عکاسی
مایکل فریمن
ترجمهی ملیحه قربانزاده، زهرا ریحانی منفرد
کتاب آبان
ابراهیم حقیقی، مریم زندی
ترجمهی آزاده لطیف کار
هفت رنگ
ژیل مورا
ترجمهی حسن خوبدل، کریم متقی
حرفه نویسنده
مایکل فریمن
ترجمهی ملیحه قربانزاده، زهرا ریحانی منفرد
کتاب آبان
ابراهیم حقیقی، مریم زندی
ترجمهی آزاده لطیف کار
هفت رنگ
ژیل مورا
ترجمهی حسن خوبدل، کریم متقی
حرفه نویسنده
یک تکهی کوچک از زمان را میشود در یک قاب نگه داشت: نگاه مادربزرگ، بازی نور روی دیوار، یک لحظهی خیابانی که دیگر تکرار نمیشود. عکاسی همین جادوی ساده است و کتابهای آن هم دو جور دنیا دارند: کتابهایی که یادتان میدهند چطور ببینید و عکس بگیرید، و کتابهایی که خودشان مجموعهای از عکساند و فقط تماشا میخواهند. دستهی «عکاسی» در بخش هنر کتابجم هر دو را کنار هم دارد: از راهنمای گامبهگام برای تازهکار تا مجموعهی آثار عکاسان و کتابهای نظری دربارهی تصویر.
این صفحه را نوشتهایم تا اگر دنبال کتاب عکاسی هستید، بدانید از کجا شروع کنید و چه چیزی بخرید. دربارهی انواع کتاب، تفاوت آموزش و تماشا، سطحبندی، عکاسی با موبایل و اشتباههای رایج حرف میزنیم.
وقتی در کتابفروشی به قفسهی عکاسی میرسید، دو گروه کتاب میبینید که خیلی فرق دارند. گروه اول کتابهای آموزشیاند: توضیح میدهند دیافراگم چیست، چطور کادر ببندیم، نور را چطور بخوانیم و بعد از عکاسی با عکس چه کنیم. گروه دوم کتابهای تصویریاند: مجموعهی عکس یک عکاس، یک گروه، یک موضوع یا یک دورهی تاریخی.
هیچکدام بهتر از دیگری نیست. آموزشیها ابزار میدهند و تصویریها چشم را تربیت میکنند. عکاس خوب هر دو را میخواند. اگر فقط آموزش بخوانید و عکس خوب ندیده باشید، ابزار دارید ولی سلیقه ندارید. اگر فقط عکس ببینید و ابزار را نشناسید، میدانید چه میخواهید ولی نمیدانید چطور بگیرید.
گروه کوچکتری هم هست: کتابهایی که دربارهی عکس فکر میکنند. عکس چیست؟ چه رابطهای با واقعیت دارد؟ چطور معنی میسازد؟ اینها را معمولا دانشجوها، منتقدها و عکاسهای حرفهای میخوانند و لحن فکری دارند.
اگر تازه شروع کردهاید، مهمترین توصیه این است: با دوربینی که دارید شروع کنید و کتاب را به عنوان همراه بخوانید، نه جایگزین تمرین. کتابی مثل «راهنمای جامع عکاسی» از اسمش پیداست که مخاطب عمومی دارد و قصدش پوشش مبانی است. «عکاس خلاق» هم از عنوانش برمیآید که به نگاه و ایده میپردازد نه صرفا فنی.
ترتیب پیشنهادی ما برای تازهکار این است:
در هر مرحله، هر بار چند عکس بگیرید و آنها را با دقت ببینید. چرا این یکی خوب شد و آن یکی نه؟ همین پرسشهای ساده بیشتر از هر کتاب به شما یاد میدهند.
بیشتر ما دوربینی داریم که هر لحظه در جیبمان است. بسیاری از عکسهای خوب امروز با موبایل گرفته میشوند. کتابی مثل «عکاسی حرفهای با موبایل» از عنوانش پیداست که به همین موضوع میپردازد. چنین کتابهایی برای کسی مناسباند که دوربین جداگانه ندارد و میخواهد از همان گوشی بیشترین بهره را ببرد.
خبر خوب این است که اصول عکاسی در موبایل هم همان است: نور، کادر و لحظه. تنظیمات فنی کمتر است ولی نگاه همان اهمیت را دارد. چند عادت ساده عکسهای موبایل را بهتر میکند: لنز را تمیز کنید، به نور نگاه کنید، خط افق را صاف نگه دارید و بهجای زوم دیجیتال، خودتان نزدیکتر بروید.
البته نرمافزار و ظاهر گوشیها سریع عوض میشود. پس در کتابهای موبایل، بیش از آنکه دنبال دستور دقیق یک برنامه باشید، اصلها را یاد بگیرید. سال چاپ را هم در صفحهی کتاب ببینید.
کسی که با دوربین دیجیتال کار میکند، دیر یا زود با پرسش فرمت و ویرایش روبهرو میشود. «عکاسی با فرمت راو» از عنوانش پیداست که به عکاسی با فایل خام میپردازد. فایل خام اطلاعات بیشتری از تصویر نگه میدارد و امکان ویرایش بیشتری میدهد. برای عکاسی که میخواهد کنترل بیشتری داشته باشد، آشنایی با این موضوع مهم است.
«کلید رتوش عکس در فتوشاپ» هم از نامش پیداست که به روتوش و ویرایش میپردازد. رتوش هنر بهتر کردن عکس است، نه ساختن دنیای دروغین. مرز آن به سلیقه و زمینهی کار بستگی دارد: در عکاسی خبری تقریبا هیچ دستکاریای مجاز نیست ولی در عکاسی تبلیغاتی و هنری، آزادی بیشتر است.
برای کسانی که به نرمافزار و طراحی علاقهمندند، سری به دستهی نقاشی و طراحی هم بزنید. رابطهی عکاسی و طراحی دیداری بسیار نزدیک است.
عکاسی فقط هنر نیست، ابزار کار هم هست. کتابی مانند «روشهای کاربردی عکاسی دیجیتال در معماری» از عنوانش پیداست که به عکاسی از ساختمان و فضا میپردازد. معمار، طراح داخلی و کسی که میخواهد کارهایش را مستند کند، به مهارتی نیاز دارد که در عکاسی معمولی کمتر به آن پرداخته میشود: خطهای صاف، نور داخلی، زاویهی مناسب.
«شیمی عکاسی» هم بخشی از دانش پشت عکس را میگوید، یعنی فرآیندی که در عکاسی سنتی روی فیلم و کاغذ رخ میداد. حتی امروز که همهچیز دیجیتال شده، شناختن این فرآیند برای علاقهمندان به تاریخ و عکاسی آنالوگ جذاب است و درک عمیقتری از آنچه عکس هست میدهد.
اگر به تاریخ هنر و ارتباط عکاسی با دیگر هنرها علاقه دارید، دستهی تاریخ هنر پیشنهاد خوبی است.
یکی از بهترین راههای یادگیری عکاسی، دیدن کار عکاسهای بزرگ است. «عکاسان بزرگ جهان» از عنوانش برمیآید که به معرفی عکاسان مهم میپردازد. با دیدن کارشان یاد میگیرید چه چیزی یک عکس را ماندگار میکند، و مهمتر از آن، سلیقهی خودتان را پیدا میکنید.
مجموعههای تصویری یک روش دیگر هم میدهند: دیدن یک موضوع در عمق. «رمزگان هستی: مجموعه آثار عکس گروهی» از عنوانش پیداست که آثار چند عکاس را کنار هم آورده. «عکسنامه» هم از نامش برمیآید که مجموعهای از عکس است. «انقلاب ۵۷ ایران» نیز از عنوانش پیداست که به موضوعی تاریخی با تصویر میپردازد. عکس در چنین کتابهایی مثل سند عمل میکند و لحظهای از تاریخ را نگه میدارد.
کتابهای تصویری را با آرامش ورق بزنید. هر عکس را چند ثانیه نگاه کنید و از خودتان بپرسید: چه چیزی مرا گرفت؟ چرا اینجا ایستاده؟ نور از کدام سو آمده؟ همین تمرین ساده چشم را تربیت میکند.
عکس فقط ثبت نیست؛ روایت هم هست. یک عکس یا مجموعهی عکس میتواند داستانی را بگوید، حسی را منتقل کند یا سؤالی را طرح کند. عکاسهایی که سریهای موضوعی میسازند، مثل مستندسازان تصویری، با همین ایده کار میکنند.
اگر به عکاسی مستند و روایی علاقه دارید، به کتابهایی که آثار را در قالب مجموعه ارائه میکنند توجه کنید. ببینید عکاس چطور عکسها را کنار هم چیده، چه عکسی اول است و چه عکسی آخر، و چطور ریتم ساخته. چیدن عکسها هم مهارتی است.
برای پیوند عکاسی با تصویر متحرک و نمایش، دستهی سینما و تئاتر را هم ببینید. بسیاری از اصول قاببندی و نور در سینما و عکاسی مشترک است.
کلمهی «فوتوگرافی» در اصل یعنی نوشتن با نور. هر عکسی حاصل نوری است که از سوژه بازتاب یافته و به دوربین رسیده است. کسی که نور را بشناسد، حتی با سادهترین دوربین هم عکسهای خوب میگیرد، و کسی که نور را نشناسد، با گرانترین دوربین هم عکس معمولی میگیرد.
نور آفتاب ظهر سخت است: سایههای تند میسازد و چهرهها را خشن نشان میدهد. نور روز ابری یا کنار پنجره نرم است و سایهها را ملایم میکند. نور صبح زود و عصر جهتی و گرم است و به عکس حالوهوا میدهد. بسیاری از عکاسها ساعتی را که نور دلپذیر است برای کار انتخاب میکنند و بقیهی روز را استراحت.
نور از روبهرو، از پهلو، از پشت سوژه یا از بالا، هر کدام حس متفاوتی میسازد. نور پهلو شکل و حجم را نشان میدهد. نور پشت سوژه سایهرو یا هالهی نورانی میسازد. نور از روبهرو همهچیز را صاف و روشن میکند. تمرین ساده این است که یک سوژهی ثابت، مثلا یک لیوان روی میز، را در ساعتهای مختلف روز عکاسی کنید و تفاوت را ببینید.
در خانه و استودیو معمولا با لامپ و فلاش کار میکنید. اصل همان است: نور کجاست، چقدر نرم است و از کدام سو میآید. کتابهای آموزشی معمولا بخشی دربارهی نور مصنوعی دارند و چند چیدمان ساده را نشان میدهند که میشود با وسایل ارزان هم انجام داد.
عکاس تصمیم میگیرد چه چیزی داخل قاب باشد و چه چیزی بیرون. همین تصمیم ساده، فرق بین عکس معمولی و عکس خوب است. چند اصل ساده در بیشتر کتابها تکرار میشود.
قانون یکسوم میگوید قاب را با دو خط افقی و دو خط عمودی به نه قسمت تقسیم کنید و سوژهی اصلی را روی یکی از تقاطعها بگذارید. این قانون همیشه درست نیست، ولی نقطهی شروع خوبی است. خطهای هدایتکننده، مثل جاده و نرده و لبهی ساختمان، چشم بیننده را به سوی سوژه میبرند. قاب در قاب، مثل دیدن منظره از دریچه یا پنجره، عمق میسازد. و فضای خالی به سوژه نفس میدهد.
یک توصیهی مهم: پیش از فشردن دکمه، گوشههای قاب را نگاه کنید. چیزهای مزاحم مثل تیر برق، سطل زباله یا دست کسی که ناخواسته وارد قاب شده معمولا در گوشهها پنهاناند. یک قدم جابهجا شدن گاهی همهی آنها را حل میکند.
بعضی عکسها فقط یک لحظهی کوتاه دارند: بچهای که از روی جوی میپرد، پرندهای که بال میگشاید، نگاه دو نفر که برای یک ثانیه به هم میافتد. عکاسی خیابانی هنر منتظر ماندن و بهموقع دیدن است. این نوع عکاسی به آمادگی و صبر نیاز دارد، اما تجهیزات زیادی نمیخواهد.
کتابهای عکس خیابانی، مثل مجموعههایی که از زندگی روزمرهی شهر حرف میزنند، به شما یاد میدهند که چطور چشمتان را به جزئیات عادی عادت بدهید. یاد میگیرید که هر خیابان قصهای دارد.
اما در عکاسی از آدمها، احترام مهم است. همیشه به حریم دیگران فکر کنید. اگر کسی نمیخواهد عکسش گرفته شود، عکس نگیرید. در بسیاری موارد، اجازه گرفتن پیش از یا بعد از عکس، رابطهی خوبی میسازد و عکس بهتری هم میدهد. قوانین و رسمهای هر مکان هم متفاوت است، پس دربارهی محل و موقعیت آگاه باشید.
پرتره یعنی عکس آدم. شاید سادهترین و سختترین نوع عکس باشد: ساده چون همهجا آدم هست و سخت چون گرفتن چهرهی واقعی و زنده کار ظریفی است. تفاوت پرترهی خوب با عکس معمولی اغلب در رابطهی عکاس با سوژه است. اگر او راحت باشد، عکس هم راحت است.
چند نکتهی ساده: نور نرم انتخاب کنید. نگاه را به چشمها ببرید و مطمئن شوید واضحاند. از سوژه بخواهید کاری انجام دهد، مثل خندیدن یا فکر کردن، تا حالت طبیعی شود. با او حرف بزنید. آدمها وقتی صحبت میکنند، از حالت خشک بیرون میآیند.
عکسهای خانوادگی از مهمترین عکسهایی هستند که میگیریم و بیشتر وقتها ارزش آنها سالها بعد مشخص میشود. پس فقط روزهای خاص را ثبت نکنید؛ لحظههای سادهی روزمره هم مهماند. یک آلبوم چاپی از این عکسها، بسیار ارزشمندتر از هزاران فایل فراموششده است.
منظره ساده به نظر میرسد ولی سخت است. چشم ما پهنهی وسیع را میبیند و ذهن آن را با احساس ترکیب میکند، ولی دوربین فقط یک قاب کوچک ثبت میکند. برای همین بسیاری از عکسهای منظره، وقتی روی صفحه میآیند، ناامیدکنندهاند.
چند اصل کمک میکند. یک سوژهی مشخص در پیشزمینه بگذارید تا عمق بسازد. به افق دقت کنید و صاف نگه دارید. در ساعتهای خوب نور، یعنی صبح زود و عصر، عکس بگیرید. صبور باشید و گاهی چند بار به همان مکان برگردید.
اگر به کوه و دشت میروید، ایمنی خودتان را از عکس مهمتر بدانید. هیچ عکسی ارزش خطر کردن ندارد. با دیگران بروید، شرایط هوا را بررسی کنید و از لبههای خطرناک دور بمانید.
در دوران دیجیتال، بیشتر عکسها هرگز چاپ نمیشوند و در حافظهی گوشی میمانند تا روزی گم شوند. چاپ کردن بهترین عکسها و ساختن آلبوم یا قاب، کاری است که ارزش دارد. عکس چاپی روی دیوار یا در آلبوم، بارها دیده میشود و حس متفاوتی دارد.
کتابهای عکس در واقع چاپشدهترین شکل عکاسیاند و کیفیت چاپ آنها اهمیت دارد. وقتی کتاب میخرید، به توضیحات چاپ و کاغذ نگاه کنید. عکس روی کاغذ خوب زندهتر دیده میشود.
پس از انتخاب عکسها، ترتیب آنها را هم فکر کنید. آلبوم مثل داستان است: شروعی دارد، میانهای و پایانی. عکسهای مشابه را پشت سر هم نگذارید و بین عکسهای شلوغ، یک عکس آرام قرار دهید تا چشم استراحت کند.
بچهها و نوجوانها معمولا با گوشی عکس میگیرند و بیپروا و خلاقاند. میشود این علاقه را با یک کتاب تصویری یا آموزشی ساده تقویت کرد. مهم است که فشار و انتظار نگذارید. بگذارید بگیرند، ببینند و خودشان بپرسند.
یک بازی ساده: به بچهها یک موضوع بدهید، مثل «رنگ قرمز» یا «سایه»، و بگذارید در خانه و حیاط دنبالش بگردند. بعد با هم عکسها را ببینید و بگذارید هر کدام توضیح بدهد چرا این را انتخاب کرد. این تمرین دیدن است و فوتوفن فنی لازم ندارد.
اگر نوجوانی جدیتر علاقهمند شده، یک کتاب مبانی مثل «راهنمای جامع عکاسی» و یک کتاب از آثار عکاسان بزرگ برایش هدیهی خوبی است. توضیحات صفحهی هر کتاب را بخوانید تا مطمئن شوید با سطح او جور است.
کتابهای عکس ویژگیهایی دارند که در کتاب معمولی کمتر مهم است. اول قطع: کتاب بزرگتر عکس را بهتر نشان میدهد، ولی جا و وزن بیشتری میگیرد. دوم کاغذ: کاغذ گلاسه رنگها را زندهتر نشان میدهد ولی گاهی براق است و در نور مستقیم انعکاس دارد. سوم چاپ: کتابی که به نوشتن «گلاسه» در عنوان اشاره کرده، معمولا برای تصویر ساخته شده است.
چهارم، تعداد صفحه و نسبت متن به عکس. اگر آموزش میخواهید، متن و توضیح مهم است. اگر تماشا میخواهید، عکس. توضیحات ناشر معمولا این را روشن میکند. پنجم، سال چاپ برای کتابهای فنی: دوربینها و نرمافزارها عوض میشوند.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش هست. قیمت و موجودی هم هر روز بهروز میشود، پس اگر کتابی امروز موجود نبود بعدا دوباره سر بزنید.
پشت هر عکس ماندگار معمولا ساعتها صبر، بارها رفتن به یک مکان و عکسهای ناموفق فراوان هست. کسی که فکر میکند عکس خوب اتفاقی میافتد، کمتر میماند. کسی که تمرین میکند، دیر یا زود لحظهی درست را میگیرد.
هر روز چند دقیقه عکس بگیرید، حتی اگر فقط یک عکس باشد. در طول یک سال، صدها عکس جمع میشود و میتوانید پیشرفت خودتان را ببینید. این سادهترین و مؤثرترین آموزش است و هیچ کتابی جایش را نمیگیرد، هرچند کتاب خوب مسیر را کوتاهتر میکند.
برای اینکه ببینید این دسته چه چیزهایی دارد، چند عنوان را مرور میکنیم. توضیحات بر پایهی عنوان است و جزئیات را باید در صفحهی هر کتاب بخوانید.
هیچ کتابی جای عکس گرفتن را نمیگیرد. چند تمرین ساده که در بیشتر کتابهای آموزشی هم تکرار میشود:
کمکم چشمتان تربیت میشود و پیش از فشردن دکمه، عکس را در ذهن میبینید.
کتابهای تصویری عکاسی هدیهی زیبایی هستند و روی میز پذیرایی جذابند. اگر میخواهید هدیه بدهید، به علاقهی گیرنده فکر کنید: عاشق تاریخ است یا طبیعت یا شهر؟ اهل آموزش است یا تماشا؟ برای کسی که تازه دوربین خریده، کتاب راهنما. برای دوستدار هنر، مجموعهی آثار.
مشخصات هر کتاب، از ناشر تا قطع و نوع چاپ، در صفحهی خودش هست و میتوانید نسخهی چاپی را آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
کتابی با هدف پوشش مبانی و مخاطب عمومی، مثل «راهنمای جامع عکاسی»، شروع خوبی است. اگر با موبایل عکس میگیرید، کتاب موبایل را انتخاب کنید.
لازم نیست ولی میتواند مفید باشد. اصلهای نور و کادر در موبایل هم صادقاند و کتاب آنها را منظم میکند.
بله. کتابهای تصویری نیمی از آموزش چشم هستند. فقط کیفیت چاپ را در توضیحات ببینید.
بله. اصلهای نور و کادر با هر دوربینی، حتی موبایل، یاد گرفته میشوند.
مبانی عکاسی کم تغییر میکند ولی نرمافزارها و دستگاهها زود قدیمی میشوند. سال چاپ را در صفحهی کتاب ببینید.
نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
عکاسی راهی است برای دیدن دقیقتر جهان. کتابهای این دسته از راهنمای مبتدی تا مجموعهی عکس و تحلیل نظری، هر کدام بخشی از این نگاه را میسازند. هر کدام را بخرید، فراموش نکنید که مهمترین بخش یادگیری، عکس گرفتن است.
حالا میتوانید کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب را آنلاین سفارش بدهید. برای دیدن هنرهای دیگر، از صفحهی هنر هم ادامه دهید.