پرش به محتوای صفحه

مادام

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۷۵

صفحه

۱۴۰۰

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

مجموعه شعر “مادام” سرودۀ احسان افشاری گزیده ای از متن کتاب امکان فراموشی پنجره با تمام منظره‌هایی که در حافظه داشت ریخته بود کف اتاق پرسید: «ناقوس‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟» برگشتم صدایی که از صدا پرسیده بود، خود را در ملحفه‌ای سپید پنهان کرده بود آن بیرون انتظار تمام جمعیتِ جهان را ایستگاه کرده بود و جز غبار همه‌چیز میل به نشستن داشت کلمۀ فرفره‌‍ در دهان

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-577186
شابک
۳۱۴۳۲۶۷۶۲۲۹۷۸
تعداد صفحه
۷۵
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۸۶ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۰

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

مجموعه شعر “مادام” سرودۀ احسان افشاری گزیده ای از متن کتاب امکان فراموشی پنجره با تمام منظره‌هایی که در حافظه داشت ریخته بود کف اتاق پرسید: «ناقوس‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟» برگشتم صدایی که از صدا پرسیده بود، خود را در ملحفه‌ای سپید پنهان کرده بود آن بیرون انتظار تمام جمعیتِ جهان را ایستگاه کرده بود و جز غبار همه‌چیز میل به نشستن داشت کلمۀ فرفره‌‍ در دهان باد نمی‌چرخید، کلمۀ باد در دهان هوا نمی‌چرخید، تنها من بودم که بی‌ هوا می‌چرخیدم تنها من بودم که بی هوا تنها من بودم که تنها من بودم تنها من من من من من من حتی من می‌تواند پس از زمانی کوتاه به لکنت تبدیل شود و در دهان نچرخد من جز دو هجای از ترس به‌هم‌چسبیده چیزی نیست پرسید: «برف‌ها کجا پنهان می‌شوند؟» صدا با سرعت عطر به جای خالی‌ات برم گرداند دستم را پرت کردم روی تخت انگشتانم را روی ملحفه رقصاندم سپیدی امّا لمس نمی‌شد ملحفه ـ بی‌یقه، بی‌آستین ـ می‌تواند یک دست لباس کامل باشد یک دست ابر کامل برای تن زدنِ باران برای پوشیدنِ گریه ملحفه آخرین امکان فراموشی است برای تمام چیزهایی که لمس نمی‌شوند پرسید: «آدم‌ها چگونه دور می‌شوند؟» پرسید و دور شد. فراموشی را کنار زدم جهان از تصویر خود خالی شده بود. شن بی‌آنکه چیزی به‌هم بگوییم ساعت‌ها حرف زدیم؛ او از کشتی‌های بزرگش من از قایق‌های کاغذی‌ام، او از جای پایی نزدیک من از جزیره‌ای دور، او از دروغ‌های ملوان‌ها برای همدیگر من از زنان آفتاب‌سوخته‌ای که آینه‌های جیبی را به آینه‌های قدی ترجیح می‌دهند ـ «زمان وزن دارد» این را گفت و جیبم را از شن پُر کرد من و دریا بی‌آنکه چیزی به‌هم بگوییم ساعت‌ها حرف زدیم و تا بیاییم نامِ همدیگر را بپرسیم موج از سرمان گذشته بود. تعقیب فراموشی برداشتن قاب‌ها کافی نبود ردّ آن‌همه مستطیل آویخته بود بر گردن دیوار و هر ترک نیشخندی بود که فراموشی را تعقیب می‌کرد برداشتن قاب‌ها کافی نبود باید دیوار را خراب می‌کردم ـ فروریختن دیوار امّا ساختن دیوار دیگری بود ـ چون سایه‌ای پرسه‌گرد که تا نگاه می‌کنی نیست و تا نگاه نمی‌کنی هست، ماندنت جا مانده بود اینجا مانده بود تا مراقبت کند از ترس مراقبت کند از تنهایی ـ انتقام بزرگی بود رفتنت ماندنت امّا انتقام بزرگ‌تری بود ـ آهسته‌آهسته آه می‌شوم چشمم می‌سوزد از این‌همه سوختن می‌دانم عاقبت دودِ این عکس‌ها دامن حافظه را خواهد گرفت تو در تمام لنزها در تمام عکس‌های نیم‌سوخته به زیبایی‌ات ادامه می‌دهی حتی اگر دوربین را در آتش انداخته باشم. موسسه انتشارات نگاه مجموعه شعر “مادام” سرودۀ احسان افشاری موسسه انتشارات نگا ه