هر روز در دادگاههای کشور تصمیمهایی گرفته میشود که زندگی آدمها را عوض میکند: کسی تبرئه میشود، کسی محکوم، کسی حقش را میگیرد. پشت این تصمیمها دانشی هست که به آن علوم قضایی میگویند. این صفحه برای دانشجوی رشتهی علوم قضایی، داوطلب آزمون قضاوت، دانشجوی حقوق و هر کسی که میخواهد بداند کتاب علوم قضایی را چطور انتخاب کند و از کجا شروع کند، نوشته شده است.
موجودی این دسته فعلا محدود است و دو کتاب دارد: یکی دربارهی حقوق جزای عمومی و دیگری دربارهی مبانی جرمشناسی. برای همین در این مقاله بیشتر راهنمای موضوع و انتخاب کتاب مینویسیم و دربارهی هر کتاب فقط از روی عنوانش حرف میزنیم. مشخصات کامل هر کتاب در صفحهی خودش است.
علوم قضایی مجموعهی دانشهایی است که برای فهمیدن و انجام دادن قضاوت لازم است. مرکز آن حقوق است، بهویژه حقوق کیفری و مدنی، اما در کنارش چند دانش دیگر هم جا دارند: آیین دادرسی که مسیر رسیدگی را تعیین میکند، جرمشناسی که از چرایی جرم میپرسد و اخلاق حرفهای که مرز رفتار درست قاضی را میکشد.
دانشجوی این رشته باید هم قانون را بشناسد و هم بتواند قانون را بر یک ماجرای واقعی تطبیق دهد. کار قاضی تنها حفظ مواد قانون نیست. او باید ادله را بسنجد، به اظهارات گوش دهد و در نهایت تصمیمی بگیرد که هم قانونی باشد و هم عادلانه. کتابهای این حوزه کمک میکنند این مهارت پلهپله ساخته شود.
باید یک نکتهی مهم را از همین ابتدا بگوییم: کتاب علوم قضایی منبع آموزشی است و جای مشاورهی حقوقی یا وکیل را نمیگیرد. اگر مسئلهی حقوقی مشخصی دارید، با وکیل یا مشاور حقوقی صحبت کنید. کتاب میتواند به شما کمک کند بفهمید چه میپرسید، ولی دربارهی پروندهی شما نظر نمیدهد.
علوم قضایی زیر مجموعهی علوم انسانی و اجتماعی است، چون قانون و قضاوت با انسان و جامعه سروکار دارند. جرم فقط یک عمل نیست؛ پدیدهای اجتماعی است که علتهایی در خانواده، اقتصاد و فرهنگ دارد. برای فهم این جنبهها، دستهی جامعهشناسی کتابهایی دارد که نگاه اجتماعی را عمیقتر میکند.
پایهی فکری قانون هم به فلسفه برمیگردد. پرسشهایی مثل «عدالت چیست؟» یا «مجازات برای چیست؟» در فلسفهی حقوق و فلسفهی اخلاق بحث میشوند. اگر میخواهید به این پرسشها فکر کنید، دستهی فلسفه برایتان جالب است. و برای نگاه به ساختار حکومت و قدرت، دستهی سیاست و علوم سیاسی را ببینید.
مجموعهی همهی این کتابها را در دستهی علوم انسانی و اجتماعی هم میتوانید مرور کنید.
حقوق جزا شاخهای است که تعیین میکند چه اعمالی جرم است و مجازاتشان چیست. بخش عمومی آن قاعدههای کلی را میگوید که برای همهی جرمها یکسان است و بخش اختصاصی دربارهی جرمهای مشخص، مثل سرقت یا کلاهبرداری، بحث میکند. دانشجو معمولا اول عمومی را میخواند.
در حقوق جزای عمومی چند مفهوم بنیادی هست. اصل قانونی بودن جرم و مجازات میگوید هیچ عملی جرم نیست مگر قانون آن را جرم بداند و هیچ مجازاتی نیست مگر قانون آن را تعیین کرده باشد. این اصل جلوی سلیقهای عمل کردن را میگیرد. اصل دیگر، عطف به ماسبق نشدن قانون جزا است: عملی که هنگام انجام جرم نبوده، بعدا با قانون تازه جرم نمیشود.
دربارهی ارکان جرم هم معمولا سه عنصر مطرح میشود: عنصر قانونی، یعنی نص قانونی که عمل را جرم میداند؛ عنصر مادی، یعنی خود عمل؛ و عنصر روانی، یعنی قصد یا تقصیر مرتکب. کتابهای درسی این مفاهیم را با مثالهای فراوان توضیح میدهند و برای یک دانشجو، فهمیدنشان اساس همهی بحثهای بعدی است.
کتابی در این دسته با عنوان «حقوق جزای عمومی ایران (جلد اول) با اصلاحات قانون کاهش مجازات حبس تعزیری» هست. از عنوانش پیداست که جلد اول یک مجموعه است، به حقوق جزای عمومی ایران میپردازد و اصلاحات قانون کاهش مجازات حبس تعزیری را هم در نظر گرفته است.
این نکته برای دانشجو اهمیت دارد. قوانین جزایی هر چند وقت تغییر میکنند و کتابی که این تغییرها را لحاظ کرده، برای مطالعهی امروز مناسبتر است از کتابی که قانون قدیمی را توضیح میدهد. البته ما دربارهی جزئیات محتوای کتاب ادعایی نمیکنیم. اگر برایتان مهم است که کتاب دقیقا کدام اصلاحات را پوشش میدهد، مشخصات و توضیح ناشر را در صفحهی خود کتاب بخوانید.
وقتی کتاب جلد دارد، مطمئن شوید همهی جلدهای مورد نیازتان را تهیه میکنید. گاهی دانشجو فقط جلد اول را میگیرد و بعد متوجه میشود درس به جلد دوم هم نیاز دارد. سرفصل درس را با فهرست مطالب هر جلد مقایسه کنید.
حقوق جزا میگوید چه چیزی جرم است. جرمشناسی میپرسد چرا. این علم عاملهای فردی و اجتماعی جرم را بررسی میکند: فقر، تبعیض، خانوادهی ناسالم، محیط، تأثیر گروه دوستان و حتی فرصتهایی که ماجرا را ممکن میکنند. جرمشناس به دنبال محکوم کردن نیست؛ میخواهد بفهمد چه شرایطی جرم را بیشتر میکند تا بشود جلوی آن را گرفت.
جرمشناسی چند شاخه دارد. جرمشناسی نظری علتها را توضیح میدهد. جرمشناسی پیشگیرانه راههای جلوگیری را بررسی میکند. بزهدیدهشناسی به قربانی توجه میکند و نقش او در ماجرا و نیازهایش را میپرسد. سیاست جنایی هم بررسی میکند دولتها در برابر جرم چه سیاستی اتخاذ میکنند.
کتابی با عنوان «مبانی جرمشناسی (جلد دوم)» از همین خانواده است. از عنوانش برمیآید که مبانی این علم را در چند جلد توضیح میدهد و این جلد دوم است. کسی که میخواهد جرمشناسی را جدی بخواند، باید ببیند جلد اول را دارد یا نه، چون معمولا مباحث پیدرپیاند.
قانون ماهوی میگوید چه چیزی جرم است و حق چیست. آیین دادرسی میگوید برای رسیدن به رأی چه مسیری باید پیمود. شکایت چطور مطرح میشود؟ چه کسی تحقیق میکند؟ ادله را چطور جمع میکنند؟ چند مرحله رسیدگی هست؟ راه اعتراض به رأی چیست؟ همهی این پرسشها به آیین دادرسی مربوط میشود.
دانشجوی علوم قضایی معمولا هم آیین دادرسی کیفری میخواند و هم مدنی. در کیفری بحث بیشتر دربارهی دستگیری، تحقیقات مقدماتی و دادگاه است و در مدنی دربارهی دعوا، دادخواست و اجرای رأی. هر دو برای آیندهی شغلی قاضی یا وکیل ضروریاند.
چون کتابهای این دسته فعلا فقط دو عنوان دارند، ممکن است کتاب آیین دادرسی مورد نیازتان را در دستهی دیگری پیدا کنید یا بعدا اضافه شود. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و سر زدن دوباره به صفحه خالی از فایده نیست.
برای انتخاب کتاب در این رشته چند نکتهی عملی را در نظر بگیرید.
اگر دانشجو هستید، از استاد بپرسید کدام کتاب مبنای درس است. اگر داوطلب آزمون قضاوت هستید، منابع آزمون را از اطلاعیهی رسمی بردارید. هر کتابی به هر درسی نمیخورد.
در حقوق، قانون عوض میشود. کتابی که قانون منسوخ را شرح میدهد ممکن است شما را به اشتباه بیندازد. عنوانهایی مثل «با اصلاحات...» یعنی مؤلف تغییرها را لحاظ کرده است. سال چاپ و شمارهی چاپ را هم در صفحهی کتاب ببینید.
بسیاری از کتابهای حقوقی چند جلدیاند. پیش از خرید ببینید مجموعه چند جلد دارد و درس شما به کدامشان نیاز دارد.
مؤلف و ناشر کتاب حقوقی مهماند. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و میتوانید با کتابهای دیگر مقایسهشان کنید.
بعضی کتابها روان و با مثالاند و بعضی فنی و فشرده. دانشجوی سال اول از کتاب روان بیشتر بهره میبرد و کسی که آمادهی آزمون است شاید کتاب فشردهتر بخواهد.
یکی از دلیلهای محبوبیت رشتهی علوم قضایی، مسیر قضاوت است. داوطلبان آزمونهای ورود به کار قضایی معمولا باید حقوق جزا، آیین دادرسی، حقوق مدنی، حقوق اساسی و چند درس دیگر را به خوبی بلد باشند. شرایط و سرفصل آزمون از زمانی به زمان دیگر تغییر میکند، پس همیشه به اطلاعیهی رسمی رجوع کنید و به این مقاله یا هر منبع غیررسمی تکیه نکنید.
آمادگی موفق معمولا سه مرحله دارد. اول، خواندن کتاب درسی اصلی هر درس با دقت. دوم، مرور فشرده و حل نمونهسؤال. سوم، تمرین نوشتن پاسخ تشریحی، چون بخشی از آزمونها به توانایی تحلیل و بیان نیاز دارند. یک برنامهی روزانه و منظم بهتر از فشار در روزهای آخر است.
ما جای مشاور آزمون نیستیم و ضمانتی هم برای موفقیت نمیدهیم. چیزی که میتوانیم بگوییم این است که پایهی محکم در حقوق جزای عمومی و جرمشناسی به هر مسیری در علوم قضایی کمک میکند. کتابهای مربوط را با برنامه بخوانید و از تجربهی دانشجویان قدیمیتر هم بپرسید.
کتاب حقوقی پر از مفهوم و ماده است و خواندنش با رمان فرق دارد. چند روش ساده میتواند کمک کند.
مهمتر از همه این است که به جای حفظ کردن، بفهمید. قاعدهای که فلسفهاش را میدانید، دیرتر فراموش میشود و در مسئلههای تازه هم به کارتان میآید.
جزوه خلاصه است و خلاصه چیزهایی را جا میاندازد. حداقل برای مباحث مهم، کتاب اصلی را بخوانید.
حقوق زنده است و هر چند سال تغییر میکند. اگر فقط از کتاب قدیمی استفاده کنید، ممکن است حکمی را بخوانید که دیگر معتبر نیست.
شمارهی ماده به تنهایی ارزش ندارد. مهم این است که بدانید ماده چه میگوید و چرا. البته در آزمون گاهی شماره هم لازم است، ولی بعد از فهم.
قضاوت دربارهی انسان است. اگر از یاد ببرید که پشت هر پرونده آدمی هست، ممکن است تحلیلهایتان سرد و بیروح شود. جرمشناسی و بزهدیدهشناسی این نگاه انسانی را به شما یادآوری میکنند.
قاضی و وکیل باید بنویسد. رأی، لایحه و دادخواست همه نوشتناند. از دوران دانشجویی تمرین نوشتار دقیق را جدی بگیرید.
در علوم قضایی، صداقت و بیطرفی همانقدر مهم است که دانش قانونی. قاضی نباید تحت تأثیر خویشاوندی، پول یا فشار قرار بگیرد. باید به همهی طرفها فرصت شنیده شدن بدهد و تصمیمش را بر اساس دلیل بگیرد نه احساس. کتابهای اخلاق قضایی و حقوق مربوط به وظایف قاضی این بحثها را باز میکنند.
وکیل هم اخلاق حرفهای دارد: رازداری، صداقت با موکل و احترام به دادگاه. دانشجویی که آیندهاش را در وکالت میبیند، بخشی از آموزشاش باید همین مباحث باشد. حتی اگر هنوز مسیر شغلی را انتخاب نکردهاید، مطالعهی اخلاق حرفهای به شما نشان میدهد چه نوع متخصصی میخواهید باشید.
این مباحث فقط نظری نیستند. تصمیمهای قضایی در عمل روی زندگی مردم اثر میگذارند و اعتماد جامعه به دستگاه قضا به همین شفافیت و بیطرفی بستگی دارد. برای همین بسیاری از دانشگاهها درسهای اخلاق را جدی میگیرند.
نگاه انسانها به مجازات در طول تاریخ تغییر کرده است. در گذشته مجازاتهای بدنی سخت رایجتر بود و رفتهرفته حبس جای بیشتری گرفت. امروز بحث دربارهی اثر واقعی مجازات، جایگزینهای حبس و اصلاح و بازپروری مجرم ادامه دارد. عنوان «قانون کاهش مجازات حبس تعزیری» در اسم یکی از کتابهای این دسته خودش نشانهای از همین بحث است.
فیلسوفها و حقوقدانان دربارهی هدف مجازات نظرهای متفاوتی دادهاند: بازدارندگی، اصلاح، جبران و کیفر. هر نظریه قانون را به شکلی متفاوت میبیند. کتابهای مبانی حقوق جزا و جرمشناسی معمولا فصلی دربارهی همین نظریهها دارند.
اگر به تاریخ اجتماعی این موضوع علاقه دارید، دستهی تاریخ کتابهایی دارد که فضای فکری و اجتماعی دورههای مختلف را نشان میدهند. فهمیدن این که قانون از کجا آمده، به شما کمک میکند بهتر تحلیلش کنید.
برای اینکه حس رشته را بگیرید، یک ماجرای ساختگی و ساده را تصور کنید. کسی در یک مغازه چیزی برمیدارد و بدون پرداخت پول بیرون میرود. حقوق جزا اول میپرسد: آیا قانون چنین عملی را جرم دانسته است؟ اگر بله، ارکان آن کدام است؟ عنصر مادی همان برداشتن مال است. عنصر روانی یعنی آیا قصد داشته مال را ببرد یا اشتباه کرده؟ اگر فراموش کرده باشد و برگشته باشد، ماجرا فرق میکند.
جرمشناسی از زاویهی دیگری میپرسد: این آدم که بود؟ چه شرایطی او را به این کار کشانده؟ آیا نیازمند بود؟ نوجوان بود؟ اولین بار بود؟ پاسخ این پرسشها اثری بر سیاست پیشگیری دارد، ولو اینکه اثری بر حکم دادگاه نداشته باشد. و بزهدیدهشناسی میپرسد: صاحب مغازه چه آسیبی دید و چه چیزی میتواند حقش را جبران کند؟
در نهایت آیین دادرسی نشان میدهد این ماجرا چطور باید به دادگاه برسد: شکایت، تحقیق، ارزیابی دلیل، دفاع و رأی. میبینید که یک ماجرای ساده چهار دانش مختلف را به کار میگیرد. این ترکیب همان چیزی است که علوم قضایی را رشتهای پرمایه میکند. البته این مثال فقط برای فهم است و هیچ حکمی دربارهی پروندهی واقعی نیست.
دانشجوی علوم قضایی فقط با حقوق کیفری درگیر نیست. حقوق مدنی دربارهی رابطهی خصوصی افراد است: مالکیت، قرارداد، ارث، خانواده. حقوق اساسی هم ساختار حکومت و حقوق بنیادین شهروندان را توضیح میدهد. قاضی هر دو را میشناسد چون در دادگاههای مختلف ممکن است با هر کدام روبهرو شود.
اگر میخواهید کتابهای این حوزهها را هم بخرید، سرفصل دانشگاهتان مهمترین راهنما است. معمولا در سالهای اول، حقوق مدنی و مبانی حقوق را میخوانید و در سالهای بالاتر به حقوق کیفری تخصصی، آیین دادرسی و حقوق تطبیقی میرسید. با برنامهی درسی هماهنگ باشید تا کتابها را بهموقع و در جای درست به کار ببرید.
یک توصیهی کلی: کتاب مبانی حقوق را حتما بخوانید. مفاهیمی مثل حق، تکلیف، شخصیت حقوقی و ضمانت اجرا در همهی شاخهها تکرار میشوند و کسی که اینها را خوب بداند، راحتتر بقیهی درسها را میفهمد.
دانشآموختگان علوم قضایی مسیرهای مختلفی دارند. عدهای به کار قضایی میروند، به شرط قبولی در فرایند پذیرش. عدهای وکالت میکنند یا مشاور حقوقی میشوند. بعضی در نهادهای اجرایی، شرکتها یا مؤسسههای پژوهشی کار میکنند و بعضی هم آموزش و تدریس را انتخاب میکنند. شرایط هر مسیر را نهادهای مربوط تعیین میکنند و ما نمیتوانیم وعدهی قطعی بدهیم.
چیزی که همهی این مسیرها مشترک دارند، توانایی تحلیل و نوشتن دقیق است. کسی که در دوران دانشجویی متن قانونی را با دقت خوانده، مثال ساخته و استدلال نوشته باشد، در هر مسیری جلوتر است. کتابهای خوب کمک میکنند این مهارتها شکل بگیرند.
اگر هنوز تصمیم نگرفتهاید، سالهای دانشگاه فرصت خوبی است تا حوزههای مختلف را امتحان کنید: در یک پژوهش شرکت کنید، در دفتر وکالت کارآموزی کنید یا با قاضیها و وکلا حرف بزنید. کتاب پایه را بخوانید و تجربهی عملی را هم کنار آن بگذارید.
این یک پیشنهاد کلی است و باید با برنامهی دانشگاه شما تطبیق داده شود.
در هر ترم، هفتهای یک بار متن قانون یا رأیی را بخوانید و تحلیل کنید. این کار به شما نشان میدهد کتابهای نظری چطور در دنیای واقعی به کار میآیند.
متن قانون فشرده و رسمی است و اولین بار که آن را میخوانید شاید خشک به نظر برسد. اما با کمی تمرین میشود ساختارش را دید: ماده، بند، تبصره. هر ماده یک حکم دارد، بند فرعهای آن را میگوید و تبصره استثنا یا توضیح اضافه است. خواندن به همین ترتیب، متن را شفافتر میکند.
کتاب شرح قانون کمک میکند این متن را به زبان سادهتر بفهمید و ارتباط مواد با هم را ببینید. اما هیچوقت فقط به شرح اکتفا نکنید. هر بار که کتاب به مادهای ارجاع میدهد، متن اصلی را باز کنید و با چشم خودتان بخوانید. این عادت باعث میشود اگر شرح کتاب جایی سادهسازی کرده باشد، متوجه شوید.
یک تمرین خوب این است که یک ماده را بخوانید و بعد به زبان خودتان و بدون نگاه کردن بازنویسی کنید. بعد با متن اصلی مقایسه کنید. اگر چیزی را جا انداختید، بدانید کجا دقت بیشتری لازم دارید. با چند هفته تمرین، خواندن متنهای حقوقی برایتان طبیعی میشود.
حقوق جزای عمومی و مبانی حقوق را اول بخوانید. کتابی مثل «حقوق جزای عمومی ایران» از عنوانش پیداست که برای همین مبانی است. در کنارش یک مقدمهی جرمشناسی هم مفید است.
احتمالا مطالبش به جلد اول ارجاع دارد و بهتر است ترتیب را رعایت کنید. برای اطمینان، فهرست مطالب و توضیح ناشر را در صفحهی کتاب ببینید.
هیچ کتابی به تنهایی کافی نیست. آزمون چند درس دارد و باید منابع رسمی آن را ببینید. این کتابها بخشی از پایهی لازم را میدهند.
حقوق جزا میگوید چه چیزی جرم است و مجازاتش چیست. جرمشناسی میپرسد چرا جرم رخ میدهد و چطور میشود از آن پیشگیری کرد. هر دو مکملاند.
خیر. کتاب آموزشی است و دربارهی پروندهی شخصی شما نظر نمیدهد. برای مسئلهی حقوقی مشخص با وکیل یا مشاور حقوقی مشورت کنید.
سال چاپ را ببینید و به عنوانهایی که به اصلاحات اخیر اشاره دارند توجه کنید. اگر مطمئن نیستید، از استاد بپرسید.
بله. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
علوم قضایی رشتهای است که دانش دقیق قانونی را با نگاه انسانی و اجتماعی ترکیب میکند. حقوق جزای عمومی ستون آن است، جرمشناسی چرایی جرم را روشن میکند و آیین دادرسی مسیر رسیدن به رأی را نشان میدهد. کتابهایی مثل «حقوق جزای عمومی ایران» و «مبانی جرمشناسی» میتوانند در این مسیر همراه شما باشند.
کتابهای این دسته را ببینید، ببینید کدام با درس یا برنامهی شما میخواند و نسخهی چاپی مورد نیازتان را آنلاین سفارش بدهید. و یادتان باشد که هدف نهایی علوم قضایی عدالت است، نه فقط قانون.