روانشناسی
جان فردریکسون
ترجمهی ان: ولیالله رمضانی
بینش نو
مایکل ا. تامپکینز
ترجمهی اعظم نوفرستی، فریده خراسانی
بینش نو
جان فردریکسون
ترجمهی ان: ولیالله رمضانی
بینش نو
مایکل ا. تامپکینز
ترجمهی اعظم نوفرستی، فریده خراسانی
بینش نو
گاهی یک جمله در کتاب میتواند چیزی را که سالها نتوانسته بودیم به زبان بیاوریم، روشن کند: چرا اینقدر میترسم، چرا همان اشتباه را تکرار میکنم، چرا با آدمهای نزدیکترم بد حرف میزنم. کتابهای روانشناسی و موفقیت برای همین لحظهها ساخته شدهاند. در این صفحه نقشهای از این دسته میبینید: چه گروههایی دارد، کتاب علمی با کتاب خودیاری چه فرقی دارد، برای هر دغدغه از کجا شروع کنید و چطور بین عنوانهای پرشمار راه خودتان را پیدا کنید.
یک نکتهی مهم را از همین اول بگوییم: کتاب میتواند به شما آگاهی و ابزار بدهد، اما جای روانشناس، روانپزشک یا مشاور را نمیگیرد. اگر مشکل جدی دارید، حتما با یک متخصص صحبت کنید. نسخهی چاپی کتابها را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
اسم این دسته دو بخش دارد و هر بخش دنیای جدایی است. روانشناسی علمی است که دربارهی ذهن، رفتار، یادگیری، احساس و رابطهی آدمها بحث میکند. موفقیت مجموعهای از کتابهاست که به هدفگذاری، انگیزه، عادت، مهارت و پیشرفت شخصی میپردازند. این دو با هم روی یک قفسه نشستهاند، چون بسیاری از سؤالهای موفقیت در واقع سؤالهای روانشناختی هستند: چرا شروع نمیکنم، چرا رها میکنم، چرا از نظر دیگران میترسم.
گستردگی این دسته زیاد است. از کتاب دانشگاهی دربارهی نظریههای روانکاوی تا کتاب ساده دربارهی مدیریت وقت، همه در این محدوده جا میگیرند. برای همین اگر بدون نقشه وارد شوید، ممکن است کتابی برداشته باشید که سطحش با آنچه میخواستید نمیخواند. در بخشهای بعد کمک میکنیم این اتفاق نیفتد.
زیرشاخههای این دسته را میشود در چهار گروه بزرگ دید. این تقسیمبندی رسمی نیست، فقط برای راحتی خواننده است.
در این گروه کتابهایی هست که به شما کمک میکنند خودتان را بهتر بشناسید: خودشناسی و ذهنآگاهی، روانشناسی عمومی و روانکاوی و رواندرمانی. اگر میخواهید بدانید ذهن چطور کار میکند و چرا واکنشهای ما اینطور است، از این گروه شروع کنید.
اضطراب، افسردگی، خشم و استرس در این گروه هستند. کتابهایی که برای درک بهتر این حالتها نوشته شدهاند، هم برای خود فرد و هم برای اطرافیانش مفیدند. دستهی اضطراب و افسردگی یکی از پرمراجعهترین بخشهاست و باز هم تکرار میکنیم که کتاب جای درمان نیست.
ارتباط مؤثر، زبان بدن، ازدواج و زندگی زناشویی، فرزندپروری و روانشناسی کودک و نوجوان همه به رابطه مربوط میشوند. آدمها بیشتر مشکلهایشان را در رابطه با دیگران تجربه میکنند و همین باعث شده این گروه پرخواننده باشد. برای زوجها دستهی ازدواج و زندگی زناشویی و برای والدین دستهی فرزندپروری و تربیت کودک پیشنهاد میشود.
توسعهی فردی، انگیزش، هدفگذاری، عادتها و بهرهوری، مثبتاندیشی و عزت نفس در این گروهاند. اینها کتابهایی هستند که بیشتر به عمل و تغییر توجه دارند تا به نظریه. برای نمونه، توسعه فردی و عادتها و بهرهوری برای کسی که میخواهد امروز کاری را تغییر بدهد مناسباند.
یکی از گیجکنندهترین نکتهها برای خریدار این است که همهی کتابهای این قفسه یک قول نمیدهند.
این کتابها نظریهها و مکتبها را معرفی میکنند. زبانشان دقیق و گاهی سنگین است و بیشتر برای دانشجو، پژوهشگر و علاقهمند جدی مناسباند. عنوانهایی مثل «درآمدی بر خوانش لاکان» یا «راهنمای روان درمانی اگزیستانسیال» از نامشان پیداست که به فضای نظری و تخصصیتر نزدیکاند.
هدف این کتابها کمک به خوانندهی عادی است. زبان سادهتر است و مثال و تمرین زیاد دارد. معمولا برای شروع مناسبترند. البته کیفیت آنها خیلی فرق میکند و بعدا دربارهی نشانههای یک کتاب خوب حرف میزنیم.
بعضی کتابها فقط برای خواندن نیستند و باید با مداد کنارشان نشست. تمرینها و پرسشها به خواننده کمک میکند آنچه خوانده را به زندگی خودش ربط بدهد. این نوع در کتابهای کار و راهنمای گامبهگام دیده میشود.
گاهی کتابی برای «رواندرمانگران» یا «مشاوران» نوشته شده است. اینها برای متخصصاند و خوانندهی عادی باید با احتیاط سراغشان برود. عنوان کتاب معمولا نشان میدهد مخاطبش کیست.
اگر تازهکارید و نمیدانید از کجا شروع کنید، یک روش ساده هست: به جای پرسیدن «کدام کتاب بهتر است»، بپرسید «الان چه چیزی مرا اذیت میکند یا میخواهم تغییرش بدهم؟» جواب این سؤال شما را به گروه درست میرساند.
لازم نیست از سختترین کتاب شروع کنید. یک کتاب ساده که تا آخر بخوانید، ارزشش بیشتر از یک کتاب سنگین است که نیمهکاره بماند.
برای اینکه حسی از تنوع این دسته پیدا کنید، چند عنوان را مرور میکنیم. دربارهی هر کتاب فقط به آنچه از نامش پیداست اشاره میکنیم و برای جزئیات باید صفحهی خود کتاب را ببینید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و هر عنوان صفحهی مستقل خودش را دارد.
در کتابهای موفقیت و روانشناسی عمومی، کیفیت خیلی فرق دارد. چند نشانهی ساده به شما کمک میکند خودتان قضاوت کنید.
کتابی که میگوید با چند صفحه زندگیتان عوض میشود، معمولا بیشتر از توانش وعده داده است. تغییر واقعی معمولا آهسته است و تمرین میخواهد.
کتاب خوب فقط توصیه نمیکند، مثال میزند و تمرین میدهد. اگر کتاب فقط شعار و جملهی انگیزشی است، ممکن است خواندنش حالتان را یک روز بهتر کند اما چیزی از آن نماند.
کتابی که خواننده را مقصر نمیداند و سرزنش نمیکند و به تفاوت آدمها احترام میگذارد، معمولا قابل اعتمادتر است.
کتاب مسئول که دربارهی مسائل جدی مثل افسردگی یا اضطراب شدید حرف میزند، خواننده را به مراجعهی حضوری تشویق هم میکند. اگر کتابی ادعا کند جای درمان را میگیرد، با احتیاط بخوانید.
پیشینهی نویسنده و کیفیت ترجمه مهم است. ترجمهی روان و دقیق درک مفهومها را آسانتر میکند.
واژهی «موفقیت» برای هر کس یک معنی دارد. برای یکی پول و شغل است، برای دیگری آرامش و رابطهی خوب، برای سومی سلامت یا کار خلاق. کتابهایی که تعریف واحدی را به همه تحمیل میکنند، معمولا به خوانندهی متفاوت خدمت نمیکنند.
پیشنهاد این است که پیش از خرید یک کتاب موفقیت، برای خودتان روشن کنید چه چیزی میخواهید. آیا هدف شغلی دارید؟ میخواهید عادتها را منظم کنید؟ یا فقط میخواهید کمتر استرس داشته باشید؟ وقتی دقیق بدانید، انتخابتان هم دقیقتر میشود. عناوینی مثل «صفر تا صد» یا «مایه دارهای خودساخته» فضای پیشرفت و ساختن را به ذهن میآورند، اما تصمیم با شماست که کدام تعریف از موفقیت به کارتان میآید.
بخش زیادی از کتابهای این دسته به یک سؤال عملی میپردازند: چطور کاری را که میدانم باید بکنم، واقعا انجام بدهم؟ جوابها متنوع است. بعضی روی ساختن عادتهای کوچک تأکید میکنند، بعضی روی مدیریت وقت، بعضی روی انگیزهی درونی.
اگر در این بخش کتاب میخرید، به این نکتهها توجه کنید. اول، بهتر است از یک کتاب و یک تغییر شروع کنید. خواندن پنج کتاب و عمل نکردن به هیچکدام کمکی نمیکند. دوم، تمرینها را انجام بدهید و فقط نخوانید. سوم، به خودتان زمان بدهید. تغییر عادت معمولا هفتهها طول میکشد و کتاب نمیتواند این زمان را کوتاه کند.
کتابی مثل «مهارت حل مسأله و تصمیم گیری» که در دستهی توسعهی فردی هم دیده میشود، نمونهای از کتابهایی است که به مهارتهای ذهنی روزمره میپردازند.
بخش بزرگی از خریدارها از سر یک دغدغهی رابطهای وارد این دسته میشوند. زوجی که میخواهد بهتر حرف بزند، مادری که دنبال روش تربیتی میگردد، نوجوانی که میخواهد خودش را بفهمد.
در رابطهی زناشویی، کتاب میتواند زبان مشترک بسازد. وقتی هر دو نفر یک کتاب بخوانند، بحث از «تو اینطوری هستی» به «ما اینطوری عمل میکنیم» تغییر میکند. در تربیت فرزند هم آگاهی از مراحل رشد کمک میکند انتظارها واقعبینانهتر شود. برای نوجوانها هم دستهی روانشناسی کودک و نوجوان منابعی دارد. باز هم یادآوری میکنیم که کتاب جای مشاورهی حضوری نیست، مخصوصا اگر رابطه یا رفتار کودک نگرانکننده است.
بسیاری از کتابهای روانشناسی ترجمهاند و این ترجمهها همیشه همسطح نیستند. اصطلاحی که در یک ترجمه «ذهنآگاهی» است، در ترجمهی دیگر ممکن است چیز دیگری باشد. اگر میخواهید چند کتاب از یک موضوع بخوانید، به این تفاوتها توجه کنید و اگر به مطلبی برخوردید که گیجتان کرد، اول اصطلاح را جستوجو کنید.
کتابهای نظری مثل آثار مربوط به روانکاوی معمولا اصطلاح زیاد دارند. برای شروع، یک کتاب مقدماتی بردارید و به تدریج به سراغ متنهای سختتر بروید. این روش از خسته شدن و ترک کتاب جلوگیری میکند.
یکی از خوانندهها تعریف میکرد که یک کتاب دربارهی مدیریت استرس را دو سال پیش نیمهکاره رها کرده بود. آن موقع به نظرش کتاب خستهکننده بود. یک سال بعد که کار سختی را شروع کرد، همان کتاب را دوباره برداشت و این بار هر فصل را با یک تمرین همراه کرد. گفت کتاب همان بود، خودش عوض شده بود.
این ماجرا یادآوری خوبی است که کتابهای روانشناسی و موفقیت همیشه در زمان درست به کار میآیند. اگر کتابی الان به دلتان ننشست، بدترین اتفاق این است که چند ماه دیگر دوباره سراغش بروید.
هدیه دادن کتاب روانشناسی ظرافت میخواهد. کتابی دربارهی اضطراب برای کسی که اضطراب دارد ممکن است پیام ناخواسته بدهد که «تو مشکل داری». بهتر است هدیهی شما حس همراهی بدهد نه حس ایراد گرفتن.
برای دوست کنجکاو و اهل مطالعه، یک کتاب عمومی روانشناسی هدیهی خوبی است. برای همکار یا دانشجو، کتاب مهارتمحور مثل حل مسأله و تصمیمگیری جالب است. برای زوجهای جوان، کتابهای ازدواج را میشود با ملاحظه و به شکل مشترک هدیه داد. و اگر مطمئن نیستید، سراغ کتابهای خلاقیت و توسعهی فردی بروید که کمتر حالت دخالت در زندگی خصوصی دارند.
خواندن منفعل، یعنی صرفا ورق زدن، در این دسته کماثر است. کسی که میخواهد کتاب واقعا به کارش بیاید، چند عادت ساده دارد.
این روش زمان بیشتری میبرد، اما یک کتاب را از یک تجربهی زودگذر به یک ابزار ماندگار تبدیل میکند.
اگر میخواهید برنامه داشته باشید، این مسیر پیشنهادی را با نیاز خودتان تغییر بدهید. سه ماه برای شروع کافی است و نیازی به عجله نیست.
یک کتاب عمومی و روان دربارهی ذهن و رفتار بخوانید. هدف فقط این است که با زبان روانشناسی آشنا شوید و ببینید کدام موضوع بیشتر برایتان جذاب است. اگر از گفتوگو با خودتان کمک میگیرید، کتابهای خودشناسی و ذهنآگاهی انتخاب خوبی هستند.
حالا از میان موضوعها یکی را برگزینید: عادت، ارتباط، اضطراب، تربیت فرزند، هدفگذاری. یک کتاب عمیقتر دربارهی همان بردارید و تمرینهایش را انجام بدهید.
در ماه آخر کمتر بخوانید و بیشتر عمل کنید. آنچه یاد گرفتهاید را در زندگی روزمره امتحان کنید. یادداشت بردارید و ببینید چه چیزی جواب داده و چه چیزی نه. بعد از این سه ماه، انتخاب کتاب بعدی برایتان خیلی روشنتر میشود.
این دسته فقط برای زندگی شخصی نیست. دانشجو و شاغل هم از آن استفاده میکنند. دانشجوی رشتههای علوم انسانی و تربیتی به کتابهای نظری نیاز دارد تا با مکتبها و مفهومها آشنا شود. کارمند و مدیر معمولا سراغ کتابهای ارتباط، مذاکره و بهرهوری میروند. دانشآموزی که میخواهد بهتر درس بخواند، به کتابهای تمرکز، عادت مطالعه و کنترل استرس علاقه نشان میدهد.
در محیط کار، مهارتهایی مثل گوش دادن، بیان روشن، مدیریت خشم و تصمیمگیری اهمیت زیادی دارند. کتابهای این حوزه اغلب ساده و کاربردیاند. اگر پیشتر کتابی خواندهاید که فقط انگیزه داد و چیزی تغییر نکرد، این بار دنبال کتابی بروید که ابزار و تمرین دارد. برای آشنایی بیشتر با مهارتهای ارتباطی، دستهی ارتباط مؤثر هم پیشنهاد میشود.
خوانندههای این دسته یک گروه یکدست نیستند. جوانی که تازه وارد بازار کار شده و میخواهد خودش را بشناسد، مادری که میخواهد فرزندش را بهتر درک کند، مردی که در میانهی زندگی به دنبال معنا میگردد، دانشجوی روانشناسی که به مرجع نیاز دارد، و بازنشستهای که تازه فرصت خواندن پیدا کرده است. هر کدام به یک نوع کتاب نیاز دارند.
برای همین انتخاب یک کتاب «عمومی» برای همه جواب نمیدهد. کتابی که برای جوانی ۲۰ ساله عالی است، ممکن است برای فردی در میانسالی کمتر به کار بیاید. سعی کنید نیاز واقعی خودتان را بشناسید و از میان کتابها گزینهای را انتخاب کنید که با مرحلهی زندگیتان بخواند.
بعضیها ترجیح میدهند به جای خرید پراکنده، یک قفسهی کوچک بسازند. برای این کار لازم نیست عنوان زیادی داشته باشید. سه کتاب کافی است. یکی کتاب عمومی که ذهن و رفتار را ساده توضیح بدهد، یکی کتاب عملی دربارهی مهارتی که به آن نیاز دارید، و یکی کتابی که از دنیای شما بیرون است و کمی چالشتان میکند، مثل یک متن نظری یا کتابی دربارهی روانشناسی اجتماعی.
هر چند ماه یک بار قفسه را مرور کنید. کتابی که خواندهاید و برایتان ارزش داشته، نگه دارید و آن را به دیگری هم امانت بدهید. کتابی که هیچوقت شروعش نکردید را کنار بگذارید یا به دوستی بدهید که بیشتر به آن نیاز دارد. این کار باعث میشود قفسه زنده بماند و پر از عنوانهایی نشود که فقط زیبا به نظر میرسند.
یکی از لذتهای این کتابها این است که میشود دربارهشان با دیگران حرف زد. وقتی مفهومی را در کتاب پیدا میکنید و آن را با دوست یا همسر در میان میگذارید، گفتوگوی عمیقتری شکل میگیرد. بسیاری از خوانندهها میگویند مهمترین اثر کتابهای این دسته، خود کتاب نبوده، بلکه گفتوگوهایی بوده که آن کتاب راه انداخته است.
اگر میخواهید این تجربه را داشته باشید، یک کتاب را با یکی از نزدیکانتان همزمان بخوانید و هفتهای یک بار دربارهاش حرف بزنید. لازم نیست هر دو با همهی مطالب موافق باشید. تفاوت نظر بخش جذاب ماجراست و نشان میدهد هر کدام از زاویهی خودتان به موضوع نگاه میکنید.
اول مشخص کنید چه میخواهید: فهمیدن خودتان، تغییر یک عادت، بهتر شدن رابطه یا رسیدن به یک هدف. بعد از میان کتابهای همان گروه یک کتاب ساده و کوتاه بردارید.
نه. کتاب آگاهی و ابزار میدهد، اما تشخیص و درمان کار متخصص است. اگر مشکل جدی یا طولانی است، با روانشناس یا روانپزشک صحبت کنید.
کتاب علمی بیشتر به نظریه و تحلیل میپردازد. کتاب موفقیت بیشتر عملی و انگیزشی است. هر دو مفیدند اما به دو نیاز متفاوت جواب میدهند.
بهتر است یک یا نهایتا دو کتاب را با هم بخوانید. خواندن همزمان چند کتاب باعث میشود چیزی از هیچکدام در ذهن نماند.
بیشتر مناسب کسانی است که پیشزمینه دارند. اگر تازهکارید، با کتابهای عمومی و مقدماتی شروع کنید و بعد سراغ متنهای نظری بروید. مقدمهای مثل «درآمدی بر خوانش لاکان» از نامش پیداست که مدخلی برای این ورود است.
بله، اما به سلیقه و شرایط گیرنده فکر کنید. کتابهای خلاقیت و مهارت معمولا بیدردسرترین هدیهاند.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. برای دیدن اطلاعات دقیق، صفحهی خود کتاب را باز کنید.
کتابهای روانشناسی و موفقیت یک قفسهی بزرگ و متنوعاند. کسی که وارد آن میشود، نیاز به نقشه دارد و این صفحه سعی کرد آن نقشه را بدهد. اگر یک چیز را به یاد بسپارید، این باشد: اول دغدغهی خودتان را مشخص کنید، بعد کتاب را انتخاب کنید و در پایان کمی از آنچه خواندید را به عمل بیاورید.
حالا میتوانید به دیدن کتابهای همین دسته بروید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی دلخواهتان را آنلاین سفارش بدهید. برای رسیدن به موضوعی دقیقتر هم از دستههای عزت نفس و اعتمادبهنفس و روانشناسی عمومی کمک بگیرید.