ادبیات آلمان برای خیلی از خوانندههای ایرانی با هرمان هسه شروع شده است. «دمیان» و «سیذارتا» و «گرگ بیابان» نسلبهنسل در دست جوانها چرخیده و هنوز هم پرفروشاند. ولی ادبیات آلمان خیلی بزرگتر از هسه است: نمایشنامههای شیلر و برشت، رمانهای بلند توماس مان، «عطر» پاتریک زوسکیند، رمانهای پلیسی سباستین فیتسک و نله نویهاوس، و رمانهای امروزی مثل «کتابفروشی دورهگرد» و «آنچه از اینجا میتوان دید». این لیست کتابهای ادبیات آلمان را، که در اینجا ادبیات آلمانیزبان اتریش و سوئیس را هم در بر میگیرد، کنار هم آورده است.
در این راهنما دورههای مهم ادبیات آلمان را مرور میکنیم، نویسندههای اصلی این لیست را معرفی میکنیم، میگوییم از کجا شروع کنیم و برای سلیقههای مختلف پیشنهاد میدهیم.
ادبیات آلمان در یک نگاه
ادبیات آلمان در اواخر قرن هجدهم با گوته و شیلر به اوج رسید. این دو، که در شهر کوچک وایمار زندگی میکردند، دورهای را ساختند که آلمانیها آن را «کلاسیک وایمار» مینامند. گوته با «رنجهای ورتر جوان» و «فاوست» و شیلر با نمایشنامههایی مثل «راهزنان» و «دون کارلوس» ادبیات آلمان را در اروپا مطرح کردند.
قرن نوزدهم دوران رمانتیسم و بعد رئالیسم بود: برادران گریم قصههای عامیانه را گردآوری کردند، هاینریش هاینه شعر گفت و تئودور فونتانه رمانهای اجتماعی نوشت. قرن بیستم با توماس مان و هسه و کافکا، که به آلمانی مینوشت، شروع شد. بعد دو جنگ جهانی، نازیسم و تقسیم آلمان آمد و ادبیات آلمان مدام با این تاریخ سنگین درگیر بود: برشت با تئاترش، هاینریش بل و گونتر گراس با رمانهایشان.
امروز ادبیات آلمان هم رمان جدی دارد، مثل دانیل کلمان و یولی تسه، و هم رمان پلیسی پرفروش، مثل فیتسک و نویهاوس، و هم رمانهای گرم و دلنشینی که در فهرست پرفروشهای جهان دیده میشوند.
این لیست چه چیزهایی دارد
رمان کلاسیک و معاصر، نمایشنامه، رمان پلیسی، کتاب نوجوان و کتابهایی دربارهی نویسندههای آلمانی. کتابهای موجود اول آمدهاند و موجودی هر روز بررسی میشود. بعضی کتابها، مثل «دمیان»، با چند ترجمه در لیست هستند.
هرمان هسه؛ محبوبترین نویسندهی ادبیات آلمان در ایران
هسه در ۱۹۴۶ نوبل ادبیات گرفت. رمانهایش دربارهی جوانی، جستجوی خود، تنهایی و معنویتاند و شاید برای همین است که اینقدر میان جوانها خواننده دارد. چند کتاب از او در این لیست هست:
- دمیان: سرگذشت امیل سینکلر، پسری که میان دنیای روشن و امن خانه و دنیای تاریک و وسوسهانگیز بیرون سرگردان است، تا اینکه با دمیان، همکلاسی مرموزی، آشنا میشود. رمانی دربارهی بزرگ شدن و پیدا کردن خود که با ترجمههای مختلف در این لیست است.
- سیذارتا: داستان جوانی در هند باستان که خانه را ترک میکند تا حقیقت را پیدا کند و از راههای مختلف، زهد، ثروت، عشق، میگذرد تا در کنار رودخانه به آرامش برسد. کتابی کوتاه و شاعرانه.
- گرگ بیابان: هری هالر، مردی میانسال و تنها، خودش را نیمی انسان و نیمی گرگ میداند و از جامعهی بورژوا بیزار است. رمانی پیچیدهتر و تاریکتر از دو کتاب قبلی.
- اعجوبه، که با نام «زیر چرخ» هم شناخته میشود: داستان پسری بااستعداد که فشار مدرسه و انتظار بزرگترها او را خرد میکند. کتابی که هنوز برای پدر و مادرها و معلمها پیام دارد.
پیشنهاد ما برای شروع با هسه این ترتیب است: «سیذارتا»، بعد «دمیان»، بعد «گرگ بیابان».
توماس مان و رمان بزرگ در ادبیات آلمان
توماس مان، برندهی نوبل ۱۹۲۹، استاد رمان بلند و فکری است. دو کتاب از او در این لیست هست:
- کوه جادو: هانس کاستورپ، جوانی معمولی، برای سه هفته به دیدار پسرعمویش در آسایشگاهی در کوههای سوئیس میرود و هفت سال آنجا میماند. در این آسایشگاه، دور از دنیای پایین، با آدمهایی آشنا میشود که دربارهی بیماری، مرگ، زمان، سیاست و عشق بحث میکنند. رمانی عظیم که تصویری از اروپای پیش از جنگ جهانی اول میدهد.
- لوته در وایمار: سالها پس از «رنجهای ورتر جوان»، زنی که الهامبخش آن رمان بود، به وایمار میآید تا گوتهی پیر را دوباره ببیند. توماس مان با این رمان هم به گوته ادای احترام میکند و هم نگاهی تیز به رابطهی هنرمند و آدمهای اطرافش دارد.
توماس مان را باید با حوصله خواند. اگر رمان بلند و پربحث برایتان سنگین است، شاید بهتر باشد اول داستان کوتاه بلند او، «مرگ در ونیز» یا «تونیو کروگر»، را پیدا کنید.
نمایشنامه در ادبیات آلمان
تئاتر بخش بزرگی از ادبیات آلمان است و این لیست چند نمایشنامهی مهم دارد.
فریدریش شیلر
«دون کارلوس» و «راهزنان و توطئهی فیسکو» از شیلر در این لیست هستند. شیلر نمایشنامهنویس آزادی است. «راهزنان»، اولین نمایشنامهاش، داستان پسری اشرافزاده است که از ظلم جامعه به جنگل پناه میبرد و رئیس دستهای راهزن میشود. «دون کارلوس» دربارهی شاهزادهای اسپانیایی در دربار پدر مستبدش است و یکی از مشهورترین صحنههایش درخواست آزادی اندیشه از شاه است. اپرای مشهور وردی هم بر اساس همین نمایشنامه ساخته شد.
برتولت برشت
برشت، که نوع تازهای از تئاتر به نام «تئاتر حماسی» ساخت، با چند کتاب در این لیست است: «آنتیگون» و «آنتیگونهی سوفوکلس»، بازنویسیاش از تراژدی یونانی، «استثنا و قاعده» و «نمایشنامههای آموزشی». برشت نمیخواست تماشاگر غرق احساس شود؛ میخواست فکر کند و بپرسد چرا جامعه اینطور است. نمایشنامههایش کوتاه، تند و پر از پرسشاند. «استثنا و قاعده» داستان تاجری است که در سفری در بیابان باربرش را میکشد و دادگاه او را تبرئه میکند؛ نقدی تند از عدالتی که طرف قویترهاست.
برای نمایشنامههای بیشتر، دستهی نمایشنامه و فیلمنامه را ببینید.
کلاسیکهای دیگر ادبیات آلمان
تئودور فونتانه
«افی بریست» فونتانه را بزرگترین رمان رئالیستی آلمانی قرن نوزدهم میدانند. افی، دختری هفدهساله و شاداب، با مردی بسیار مسنتر و جاهطلب ازدواج میکند و در شهری کوچک و دلگیر تنها میماند. رابطهای کوتاه و فراموششده، سالها بعد زندگیاش را ویران میکند. «افی بریست» را اغلب کنار «مادام بواری» و «آنا کارنینا» میگذارند؛ سه رمان قرن نوزدهم دربارهی زنانی که جامعه نمیبخشدشان.
گفتوگوها با گوته
«گفتوگوها با گوته» از یوهان پیتر اکرمان، دستیار گوته در ده سال پایانی عمرش، ثبت گفتوگوهای اوست با شاعر بزرگ دربارهی ادبیات، هنر، طبیعت، سیاست و زندگی. نیچه این کتاب را بهترین کتاب آلمانی میدانست. برای کسی که میخواهد گوته را از نزدیک بشناسد، بهترین شروع است.
هانس فالادا
«بیهمان» از فالادا در این لیست است. فالادا دربارهی آدمهای معمولی در سالهای سخت آلمان، بحران اقتصادی و نازیسم، مینوشت و رمان مشهورش «هر کس تنها میمیرد» داستان زوجی است که در برلین نازی به تنهایی مقاومت میکنند.
اریش ماریا رمارک
«شب لیسبون» از رمارک، نویسندهی «در جبههی غرب خبری نیست»، داستان پناهندهای آلمانی است که در لیسبون ۱۹۴۲ منتظر کشتیای به آمریکاست و شبی را با مردی غریبه میگذراند که داستان زندگیاش را تعریف میکند. رمارک دربارهی جنگ، تبعید و عشق در زمانهی ویرانی مینوشت و نثرش ساده و تأثیرگذار است.
عطر و رمانهای پرفروش ادبیات آلمان
«عطر» پاتریک زوسکیند شاید پرفروشترین رمان آلمانی نیمهی دوم قرن بیستم باشد. ژان باتیست گرنوی در پاریس قرن هجدهم با حس بویاییای خارقالعاده به دنیا میآید ولی خودش هیچ بویی ندارد. او عطرسازی را یاد میگیرد و وسواس ساختن کاملترین عطر جهان او را به جنایت میکشاند. رمانی تاریک، عجیب و پرکشش که به چهل و چند زبان ترجمه شده و فیلمش هم ساخته شده.
«شهرت» دانیل کلمان، رمانی در نه داستان، هم از کتابهای امروزی این لیست است. کلمان، که با «اندازهگیری جهان» مشهور شد، در «شهرت» داستانهای بهظاهر جدا را به هم وصل میکند و دربارهی هویت، تلفن همراه و مرز واقعیت و داستان بازی میکند.
رمان پلیسی در ادبیات آلمان
آلمان در دهههای اخیر به یکی از مرکزهای رمان پلیسی و هیجانی اروپا تبدیل شده است. دو نام در این لیست:
- سباستین فیتسک: «قاتل بیچهره» از اوست. فیتسک استاد رمان هیجانی روانشناختی است؛ کتابهایش پر از پیچش داستانیاند و تا صفحهی آخر خواننده را رها نمیکنند.
- نله نویهاوس: «سفیدبرفی باید بمیرد» از مجموعهی کارآگاههای پیا کیرشهوف و الیور فون بودنشتاین است. مردی پس از ده سال زندان به خاطر قتل دو دختر به روستایش برمیگردد و ناپدید شدن دختری دیگر همهی زخمهای قدیمی را باز میکند. یکی از پرفروشترین رمانهای پلیسی آلمان.
اگر رمان پلیسی دوست دارید، دستهی جنایی و معمایی کتابهای بیشتری دارد.
رمانهای گرم و امروزی ادبیات آلمان
در سالهای اخیر چند رمان آلمانی با داستانهای گرم و انسانی در جهان پرخواننده شدهاند:
- کتابفروشی دورهگرد از کارستن هن: کارل، کتابفروشی پیر، هر عصر کتابها را به خانهی مشتریهای وفادارش میبرد و دوستیاش با دختری نهساله زندگیاش را عوض میکند. کتابی دلنشین برای کتابدوستها.
- آنچه از اینجا میتوان دید از ماریانا لکی: در روستایی کوچک، هر بار که مادربزرگ سلما خواب اوکاپی میبیند، کسی در روستا میمیرد. رمانی شوخ، غمگین و عجیب دربارهی عشق و سوگ.
- مجمعالجزایر از اینگر ماریا مالکه.
ادبیات آلمان برای نوجوانان
«فریدریش و مردهخور» از هانس پتر ریشتر، که با نام «فریدریش» هم شناخته میشود، داستان دوستی دو پسر، یکی یهودی و دیگری غیریهودی، در آلمان نازی است، از چشم پسر غیریهودی. کتابی که بسیاری از نوجوانهای آلمانی در مدرسه میخوانند تا بفهمند آن سالها چطور گذشت. برای نوجوانهای ایرانی هم خواندنی است. برای کتابهای بیشتر نوجوان، دستهی کودک و نوجوان را ببینید.
قصههای برادران گریم هم، که بخشی از ادبیات آلماناند، در سایت با چاپهای مختلف پیدا میشوند.
از کجا شروع کنیم؛ ادبیات آلمان برای سلیقههای مختلف
اگر تازه با ادبیات آلمان آشنا میشوید
«سیذارتا» یا «دمیان» هسه. کوتاه، روان و پرمعنا.
اگر رمان پرکشش میخواهید
«عطر» زوسکیند یا «سفیدبرفی باید بمیرد» نویهاوس.
اگر رمان بلند و فکری دوست دارید
«کوه جادو» توماس مان.
اگر تئاتر دوست دارید
«دون کارلوس» شیلر یا «استثنا و قاعده» برشت.
اگر کتاب گرم و حالخوبکن میخواهید
«کتابفروشی دورهگرد» یا «آنچه از اینجا میتوان دید».
اگر رمان کلاسیک عاشقانه میخواهید
«افی بریست» فونتانه.
ادبیات آلمان و تاریخ سنگین قرن بیستم
کمتر ادبیاتی به اندازهی ادبیات آلمان با گذشتهی خودش درگیر بوده است. آلمانیها کلمهای دارند به نام «فرگانگنهایتسبولتیگونگ»، یعنی کنار آمدن با گذشته، و بخش بزرگی از ادبیات بعد از جنگ دربارهی همین است: چطور مردمی معمولی در فاجعهی نازیسم شریک شدند و چطور میشود با این بار زندگی کرد. «فریدریش» ریشتر، «شب لیسبون» رمارک، «بیهمان» فالادا و رمانهای هاینریش بل و گونتر گراس هر کدام از زاویهای به این پرسش پرداختهاند.
برای خوانندهی ایرانی، این کتابها فقط دربارهی آلمان نیستند. دربارهی ایناند که آدمها در زمانهی ترس و فشار چطور تصمیم میگیرند، کجا سکوت میکنند و کجا مقاومت.
نکتههایی برای انتخاب ترجمه
- ترجمه از آلمانی: بعضی کتابهای هسه و توماس مان از انگلیسی یا فرانسه ترجمه شدهاند و بعضی مستقیم از آلمانی. شناسنامهی کتاب را ببینید.
- نامهای مختلف: «اعجوبه» همان «زیر چرخ» است. «عقاید یک دلقک» که در این لیست هست، از هاینریش بل است.
- کامل یا کوتاهشده: «کوه جادو» رمانی بسیار بلند است. اگر ترجمهای خیلی کمحجم دیدید، احتمالا خلاصه است.
- مقدمهی مترجم: برای برشت و شیلر، مقدمهای دربارهی زمانهی نمایشنامه و نظریهی تئاتر نویسنده کمک زیادی میکند.
ادبیات آلمان برای هدیه دادن
- برای نوجوان یا جوانی که دنبال خودش میگردد: «دمیان» یا «سیذارتا».
- برای کسی که رمان عجیب و پرکشش دوست دارد: «عطر».
- برای کتابدوست: «کتابفروشی دورهگرد».
- برای کسی که رمان پلیسی میخواند: «سفیدبرفی باید بمیرد».
- برای اهل فکر و حوصله: «کوه جادو».
گوته؛ نقطهی شروع ادبیات آلمان مدرن
هر صحبتی دربارهی ادبیات آلمان دیر یا زود به یوهان ولفگانگ فون گوته میرسد. گوته شاعر، رماننویس، نمایشنامهنویس، دانشمند و وزیر دربار وایمار بود و نزدیک به شصت سال نوشت. «رنجهای ورتر جوان»، رمانی در قالب نامه دربارهی عشقی ناکام، در جوانی او را در سراسر اروپا مشهور کرد. میگویند جوانهای آن زمان لباس ورتر را تقلید میکردند. «فاوست»، که گوته تقریبا همهی عمرش رویش کار کرد، داستان دانشمندی است که روحش را به شیطان میفروشد تا همهی دانش و لذت جهان را تجربه کند. این اثر را مهمترین نمایشنامهی زبان آلمانی میدانند.
برای خوانندهی ایرانی، گوته یک پیوند خاص هم دارد: «دیوان غربی شرقی». گوته در پیری با ترجمهی دیوان حافظ آشنا شد و آنقدر شیفتهاش شد که دفتری کامل شعر در گفتوگو با حافظ سرود. او حافظ را برادر روحی خودش میدانست. این یکی از زیباترین لحظههای دیدار ادبیات آلمان و ادبیات فارسی است. اگر «گفتوگوها با گوته» اکرمان را بخوانید، میبینید گوته در پیری چقدر به ادبیات جهان، از جمله ادبیات شرق، فکر میکرد. خود او اصطلاح «ادبیات جهانی» را رواج داد.
رمانتیسم و قرن نوزدهم در ادبیات آلمان
بعد از گوته و شیلر، نسلی آمد که به آن رمانتیکها میگویند. رمانتیکهای آلمانی به رؤیا، طبیعت، شب، افسانههای قدیمی و احساسهای عمیق علاقه داشتند. نوالیس شعرهای عرفانی گفت، ای.تی.آ. هوفمان داستانهای عجیب و ترسناک نوشت که بعدها بر ادگار آلن پو و داستایفسکی اثر گذاشت، و برادران گریم، یاکوب و ویلهلم، قصههای عامیانهی روستاهای آلمان را جمع کردند. سیندرلا، سفیدبرفی، هانسل و گرتل و شنلقرمزی، که امروز همهی بچههای جهان میشناسند، از همین مجموعهاند. جالب است که نام رمان نله نویهاوس، «سفیدبرفی باید بمیرد»، هم بازی با همین قصهی قدیمی است.
در میانهی قرن نوزدهم، هاینریش هاینه شعرهای عاشقانه و طنزآمیز گفت که شوبرت و شومان رویشان آهنگ ساختند. بعد دورهی رئالیسم آمد: تئودور فونتانه در برلین، تئودور اشتورم در شمال و گوتفرید کلر در سوئیس. این نویسندهها زندگی طبقهی متوسط و اشراف را با دقت و آرامش تصویر کردند. «افی بریست» اوج این دوره است.
ادبیات آلمان در آغاز قرن بیستم
آغاز قرن بیستم دورهی شکوفایی عجیبی برای ادبیات آلمانیزبان بود. در وین، آرتور شنیتسلر و اشتفان تسوایگ مینوشتند. تسوایگ با داستانهای بلندی مثل «نامهی زنی ناشناس» و «شطرنج» و زندگینامههایش هنوز در ایران پرخواننده است. در پراگ، کافکا داستانهایی نوشت که دنیای مدرن را کابوسوار نشان میداد. راینر ماریا ریلکه شعرهایی گفت که امروز هم نقل میشود و «نامههایی به شاعر جوان» او یکی از محبوبترین کتابها برای جوانهایی است که میخواهند بنویسند.
توماس مان در همین دوره «بودنبروکها» را نوشت، داستان افول یک خانوادهی تاجر در چهار نسل، و بعد «کوه جادو» را. هسه از جنگ جهانی اول به بعد، با «دمیان»، به سراغ جوانهایی رفت که بعد از جنگ دیگر به ارزشهای پدرانشان باور نداشتند. همین است که «دمیان» در سال ۱۹۱۹ برای نسل خودش حکم مانیفست را داشت.
ادبیات آلمان بعد از جنگ جهانی دوم
بعد از ۱۹۴۵، آلمان ویران بود و زبان آلمانی هم، به تعبیر بعضی نویسندهها، با تبلیغات نازی آلوده شده بود. نسل تازهای از نویسندهها در گروهی به نام «گروه ۴۷» دور هم جمع شدند و کوشیدند با زبانی ساده و صادق از نو شروع کنند. هاینریش بل، که «عقاید یک دلقک» او در این لیست است، و گونتر گراس، نویسندهی «طبل حلبی»، هر دو بعدها نوبل گرفتند.
«عقاید یک دلقک» داستان هانس شنیر، دلقکی است که زنش ترکش کرده، کارش افت کرده و در آپارتمانش در بن تنها نشسته و با تلفن با آشناهایش حرف میزند. از خلال این تماسها، تصویری تلخ و طنزآمیز از جامعهی آلمان غربی دههی شصت میلادی ساخته میشود؛ جامعهای که گذشتهی نازیاش را زیر فرش پنهان کرده و حالا با ریاکاری مذهبی و رفاه تازه زندگی میکند. این رمان در ایران بارها چاپ شده و خوانندهی زیادی دارد.
در آلمان شرقی هم ادبیات خودش را داشت: کریستا ولف و دیگران زیر سانسور حکومت کمونیستی مینوشتند. پس از فرو ریختن دیوار برلین در ۱۹۸۹، موج تازهای از رمانها دربارهی زندگی در دو آلمان و دوباره یکی شدنشان نوشته شد.
ادبیات آلمانیزبان اتریش و سوئیس
ادبیات آلمان فقط ادبیات کشور آلمان نیست. اتریش و بخش آلمانیزبان سوئیس هم نویسندههای بزرگی داشتهاند. از اتریش، تسوایگ و شنیتسلر و بعدها توماس برنهارت و پیتر هانتکه، برندهی نوبل ۲۰۱۹، و الفریده یلینک، برندهی نوبل ۲۰۰۴. از سوئیس، فریدریش دورنمات با نمایشنامهی «ملاقات بانوی سالخورده» و رمانهای پلیسیاش مثل «قاضی و جلادش»، و ماکس فریش با «من گانتنباین نیستم» و «هومو فابر». دورنمات در ایران خوانندهی زیادی دارد و نمایشنامههایش بارها روی صحنه رفته است.
اگر کتابی از این نویسندهها در این لیست دیدید، به همین دلیل است: ملاک ما زبان اصلی کتاب است، نه مرز کشورها.
ادبیات آلمان و خوانندهی ایرانی
ترجمهی ادبیات آلمان به فارسی سابقهی طولانی دارد. نسلهای مختلفی از مترجمها، بعضی مستقیم از آلمانی و بعضی از زبانهای واسط، این آثار را به فارسی آوردهاند. هسه شاید پرترجمهترین نویسندهی آلمانی در ایران باشد؛ «دمیان» و «سیذارتا» ترجمههای متعدد دارند و هر چند سال ترجمهی تازهای منتشر میشود.
چرا ادبیات آلمان اینقدر در ایران خواننده دارد؟ شاید چون پرسشهایش برای ما آشناست: جستجوی معنا، رابطهی فرد و جامعه، سنت و تجدد، و زندگی در سایهی تاریخی سنگین. شاید هم چون نثر این کتابها، با همهی عمقش، اغلب ساده و مستقیم است. هر چه باشد، ادبیات آلمان یکی از ستونهای کتابخانهی خوانندهی جدی ایرانی است.
دستههای مرتبط با ادبیات آلمان
سؤالهای رایج دربارهی لیست ادبیات آلمان
کافکا هم در این لیست هست؟
کافکا اهل پراگ بود ولی به آلمانی مینوشت. کتابهایش در لیستهای جداگانه و صفحههای خودشان در سایت هستند؛ نامش را جستجو کنید.
کتابهای هسه کدام بهتر است؟
بیشتر خوانندهها «سیذارتا» و «دمیان» را دوست دارند. «گرگ بیابان» عمیقتر و سختتر است و برای قدم بعدی مناسب.
کتاب ناموجود چه میشود؟
کتابهای ناموجود بعد از موجودها میآیند و موجودی هر روز بررسی میشود. در صفحهی کتاب ناموجود میتوانید درخواست اطلاع از موجود شدن بدهید.
کتابهای تازه کی اضافه میشوند؟
هر ترجمهی تازهای از ادبیات آلمان که در سایت ثبت شود، به این لیست هم میآید.
حرف آخر دربارهی ادبیات آلمان
ادبیات آلمان ادبیات پرسشهای بزرگ است: معنای زندگی در هسه، زمان و مرگ در توماس مان، آزادی در شیلر، عدالت در برشت، گناه و حافظه در ادبیات بعد از جنگ. ولی کنار این پرسشها، داستانهای گرم، عجیب و پرهیجان هم دارد. از هر جا که شروع کنید، این ادبیات شما را با خودش جلو میبرد.
اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، «سیذارتا» را بردارید. یک عصر طول میکشد. اگر دلتان را برد، بقیهی این لیست منتظر شماست.