فلسفه برای زندگی
علیاصغر سیدآبادی
ترجمهی بهزاد ملک پور اصل، محمدحسین شریف زادگان
اگر
لیندزی داوسون
ترجمهی حمیدرضا کیانی
اطراف
غلامعلی الهی
ترجمهی محمدجعفر پوینده
آناپنا
الیور برکمن
ترجمهی مریم اصغرپور
آموخته
علیاصغر سیدآبادی
ترجمهی بهزاد ملک پور اصل، محمدحسین شریف زادگان
اگر
لیندزی داوسون
ترجمهی حمیدرضا کیانی
اطراف
غلامعلی الهی
ترجمهی محمدجعفر پوینده
آناپنا
الیور برکمن
ترجمهی مریم اصغرپور
آموخته
شبهایی هست که خواب نمیآید و پرسشهایی سراغ آدم میآید که در روز جرئت نداشتیم به آنها فکر کنیم: زندگی من چه معنایی دارد؟ چرا اینقدر عصبانی میشوم؟ آیا میشود بخشید؟ من چه کسی میخواهم باشم؟ فلسفه برای زندگی دقیقا برای همین شبهاست. دستهی «فلسفه برای زندگی» کتابجم کتابهایی را جمع کرده که پرسشهای بزرگ را از آسمان میآورند روی زمین، به زبانی که لازم نیست دانشجوی فلسفه باشید تا بفهمید. در این صفحه میخوانید این کتابها چه نوعهایی دارند، از کجا شروع کنید، چطور بیترس از اصطلاحها سراغشان بروید و چطور چیزی را که میخوانید به زندگی روزمره وصل کنید.
ما وعدهی معنای زندگی نمیدهیم و نسخه هم نمیپیچیم. فلسفه نسخه نیست؛ همراه فکر کردن است. فقط راهنمای انتخاب کتاب هستیم و دربارهی هر کتاب چیزی میگوییم که از عنوان و توضیحش پیداست.
وقتی اسم فلسفه میآید، خیلیها یاد اصطلاحهای دشوار و بحثهای بینتیجه میافتند. اما فلسفه در اصل یعنی فکر کردن دقیق دربارهی چیزهایی که برایمان مهماند: حقیقت، خوبی، رنج، مرگ، دوستی، آزادی. بخشی از فلسفه بسیار انتزاعی است. بخشی دیگر، همان که این دسته دربارهی آن است، مستقیم به زندگی روزمره میرسد.
فلسفهی زندگی یعنی این که از فیلسوفها بپرسیم برای مشکلهای آدمها چه گفتهاند. خشم را چطور مهار کنیم؟ در برابر ناامیدی چه کنیم؟ چطور با ندانستن کنار بیاییم؟ فیلسوفها قرنها به این پرسشها فکر کردهاند و کتابهای این دسته حاصل فکرشان را به زبان امروز میآورند.
زندگی امروز پر از انتخاب و پر از سروصداست. هر روز حجم بزرگی از حرف و تصویر به ما میرسد و کمتر فرصتی برای پرسیدن «واقعا چه میخواهم؟» داریم. فلسفه این فرصت را پس میدهد. یک فصل از کتاب فلسفی شما را وادار میکند بایستید و فکر کنید.
دلیل دیگر این است که بعضی پرسشها جواب فنی ندارند. هیچ برنامه یا ابزاری به شما نمیگوید چطور با مرگ عزیزی کنار بیایید یا چطور با خودتان صادق باشید. فلسفه ابزار فکر کردن دربارهی همین پرسشها را میدهد، نه جواب آماده.
یک نکتهی مهم: خواندن فلسفه گاهی حال آدم را بهتر میکند، ولی درمان نیست. اگر با اضطراب، غم شدید یا مشکل روانی دستوپنجه نرم میکنید، حتما با متخصص حرف بزنید. کتاب فلسفه میتواند کنار درمان همراه خوبی باشد، اما جای آن را نمیگیرد.
فرق دیگر این است که فلسفه معمولا آرامش فوری نمیدهد. گاهی حتی ناراحتتان میکند، چون باورهای راحتتان را زیر سؤال میبرد. اما این ناراحتی گاهی لازم است. اگر به نگاه روانشناختی هم علاقه دارید، در کتابجم دستههای روانشناسی هم هستند که مکمل خوبیاند.
این دسته چند مسیر اصلی دارد. با شناختن آنها راحتتر کتاب مناسب را پیدا میکنید.
مکتب رواقی یکی از محبوبترین مکتبها برای زندگی روزمره است. ایدهی اصلیاش این است که بین آنچه در اختیار ماست و آنچه نیست فرق بگذاریم. عنوانهایی مثل «روزنگار رواقی گری» و «مجموعه روزگار نخست (رساله درباب خشم)» از اسمشان پیداست که به این فضا نزدیکاند؛ یکی به شکل روزنگار و دیگری رسالهای دربارهی خشم.
این مکتب میپرسد وقتی معنای از پیشساختهای نداریم، چطور معنا بسازیم؟ کتابی با عنوان «اگزیستانسیالیسم» برای آشنایی با این نگاه است. اگر با پرسش معنا و آزادی درگیرید، این مسیر برای شماست.
خشم، بخشش، مسئولیت و انتخابهای اخلاقی. «خشم و بخشش» از عنوانش پیداست به دو احساس بزرگ انسانی میپردازد. «پدیدارشناسی اخلاق در اندیشه شلر» هم تخصصیتر است و از اسمش برمیآید به یک فیلسوف مشخص و نگاه او به اخلاق مربوط است.
«معرفی زیباشناسی» برای کسی است که میخواهد بداند زیبایی یعنی چه و چرا بعضی چیزها ما را تحت تأثیر قرار میدهند.
در دنیای پر از خبر و شایعه، شکورزی نقادانه مهارتی حیاتی است. عنوانی مثل «راهنمای شکاکان در رویارویی با جهان» که زیرعنوانش از یافتن حقایق در جهانی پر از جعلیات حرف میزند، همین نیاز را هدف گرفته است.
ترس اصلی مبتدیها این است که کتابی بردارند و ده صفحه بعد بفهمند یک کلمه هم نمیفهمند. برای جلوگیری از این، دو قاعده به کار میآید. اول، از موضوع شروع کنید، نه از اسم فیلسوف. ببینید کدام پرسش شما را بیشتر درگیر کرده: خشم، معنا، آزادی، شک؟ دوم، کتاب کوتاه یا مقدماتی را انتخاب کنید.
کتابهایی که با «معرفی» یا «راهنما» شروع میشوند، معمولا برای تازهکارها نوشته شدهاند. کتابهایی که اسم یک فیلسوف تخصصی و یک مفهوم فنی در عنوان دارند، معمولا برای کسانی است که قبلا آشنایی دارند. البته همیشه اینطور نیست؛ پس مشخصات کتاب را هم بخوانید.
اگر خواستید کمی عمیقتر به سنت فکر غربی بروید، دستهی فلسفه غرب مسیر روشنتری دارد و اگر به سنت خودمان علاقه دارید، دستهی فلسفه اسلامی را ببینید.
رواقیگری فلسفهای است که در یونان و روم باستان شکل گرفت. دلیل محبوبیتش این است که عملی است. رواقیون میگویند بخشی از زندگی در اختیار ماست، مثل فکر و انتخاب و تلاش، و بخشی نه، مثل رفتار دیگران و سرنوشت. آرامش از این تشخیص میآید که انرژیمان را فقط روی آنچه در اختیارمان است بگذاریم.
این ایده ساده است، ولی اجرایش سخت. کتابهای رواقی معمولا با مثال و تمرین همراهاند. بعضی به شکل روزنگار نوشته شدهاند، یعنی هر روز یک فکر کوتاه. اگر میخواهید فلسفه را تبدیل به عادت روزانه کنید، این شکل مناسب شماست.
خشم یکی از قدیمیترین موضوعهای فلسفهی اخلاق است. فیلسوفها پرسیدهاند: خشم چیست؟ آیا همیشه بد است؟ چطور میشود آن را مهار کرد؟ عنوان «مجموعه روزگار نخست (رساله درباب خشم)» از اسمش پیداست که رسالهای دربارهی همین احساس است.
بخشش هم پرسشهای سنگینی دارد: آیا بخشیدن یعنی فراموش کردن؟ آیا هر کسی سزاوار بخشش است؟ بخشیدن برای دیگران است یا برای خودمان؟ کتابی مثل «خشم و بخشش» با همین دو کلمه در عنواناش نشان میدهد که این دو احساس را کنار هم بررسی میکند. اگر با کینهای قدیمی سروکار دارید، این نوع کتابها میتوانند به شما زاویهی تازهای بدهند. البته یادتان باشد که فلسفه درد را برطرف نمیکند؛ فقط به شما کمک میکند آن را واضحتر ببینید.
پرسش هویت از مهمترین پرسشهای فلسفهی زندگی است. عنوان «میخواهیم چه کسی باشیم» این پرسش را مستقیم در اسم دارد. خیلی از ما زندگی را با پیروی از انتظارها پیش میبریم و هیچوقت نمیپرسیم که آیا واقعا این را میخواهیم.
کتابهایی که به این پرسش میپردازند، معمولا از شما نمیخواهند جواب بدهید. فقط جای پرسیدن باز میکنند. و همین گاهی کافی است. اگر در نقطهی تصمیمگیری مهمی هستید، مثل تغییر شغل، پایان یک رابطه یا شروع فصل تازه، خواندن چنین کتابی میتواند کمک کند بهتر با خودتان صحبت کنید.
بیشتر کتابهای عمومی از حرف زدن دربارهی مرگ و رنج فرار میکنند. فلسفه فرار نمیکند. از قدیمترین دورهها، فیلسوفها پرسیدهاند مرگ چیست و چطور باید با دانستن آن زندگی کرد. رنج چه معنایی دارد؟ آیا میشود از آن چیزی آموخت، یا باید فقط آن را تحمل کرد؟ زمان چیست و چرا احساس میکنیم میگذرد؟
عنوانی مثل «خدا و زمان» از اسمش پیداست که این دو مفهوم بزرگ را کنار هم میگذارد و برای خوانندهای است که میخواهد در این حوزه عمیقتر شود. چنین پرسشهایی گاهی نگرانکنندهاند. اگر حس کردید خواندن دربارهی مرگ حالتان را سنگین میکند، مکث کنید، با کسی حرف بزنید و اگر لازم شد از متخصص کمک بگیرید.
از طرف دیگر، بسیاری از خوانندهها میگویند نگاه روشن به این پرسشها آرامش میآورد، چون آدم دیگر مجبور نیست ازشان فرار کند. این تجربه در همهی آدمها یکسان نیست و هیچکس مجبور نیست همهی پرسشها را یکجا باز کند.
فلسفه را نباید فقط برای شبهای تنهایی نگه داشت. در محل کار هم کاربرد دارد. وقتی همکاری عصبیتان میکند، میتوانید از خودتان بپرسید: آیا این در اختیار من است؟ وقتی باید تصمیم اخلاقی بگیرید، مثلا بین سود و درستی، مباحث فلسفهی اخلاق به شما زبان میدهد تا دلیلهایتان را روشنتر بگویید.
در رابطهها هم همینطور. بخشش، صداقت، انتظار و مسئولیت مفاهیمیاند که فیلسوفها دقیق بررسی کردهاند. کسی که کتابی دربارهی خشم و بخشش خوانده، در دعوای بعدی ممکن است چند ثانیه بیشتر مکث کند. همین چند ثانیه گاهی رابطهای را نجات میدهد.
البته فلسفه جادو نیست. خواندن یک کتاب شما را به یک آدم بیخطا تبدیل نمیکند. ولی آگاهی میدهد و آگاهی اولین قدم تغییر است.
هر روز با خبر، ادعا و پیام روبهرو میشویم. بخشی از آنها درستاند و بخشی نه. مهارتی که بیش از همیشه لازم شده، این است که بدانیم چطور بررسی کنیم. شکورزی نقادانه یعنی نه هر چیزی را باور کردن و نه هر چیزی را رد کردن؛ یعنی پرسیدن «دلیلش چیست؟».
کتابی مثل «راهنمای شکاکان در رویارویی با جهان» از توضیحاش پیداست که سراغ همین مهارت میرود. مزیت این نوع خواندن این است که دقیقا در زندگی امروز به کار میآید: وقتی پیامی دستبهدست میشود، میتوانید مکث کنید و بپرسید منبعاش چیست. اگر دقت استدلال برایتان جذاب است، دستهی منطق را هم ببینید.
بعضیها نگراناند فلسفه ایمانشان را سست کند و بعضی دیگر فکر میکنند فلسفه فقط برای بیدینی است. هیچکدام درست نیست. در تاریخ، بسیاری از فیلسوفها مؤمن بودهاند و بسیاری نبودهاند. فلسفه دربارهی پرسیدن و استدلال است و کسی را به نتیجهی خاصی هدایت نمیکند.
در این دسته، عنوانهایی هم هستند که از نگاه دینی و اسلامی به پرسشهای بزرگ میپردازند، مثل کتابهایی دربارهی معرفت و عقل و عشق. اگر به سنت فکری خودمان علاقه دارید، دستهی فلسفه اسلامی را هم ببینید. ما دربارهی درستی یا نادرستی هیچ نگاهی قضاوت نمیکنیم و کتابها را فقط معرفی میکنیم. خواندن نگاههای مختلف با احترام، یکی از ارزشهای فلسفه است.
فلسفه بدون گفتوگو ناقص است. سقراط، که در سنت غربی نماد فیلسوف است، بیشتر پرسید تا نوشت. اگر میخواهید از کتابهای این دسته بیشترین بهره را ببرید، آنها را با یک دوست بخوانید و دربارهشان حرف بزنید. لازم نیست همنظر باشید؛ اختلافنظر فکر را تیز میکند.
اگر کسی را نمیشناسید که همین علاقه را داشته باشد، نوشتن جای گفتوگو را میگیرد. هر بار که کتاب را میبندید، سه جمله بنویسید: چه چیزی گفت، با چه چیزی مخالف بودم و چه پرسشی برایم ماند. این عادت ساده، خواندن شما را از مصرف به تولید فکر تبدیل میکند.
هدیه دادن کتاب فلسفه ظرافتهایی دارد. اگر به کسی که در دورهی سختی است کتابی سنگین و انتزاعی بدهید، ممکن است حس کند نصیحتش میکنید. کتابهای کوتاه و مهربان، مثل مجموعهای از فکرهای روزانه، انتخاب امنتری هستند. برای کسی که کنجکاو و اهل بحث است، کتابهایی دربارهی هویت یا شکورزی جذابترند.
در صفحهی اول کتاب چند خط بنویسید که چرا این کتاب را انتخاب کردهاید. این توجه، بخش اصلی هدیه است. کتاب فلسفه هدیهای است که میتواند سالها با آدم بماند و هر بار که ورق میخورد، جملهی تازهای در آن پیدا شود. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
مردی را تصور کنید که سالها در یک اداره کار میکرد و زندگیاش منظم بود، ولی احساس میکرد چیزی کم است. یک روز کتاب کوچکی دربارهی فکرهای روزانه خرید. هر شب یک صفحه میخواند و یک پرسش در دفترش مینوشت. پرسشها ساده بودند: «امروز چه چیزی در اختیار من بود؟» یا «چه کسی را نبخشیدهام؟».
بعد از چند ماه، او همان آدم قبلی بود، با همان شغل و همان خانه. ولی صبحها کمی زودتر بیدار میشد و با همکارانش کمی آرامتر حرف میزد. به کسی نگفته بود چه کرده است. فقط دفتری داشت که پر شده بود. این داستان یک نمونهی ساده است از این که چطور فلسفه برای زندگی میتواند بیسروصدا وارد روز آدم شود.
پیش از سفارش، از خودتان بپرسید. این کتاب برای خوانندهی عمومی نوشته شده یا برای دانشجوی فلسفه؟ دربارهی یک مکتب مشخص است یا یک موضوع؟ چه کسی آن را نوشته یا ترجمه کرده؟ حجم و لحن آن چطور است؟ و مهمتر: آیا موضوعاش به پرسش فعلی من نزدیک است؟
پاسخ بیشتر این پرسشها را در مشخصات صفحهی هر کتاب میتوانید ببینید. عنوان و زیرعنوان هم سرنخ خوبیاند. مثلا اگر در عنوان کلمههایی مثل «راهنما»، «معرفی» یا «به زبان زندگی» میبینید، احتمال بیشتری هست که کتاب برای خوانندهی عمومی باشد. و اگر عنوان به یک فیلسوف مشخص و یک مفهوم فنی اشاره میکند، ممکن است تخصصیتر باشد. کمی دقت در انتخاب، تجربهی خواندن را لذتبخشتر میکند.
بخش بزرگی از کتابهای فلسفه ترجمه هستند و ترجمهی متن فلسفی کار ظریفی است. گاهی یک واژه چند معادل فارسی دارد و مترجمهای مختلف انتخابهای متفاوتی میکنند. برای همین بهتر است به نام مترجم و ناشر توجه کنید. اگر بخشی از متن را نفهمیدید، همیشه مقصر خودتان نیست؛ گاهی متن اصلی هم دشوار است.
اگر کتابی برایتان سنگین بود، کنار بگذارید و کتاب دیگری با همان موضوع را امتحان کنید. گاهی یک کتاب دیگر همان مفهوم را روشنتر میگوید و بعد میتوانید به کتاب اول برگردید.
در ادامه چند عنوان را فقط از روی اسم و توضیح خودشان معرفی میکنیم. برای جزئیات بیشتر، مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
عنوانهایی مثل «خدا و زمان» و «دنیای بیسامان» هم در این دسته هستند و مشخصاتشان را در صفحهی خودشان ببینید.
خواندن فلسفه با خواندن رمان فرق دارد. سرعت زیاد فایده ندارد. چند توصیهی ساده:
این روش کتاب را از یک متن به یک گفتوگو تبدیل میکند.
فلسفه معمولا جواب قطعی نمیدهد. اگر دنبال دستور و فرمول هستید، ممکن است ناامید شوید. فلسفه ابزار فکر کردن میدهد.
بعضی از کسانی که تازه شروع میکنند، سراغ کتابهای خیلی تخصصی میروند و بعد فکر میکنند فلسفه برایشان نیست. این طور نیست؛ فقط باید از کتابهای سادهتر شروع کنید.
هر فیلسوف زاویهای دارد. اگر فقط یکی را بخوانید، دنیا را از یک روزن میبینید. بهتر است کمکم چند نگاه را با هم مقایسه کنید.
اگر رنج شدیدی دارید، فقط با فلسفه آن را حل نکنید. کمک حرفهای بگیرید و فلسفه را کنارش بخوانید.
برای کسی که میخواهد منظم پیش برود، این مسیر را پیشنهاد میکنیم. ماه اول و دوم یک کتاب مقدماتی دربارهی یک مکتب مثل رواقیگری یا اگزیستانسیالیسم بخوانید. ماه سوم و چهارم به سراغ یک موضوع مشخص مثل خشم و بخشش یا هویت بروید. ماه پنجم و ششم یک کتاب دربارهی شک و تفکر نقادانه بخوانید تا ذهنتان دقیقتر شود.
در تمام این مدت یک دفتر کوچک داشته باشید و فکرهایتان را در آن بنویسید. لازم نیست زیبا باشد. نوشتن به فکر شکل میدهد و بعد از شش ماه، دفتر شما خودش یک کتاب کوچک فلسفه است. اگر به دقت در استدلال هم علاقه دارید، دستهی منطق ابزارهای خوبی دارد.
بله. بسیاری از کتابهای این دسته برای خوانندهی عمومی نوشته شدهاند. فقط اگر کتابی خیلی تخصصی بود، ممکن است نیاز به زمان بیشتری داشته باشید.
بستگی به دغدغهی شما دارد. اگر دنبال آرامش عملی هستید، رواقیگری. اگر دنبال معنا و آزادی هستید، اگزیستانسیالیسم. اگر دنبال دقت فکری هستید، کتابهای شک و نقد.
فلسفه میتواند زاویهی تازه بدهد، ولی جای درمان نیست. اگر حالتان بد است، با متخصص هم مشورت کنید.
کتاب انگیزشی معمولا به شما میگوید چه کنید. فلسفه معمولا میپرسد چرا و چطور فکر کنید. جواب فوری کمتر میدهد ولی ماندگاری بیشتری دارد.
خیر. هم کتابهایی از سنت غربی هستند و هم کتابهایی که با نگاه اسلامی و ایرانی نوشته شدهاند. مشخصات هر کتاب را در صفحهی خودش ببینید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
فلسفه برای زندگی به شما جواب آماده نمیدهد، اما یاد میدهد بهتر بپرسید. وقتی بتوانید دربارهی خشم، معنا، هویت و شک با دقت و آرامش فکر کنید، زندگیتان بیآن که همهچیز عوض شود، کمی روشنتر میشود. با یک کتاب کوتاه شروع کنید، آرام بخوانید و سؤالهایتان را جدی بگیرید.
حالا میتوانید کتابهای دستهی فلسفه برای زندگی را ببینید، عنوانها را با پرسشهای خودتان بسنجید و نسخه چاپی کتاب مورد نظرتان را آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر روز بهروز میشود. برای دیدن فضای بزرگتر هم به فلسفه سر بزنید.