فلسفه غرب برای بسیاری از ما با یک ترس شروع میشود: کتابی بزرگ، اسمهایی سخت، جملههایی که سه بار میخوانیم و باز نمیفهمیم. اما پشت این ترس یک سؤال ساده هست که هر کسی گاهی از خودش پرسیده است: چه چیزی واقعی است، از کجا میدانیم، چطور باید زندگی کرد. این صفحه برای کسی نوشته شده که میخواهد کتابهای فلسفه غرب را بشناسد، بداند از کدام فیلسوف و کدام کتاب شروع کند، و مسیر خواندن را بدون گم شدن طی کند.
در ادامه مکتبها و دورههای اصلی را ساده مرور میکنیم، دربارهی ترجمه و شرح و متن اصلی حرف میزنیم و چند مسیر مطالعه پیشنهاد میدهیم. نسخهی چاپی کتابها را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
فلسفه غرب چیست و از کجا آمده؟
فلسفه غرب اسم سنتی فکری است که از یونان باستان شروع شد و در اروپا و آمریکا ادامه پیدا کرد. کلمهی «فلسفه» خودش از یونانی میآید و معنایش دوستی با حکمت است. فیلسوفان یونانی پرسشهایی را مطرح کردند که هنوز هم زندهاند: جهان از چه ساخته شده، حقیقت چیست، خوب و بد یعنی چه، بهترین شکل حکومت کدام است.
این سنت به طور معمول به چند دوره تقسیم میشود: یونان باستان، دوران میانه، دوران نو که از قرن هفدهم شروع میشود، و دوران معاصر. هر دوره پرسشهای خودش را دارد و به دورهی قبل جواب یا اعتراض میدهد. برای همین خواندن فلسفه غرب مثل ورق زدن یک گفتوگوی چندهزارساله است و هر فیلسوف حرفش را به دیگری میزند.
چرا کتاب فلسفه غرب بخوانیم؟
فلسفه به شما فرمول آماده نمیدهد. چیزی که میدهد ابزار فکر کردن است. کسی که چند کتاب فلسفه خوانده، معمولا در تحلیل یک استدلال دقیقتر میشود، پیشفرضهای پنهان را بهتر میبیند و در برابر جملههای قطعی محتاطتر میشود. اینها هم برای دانشجو مفید است، هم برای کسی که فقط میخواهد بهتر فکر کند.
دلیل دیگر فهم فرهنگ امروز است. بسیاری از واژههایی که در روزنامه و شبکههای اجتماعی میشنویم، مثل عقل، آزادی، پسامدرن یا ایدئولوژی، ریشهشان در همین کتابهاست. وقتی ریشهها را بشناسید، از بحثهای روز هم بهتر سر در میآورید. البته لازم نیست از هدف عملی حرف بزنیم؛ گاهی لذت فکر کردن خودش کافی است.
مسیر تاریخی فلسفه غرب: نقشهی راه
برای اینکه در جنگل عنوانها گم نشوید، نقشهای کلی میدهیم. این فقط یک طرح ساده است و تاریخ فلسفه بسیار پیچیدهتر از این است.
یونان باستان
پیشسقراطیها اولین کسانی بودند که به جای اسطوره، دنبال توضیح عقلانی جهان رفتند. از نوشتههای آنها فقط پارههایی مانده و کتابی مثل «پاره نوشته های پیشا سقراطی» همین تکهها را گرد آورده است. بعد سقراط آمد که با پرسیدن آدمها را به فکر انداخت، افلاطون که شاگرد او بود، و ارسطو که شاگرد افلاطون بود. کتاب «متافیزیک (مابعدالطبیعه)» از عنوانش به همین سنت ارسطویی و بحث دربارهی هستی و اصلهای نخستین مربوط است. اپیکور هم فیلسوف یونانی بود که به رنج و مرگ و لذت فکر کرد و کتاب «مواجهه با مرگ (اپیکور و منتقدانش)» به همین بحث میپردازد.
دوران نو
از قرن هفدهم، فیلسوفانی مثل دکارت، اسپینوزا، لایبنیتس، لاک، هیوم و کانت پرسشهای تازهای دربارهی عقل، تجربه و شناخت مطرح کردند. عنوان «جهان اسپینوزا» به یکی از همین فیلسوفان اشاره دارد و برای ورود به فکر او راهی است.
قرن نوزدهم
هگل، مارکس، کییرکگور و نیچه در این قرن سؤالهای تاریخ، جامعه، دین و فرد را عمیقتر کردند. کتاب «همگام با نیچه در مسیر رسیدن به آنکه هستی» از نامش پیداست که به سراغ یکی از این فیلسوفان و موضوع خودشناسی میرود.
قرن بیستم و معاصر
پدیدارشناسی، هرمنوتیک، پراگماتیسم، فلسفهی تحلیلی، ساختارگرایی و پساساختارگرایی و پسامدرن شاخههای مهم این دورهاند. عنوانهایی مثل «گادامر و مسئله هرمنوتیک»، «در مسیر پراگماتیسم» و «تعریف پسامدرن» هر کدام به یکی از این شاخهها میپردازند.
برای شروع فلسفه غرب از کجا برویم؟
این مهمترین سؤال خریدار تازهکار است. جواب کوتاه این است که سراغ خود متن اصلی نروید، مگر اینکه واقعا آماده باشید. اول یک مدخل روشن بخوانید تا تصویر کلی داشته باشید.
- یک کتاب مقدماتی که تاریخ فلسفه را ساده روایت میکند. مجموعهای مثل «فهم فلسفه» با عنوان شمارهدار خود نشان میدهد چند جلد است و میشود تدریجی جلو رفت.
- یک کتاب دربارهی یک فیلسوف مشخص که از او خوشتان آمده است. کتابهایی مثل «جهان اسپینوزا» یا «همگام با نیچه» مثالهایی از این نوع هستند.
- یک کتاب معرفی مکتبها یا فیلسوفهای قرن بیستم، مثل «صد فیلسوف قرن بیستم»، تا با نامهای معاصر آشنا شوید.
- در نهایت، وقتی آماده بودید، سراغ متن اصلی یا ترجمهی کامل یک اثر بروید.
بسیاری از کسانی که با یک متن اصلی سنگین شروع میکنند، فلسفه را نیمهکاره رها میکنند. با مدخل شروع کنید و به تدریج سطح را بالا ببرید.
متن اصلی، شرح و کتاب مدخل: سه نوع کتاب فلسفه
در قفسهی فلسفه غرب سه نوع کتاب هست و خوب است فرقشان را بدانید.
متن اصلی
نوشتهی خود فیلسوف است، یا ترجمهی آن. مثل «متافیزیک (مابعدالطبیعه)». این کتابها مستقیمترین راه برای شنیدن صدای فیلسوف هستند، اما اغلب زبان دشوار دارند و بدون زمینه گاهی گیجکنندهاند.
شرح و تحلیل
نویسندهای دیگر فکر یک فیلسوف را توضیح میدهد. «گادامر و مسئله هرمنوتیک» یا «بارت فوکو آلتوسر» از نامشان پیداست که به معرفی و تحلیل فکر چند فیلسوف میپردازند. این نوع برای تازهکار مناسبتر است، اما باید حواستان باشد که فهم شما از دید شارح رد میشود.
کتاب مدخل و مرور کلی
این کتابها تصویر بزرگ میدهند. «صد فیلسوف قرن بیستم» یا «فهم فلسفه» را میتوان با همین نیت برداشت. برای شروع بهترین انتخاباند و میتوانید مطالب مورد علاقهتان را از آنها پیدا کنید و بعد سراغ عمیقتر شدن بروید.
مجموعهمقاله و جستار فلسفی
بعضی کتابها مثل «خیابان یکطرفه» شکل جستارگونه یا قطعهقطعه دارند. این کتابها معمولا لحن ادبیتری دارند و میشود آنها را بدون ترتیب و در فرصتهای کوتاه خواند.
چند عنوان از کتابهای فلسفه غرب
برای اینکه حسی از تنوع این دسته پیدا کنید، چند عنوان را مرور میکنیم. دربارهی هر کدام فقط از روی نام حرف میزنیم و برای جزئیات باید صفحهی خود کتاب را ببینید.
- «پاره نوشته های پیشا سقراطی»: نوشتههای تکهتکهی فیلسوفان پیش از سقراط. برای کسی که میخواهد از سرچشمهها شروع کند.
- «متافیزیک (مابعدالطبیعه)»: اثری با بحث دربارهی هستی که در سنت فلسفه اهمیت زیادی دارد.
- «مواجهه با مرگ (اپیکور و منتقدانش)»: بحث فلسفی دربارهی مرگ و دیدگاه اپیکوریها.
- «جهان اسپینوزا»: مدخلی بر فکر یک فیلسوف دوران نو.
- «همگام با نیچه در مسیر رسیدن به آنکه هستی»: همراهی با نیچه، فیلسوف قرن نوزدهم.
- «گادامر و مسئله هرمنوتیک»: دربارهی فهم و تفسیر در فلسفهی معاصر.
- «در مسیر پراگماتیسم»: معرفی مکتبی که به نتایج عملی اندیشه توجه میکند.
- «تعریف پسامدرن»: کتابی دربارهی مفهومی که امروز زیاد شنیده میشود.
- «صد فیلسوف قرن بیستم» و «فهم فلسفه ۳»: کتابهای مروری برای دیدن تصویر بزرگ.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و هر عنوان صفحهی مستقل خودش را دارد.
کتابهای فلسفه غرب برای دانشجو و پژوهشگر
دانشجوی فلسفه، الهیات، ادبیات، علوم اجتماعی و حتی حقوق زیاد سروکارش با متنهای فلسفی است. برای این گروه چند نکته مهم است.
اول، به ترجمه و ویرایش توجه کنید. متن فلسفی وقتی بد ترجمه شود، فهم آن سختتر از اصل است. اگر میتوانید، دو ترجمه از یک متن را کنار هم بخوانید. دوم، به شمارهی جلد و مجموعه دقت کنید. عنوانی مثل «فهم فلسفه ۳» نشان میدهد بخشی از یک مجموعه است و شاید لازم باشد جلدهای دیگر را هم ببینید. سوم، اصطلاحات کلیدی را در یک دفتر یادداشت کنید. واژههایی مثل هستیشناسی، معرفتشناسی و پدیدارشناسی در هر بحث برمیگردند.
پژوهشگران گاهی کتابهای تحلیلی دربارهی چند فیلسوف نزدیک به هم را میخرند تا مقایسه کنند. «بارت فوکو آلتوسر» با همین ساختار سه نفره از نامش پیداست که به مقایسه و بحث دربارهی چند اندیشمند میپردازد.
فلسفه غرب برای علاقهمند عام: بدون پیشزمینه هم میشود
لازم نیست دانشجوی فلسفه باشید تا این کتابها را بخوانید. اگر سؤال دارید و حوصلهی فکر کردن، کافی است. یک راه ساده این است که از موضوعی که به زندگیتان نزدیک است شروع کنید. مثلا اگر به مرگ و معنا فکر میکنید، بحث اپیکور دربارهی مرگ برای شما جذاب است. اگر به این فکر میکنید که ما چطور چیزها را میفهمیم، هرمنوتیک و بحثهای شناخت به کارتان میآید. اگر به جامعه و قدرت علاقه دارید، فیلسوفان معاصر که دربارهی گفتمان و قدرت نوشتهاند مفید هستند.
برای کسانی که دنبال فلسفهی کاربردیتر برای زندگی روزمرهاند، دستهی فلسفه برای زندگی هم ارزش دیدن دارد. و اگر به منطق و استدلال علاقه دارید، دستهی منطق ابزار خوبی برای تیز کردن ذهن است.
فلسفه غرب و فلسفه اسلامی: دو سنت، یک گفتوگو
یکی از جالبترین ویژگیهای تاریخ فلسفه این است که سنتهای مختلف با هم گفتوگو کردهاند. فیلسوفان جهان اسلام از میراث یونان بهره بردند، آن را ترجمه و شرح کردند و در آن چیزهای تازه افزودند. بعدها این آثار در اروپا هم خوانده شد. اگر میخواهید تصویر کاملتری داشته باشید، میتوانید کنار کتابهای فلسفه غرب به دستهی فلسفه اسلامی هم سر بزنید.
مقایسهی این دو سنت برای دانشجو و علاقهمند خیلی آموزنده است، چون نشان میدهد پرسشهای فلسفی مرز جغرافیایی ندارند. البته این کار وقت و دقت میخواهد و باید با احتیاط از یکسانسازی پرهیز کرد؛ هر سنت زبان و پرسش خودش را دارد. دستهی کلیتر فلسفه هم یک نقطهی شروع مناسب است.
اشتباههای رایج هنگام خرید کتاب فلسفه غرب
- شروع با سنگینترین متن. بسیاری از فیلسوفان معروف سخت مینویسند و بدون مقدمه فهمشان دشوار است.
- خرید فقط یک جلد از مجموعه. اگر عنوانی شماره دارد، بدانید که تکهای از یک کل است.
- توجه نکردن به مترجم. کیفیت ترجمه در فلسفه اهمیت دو چندان دارد.
- باور به اینکه یک کتاب همهی فلسفه را نشان میدهد. هر کتاب فقط یک زاویه است.
- مقایسهی عجولانهی فیلسوفان. هر فیلسوف در زمینهی خودش معنی میدهد.
- ترک کردن کتاب در اولین بخش سخت. بگذارید فصلها را بخوانید و بعد قضاوت کنید؛ بسیاری از کتابهای فلسفه در ادامه روشنتر میشوند.
چگونه یک کتاب فلسفه را بخوانیم؟
خواندن فلسفه با خواندن رمان فرق دارد. این پیشنهادها به خوانندهی تازهکار کمک میکند.
- آهسته بخوانید. مهم نیست چند صفحه در روز، مهم این است که هر بند را بفهمید.
- به استدلالها دقت کنید. فیلسوف معمولا ادعا میکند و بعد برایش دلیل میآورد. ببینید ادعا چیست و دلیل کدام است.
- در حاشیه بنویسید. سؤال، مخالفت یا مثال خودتان را کنار متن یادداشت کنید.
- مفهومها را با مثال بفهمید. اگر یک مفهوم مجرد است، سعی کنید برایش یک نمونهی روزمره پیدا کنید.
- گفتوگو کنید. فلسفه در گفتوگو زنده میشود، با دوست یا در یک جمع کتابخوانی.
و اگر گاهی گیج شدید، این طبیعی است. خود فیلسوفان هم سالها با همین سؤالها کلنجار رفتهاند.
داستانک: کتابی که سه بار نیمهکاره ماند
دانشجویی تعریف میکرد که سه بار سعی کرده بود یک متن اصلی فلسفه را بخواند و هر بار در فصل دوم رها کرده بود. بار چهارم اول یک کتاب مدخل خواند، بعد یک شرح کوتاه، و در نهایت سراغ متن اصلی رفت. گفت این بار همان جملههایی که اول نامفهوم بود، ناگهان معنی پیدا کرد. کتاب همان بود، فقط او راه درستی برای ورود پیدا کرده بود.
این تجربه در میان خوانندههای فلسفه رایج است. مسیر مستقیم همیشه کوتاهترین راه نیست و گاهی دور زدن، از طریق کتابهای مدخل و شرح، سریعتر شما را به مقصد میرساند.
هدیه دادن کتاب فلسفه غرب
کتاب فلسفه هدیهی ظریفی است. برای دانشجو و اهل مطالعهی جدی میشود سراغ متن یا شرح رفت. برای دوستی که فقط کنجکاو است، کتابی مثل «صد فیلسوف قرن بیستم» که مرور کلی میدهد یا «خیابان یکطرفه» که شکل جستارگونه دارد، انتخاب دوستانهتری است. برای کسی که به مرگ، معنا و زندگی فکر میکند، کتابی مثل «مواجهه با مرگ» جالب است. و اگر نمیدانید چه چیزی بخرید، یک مجموعهی مدخل با زبان ساده کمتر از بقیه اشتباه از آب در میآید.
واژهنامهی کوچک فلسفه غرب برای خوانندهی تازهکار
وقتی چند کتاب فلسفه غرب بخوانید، بعضی واژهها مدام برمیگردند. اگر از همین اول معنایشان را بدانید، خواندن روانتر میشود. این تعریفها ساده و کلیاند و هر مکتب ممکن است معنای دقیقتری برای آنها داشته باشد.
هستیشناسی
بحث دربارهی اینکه چه چیزهایی وجود دارند و وجود داشتن یعنی چه. سؤال «جهان از چه ساخته شده؟» از همین جنس است. بحثهای ارسطو و پیشسقراطیها بیشتر در این فضا میگنجد.
معرفتشناسی
بحث دربارهی شناخت: ما چطور میدانیم آنچه میدانیم درست است؟ حس، عقل و تجربه هر کدام چه سهمی دارند؟ فیلسوفان دوران نو زیاد به این پرسش پرداختهاند.
اخلاق
بحث دربارهی خوب و بد، وظیفه و فضیلت. اینکه چه کاری درست است و چرا. بحث اپیکور دربارهی لذت و آرامش نمونهای از تفکر اخلاقی یونانی است.
هرمنوتیک
نظریهی فهم و تفسیر. وقتی یک متن یا یک سخن را میفهمیم، دقیقا چه اتفاقی میافتد؟ کتابهایی دربارهی گادامر به همین موضوع میپردازند.
پراگماتیسم
مکتبی که ارزش یک اندیشه را در نتایج عملی آن میجوید. اگر فکری در عمل به کار میآید، نشانهی درستی آن است.
پسامدرن
واژهای برای اشاره به حال و هوایی فکری که به روایتهای بزرگ، حقیقت واحد و قطعیتهای مدرن با تردید نگاه میکند. مفهومی بحثبرانگیز است و خود فیلسوفان دربارهی معنی آن اختلاف دارند.
ایدئولوژی
مجموعهای از باورها و ارزشها که نگاه یک گروه به جهان را شکل میدهد. این واژه در نوشتههای فیلسوفان اجتماعی مثل آلتوسر اهمیت زیادی دارد.
عقل و تجربه: دو رودخانهی بزرگ در فلسفه غرب
یکی از پرتکرارترین بحثهای این سنت، رقابت دو نگاه است: عقلگرایی و تجربهگرایی. عقلگراها معتقد بودند بخش مهمی از دانش ما از راه استدلال به دست میآید. تجربهگراها تأکید میکردند که شناخت از تجربهی حسی شروع میشود. این دو نگاه قرنها با هم در گفتوگو بودند و بعد کانت کوشید میان آنها آشتی برقرار کند.
چرا این را میگوییم؟ چون وقتی میدانید یک فیلسوف در کدام سو ایستاده، فهم کتابش راحتتر میشود. اگر کتابی دربارهی اسپینوزا میخوانید، خوب است بدانید که او را معمولا در سنت عقلگرا میگذارند. اگر دربارهی پراگماتیسم میخوانید، متوجه میشوید که تجربه و عمل در آن نقش اصلی دارند. نقشهی کلی، خواندن جزئیات را آسان میکند.
فلسفه غرب و ادبیات: جایی که دو دنیا به هم میرسند
فلسفه و ادبیات همیشه همسایه بودهاند. افلاطون دیالوگ مینوشت که خودش شبیه نمایشنامه است. نیچه به شکل قطعهقطعه و با لحن شعری نوشت. بعضی فیلسوفان معاصر هم شکل جستار و قطعه را برگزیدند. کتابی مثل «خیابان یکطرفه» با همین شکل قطعهقطعه، نمونهای از این نزدیکی است.
اگر ادبیات دوست دارید و از فلسفه میترسید، همین راه ورود خوبی است. از فیلسوفانی شروع کنید که لحن ادبی دارند و بعد به تدریج سراغ متنهای خشکتر بروید. این را هم بدانید که دستهی فلسفه کنار بخش ادبیات و جستار نیز مسیرهای جالب دیگری دارد.
چند مسیر مطالعهی پیشنهادی در فلسفه غرب
به جای یک فهرست خشک، سه مسیر با سه هدف متفاوت پیشنهاد میکنیم.
مسیر اول: برای کسی که میخواهد تصویر کلی بگیرد
یک کتاب مرور تاریخ فلسفه، سپس یک کتاب دربارهی فیلسوفان قرن بیستم، سپس یک مجموعهی شمارهدار که به تدریج جلو میرود. این مسیر برای علاقهمند عام مناسب است و در چند ماه میتوان آن را طی کرد.
مسیر دوم: برای کسی که به یک فیلسوف علاقه دارد
اگر با نیچه یا اسپینوزا انس گرفتهاید، ابتدا یک کتاب مدخل دربارهی او بخوانید، بعد شرحهای بیشتر و در پایان متن اصلی او. با هر مرحله عمیقتر میشوید. عنوانهایی مثل «جهان اسپینوزا» و «همگام با نیچه» برای مرحلهی اول جالباند.
مسیر سوم: برای کسی که به مسئلهای مشخص فکر میکند
مثلا اگر دربارهی مرگ، فهم، قدرت یا زبان کنجکاو هستید، سراغ کتابهایی بروید که به آن موضوع میپردازند و از هر فیلسوف که دربارهی آن نوشته استفاده کنید. «مواجهه با مرگ» برای موضوع مرگ، «گادامر و مسئله هرمنوتیک» برای موضوع فهم و «بارت فوکو آلتوسر» برای موضوع قدرت و ایدئولوژی مثالهایی هستند.
ترجمه و اصطلاحها در کتابهای فلسفی
فلسفه بیش از هر شاخهی دیگر به دقت واژهها وابسته است. یک اصطلاح ممکن است در دو ترجمه با دو معادل فارسی بیاید و خواننده گمان کند دو چیز متفاوت است. مثلا نام کتاب «متافیزیک (مابعدالطبیعه)» همین را نشان میدهد: یک مفهوم با دو نام. اگر چند کتاب میخوانید، فهرست کوچکی از معادلها بسازید تا گیج نشوید.
نکتهی دیگر نامهاست. نام فیلسوفان اروپایی در فارسی گاهی به چند شکل نوشته میشود. اگر در جستوجوی یک نام به نتیجه نرسیدید، املاهای دیگر را هم امتحان کنید. و اگر متنی برایتان مبهم ماند، یک بار دیگر آن را با دقت بخوانید یا از کتاب شرح کمک بگیرید. صبر در فلسفه فضیلت است.
در پایان یادتان باشد که خواندن فلسفه غرب مسابقه نیست. هر کس با سرعت خودش پیش میرود و مهم این است که مسیر برایتان لذتبخش بماند.
پرسشهای پرتکرار
برای شروع فلسفه غرب کدام کتاب مناسب است؟
یک کتاب مدخل یا مرور تاریخ فلسفه که زبان ساده داشته باشد. مجموعههایی مثل «فهم فلسفه» یا مرورهایی مثل «صد فیلسوف قرن بیستم» برای همین نوع ورود مناسباند. جزئیات هر کدام در صفحهی خود کتاب است.
آیا باید کتابها را به ترتیب تاریخی بخوانم؟
لازم نیست. میتوانید از فیلسوفی که به او علاقه دارید شروع کنید. اما اگر میخواهید تصویر کلی داشته باشید، ترتیب تاریخی کمک میکند بفهمید هر فیلسوف به کدام فیلسوف جواب داده است.
فرق شرح و متن اصلی چیست؟
متن اصلی نوشتهی خود فیلسوف است و شرح توضیح دیگری دربارهی فکر اوست. شرح برای تازهکار روشنتر است و متن اصلی مستقیمتر.
کتابهای سنگین را چطور بخوانیم؟
آهسته، با یادداشتبرداری و با کمک یک کتاب مدخل. اگر بخشهایی گیجکننده بود، عجله نکنید و بعد از خواندن کل فصل دوباره برگردید.
آیا فلسفهی معاصر هم در این دسته هست؟
بله. عنوانهایی مثل «تعریف پسامدرن»، «گادامر و مسئله هرمنوتیک» و «در مسیر پراگماتیسم» به مباحث نزدیکتر به امروز میپردازند.
آیا این کتابها نظر شخصی به من تحمیل میکنند؟
کتاب فلسفه به پرسیدن و فکر کردن دعوت میکند. شما میتوانید با هر فیلسوف موافق یا مخالف باشید. هدف خواندن فلسفه پذیرفتن یک نظر نیست، ساختن نگاه خودتان است.
قیمت و موجودی کتابها ثابت است؟
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. برای دیدن اطلاعات دقیق، صفحهی همان کتاب را باز کنید.
جمعبندی: فلسفه غرب، گفتوگویی که هنوز ادامه دارد
فلسفه غرب یک گفتوگوی طولانی است و شما هر زمان که بخواهید میتوانید وارد آن شوید. لازم نیست همهی فیلسوفان را بشناسید. یک کتاب مدخل، یک فیلسوف مورد علاقه و کمی حوصله کافی است تا راه باز شود.
حالا میتوانید به دیدن کتابهای همین دسته بروید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی دلخواهتان را آنلاین سفارش بدهید.