داستان کوتاه
اسلاومیر مروژک
ترجمهی داریوش مودبیان
خانه فرهنگ و هنر گویا
ماریو بارگاس یوسا
ترجمهی اسدالله امرایی
خانه فرهنگ و هنر گویا
ولادیمیر نابوکوف
ترجمهی لیلی کافی
خانه فرهنگ و هنر گویا
اسلاومیر مروژک
ترجمهی داریوش مودبیان
خانه فرهنگ و هنر گویا
ماریو بارگاس یوسا
ترجمهی اسدالله امرایی
خانه فرهنگ و هنر گویا
ولادیمیر نابوکوف
ترجمهی لیلی کافی
خانه فرهنگ و هنر گویا
یک قهوه، یک ایستگاه مترو، یک نوبت انتظار پیش دکتر. همینها گاهی تنها وقت آزادی است که برای خواندن داریم، و داستان کوتاه دقیقا برای همین لحظهها ساخته شده است. در چند صفحه، دنیایی باز میشود، آدمی را میشناسید، چیزی اتفاق میافتد و جملهی آخر شما را چند دقیقه ساکت میگذارد. دستهی «داستان کوتاه» کتابجم مجموعههایی از نویسندههای ایرانی و خارجی را کنار هم آورده که میشود هر کدام را در چند نشست خواند. در این صفحه میخوانید داستان کوتاه چه فرقی با رمان دارد، از کجا شروع کنید، مجموعهی مناسب را چطور انتخاب کنید و چطور از این قالب کوتاه بیشترین لذت را ببرید.
ما وعدهی شاهکار نمیدهیم و دربارهی هر کتاب فقط چیزی میگوییم که از عنوان و توضیح خودش پیداست. مشخصات کامل هر مجموعه در صفحهی خودش است.
سادهترین تعریف این است که داستان کوتاه روایتی است که میشود آن را در یک نشست خواند. اما فرق آن فقط در طول نیست. رمان فرصت دارد شخصیتها را بزرگ کند، فرعیها را باز کند و در گذر زمان تغییر کند. داستان کوتاه فرصت ندارد و همین محدودیت، قدرتش است. هر جمله باید کار کند و هر جزئیات باید دلیلی داشته باشد.
در داستان کوتاه معمولا یک لحظه، یک تصمیم یا یک برخورد مهم است و بقیهی چیزها فقط سایهاند. خواننده خودش جاهای خالی را پر میکند و برای همین بعد از تمام شدن داستان هم ذهناش درگیر میماند. کتابی که اینطور نوشته شده باشد، حتی اگر کوچک باشد، میتواند سنگین به دل بنشیند.
دلیل اول، وقت است. همهی ما دوست داریم بیشتر بخوانیم ولی وقت کم داریم. مجموعهی داستان کوتاه را میشود تکهتکه خواند: یک داستان در مسیر، یکی قبل از خواب. بدون این که ترس داشته باشید که رشتهی داستان را گم کنید، هر بار یک دنیای کامل دارید.
دلیل دوم، تنوع است. در یک مجموعه ممکن است ده صدا و ده فضا باشد. اگر یکی را دوست نداشتید، سراغ بعدی میروید. دلیل سوم، کشف است. داستان کوتاه بهترین راه شناخت نویسندههای تازه است؛ اگر یک نفر را دوست داشتید، سراغ رمانهایش هم میروید. و دلیل چهارم لذت شگفتی است. داستان کوتاه خوب معمولا آخرش کاری میکند که یک لحظه بایستید.
وقتی وارد دستهی داستان کوتاه میشوید، چند نوع کتاب میبینید. دانستن فرقشان به انتخاب کمک میکند.
کتابی که همهی داستانهایش از یک نفر است. اگر نویسندهای را دوست دارید یا میخواهید صدای او را بشناسید، این نوع مناسب است. عنوانهایی مثل «مرگ الیویه بکای و داستان های دیگر» و «البته با کمی تاخیر و داستان های دیگر» از اسمشان پیداست که کتابهایی هستند که یک داستان را در عنوان آورده و چند داستان دیگر هم همراه دارند.
مجموعههایی که از چند نویسنده داستان جمع میکنند. «مروارید عشق (داستان های کوتاه از نویسندگان بزرگ)» از توضیحاش پیداست که از چند نویسنده است. «شب نشینی با شیطان (شاهکارهای داستان کوتاه)» هم از زیرعنواناش برمیآید که گزینهای از داستانهای مشهور است. برای آشنایی با چند صدا، گزیده نقطهی شروع خوب است.
بعضی کتابها بخشی از یک سریاند. «داستان های کوتاه جهان ۱۹: منظره زمستان» از اسماش پیداست که یک جلد از مجموعهی داستانهای کوتاه جهان است. «سگ های نگهبان (داستان های ۵ دقیقه ای ۱)» هم از عنواناش برمیآید که داستانهایی است که خواندن هر کدام حدود پنج دقیقه طول میکشد. اگر سریای را دوست داشتید، جلدهای بعدی را هم میتوانید ببینید.
بعضی کتابها داستانهای بسیار کوتاه دارند که فقط چند سطر یا یک صفحهاند. «سامسای عاشق» با زیرعنوان «شاهکارهای ۵ میلیمتری» از اسماش پیداست که به داستانهای خیلی کوتاه اشاره دارد. این قالب برای کسی مناسب است که میخواهد در یک لحظه یک شوک کوچک ادبی تجربه کند.
ترس بزرگ تازهکارها این است که کتابی بردارند که خستهشان کند و برای همیشه از ادبیات فرار کنند. برای جلوگیری از این، از گزیده شروع کنید. چند نویسنده در یک کتاب یعنی چند شانس برای پیدا کردن صدایی که با شما جور باشد. اگر یک داستان را دوست نداشتید، بیگناه ادامه دهید و سراغ بعدی بروید.
قاعدهی دوم: از کتابهایی شروع کنید که داستانهایشان کوتاهترند. سریع تمام میشوند و حس موفقیت میدهند. قاعدهی سوم: همهی داستانها را حتما به ترتیب نخوانید. مجموعهی داستان را میشود از وسط باز کرد و هر داستان را جدا خواند.
اگر بعد از چند مجموعه، دلتان رمان خواست، دستههای رمان ایرانی و رمان خارجی ادامهی طبیعی مسیرند.
داستان کوتاه ایرانی معمولا فضای آشنایی دارد: خانه، محله، خانواده، روابط شهری و روستایی. هر چیزی که خواننده ایرانی با آن زندگی کرده، میتواند موضوع باشد. خواندن آن حس نزدیکی میدهد و گاهی حس شناخت بهتر جامعهی خودمان.
داستان کوتاه خارجی، دنیاهای تازهای باز میکند: شهرهای ندیده، آدمهای دیگر و شیوههای متفاوت روایت. مجموعههایی مثل «داستان های کوتاه جهان» از نامشان پیداست که از فرهنگهای مختلف انتخاب کردهاند. خواندن هر دو نوع، دید شما را وسیعتر میکند. اگر فقط یکی را میخوانید، گاهی سراغ دیگری هم بروید.
اگر با ترجمه سروکار دارید، به نام مترجم و ناشر هم توجه کنید. ترجمهی خوب میتواند حس یک داستان را کاملا منتقل کند و ترجمهی ضعیف آن را خراب کند. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
بعضی از داستانهای کوتاه با یک پیچش ناگهانی تمام میشوند که همهچیز را از نو معنا میکند. بعضی دیگر پایان باز دارند و خواننده را با پرسش تنها میگذارند. و بعضی هم اصلا اتفاق بزرگی نمیافتد و تمام قدرتشان در فضا و حس است. هر سه شکل درستاند و هر کدام لذت خودش را دارد.
اگر تازه با داستان کوتاه آشنا میشوید، ممکن است پایانهای باز شما را کلافه کند. عیبی ندارد. کمکم یاد میگیرید که سکوت آخر داستان هم بخشی از آن است. یک راه ساده این است که بعد از پایان، از خودتان بپرسید «بعدش چه شد؟» و جواب خودتان را در ذهن بسازید. همین تمرین کوچک، خواندن شما را فعالتر میکند.
زندگی امروز شلوغ است و همهی ما نمیتوانیم شبها یک ساعت کتاب بخوانیم. مجموعههایی که برای خواندنهای خیلی کوتاه طراحی شدهاند، برای همین آدمها ساخته شدهاند. عنوانی مثل «سگ های نگهبان (داستان های ۵ دقیقه ای ۱)» از اسماش پیداست که به این نیاز پاسخ میدهد.
راه استفادهی خوب از این کتابها این است که آنها را جایی بگذارید که در کمترین وقت در دسترس باشند: کنار تخت، در کیف، روی میز کار. هر وقت پنج دقیقه فرصت داشتید، یک داستان بخوانید. بعد از یک ماه، متوجه میشوید که کتابی را تمام کردهاید، بی آن که وقت مخصوصی برایش گذاشته باشید. این یکی از ارزندهترین ویژگیهای داستان کوتاه است.
یکی از راههای خوب برای آشنایی با ادبیات کشورهای دیگر، خواندن داستان کوتاه است. در یک مجموعهی گزیده، چند فرهنگ و چند دوره را میبینید. هر داستان یک پنجره است به دنیایی که ممکن است هرگز ندیده باشید: خانهای در یک شهر ناآشنا، خانوادهای با رسمهای دیگر، دغدغههایی که شاید شبیه دغدغههای خودتان باشد.
مجموعههایی مثل «داستان های کوتاه جهان» و «شب نشینی با شیطان» به همین کار میآیند. اگر بعد از خواندن یک داستان به نویسندهاش علاقهمند شدید، اسم او را یادداشت کنید و سراغ کتابهای بیشتر او بروید. با این روش، هر مجموعهی داستان کوتاه یک نقشهی راه میشود برای خواندنهای بعدی.
داستان کوتاه در ادبیات ایران جایگاه ویژهای دارد. بسیاری از نویسندههای ایرانی با همین قالب شناخته شدهاند و خوانندهها با آنها از طریق چند صفحه آشنا شدهاند. خواندن داستان کوتاه ایرانی راهی برای شناخت جامعه، زبان و دغدغههای خودمان است.
اگر میخواهید از یک مجموعهی ایرانی شروع کنید، به مشخصات کتاب و توضیح ناشر نگاه کنید و ببینید فضای آن به سلیقهی شما نزدیک است یا نه. مثلا کتابی با اسمی مثل «تو که منو میشناسی کارلو» از عنواناش لحنی محاورهای و نزدیک را نشان میدهد. برای دیدن شعر و ادبیات دیگر هم، شعر معاصر جای خوبی است.
داستان کوتاه و نمایشنامه هر دو با فشردگی سروکار دارند. در هر دو، زمان محدود است و هر دیالوگ یا جمله باید کار کند. خیلی از داستانهای کوتاه بهراحتی میتوانند به نمایش تبدیل شوند و خیلی از نمایشنامهها را میشود مثل داستان خواند. اگر به این قالب علاقه دارید، دستهی نمایشنامه و فیلمنامه را هم ببینید.
خواندن این دو قالب کنار هم به شما کمک میکند بفهمید چطور میشود با کمترین کلمه، بیشترین معنا را رساند. این مهارت برای نویسندهها و علاقهمندان نوشتن بسیار ارزشمند است.
علی سالها میگفت اهل کتاب نیست. کتابهای قطور را نیمهکاره رها میکرد و بعد از هر شکست احساس بدتری داشت. یک روز در یک انتظار طولانی، دوستش یک مجموعهی داستان کوتاه به او داد و گفت «فقط یک داستان بخوان». او یکی را خواند. بعد یکی دیگر. وقتی نوبتاش رسید، هنوز داستان سوم را نیمه رها کرده بود و ناراحت شد که باید بلند شود.
آن شب کتاب را با خودش به خانه برد. یک ماه بعد، او مجموعهی دومی هم خواند. علی هنوز میگفت اهل رمان نیست، ولی دیگر نمیگفت اهل کتاب نیست. این داستان کوچک نشان میدهد که داستان کوتاه برای همهی کسانی که با کتاب دوست نشدهاند، یک دروازهی مهربان است.
پیش از سفارش چند سرنخ به شما کمک میکند. اول عنوان و زیرعنوان: اگر نوشته «شاهکارها» یا «گزیده»، معمولا با مجموعهای از چند نویسنده سروکار دارید. اگر نوشته «و داستانهای دیگر»، مجموعه احتمالا از یک نویسنده است که یکی از داستانها اسم کتاب شده. دوم، اگر شمارهای در عنوان هست، یعنی کتاب بخشی از یک سری است.
سوم، نام مترجم و ناشر. اگر مجموعه ترجمه است، این دو نام مهماند. چهارم، حجم. مجموعهی بسیار کوچک برای کسی مناسب است که میخواهد سریع تمام کند و مجموعهی بزرگتر برای کسی که میخواهد مدت طولانیتر با آن باشد. پنجم، سلیقهی خودتان: عنوانهایی که شما را کنجکاو میکنند، معمولا بهتر از عنوانهای شناختهشدهاند که فقط چون همه خواندهاند میخرید.
همهی این اطلاعات در مشخصات صفحهی هر کتاب هست و اگر عنوانی کنجکاویتان را برانگیخت، بدون نگرانی آن را باز کنید و بخوانید.
اگر میخواهید عادت خواندن بسازید، یک مجموعهی کوتاه ابزار خوبی است. قاعده ساده است: هر روز یک داستان. نه بیشتر، نه کمتر. بعد از یک ماه، سی داستان خواندهاید. بعد از چند ماه، چند کتاب.
برای این که این عادت بماند، یک زمان ثابت انتخاب کنید: بعد از شام، قبل از خواب یا با قهوهی صبح. کتاب را در همان جا نگه دارید و گوشی را دورتر بگذارید. اگر یک روز نخواندید، فردا ادامه بدهید. خودتان را سرزنش نکنید. کسی که بهجای کمال، تداوم را انتخاب میکند، معمولا موفقتر است.
و اگر میخواهید کمی عمیقتر شوید، هر هفته یکی از داستانها را برای دوستی تعریف کنید. تعریف کردن، حافظه و درک شما را تقویت میکند و رابطهتان با آن دوست را هم نزدیکتر میکند. خیلی از باشگاههای کتابخوانی همینطور شروع شدهاند.
قالب کوتاه به همهی ژانرها جا میدهد. داستانهای عاشقانهی کوتاه که در چند صفحه یک رابطه را نشان میدهند، داستانهای علمیتخیلی که در چند سطر یک دنیای دیگر میسازند و داستانهای ترسناک و معمایی که با یک پیچش تمام میشوند. اگر ژانر خاصی را دوست دارید، در مجموعهها دنبال آن بگردید.
عنوانی مثل «مروارید عشق» از اسمش نشان میدهد که عشق در آن نقش دارد. برای رمانهای عاشقانه هم دستهی رمان عاشقانه هست. و برای کسی که به دنیاهای خیالی علاقه دارد، ژانر علمیتخیلی چند مجموعهی کوتاه هم دارد. داستانهای کوتاه راه خوبی هستند برای امتحان کردن ژانری که هنوز مطمئن نیستید دوستش دارید یا نه.
رمان را معمولا یک بار میخوانیم و کنار میگذاریم، ولی مجموعهی داستان را دوباره سراغش میرویم. دلیلاش این است که هر داستان کوچک است و میشود در چند دقیقه دوباره به آن برگشت. و دلیل دیگر این است که ما تغییر میکنیم. داستانی که در بیستسالگی خواندید، در چهلسالگی چیز دیگری میگوید.
به همین دلیل، مجموعههای خوب کتابهایی هستند که کنار تخت یا در قفسهی نزدیک میمانند. بارها ورقشان میزنید، گاهی فقط یک داستان را برای یک حال و هوای خاص میخوانید. اگر این تجربه را دوست دارید، مجموعهای بخرید که بشود بارها به آن برگشت و در این انتخاب، سلیقهی خودتان را جدی بگیرید.
در پایان، فراموش نکنید که خواندن کار شخصی است. هیچ قانونی نیست که بگوید کدام داستان باید خوشتان بیاید. اگر داستانی شما را تکان نداد، عیبی ندارد. مجموعه هنوز داستانهای دیگری دارد.
در ادامه چند عنوان را فقط از روی اسم و توضیح خودشان معرفی میکنیم. برای جزئیات بیشتر، مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
این فهرست فقط آغاز راه است. عنوانهایی مثل «سه قطره خون» و «نونهال» هم در این دسته هستند و مشخصاتشان را در صفحهی خودشان ببینید.
داستان کوتاه را نباید تند خواند. چون کوتاه است، هر جملهاش وزن دارد. چند توصیهی ساده به شما کمک میکند بیشتر از آن لذت ببرید.
اینها سادهاند ولی خواندن را از عبور سریع به تجربه تبدیل میکنند.
اگر خودتان میخواهید داستان بنویسید، خواندن داستان کوتاه معلم خوبی است. میبینید نویسندهها چطور شروع میکنند، چطور اطلاعات را کمکم میدهند و چطور تمام میکنند. برای نوشتن، فقط خواندن کافی نیست؛ باید با دقت بخوانید و بپرسید هر جمله چه کاری میکند.
یک تمرین ساده: داستانی را که دوست داشتید، سه جمله خلاصه کنید. بعد ببینید چه چیزی در خلاصه گم شد. آنچه گم شد، همان چیزی است که داستان را داستان کرده: لحن، جزئیات، سکوتها. برای فهم بهتر ساختار روایت، دستهی نقد و نظریه ادبی هم میتواند به شما کمک کند.
بعضیها انتظار دارند مجموعهی داستان کوتاه هم مثل رمان یک خط پیوسته داشته باشد. اما هر داستان جدا است. اگر رشتهی پیوسته میخواهید، سراغ رمان بروید.
بعضی مجموعهها چند جلدیاند، مثل «داستان های کوتاه جهان». پیش از خرید ببینید کدام جلد را میخواهید.
گاهی داستانهای درخشان از نویسندههای ناشناساند. اگر فقط دنبال نام آشنا باشید، شانس کشف را از دست میدهید.
هر داستان به نفس کشیدن نیاز دارد. فشرده خواندن، از لذتتان میکاهد.
برای کسی که میخواهد داستان کوتاه را جدی دنبال کند، این مسیر را پیشنهاد میکنیم. ماه اول یک گزیدهی چند نویسنده بخوانید تا صدایهای مختلف را بشناسید. ماه دوم یک مجموعهی یکنویسنده را انتخاب کنید و ببینید تا چه حد به سبک او خو میگیرید. ماه سوم یک مجموعهی خارجی و یک مجموعهی ایرانی را کنار هم بخوانید و مقایسه کنید. ماه چهارم به سراغ داستانهای خیلی کوتاه بروید.
در تمام این مدت، یک دفتر کوچک داشته باشید و هر داستان را با یک جمله یادداشت کنید. بعد از چند ماه، دفتر شما نقشهی سلیقهی شماست. اگر دوست دارید ادبیات را از زاویههای دیگر هم ببینید، به علمیتخیلی و فانتزی و جستار و ناداستان ادبی سر بزنید.
مجموعهی داستان کوتاه هدیهی خوبی است، چون از آدم چیزی زیاد نمیخواهد. کسی که وقت کم دارد یا اهل کتابهای قطور نیست، راحتتر با آن ارتباط میگیرد. برای انتخاب، به سلیقهی گیرنده فکر کنید. برای کسی که عاشق ادبیات جهان است، گزیدهای از داستانهای جهان مناسب است. برای کسی که فقط کمی وقت دارد، داستانهای پنجدقیقهای.
در صفحهی اول یک جمله بنویسید. مثلا «این را خواندم و یاد تو افتادم». همین جملهی ساده، هدیه را شخصی میکند. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
گزیدهای از چند نویسنده معمولا شروع مناسب است، چون با چند صدا آشنا میشوید. مشخصات هر کتاب را در صفحهی خودش ببینید.
داستان کوتاه را میشود در یک نشست خواند و معمولا حول یک لحظه یا اتفاق میچرخد. رمان کوتاه گستردهتر است، شخصیتها و زمان بیشتری دارد و معمولا در چند نشست خوانده میشود.
معمولا نه. هر جلد داستانهای خودش را دارد. ولی اگر میخواهید کل مجموعه را بشناسید، از جلد اول شروع کنید.
بستگی به هر کتاب دارد. مشخصات کتاب و توضیح ناشر را در صفحهی خودش ببینید.
در داستان کوتاه، پایان باز رایج است. نویسنده میخواهد خواننده خودش فکر کند و نتیجه بگیرد. این یکی از ویژگیهای این قالب است.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
داستان کوتاه ثابت میکند برای شنیدن حرف مهم، همیشه صدها صفحه لازم نیست. گاهی یک لحظه، یک جمله و یک سکوت کافی است. اگر وقت کم دارید، اگر میخواهید نویسندههای تازه را بشناسید یا اگر دنبال هدیهای هستید که راحت خوانده شود، این دسته را ببینید.
حالا میتوانید مجموعههای دستهی داستان کوتاه را ببینید، عنوانها را با سلیقهی خودتان بسنجید و نسخه چاپی کتاب مورد نظرتان را آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر روز بهروز میشود. برای دیدن فضای بزرگتر هم به ادبیات و داستان سر بزنید.