ادبیات کلاسیک جهان
فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی
ترجمهی مشفق همدانی
بدرقه جاویدان، جاویدان
فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی
ترجمهی مشفق همدانی
بدرقه جاویدان، جاویدان
کتابی که دو هزار سال پیش نوشته شده، چطور هنوز میتواند شبی را بیخوابمان کند؟ راز ادبیات کلاسیک جهان همین است: آدمهای آن قصهها عاشق میشوند، حسادت میکنند، میترسند، انتقام میگیرند و به مرگ فکر میکنند، درست مثل ما. دستهی «ادبیات کلاسیک جهان» کتابجم خانهی همین متنهای ماندگار است، از حماسهها و اسطورههای کهن تا رمانها و شعرهایی که قرنهاست دستبهدست میشوند.
در این صفحه توضیح میدهیم کلاسیک یعنی چه، از کجا شروع کنیم، ترجمه را چطور انتخاب کنیم و هر کتاب چه حالوهوایی دارد. اگر تا حالا از کتابهای قدیمی میترسیدید، شاید بعد از خواندن این صفحه دلتان بخواهد یکیشان را باز کنید.
کلمهی کلاسیک برای بعضیها یعنی قدیمی و سنگین و کسلکننده. ولی معنی واقعیاش این است: اثری که از آزمون زمان گذشته. نسلهای پشتسرهم آن را خواندهاند، دربارهاش حرف زدهاند و ارزشش را از یاد نبردهاند. هر کتاب کلاسیک یک بار غربال شده و ماندنش نشانهی این است که حرفی برای گفتن دارد.
این تعریف قانون مشخصی برای سال ندارد. بعضی کلاسیکها سه هزار سال قدمت دارند و بعضی صد سال. هم متن باستانی میشود کلاسیک، هم رمان قرن نوزدهم. در ادبیات کلاسیک جهان از همهی سرزمینها اثر پیدا میکنید: یونان، هند، اروپای شمالی و جنوبی، آسیای مرکزی، آمریکا و بقیهی نقطهها.
کتاب پرفروش امروز ممکن است پنجاه سال دیگر فراموش شود، و ممکن هم هست بماند. کلاسیک ثابت کرده که میماند. البته این به آن معنا نیست که هر کتاب قدیمی خوب است یا هر کتاب تازه بد. فقط یعنی کلاسیکها یک اطمینان تاریخی دارند: خیلیها پیش از شما وقت گذاشتهاند و پشیمان نشدهاند.
یک دلیل این است که ریشههای خیلی چیزهایی که امروز میبینیم آنجاست. فیلمها، رمانها و حتی حرفهای روزمرهمان پر است از اشاره به اسطورهها و قصههای کهن. وقتی میگوییم «پاشنهی آشیل» یا «اسب تروا»، از دل همان متنها حرف میزنیم. خواندن اصل، معنی این اشارهها را عمیقتر میکند.
دلیل دوم این است که کلاسیکها به سؤالهای بزرگ میپردازند: عدالت، مرگ، عشق، قدرت، وظیفه، آزادی. چون این پرسشها هیچوقت کهنه نمیشوند، کتاب هم کهنه نمیشود. دلیل سوم لذت ساده است. بعضی از این کتابها فقط بینهایت جذاباند، قصهای پرماجرا با صحنههایی که تا مدتها در ذهن میمانند.
و دلیل چهارم این است که خواندنشان به ما دید بازتری از آدمها میدهد. وقتی میبینید در سرزمینی دیگر و زمانی دیگر هم آدمها مثل ما دلتنگ میشدند، دنیا کوچکتر میشود و همدلی بیشتر.
بزرگترین خطا این است که با بلندترین و سختترین کتاب شروع کنید و خسته شوید. چند پیشنهاد ساده داریم.
اگر بیشتر رمان دوست دارید تا شعر و حماسه، بد نیست به دستهی رمان خارجی هم سر بزنید و از رمانهای امروزتر شروع کنید.
حماسهها قدیمیترین قصههایی هستند که به ما رسیدهاند. پیش از آنکه چاپ باشد، آدمها آنها را سینهبهسینه نقل میکردند. بعد کسی نوشتشان و امروز به شکل کتاب دست ما میرسد.
«ایلیاد» یکی از نامهای بزرگ این گروه است. این اثر حماسی یونانی را هومر به قلم آورده و دربارهی جنگ تروا و قهرمانهای آن است. کسی که میخواهد ادبیات غرب را از سرچشمه ببیند، معمولا از همینجا شروع میکند. از آن طرف «دهدهم قورقوت» به دل سنت شفاهی مردم ترکزبان میرود و مجموعهای از قصههای قدیمی آنهاست. هر دو نشان میدهند هر قوم برای خودش قهرمان و قصه دارد.
اسطورهها فقط قصهی خدایان نیستند؛ راه توضیح دادن دنیا برای آدمهای قدیم بودند. چرا باران میآید؟ چرا مرگ هست؟ چرا آدمها با هم میجنگند؟ «اساطیر یونان» از همین حرفها میگوید.
حماسهها اغلب منظوماند و ریتم دارند. اگر ترجمهی منثور خواندهاید، بگذارید آرام پیش بروید و با سرعت رمان نخوانید. نامهای بلند و تکرار توصیفها را جزو حالوهوای کار بدانید، نه ایراد.
وقتی از کلاسیک حرف میزنیم، ذهن بعضیها فقط به یونان و اروپا میرود. اما ادبیات کلاسیک جهان بسیار گستردهتر است. «منظومهی عاشقانهی نالا و دامایانتی» از سنت هندی میآید و قصهای عاشقانه است. «داستانهایی کوتاه از ادبیات کرد» هم نشان میدهد ادبیات یک قوم چه رنگ و بویی دارد. هر کدام پنجرهای به فرهنگ خود هستند.
ارزش این کتابها فقط در قصهشان نیست، در فرصتی است که به شما میدهند تا دنیا را از چشم دیگران ببینید. اگر همیشه فقط ادبیات کشور خودتان یا چند کشور آشنا را خواندهاید، این بخش میتواند تازهترین تجربهی شما باشد.
ناگفته نماند که ادبیات فارسی خودش گنجینهای بزرگ است. برای رمانهای امروز فارسی میتوانید سری به رمان ایرانی بزنید و شعر فارسی امروز را در شعر معاصر ببینید.
شعر شاید سختترین چیزی است که میتوان ترجمه کرد، چون آهنگ و موسیقی کلمهها در زبان دیگر عوض میشود. با این حال ترجمههای خوب چیزی از روح شعر را نگه میدارند. «یک حرف نامکرر» از عنوانش پیداست که گزیدهای از عاشقانههای جهان است، یعنی چند شاعر از سرزمینهای مختلف در یک کتاب.
«شاعران آمریکا (از قرن هفدهم تا قرن بیستم)» هم به شعر یک سرزمین در گسترهی چند قرن میپردازد و میتواند برای کسی که میخواهد تحول شعر یک ملت را ببیند مناسب باشد.
کتابهای گزیده مزیت بزرگی دارند: اگر شاعری را دوست نداشتید، بهسرعت به بعدی میرسید. و اگر یکی را دوست داشتید، میروید سراغ مجموعهی کامل او. گزیده مثل وارد شدن به یک جشن است: چند نفر را میبینید و بعد هر که را دوست داشتید بیشتر میشناسید.
وقتی متنی هزار یا دو هزار سال پیش نوشته شده باشد، ترجمهاش اهمیت ویژه پیدا میکند. یک ترجمهی روان میتواند کتاب را دوستداشتنی کند و ترجمهی سنگین میتواند آن را به کابوس تبدیل کند. پس چند چیز را چک کنید.
نام مترجم و ناشر را ببینید. مترجمهایی که چند اثر کلاسیک ترجمه کرده باشند معمولا با متن آشناترند. مشخصات مترجم و ناشر در صفحهی هر کتاب هست.
بعضی ترجمهها مستقیم از زبان اصلی است و بعضی از یک زبان دیگر، مثلا انگلیسی یا فرانسوی. اگر این اطلاعات در توضیحات آمده باشد، بد نیست بخوانید. ترجمه از زبان اصلی معمولا دقیقتر است، ولی این فقط یک قاعدهی کلی است و هر ترجمه را باید جداگانه سنجید.
در متنهای کهن، مقدمه و توضیحها ارزش زیادی دارند. اسمها، اشارهها و رسمها ممکن است برای ما ناآشنا باشند. کتابی که توضیح کافی بدهد، خواندنش را بسیار راحتتر میکند.
اگر دو ترجمهی مختلف از یک اثر پیدا کردید، نمونهی چند صفحهی اول را مقایسه کنید. ترجمهای که شما با آن راحتتر ارتباط برقرار میکنید، بهتر برای شماست.
بعضی کلاسیکها چند جلد دارند و خواندنشان مثل یک سفر طولانی است. «ژان کریستف» که در فهرست بهصورت چهار جلدی آمده، از این جنس است. چنین رمانی را اگر با آرامش بخوانید، آدمهایش تا مدتها با شما میمانند. مشکل فقط شروع کردن است. پیشنهاد میکنیم هر روز مقدار کمی بخوانید، حتی ده صفحه، و بگذارید عادت شود.
یک ترفند: پیش از شروع، مطمئن شوید همهی جلدها را دارید. هیچ چیز ناامیدکنندهتر از این نیست که وسط قصه بفهمید جلد بعدی در دسترس نیست. صفحهی کتاب نشان میدهد مجموعه چند جلد دارد.
اگر رمان عاشقانه بیشتر با ذائقهی شماست، دستهی رمان عاشقانه را هم ببینید. بین آنها و کلاسیکهای عاشقانه نیز پیوندهای جالبی هست.
بعضی کتابهای این دسته خودشان اثر ادبی نیستند، بلکه راهنمای فهمیدن ادبیاتاند. «سیری در ادبیات غرب» از عنوانش پیداست که مسیر ادبیات غرب را مرور میکند و میتواند نقشهی خوبی برای خوانندهی تازهکار باشد. «دگرگونی بزرگ (جهان در زمان بودا، سقراط، کنفوسیوس و ارمیا)» هم از زیرعنوانش برمیآید که به جهان اندیشه در دورهای پرتحول میپردازد، دورهای که بسیاری از متنهای کهن در آن پدید آمدند.
اگر میخواهید عمیقتر شوید و ببینید منتقدها دربارهی ادبیات چطور فکر میکنند، به دستهی نقد و نظریه ادبی سر بزنید. خواندن نقد بعد از خواندن خود اثر بسیار لذتبخشتر است تا پیش از آن.
همچنین کتابهای نمایشنامه، که برخی از بزرگترین کلاسیکها هستند، در دستهی نمایشنامه و فیلمنامه بیشتر پیدا میشوند. نمایشنامهها را با صدای بلند بخوانید؛ برای اجرا نوشته شدهاند و صدای آدمها را باید شنید.
خواندن متن کهن مهارتی است که با تمرین رشد میکند. کسی که اولین بار یک حماسه را باز میکند، معمولا در چند صفحهی اول سردرگم میشود: نامها بلندند، توصیفها تکرار میشوند و قصه آرام پیش میرود. این حس طبیعی است و نشانهی ضعف شما نیست.
یک کاغذ کوچک بردارید و هر بار که آدم تازهای پیدا میشود، اسمش را با یک توضیح کوتاه بنویسید. مثلا پدر فلانی، برادر بهمانی، دشمن قهرمان. این کاغذ در نیمههای کتاب نجاتتان میدهد.
شعر و نمایشنامه و حماسه با گوش فهمیده میشوند. اگر بخشی برایتان سخت بود، آن را بلند بخوانید. آهنگ جملهها گاهی معنی را روشنتر میکند و شما میفهمید کجا باید مکث کرد.
لازم نیست همهی بخشها را با یک سرعت بخوانید. بخشهایی که پرماجرا هستند تند و بخشهای توصیفی آهستهتر. اگر چیزی جذاب نبود، ورق بزنید و به جایی برسید که دوباره کشش دارد. هیچ قانونی نگفته کلاسیک را باید با ذرهبین خواند.
در ترجمههای خوب، مقدمهی مترجم یا ویراستار جای مهمی است. آنجا میگوید متن در چه زمانی نوشته شده، نویسنده کیست و چه چیزهایی را باید در نظر داشت. خواندن مقدمه پیش از متن، مثل دیدن نقشه پیش از سفر است.
شاید فکر کنید این کتابها از زندگی امروز دورند، اما در واقع همهجا هستند. فیلمها و سریالها بارها قصههای کهن را از نو روایت میکنند. قهرمانی که به سفری سخت میرود، عاشقانی که خانوادههایشان مانعاند، جنگی که بر سر یک عشق یا یک غرور آغاز میشود، همهی اینها الگوهایی هستند که ریشه در قصههای قدیمی دارند.
وقتی چند اثر از ادبیات کلاسیک جهان را بخوانید، بهتدریج این الگوها را در فیلم و کتاب امروز هم تشخیص میدهید و لذت تماشا و خواندنتان بیشتر میشود. مثل کسی که زبان موسیقی را بلد است و در هر آهنگ چیز بیشتری میشنود.
حتی زبان روزمره پر از اشارههای کهن است. بعضی ضربالمثلها و ترکیبها که به کار میبریم از قصهها و اسطورهها آمدهاند. خواندن اصل آنها لذت کشف را برایتان دارد.
عشق شاید پرتکرارترین درونمایهی ادبیات جهان باشد. از منظومههای کهن تا شعرهای امروز، آدمها همیشه از دوست داشتن نوشتهاند. دیدن اینکه در سرزمینها و زمانهای مختلف عاشقی چه شکلی داشته، خودش تجربهای جالب است. عاشق هندی و عاشق یونانی و عاشق اروپایی هر کدام زبان و رسم خود را دارند، اما احساس کموبیش همان است.
اگر دنبال شعر و منظومهی عاشقانه هستید، کتابهایی مثل «منظومهی عاشقانهی نالا و دامایانتی» و «یک حرف نامکرر» را در نظر داشته باشید. و اگر رمان عاشقانهی امروز را هم دوست دارید، دستهی رمان عاشقانه در کنار این دسته میتواند مکمل خوبی باشد.
یک نکتهی مهم: در متنهای کهن، ارزشها و رسمها با امروز فرق دارند. بعضی رفتارها که در قصه عادی است برای ما عجیب است. سعی کنید متن را در زمان خودش بفهمید و هر جا لازم بود، از توضیحات مترجم کمک بگیرید.
برای کتابهای کلاسیک، نسخهی چاپی تجربهی متفاوتی میدهد. میتوانید حاشیهاش یادداشت بنویسید، جملههای محبوب را علامت بزنید و کتاب را سالها نگه دارید. بسیاری از خوانندهها یک نسخهی مخصوص دارند که سالها با خودشان همراه است و پر از خطکشیدنهاست.
وقتی کتابی را انتخاب میکنید، به قطع و صفحهآرایی هم نگاه کنید. متنهای بلند اگر با حروف ریز و فشرده چاپ شده باشند، خواندنشان خستهکننده میشود. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و میتوانید پیش از سفارش بررسی کنید.
اگر میخواهید مجموعهی چندجلدی بخرید، بهتر است همهی جلدها را با هم داشته باشید و از یک ناشر باشند تا ظاهر و قطعشان هماهنگ بماند. این نکتهی کوچک است، ولی وقتی قفسهی کتابتان را میبینید حس خوبی میدهد.
هر خواننده از کلاسیکها چیز متفاوتی میخواهد. دانشجوی ادبیات دنبال ریشهها و مقایسه است و کتابهای راهنما مثل «سیری در ادبیات غرب» برایش مفیدند. علاقهمند به تاریخ اندیشه به کتابهایی مثل «دگرگونی بزرگ» میرود که از زمانهی بزرگان فکر حرف میزند. شعردوست سراغ گزیدهها میرود و کسی که قصه دوست دارد، سراغ حماسهها و رمانها.
پدر و مادرها هم میتوانند قصههای کهن را برای بچهها بخوانند، به شرط اینکه پیش از آن خودشان متن را ببینند و مناسب سن بچه بدانند. اسطورهها گاهی صحنههای خشن دارند و بهتر است انتخاب آگاهانه باشد.
و کسانی که سالهاست کتاب میخوانند و میخواهند از منطقهی امن خارج شوند، میتوانند از ادبیات ملتهایی شروع کنند که کمتر میشناسند. «داستانهایی کوتاه از ادبیات کرد» یا «دهدهم قورقوت» دروازههای خوبی به دنیاهای تازهاند.
مهم نیست شما کدام گروه هستید. مهم این است که ادبیات کلاسیک جهان جایی برای همه دارد و لازم نیست پیشنیاز خاصی داشته باشید. کنجکاوی کافی است.
برای اینکه بدانید در این دسته چه چیزهایی پیدا میشود، چند عنوان را مرور میکنیم. همهی توصیفها بر پایهی عنوان است و برای جزئیات باید صفحهی خود کتاب را ببینید.
بسیاری از آدمها با کلاسیکها رابطهی خوبی ندارند، نه به خاطر خود کتابها بلکه به خاطر شروع اشتباه. چند اشتباه رایج را ببینید.
کتاب کلاسیک هدیهی خوبی است، چون هم ماندگار است و هم نشان میدهد شما به سلیقهی طرف فکر کردهاید. اگر میخواهید هدیه بدهید، به این چند مورد فکر کنید. آیا گیرنده اهل شعر است یا داستان؟ آیا زیاد کتاب میخواند یا تازه شروع کرده؟ آیا به اسطوره و تاریخ علاقه دارد؟
برای شعردوست، گزیدهای مثل «یک حرف نامکرر» گزینهی مناسبی است. برای کسی که اسطوره دوست دارد، «اساطیر یونان». برای خوانندهی صبور و پرکار، مجموعهای چندجلدی. و برای کسی که تازه شروع کرده، یک کتاب کوتاه و قابلفهم. مشخصات کتابها در صفحهی خودشان است و میتوانید نسخهی چاپی را آنلاین سفارش بدهید.
خواندن کتابهای سنگین در زندگی شلوغ سخت است. راه ساده این است که یک زمان ثابت پیدا کنید: نیمساعت قبل از خواب، یا هنگام رفتوآمد. حتی ده صفحه در روز، در یک سال شما را به چند کتاب بزرگ میرساند.
بعضیها با دوستان یک گروه کتابخوانی میسازند و هر ماه یک اثر میخوانند. این کار انگیزه میدهد و هر کس چیزی از خواندن خودش میگوید. کلاسیکها برای بحث کردن بسیار خوباند چون هر کس معنی متفاوتی از آنها میگیرد.
و اگر خواندن سخت شد، برای خودتان کوتاهتر کنید. یک قصه از یک کتاب گزیده، یک شعر، یک فصل. لازم نیست هر کتابی را تا آخر بخوانید تا از آن چیزی بگیرید.
بستگی به سلیقهتان دارد. اگر قصهی کوتاه دوست دارید، اسطورهها و مجموعهداستانها؛ اگر شعر دوست دارید، گزیدههای شعر؛ و اگر حوصلهی کتاب بلند دارید، سراغ رمانهای چندجلدی بروید. مهم این است که با چیزی شروع کنید که کشش دارد.
نه. هیچکس همهی آنها را نخوانده است. انتخاب کنید و از خواندنشان لذت ببرید. کلاسیکها برای غنی کردن زندگیاند، نه برای امتحان دادن.
قاعدهی قطعی نیست. ترجمهی قدیمی گاهی کهنه و سنگین به نظر میرسد و ترجمهی جدید ممکن است روانتر باشد، ولی همیشه اینطور نیست. بهتر است نمونهای از هر دو بخوانید و آنچه را که با آن راحتترید انتخاب کنید.
بعضی بله، مثل اسطورهها و قصههای کهن. بعضی نه، چون ممکن است پیچیده یا برای بزرگترها باشند. توضیحات هر کتاب را پیش از خرید بخوانید و اگر مطمئن نبودید، خودتان اول نگاهی بیندازید.
اگر تازه شروع کردهاید، گزیده راه خوبی برای آشنایی است. اما اگر اثری را دوست داشتید، اثر کامل تجربهی عمیقتری میدهد. این دو مکمل هماند.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
ادبیات کلاسیک جهان دعوتی است به گفتوگو با آدمهایی که صدها یا هزاران سال پیش زندگی کردهاند و هنوز حرفی برای گفتن دارند. لازم نیست متخصص باشید یا همهی کتابها را بخوانید. یک اسطوره، یک شعر یا یک رمان میتواند شروع خوبی باشد.
حالا کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات و مترجم هر کدام را مقایسه کنید و نسخهی چاپی دلخواهتان را آنلاین سفارش بدهید. اگر دنبال ادبیات و داستان به شکل گستردهتر هستید، از صفحهی ادبیات و داستان هم ادامه دهید.