها در عمل چطور به کار میروند.
کتاب فلسفه هدیهی خوبی برای دانشجو یا همکلاسی است، به شرط اینکه رشته و سطح او را بدانید. هدیه دادن یک متن سخت به کسی که تازه شروع کرده، ممکن است او را بترساند. یک کتاب مقدماتی یا تاریخی معمولا انتخاب امنتری است.
برای کتابخانهی شخصی هم پیشنهاد میشود کتابها را بر اساس موضوع مرتب کنید، نه بر اساس نویسنده. مثلا یک ردیف برای تاریخ فلسفه، یک ردیف برای معرفتشناسی، یک ردیف برای حکمت اسلامی. پیدا کردن کتاب به وقت پژوهش بسیار سادهتر میشود.
کمتر کتابی در این رشته صریحا میگوید که خواننده باید استدلال را بشناسد، اما همهی آنها این را فرض میگیرند. وقتی نویسنده مینویسد «پس نتیجه میشود که...»، انتظار دارد شما بتوانید حلقههای زنجیر را دنبال کنید. اگر این توانایی هنوز در شما شکل نگرفته، خواندن یک کتاب مقدماتی منطق کمک بزرگی است.
لازم نیست منطق ریاضی بخوانید. کافی است بدانید مقدمه چیست، نتیجه چیست، استدلال معتبر یعنی چه و مغالطهی رایج کدام است. با همین ابزار ساده، بند به بند متن را میشکافید و میفهمید کجا نویسنده قانعکننده بوده و کجا حرفش جای پرسش دارد.
خواندن بدون یادداشت در این حوزه مثل آب ریختن در غربال است. چند روش ساده ولی مؤثر وجود دارد.
بعد از هر بند مهم، یک جمله با زبان خودتان بنویسید. اگر نتوانستید، یعنی هنوز بند را نفهمیدهاید و باید دوباره بخوانید.
در انتهای دفترتان یک فهرست الفبایی بسازید. هر اصطلاح تازه را با تعریف کوتاه و شمارهی صفحهای که اولبار دیدهاید ثبت کنید. بعد از چند ماه این فهرست یک واژهنامهی شخصی میشود.
هر جا که با نویسنده موافق نبودید یا چیزی را نفهمیدید، در حاشیه علامت بگذارید. این پرسشها بعدها مادهی خام مقالهی شما میشوند و در کلاس هم سؤالهای خوبی از آنها بیرون میآید.
خیلی از دانشجویان با دو سه دوست هفتهای یک بار مینشینند و یک فصل را با هم میخوانند. هر بار یک نفر مسئول توضیح فصل است و بقیه پرسش میکنند. این کار دو فایده دارد. اول اینکه مجبور میشوید کتاب را تا جلسهی بعد تمام کنید. دوم اینکه وقتی باید مطلبی را برای دیگری توضیح بدهید، نقطههای مبهم ذهنتان آشکار میشود.
برای چنین جلسههایی بهتر است همه از یک ویرایش کتاب استفاده کنند تا شمارهی صفحهها یکی باشد. پیش از سفارش با گروهتان هماهنگ کنید که چه ناشری و چه چاپی را میگیرید.
هر چه بیشتر بخوانید، بیشتر متوجه میشوید که بعضی مفهومها مثل نخ در همهی متنها میگذرند. شناختن آنها از اول کار را سادهتر میکند.
وقتی این پنج جفت را خوب فهمیدید، در بیشتر کتابهای نمونهی این صفحه، از دکارت تا حکمت صدرایی و از کوهن تا دیلتای، ردپای آنها را میبینید. البته هر فیلسوف این مفهومها را به شیوهی خودش به کار میبرد و همین تفاوتها جذاب است.
گاهی مانع اصلی خود کتاب نیست، برداشت ما از خواندن است. چند باور رایج را مرور کنیم.
متنهای سخت معمولا دو یا سه بار خواندن میخواهند. بار اول برای دیدن مسیر کلی، بار دوم برای جزئیات. اگر بار اول همهچیز روشن نشد، ناامید نشوید.
تعداد کتاب ملاک نیست. یک کتاب را خوب خواندن و دربارهاش نوشتن، از ده کتاب سرسری ارزشمندتر است.
شارح خوب راهنماست، نه داور نهایی. اجازه بدهید متن با شما حرف بزند و بعد نظر شارح را کنارش بگذارید. اگر دو شارح با هم اختلاف دارند، معمولا همین اختلاف جای یادگرفتن است.
پرسش از اینکه چه چیزی را میتوانیم بدانیم، یا زبان چگونه معنا میسازد، در ظاهر دور از زندگی روزمره است، اما شیوهی فکر کردن و بحث کردن ما را میسازد. کسی که این ابزارها را یاد گرفته، در هر رشتهای بهتر مینویسد و بهتر گوش میدهد.
اگر هیچ پیشزمینهای ندارید، یک کتاب تاریخ فلسفه و بعد یک کتاب مقدماتی از شاخهای که دوست دارید بهترین آغاز است. از متنهای سخت اصلی در ابتدا دوری کنید.
تاریخ فلسفه میگوید چه کسی چه گفت و در چه دورهای. خود فلسفه یعنی وارد شدن در پرسشها و استدلالها. هر دو لازماند و یکدیگر را کامل میکنند.
نه. هر کسی میتواند این متنها را بخواند. فقط اگر رشتهی شما فلسفه نیست، با کتابهای مقدماتی شروع کنید و برای متنهای تخصصی زمان بیشتری بگذارید.
در بیشتر موارد بله. جلدهای بعدی معمولا به مفهومهای جلدهای پیشین تکیه دارند. شمارهی جلد را در صفحهی کتاب بررسی کنید.
معمولا ویرایش تازهتر اصلاحات بیشتری دارد، ولی اگر استادتان ویرایش مشخصی معرفی کرده، همان را بگیرید تا شمارهی صفحهها با کلاس بخواند.
بله. برای پایاننامه سراغ کتابهایی بروید که منابع دقیق دارند و به موضوعتان نزدیکاند. کتابهای روش پژوهش هم برای ساختار نوشته کمک میکنند.
نه. کتاب کمک بزرگی است، ولی گفتوگو با استاد و همکلاسیها بخش مهمی از یادگیری این رشته است.
فلسفه با یک شب خواندن آموخته نمیشود. آرام، پیوسته و با دفتر یادداشت کنار دست باید جلو رفت. اگر نقشهی کلی را از تاریخ فلسفه بگیرید، یک شاخه را انتخاب کنید و متنهای اصلی را همراه با شرح بخوانید، بعد از مدتی خواهید دید که خودتان میتوانید استدلالها را دنبال و نقد کنید.
حالا میتوانید کتابهای فلسفهی همین دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را در صفحهی خودش بخوانید و نسخهی چاپی مورد نظرتان را آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.