مواظبت هستم
تریسا دریسکل (Teresa Driscoll) در کتاب مواظبت هسنم (I am watching you) داستان همسفر شدن دو دختر جوان به نام آنا و سارا با زنی میانسال به نام الا لانگفیلد را به تصویر میکشد. الا لانگفیلد زنی چهل ساله است که زیاد به اطراف خود توجهی ندارد اما بعد از گذشت مدت زمانی دو پسر جوان که کیسه زبالهای مشکی در دست داشتند توجه او را به خود جلب میکنند. آن دو پسر ابتدا د
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-470488
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از جامی(مصدق)
مشاهدهی همهتوضیحات
تریسا دریسکل (Teresa Driscoll) در کتاب مواظبت هسنم (I am watching you) داستان همسفر شدن دو دختر جوان به نام آنا و سارا با زنی میانسال به نام الا لانگفیلد را به تصویر میکشد. الا لانگفیلد زنی چهل ساله است که زیاد به اطراف خود توجهی ندارد اما بعد از گذشت مدت زمانی دو پسر جوان که کیسه زبالهای مشکی در دست داشتند توجه او را به خود جلب میکنند. آن دو پسر ابتدا در نزدیکترین ردیف به قفسهی بالای کوپهها مینشینند، اما چندی بعد چشمشان به دو دختر از اهالی کرن وال میافتد و نگاهی معنادار با هم رد و بدل میکنند و به سمت پایین واگن در ردیف صندلیهای پشتی دختران مستقر میشوند. آنا و سارا برای اولین بار به تنهایی راهی سفر به لندن شده بودند. هدیهای از طرف والدینشان بود تا پایان دورهی آموزش متوسطه خود را جشن بگیرند. آن دو مرد بعد از متوجه شدن این موضوع قصد داشتند تا به دختران بفهمانند که حتما باید شخصی از آنها در لندن مواظبت کند و هرجایی را به تنهایی نروند! آنا، یکی از دخترهای اهل کرن وال که قد بلندتر از دوستش بود دربارهی کیسههای پلاستیک مشکی از آنها سؤال میکند. الا لانگفیلد که تمام گفتگوهای دختر و پسرهای جوان با یکدیگر را میشنید ناگهان بعد از پاسخ به سوال آنا متوجه میشود که آن دو پسر به تازگی از زندان آزاد شدهاند. اضطراب تمام وجودش را فرا میگیرد و با خودش مادر آنا را تصور میکند که بسیار نگران دخترش میباشد اما مدام خود را قانع میکند که او دیگر بزرگ شده و دختر عاقلی است. او تصمیم میگیرد که به طریقی پدر و مادر دختران را از این وضعیت آگاه کند اما بعد از مدتی از این قضیه سرباز میزند! در نتیجه در کمتر از 24 ساعت بعد خبری الا را شوکه میکند و موجی از عذاب وجدان تمام وجودش را دربرمیگیرد. دختری جوان به نام آنا ناپدید شده است! حال سوال اینجاست که چه چیزی منجر شد که او در این قضیه دخالت نکند؟! یک سال از این موضوع میگذرذ اما همچنان خبری از آنا نیست و الا به خاطر سهل انگاریاش مدام خود را سرزنش میکند، اما او تنها کسی نیست که ماجرا را فراموش نکرده است! او بعد از مدتی متوجه میشود که سارا، بهترین دوست آنا هنوز اتفاقات را به پلیس توضیح نداده و والدینش رازهایی را پنهان کردهاند.































