ادبیات ژاپن در سالهای اخیر یکی از پرخوانندهترین ادبیاتهای ترجمهشده در ایران شده است. شاید اولین بار با «کتابفروشی موریساکی» یا «پیش از آنکه قهوه سرد شود» با آن آشنا شدهاید، شاید با رمانهای هاروکی موراکامی، شاید هم سالها پیش با «توتوچان» یا داستانهای کاواباتا. این لیست کتابهای ادبیات ژاپن را کنار هم آورده است: از کلاسیکهای قرن بیستم مثل ناتسومه سوسهکی، تانیزاکی، کاواباتا و میشیما تا نویسندههای این سالها و رمانهای آرام و دلگرمکنندهای که این روزها پرفروشاند.
در این راهنما میگوییم ادبیات ژاپن چه ویژگیهایی دارد، کدام کتاب برای کدام حال مناسب است و از کجا شروع کنیم.
ادبیات ژاپن چه حالوهوایی دارد
ادبیات ژاپن معمولا آرام است. خیلی از رمانهای ژاپنی ماجرای پرهیجان ندارند و بیشتر بر لحظههای کوچک، احساسهای گفتهنشده و رابطهی آدم با طبیعت و فصلها تمرکز میکنند. در فرهنگ ژاپنی مفهومی هست به نام «مونو نو آواره»؛ نوعی اندوه لطیف برای گذرا بودن چیزها، مثل شکوفههای گیلاس که چند روز بیشتر دوام نمیآورند. این حس در خیلی از کتابهای این لیست دیده میشود.
در کنار این آرامش، ادبیات ژاپن سنت قوی رمان معمایی و جنایی هم دارد، از نویسندههای قدیمی مثل سیشی یوکومیزو تا کیگو هیگاشینو که امروز یکی از پرفروشترین نویسندههای آسیاست. و در سالهای اخیر نوع تازهای از رمان ژاپنی به دنیا رسیده که گاهی به آن «ادبیات شفابخش» میگویند: داستانهای کوتاه و گرمی دربارهی کتابفروشیها، کافهها و گربهها که حال خواننده را خوب میکنند.
این لیست چه کتابهایی دارد
رمان کلاسیک، رمان معاصر، داستان کوتاه، رمان جنایی، کتاب خاطره و چند کتاب به زبان اصلی. کتابهای موجود اول آمدهاند و موجودی هر روز بررسی میشود.
رمانهای آرام و دلگرمکننده در ادبیات ژاپن
این بخش از ادبیات ژاپن در این سالها بیشترین خواننده را در ایران داشته و چند تا از پرطرفدارترین کتابهای لیست از همین نوعاند.
کتابفروشی موریساکی
«کتابفروشی موریساکی» از ساتوشی یاگیساوا داستان تاکاکو است، زنی جوان که بعد از یک شکست عشقی به کتابفروشی کتابهای دستدوم داییاش در محلهی جیمبوچو توکیو پناه میبرد. میان قفسههای قدیمی و کتابهای خاکخورده، هم دوباره به زندگی برمیگردد و هم به خواندن. ادامهی این کتاب، «روزهای بیشتری در کتابفروشی موریساکی»، هم در لیست هست. اگر کتاب و کتابفروشی را دوست دارید، این دو کتاب برای شماست.
پیش از آنکه قهوه سرد شود
مجموعهی توشیکازو کاواگوچی دربارهی کافهای کوچک در توکیو است که در آن میشود به گذشته سفر کرد؛ ولی با قانونهایی سخت. مهمترینش این است که باید پیش از سرد شدن قهوه برگردی. هر جلد چند داستان دارد از آدمهایی که میخواهند با کسی که از دست دادهاند یک بار دیگر حرف بزنند. جلدهای دوم و سوم این مجموعه در لیست هستند. کتابها کوتاه و احساسیاند و برای خواندن در یک روز تعطیل مناسباند.
معجزههای خواربارفروشی نامیا
کیگو هیگاشینو، که بیشتر با رمان جنایی شناخته میشود، در این کتاب داستانی گرم و عجیب نوشته است. سه جوان فراری شبی در یک خواربارفروشی متروک پناه میگیرند و میبینند نامههایی از گذشته از شکاف در به داخل میافتد؛ نامههایی که سالها پیش آدمها برای صاحب مغازه، که در جواب دادن به مشکلات مردم مشهور بود، فرستادهاند. این کتاب با نامهای «معجزات مغازهی نامیا» و «شگفتیهای همهچیزفروشی نامیا» هم در لیست هست؛ همه یک کتاباند با ترجمههای مختلف.
کتابهای گربهای
گربه در ادبیات ژاپن جای خاصی دارد. «گربههای پتودار» و «پک تجویز گربه» در این لیست از همین نوعاند؛ کتابهایی که در آنها گربهها آدمها را از تنهایی بیرون میآورند.
کلاسیکهای ادبیات ژاپن
ناتسومه سوسهکی
«من یک گربه هستم» از ناتسومه سوسهکی، یکی از بنیانگذاران رمان مدرن ژاپن، در این لیست است. راوی رمان یک گربه است که در خانهی معلمی زندگی میکند و با نگاهی طنزآمیز و کمی متکبرانه، آدمها و عادتهایشان را مسخره میکند. کتاب در اوایل قرن بیستم نوشته شد، وقتی ژاپن با سرعت داشت غربی میشد، و طنزش بیشتر متوجه همین آدمهای میان سنت و تجدد است.
جونیچیرو تانیزاکی
تانیزاکی با «در چشم شیطان» در این لیست هست. او دربارهی زیبایی، وسوسه و تاریکی مینوشت و در بعضی داستانهایش عناصر معمایی و وحشت هم دیده میشود. اگر از او خوشتان آمد، جستار مشهورش «در ستایش سایهها» را هم پیدا کنید؛ متنی کوتاه دربارهی زیباییشناسی ژاپنی و تاریکی.
اوسامو دازای
«خورشید رو به غروب» دازای داستان خانوادهای اشرافزاده است که بعد از جنگ جهانی دوم همه چیزشان را از دست میدهند. دازای نویسندهی اندوه و سرگشتگی نسل بعد از جنگ است و این رمان، همراه «زوال بشری»، معروفترین کار اوست.
یوکیو میشیما
«برف بهاری» جلد اول چهارگانهی «دریای باروری» میشیماست؛ داستان عشقی ممنوع میان پسری اشرافزاده و دختری که قرار است همسر یک شاهزاده شود، در ژاپن اوایل قرن بیستم. نثر میشیما پر از تصویر است و این رمان یکی از زیباترین کارهای او شمرده میشود.
کنجی میازاوا
«شبی در قطار راه شیری» داستانی شاعرانه دربارهی پسری تنهاست که شبی با دوستش سوار قطاری میشود که در آسمان، میان ستارهها حرکت میکند. میازاوا شاعر و معلم بود و این داستان، که برای کودکان نوشته شده، بزرگسالها را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
هاروکی موراکامی در ادبیات ژاپن
موراکامی شاید مشهورترین نویسندهی زندهی ژاپن باشد و چند کتاب از او در این لیست هست:
- دلدار اسپوتنیک: داستان عشقی سهگانه میان راوی، دختری که میخواهد نویسنده شود و زنی که او دلباختهاش میشود؛ و ناپدید شدنی مرموز در یک جزیرهی یونانی.
- تسوکورو تازاکی و سالهای زیارتش: مردی که سالها پیش دوستان نزدیکش ناگهان او را کنار گذاشتند، حالا تصمیم میگیرد بفهمد چرا.
- بعد از زلزله: مجموعه داستانهایی که بعد از زلزلهی کوبه در ۱۹۹۵ نوشته شدهاند؛ دربارهی آدمهایی که از دور با آن فاجعه درگیر شدهاند.
- وقتی از دویدن صحبت میکنم از چه صحبت میکنم: کتاب خاطرهای دربارهی دویدن و نوشتن. اگر دوندهاید یا میخواهید بدانید موراکامی چطور مینویسد، این کتاب دلنشین است.
- داستانهای جشن تولد: مجموعهای از داستانهای نویسندههای مختلف دربارهی روز تولد که موراکامی گردآوری و ترجمه کرده و یک داستان هم از خودش دارد.
دنیای موراکامی ترکیبی از واقعیت روزمره و چیزهای عجیب است: گربههایی که حرف میزنند، چاههایی که به جهان دیگری راه دارند، آدمهایی که بیدلیل ناپدید میشوند. اگر رمانهای بلندش را نخواندهاید، «دلدار اسپوتنیک» شروع کوتاهتری است.
رمان جنایی و معمایی در ادبیات ژاپن
ژاپن سنت پرباری در رمان معمایی دارد. دو نام در این لیست:
- کیگو هیگاشینو: «معادلهی نیمهتابستان» از مجموعهی کارآگاه گالیله است، فیزیکدانی که با منطق علمی به پلیس کمک میکند. هیگاشینو بیشتر از اینکه بپرسد «قاتل کیست»، میپرسد «چرا» و رمانهایش معمولا پایانی غافلگیرکننده و تلخ دارند.
- سیشی یوکومیزو: «نفرین اینوگامی» یکی از کلاسیکهای رمان معمایی ژاپن است. کارآگاه کوسوکه کیندایچی برای حل قتلهای پیدرپی در خانوادهای ثروتمند و رازآلود به شهری کنار دریاچه میرود. داستانی پر از فضا و دلهره.
اگر رمان جنایی دوست دارید، دستهی جنایی و معمایی کتابهای بیشتری از نویسندههای ژاپنی و غیرژاپنی دارد.
نویسندههای زن در ادبیات ژاپن
ادبیات ژاپن از قرن یازدهم، با «حکایت گنجی» موراساکی شیکیبو، نویسندههای زن بزرگی داشته. در این لیست چند نویسندهی زن معاصر هستند:
- یوکو اوگاوا: «خدمتکار و پروفسور» داستان زنی است که خدمتکار ریاضیدانی پیر میشود که حافظهاش فقط هشتاد دقیقه دوام میآورد. هر روز باید از نو با او آشنا شود و از راه عددها و ریاضی، دوستی عجیبی میان آنها و پسر خدمتکار شکل میگیرد. رمانی لطیف و دوستداشتنی.
- بنانا یوشیموتو: «دلهره» از اوست. یوشیموتو دربارهی جوانها، سوگ و تنهایی مینویسد، با زبانی ساده و نزدیک.
- تتسوکو کورویاناگی: «توتوچان، دخترکی آن سوی پنجره» خاطرات کودکی نویسنده در مدرسهای خاص در توکیوی پیش از جنگ است؛ مدرسهای که کلاسهایش واگنهای قطار بودند و مدیرش به هر بچه همانطور که بود احترام میگذاشت. این کتاب سالهاست در ایران محبوب است و برای پدر و مادرها و معلمها هم خواندنی است.
از کجا شروع کنیم؛ ادبیات ژاپن برای سلیقههای مختلف
اگر کتاب آرام و حالخوبکن میخواهید
«کتابفروشی موریساکی»، «پیش از آنکه قهوه سرد شود» یا «معجزههای خواربارفروشی نامیا».
اگر رمان معمایی میخواهید
«نفرین اینوگامی» یا «معادلهی نیمهتابستان».
اگر کلاسیک میخواهید
«من یک گربه هستم»، «خورشید رو به غروب» یا «برف بهاری».
اگر داستان کوتاه دوست دارید
«بعد از زلزله» موراکامی یا «داستانهای جشن تولد». دستهی داستان کوتاه هم مجموعههای بیشتری دارد.
اگر برای نوجوان یا کودک کتاب میخواهید
«توتوچان» و «شبی در قطار راه شیری».
ادبیات ژاپن به زبان اصلی و انگلیسی
چند کتاب این لیست به زبان اصلی یا انگلیسیاند، مثل نسخهی انگلیسی «تسوکورو تازاکی». اگر زبانآموزید، خواندن یک رمان ژاپنی به انگلیسی، که معمولا جملههای کوتاه و روشنی دارد، تمرین خوبی است. دستهی کتابهای زبان اصلی کتابهای بیشتری از این نوع دارد.
نکتههایی برای خواندن ادبیات ژاپن
- عجله نکنید: بیشتر رمانهای ژاپنی آرام پیش میروند. اگر دنبال ماجرای پرشتاب هستید، ممکن است اول کار حوصلهتان سر برود. به ریتم کتاب فرصت بدهید.
- به جزئیات توجه کنید: فصل سال، غذایی که شخصیتها میخورند، رنگ آسمان؛ در ادبیات ژاپن این جزئیات اتفاقی نیستند و معمولا حالی را منتقل میکنند.
- نامها: در ژاپن معمولا نام خانوادگی پیش از نام کوچک میآید و پسوندهایی مثل «سان» و «کون» نشان احترام یا صمیمیتاند. بعضی ترجمهها این پسوندها را نگه داشتهاند و بعضی نه.
- پایان باز: خیلی از رمانهای ژاپنی پایان روشنی ندارند. این عمدی است؛ نویسنده میخواهد خواننده خودش داستان را ادامه دهد.
ترجمه و انتخاب نسخه
کتابهای پرفروش ادبیات ژاپن معمولا چند ترجمه دارند. «معجزههای خواربارفروشی نامیا» با سه نام در این لیست هست و «کتابفروشی موریساکی» هم بیش از یک ترجمه دارد. چند نکته:
- بیشتر ترجمههای فارسی ادبیات ژاپن از انگلیسیاند و تعداد کمتری مستقیم از ژاپنی. اگر برایتان مهم است، شناسنامهی کتاب را ببینید.
- نام کتاب در ترجمههای مختلف فرق میکند. قبل از خرید، نام نویسنده را نگاه کنید تا یک کتاب را دو بار نخرید.
- مجموعهها را به ترتیب بخوانید. جلدهای «پیش از آنکه قهوه سرد شود» هر کدام مستقلاند ولی خواندن به ترتیب لذت بیشتری دارد.
ادبیات ژاپن برای هدیه دادن
- برای کسی که عاشق کتاب است: «کتابفروشی موریساکی».
- برای کسی که این روزها حالش خوب نیست: «پیش از آنکه قهوه سرد شود» یا «معجزههای خواربارفروشی نامیا».
- برای کسی که اهل ورزش و دویدن است: «وقتی از دویدن صحبت میکنم از چه صحبت میکنم».
- برای معلم یا پدر و مادر: «توتوچان».
- برای کسی که رمان معمایی دوست دارد: «نفرین اینوگامی».
- برای کسی که ریاضی دوست دارد: «خدمتکار و پروفسور».
دستههای مرتبط با ادبیات ژاپن
سؤالهای رایج دربارهی لیست ادبیات ژاپن
چرا یک کتاب با نامهای مختلف آمده؟
چون ترجمههای مختلف نامهای متفاوتی روی کتاب گذاشتهاند. هر ترجمه صفحهی خودش را دارد.
کتابهای جدید ادبیات ژاپن کی اضافه میشوند؟
این روزها ترجمههای تازهی ادبیات ژاپن زیاد منتشر میشوند. هر کتاب تازهای که در سایت ثبت شود به لیست هم اضافه میشود.
کتاب ناموجود چه میشود؟
بعد از کتابهای موجود میآید. موجودی هر روز بررسی میشود و میتوانید در صفحهی کتاب درخواست اطلاع از موجود شدن بدهید.
شناگرها هم ژاپنی است؟
«شناگرها» از جولی اتسوکا است، نویسندهی آمریکایی ژاپنیتبار که دربارهی تجربهی ژاپنیها و ژاپنیتبارها مینویسد. به همین دلیل کنار ادبیات ژاپن هم آمده است.
فصلها و طبیعت در ادبیات ژاپن
کمتر ادبیاتی به اندازهی ادبیات ژاپن به فصلها حساس است. در شعر کلاسیک ژاپنی، هایکو باید کلمهای داشته باشد که فصل را نشان دهد: شکوفهی گیلاس برای بهار، زنجره برای تابستان، ماه کامل برای پاییز، برف برای زمستان. این حساسیت به رمان هم راه پیدا کرده است.
در «برف بهاری» میشیما، برف نابهنگام بهاری صحنهی مهمترین لحظهی عاشقانهی رمان است. در «معادلهی نیمهتابستان» هیگاشینو، گرمای تابستان و دریای آرام شهری ساحلی، پسزمینهی یک جنایت است. در «کتابفروشی موریساکی» هم فصلها عوض میشوند و همراهشان حال تاکاکو. وقتی رمان ژاپنی میخوانید، به فصلی که داستان در آن میگذرد دقت کنید؛ معمولا با حال آدمها هماهنگ است.
طبیعت در این کتابها جای فرار از آدمها نیست، جای دیدن خود است. شخصیتها به باغ و کوه و دریا میروند تا چیزی را دربارهی خودشان بفهمند. این نگاه، که ریشه در آیین شینتو و بودیسم ذن دارد، به ادبیات ژاپن آرامشی میدهد که در کمتر ادبیاتی پیدا میشود.
چرا ادبیات ژاپن این روزها در ایران پرخواننده است
چند سال پیش ادبیات ژاپن در ایران بیشتر با نام موراکامی و چند کلاسیک شناخته میشد. امروز رمانهای ژاپنی در فهرست پرفروشها کم نیستند. چند دلیل برای این استقبال میشود گفت:
- کتابهای کوتاه: بیشتر رمانهای پرفروش ژاپنی این سالها زیر دویست و پنجاه صفحهاند و در یکی دو روز تمام میشوند؛ مناسب کسی که وقت کمی دارد.
- حال خوب: در روزهایی که خبرها سنگیناند، داستانی دربارهی یک کافهی کوچک یا یک کتابفروشی قدیمی پناهگاه کوچکی است.
- شباهتهای فرهنگی: احترام به خانواده، تعارف، چیزهایی که گفته نمیشوند و حرمت بزرگترها برای خوانندهی ایرانی آشناست.
- انیمه و فیلم: نسلی که با انیمههای ژاپنی بزرگ شده، حالا سراغ کتابهایی میرود که از همان فرهنگ آمدهاند. بعضی از کتابهای این لیست هم انیمه یا فیلم شدهاند.
یک برنامهی خواندن برای آشنایی با ادبیات ژاپن
اگر میخواهید در چند هفته با ادبیات ژاپن آشنا شوید، این ترتیب از ساده و گرم شروع میکند و به کلاسیکها میرسد:
- «کتابفروشی موریساکی» ساتوشی یاگیساوا
- «پیش از آنکه قهوه سرد شود» توشیکازو کاواگوچی
- «معجزههای خواربارفروشی نامیا» کیگو هیگاشینو
- «خدمتکار و پروفسور» یوکو اوگاوا
- «توتوچان» تتسوکو کورویاناگی
- «دلدار اسپوتنیک» هاروکی موراکامی
- «نفرین اینوگامی» سیشی یوکومیزو
- «خورشید رو به غروب» اوسامو دازای
- «من یک گربه هستم» ناتسومه سوسهکی
- «برف بهاری» یوکیو میشیما
بعد از این ده کتاب، هم ادبیات ژاپن امروز را میشناسید و هم ریشههایش را. از آنجا هر مسیری که دوست داشتید ادامه دهید: رمان معمایی، کلاسیک یا موراکامی.
ادبیات ژاپن و غذا
یکی از چیزهایی که خوانندهها در رمانهای ژاپنی دوست دارند، توصیف غذاست. شخصیتها مدام چای سبز مینوشند، اونیگیری درست میکنند، در کافههای کوچک قهوه سفارش میدهند یا در رستورانهای شلوغ رامن میخورند. در «پیش از آنکه قهوه سرد شود» حتی خود قهوه مرز میان گذشته و حال است. این توجه به غذا بخشی از همان نگاه به چیزهای کوچک است؛ یک وعدهی ساده، اگر با حوصله آماده و خورده شود، خودش لحظهای ارزشمند است.
ادبیات ژاپن و انیمه و سینما
رابطهی ادبیات ژاپن با سینما و انیمه نزدیک است. «راشومون، عشق من» که در این لیست هست، به آکیرا کوروساوا برمیگردد، کارگردانی که فیلم «راشومون» را از روی دو داستان کوتاه ریونوسوکه آکوتاگاوا ساخت و سینمای ژاپن را به دنیا شناساند. «شبی در قطار راه شیری» کنجی میازاوا هم انیمه شده و الهامبخش انیمههای دیگری بوده است.
خیلی از رمانهای این لیست هم فیلم شدهاند: «پیش از آنکه قهوه سرد شود» فیلمی سینمایی دارد و رمانهای هیگاشینو بارها به فیلم و سریال تبدیل شدهاند. برای کسی که اهل انیمه و سینمای ژاپن است، خواندن کتابهایی که این فیلمها از آنها آمده، تجربهی تازهای است؛ معمولا کتاب جزئیاتی دارد که در فیلم جا نشده.
کتابفروشیها و کتابخوانی در ادبیات ژاپن
ژاپن کشور کتابخوانهاست. محلهی جیمبوچو در توکیو، که «کتابفروشی موریساکی» در آن میگذرد، صدها کتابفروشی دستدوم دارد و یکی از بزرگترین بازارهای کتاب قدیمی جهان است. در قطارهای شهری ژاپن هنوز آدمهای زیادی را میبینید که کتاب کوچکی با جلد کاغذی دستشان است. شاید برای همین است که این همه رمان ژاپنی دربارهی کتاب و کتابفروشی و کتابخوانهاست.
اگر کتابخوانید، این رمانها حس آشنایی به شما میدهند: بوی کاغذ کهنه، کتابی که سالها دنبالش بودید و یک روز اتفاقی پیدایش میکنید، گفتوگو با کتابفروشی که بهتر از خودتان میداند چه کتابی لازم دارید. ادبیات ژاپن در این کتابها در واقع از خود خواندن تقدیر میکند.
حرف آخر دربارهی ادبیات ژاپن
ادبیات ژاپن هنر دیدن چیزهای کوچک است: یک فنجان قهوه که سرد میشود، کتابی خاکخورده در قفسهای قدیمی، گربهای که روی پلهها خوابیده. اگر زندگی این روزها شلوغ و پرسروصداست، شاید یکی از کتابهای این لیست همان چیزی باشد که برای چند ساعت آرامش لازم دارید.
از یک کتاب کوتاه شروع کنید. اگر خوشتان آمد، ادبیات ژاپن آنقدر کتاب دارد که تا مدتها همراهتان باشد.
و اگر روزی دلتان خواست بیشتر بدانید، سراغ فرهنگی بروید که این کتابها از آن آمدهاند: هایکو، باغهای ژاپنی، مراسم چای. هر کدام از اینها کمک میکند ادبیات ژاپن را عمیقتر بفهمید و آرامشی که در این کتابها هست را بهتر حس کنید.