پرش به محتوای صفحه

مبارزه علیه وضع موجود

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۳۰۴

صفحه

۱۴۰۱

سال چاپ

رقعی

قطع

گالینگور (جلد سخت)

نوع جلد

سالها به نسل جوانان آلمانی بعد از جنگ دوم می‌گفتند به پشت سر نگاه نکنند. در قصه‌های دینی، زنِ لوط پند نشنید، به پشت سرش نگاه کرد و تبدیل به ستون نمک شد. آن جوانها سرانجام روزی علیه بزرگترهای پاسدار سکوت سر به طغیان برداشتند. این کتاب داستان شورشِ با دلیل جوانان آلمان در آن دهه‌هاست که دستگاه سیاسی را متقاعد کرد چاره‌ای جز پذیرفتن معترضان نسل جدید در نظام مست

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کد تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محض موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
دفاع مقدس و خاطرات جنگ
شناسه کالا
kj-238589
شابک
۹۷۸۶۰۰۴۹۰۱۹۴۹
تعداد صفحه
۳۰۴
قطع
رقعی
نوع جلد
گالینگور (جلد سخت)
سال انتشار شمسی
۱۴۰۱

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از فرهنگ نشر نو

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی محمد قائد

مشاهده‌ی همه

توضیحات

سالها به نسل جوانان آلمانی بعد از جنگ دوم می‌گفتند به پشت سر نگاه نکنند. در قصه‌های دینی، زنِ لوط پند نشنید، به پشت سرش نگاه کرد و تبدیل به ستون نمک شد. آن جوانها سرانجام روزی علیه بزرگترهای پاسدار سکوت سر به طغیان برداشتند. این کتاب داستان شورشِ با دلیل جوانان آلمان در آن دهه‌هاست که دستگاه سیاسی را متقاعد کرد چاره‌ای جز پذیرفتن معترضان نسل جدید در نظام مستقر وجود ندارد. یکی از تجربه‌های مهم قرن بیستم، ورود جوانان انقلابی آلمان غربی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۷۰ به ساختار دولت بود. از آلمانِ پس از جنگ جهانی دوم تصویر دموکراسیِ باثباتی برخوردار از فرهنگی یکدست و عاری از تضاد در ذهنهاست. در واقع از اوایل دهۀ ۱۹۵۰ آن کشور شاهد اعتراض‌هایی سیاسی حول موضوع تسلیحات بود. یک دهه بعد، جنبش دانشجویی به‌عنوان خیزشی ابتدا فرهنگی، بعد اجتماعی و سپس سیاسی، هماهنگیِ ظاهریِ دهۀ ۱۹۵۰ را به هم ریخت و تأثیرهایی پایدار بر خط مشی جامعه گذاشت. جنبشی دانشجویی آغازگر جدّیِ فرهنگِ مخالفت با وضع موجود در آلمان بود و طی سالیان به نیرویِ سیاسیِ بااهمیتی تبدیل شد. اواخر دهۀ ۱۹۶۰ گروهی از جوانان آلمان غربی به این نتیجه رسیدند که حرف بس است و سلاح برداشتند تا نظام مستقر را سرنگون کنند. ادامۀ چنین وضعی نیروهای منزوی‌شدۀ فاشیست را به مقابله با رادیکالیسم چپ فرا می‌خواند و هر آنچه اروپای لیبرال بعد از جنگ دوم رشته بود پنبه می‌شد. نظام مستقر آلمان غربی با دو انتخاب روبه‌رو بود: افزایش فشار پلیسی و ادامۀ وضعیت فوق‌العاده و پرونده‌سازی و گزینش برای استخدام در دستگاههای دولتی؛ یا تن‌دادن به عضویت جوانانِ خواستارِ دگرگونی در حکومت، درنظرگرفتنِ سهمی از گوی و میدان برای آنها، و کمک به کاستن از شدت اعتراضها با سهیم‌کردن مخالفان در امتیازهای حکومت‌کردن. آیندۀ کل اروپا مطرح بود، راه فاجعه‌بارِ اول در دهۀ ۱۹۳۰ تجربه شده بود، و نظام چارۀ معقولی نداشت جز اینکه به آزمودنِ راه دوم رضایت دهد. برخی مخالفانِ متمایل به براندازی نیز پذیرفتند که وارد مجلس ملی شوند و تن به بازیهای پارلمانی بدهند. یکی از دانشجویانی که زمانی اعلامیه پخش می‌کردند و با پلیس ضدشورش دست‌به‌یقه می‌شدند امروز وزیر خارجۀ آن کشور است.