ماهی گیر و روحش
۳۶۰
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیده ای از کتاب ماهیگیر و روحش ماهیگیری عاشق یک پری دریایی کوچولو می شود که برایش آواز می خواند. می خواهد تا ابد در دریا و نزد او بماند اما معشوقه اش می گوید که مشکلی وجود دارد. می گوید که باید روحش را از خود جدا کند… در آغاز کتاب ماهیگیر و روحش می خوانیم آشنایی با اسکار وایلد نام کامل این نویسنده و شاعر ایرلندی به صورت،Oscar Fingal O’Flahertie Wills Wild
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-672562
- تعداد صفحه
- ۳۶۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی ابوالحسن تهامی
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب ماهیگیر و روحش ماهیگیری عاشق یک پری دریایی کوچولو می شود که برایش آواز می خواند. می خواهد تا ابد در دریا و نزد او بماند اما معشوقه اش می گوید که مشکلی وجود دارد. می گوید که باید روحش را از خود جدا کند… در آغاز کتاب ماهیگیر و روحش می خوانیم آشنایی با اسکار وایلد نام کامل این نویسنده و شاعر ایرلندی به صورت،Oscar Fingal O’Flahertie Wills Wilde فینگال ئو فلاهرتی ویلز وایلد، آمده است، زادهی دابلین در 16 اکتبر 1854 و در گذشته از جهان به روز 30 نوامبر 1900 در پاریس. پس از نوشتن آثاری در سبکها و اندیشههای گوناگون در سرتاسر دههی 1880، شهرتش بالا گرفت و درآغاز دههی 1890 محبوبترین نمایشنامهنویس لندن بود. امروزه او را برای شعرهای طنز، نمایشنامهها، و رویدادهای دورهی زندانش میشناسند که مرگ زودرس وی را از پی آورد. تولد و کودکی اسکار وایلد در خانهی شماره 21 Westland Row، دابلین بهدنیا آمد که اکنون به مرکز اسکار وایلد، ترینیتی کالج، تبدیل شده است، او دومین فرزند از سه فرزند سرویلیام و لیدی جین وایلد بود. اسکار دو سال کوچکتر از برادرش ویلی، و دوسال بزرگتر از خواهرش ایزولا بود. مادرش با نام اسپرانزا (امید) شعرهای انقلابی برای استقلال ایرلند میسرود و شعرهای خود و شعرهای انقلابی دیگررا برای فرزندانش میخواند. لیدی وایلد به ادبیات کهن یونان و روم و نیز به هنر نقاشی و پیکرتراشی علاقه داشت. ویلیام وایلد پزشک چشم وگوش بود و در مورد باستانشناسی ایرلند کتابها نوشته و اشعار عامیانهی روستایی را گرد آورده بود و در دانشگاه ترینیتی، ناداران را مجاناً مداوا میکرد. به دلیل خدمات ارزندهاش به کشور، لقب سِر گرفت. اسکاروایلد تا 9 سالگی تحصیلات ابتدایی را در خانه گذراند و زبان فرانسوی را از خدمتگار فرانسوی و آلمانی را از پرستار آلمانیاش آموخت، و در کودکی به سه زبان تسلط یافت. سپس به مدرسهی Portora Royal رفت و تا بیست سالگی در آنجا ماند. تحصیلات دانشگاهی، دههی 1870 پس از پایان مدرسهی پورتورا اسکار وایلد با هزینه تحصیلی سلطنتی به ترینیتی کالج دابلین وارد شد که معتبرترین کالج دروس کلاسیک بهشمار میآمد. در آنجا استادان برجستهی کالج توجه او را به مطالعهی ادبیات و تاریخ و فلسفهی یونان جلب کردند و او توانست با نمراتی عالی این دروس را بگذراند و نام خود را در جایگاه شایستهترین دانشجو ثبت کند. در سال نخست دانشگاه شاگرد اول کلاس شد، سال دوم در مسابقهی هزینهی تحصیلی برنده شد، و در سال پایانی دانشگاه برندهی مدال طلای برکلی شد که بزرگترین جایزهی دانشگاهی در دروس یونانی است. در دابلین وی را تشویق کردند که درآزمون ورودی دانشکدهی ماگدالنِ دانشگاه آکسفورد شرکت کند، که به دلیل نه سال مطالعهی مواد یونانی بهآسانی در آن آزمون پذیرفته شد. تحصیلات در آکسفورد پس از ورود به دانشگاه آکسفورد از 1874 تا 1878 به مطالعهی Greats (فلسفه و هنر و ادبیات یـونـان و روم بـاستـان) پـرداخـت. ولـی نتوانست به آکسفورد یونیون، که نوعی باشگاه ویژه و اتحادیهی دانشجویی بود ملحق شود. در سال سوم که او جذب لباس خاص، رازورزی و مناسک ویژهی فرقهی بنایان آزاد (فراماسونها) شده بود به آنها پیوست و در آن گروه به مقام مهتربنا رسید. [1] اشتیاق بسیار داشت که به کلیسای کاتولیک رُم بپیوندد و پس از دیدار با پاپ پیوس نهم در رُم این علاقه در وی شدت گرفت، ولی در مراسمی که در انگلستان برای تعمید و پذیرفتنش به کاتولیکگری ترتیب داده شده بود حضور نیافت. با این همه، تا پایان زندگی علاقهی خود به الهیات و ادبیات کاتولیسیسم را حفظ کرد. وایلد موهای خود را بلند نگاه میداشت، لباسهایی غیرعادی و نمایشی میپوشید و به ورزش بیعلاقه بود، گرچه تمرین بوکس میکرد و یک بار چهار دانشجو را که به وی حمله کرده بودند، یکتنه شکست داد. او یکی از بزرگترین تکروهای دوران خود بود و کمتر زیر برچسب و پرچم ویژهای میرفت. اسکار وایلد به هنگام دانشجویی در آکسفورد، به دلیل نقشی که در جنبشهای زیباییگرایی و مکتب منحط [2] داشت نام و آوازهای کسب کرد. این علاقه را دو استادش والتر پاتر و جان راسکین در او به وجود آوردند. کتاب بررسیهایی در تاریخ رنسانس اثر پاتر بر وایلد تاثیر بسیار نهاد و در مورد آن گفته است «آن کتاب که تاثیری شگفت بر زندگی من داشته است» و همیشه در شهر و در سفر آن را با خود میبرد. پاتر عقیده داشت که درک زیبایی با تعریفی دوباره باید ورای هر چیز دیگر قرار گیرد. ولی جان راسکین میگفت زیباییگرایی باید برای رسیدن به هدف و مقصودی باشد. او با نکوهیدن ارزش بیدلیل زیباییگرایی استدلال میکرد که اهمیت هنر در توانایی آن برای بهسازی جامعه است. اسکار وایلد در برنامهی راسکین برای تغییر جاده


































































