مرسو چه کسی را کشت؟ – چشم و چراغ ۶۱
۱۵۹
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیدهای از کتاب مرسو چه کسی را کشت؟: من به چیزی علاقه دارم که وقتی تو درمورد یک جنایت تحقیق میکنی برایت مهم است: مُرده کیست؟ که بوده است؟ دلم میخواهد اسم برادرم را بنویسی چرا که او بود که اوّل کشته شد و هنوز هم او را میکُشند. در آغاز کتاب مرسو چه کسی را کشت؟، میخوانیم: مقدّمه ی مترجم «مُرسو، ضدتحقیق» ـ که من برای آن عنوان «مُرسو چه کسی را کُشت؟» را ان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-580745
- تعداد صفحه
- ۱۵۹
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی ابوالفضل الله دادی
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیدهای از کتاب مرسو چه کسی را کشت؟: من به چیزی علاقه دارم که وقتی تو درمورد یک جنایت تحقیق میکنی برایت مهم است: مُرده کیست؟ که بوده است؟ دلم میخواهد اسم برادرم را بنویسی چرا که او بود که اوّل کشته شد و هنوز هم او را میکُشند. در آغاز کتاب مرسو چه کسی را کشت؟، میخوانیم: مقدّمه ی مترجم «مُرسو، ضدتحقیق» ـ که من برای آن عنوان «مُرسو چه کسی را کُشت؟» را انتخاب کردهام ـ در واقع پاسخی است به رمان پُرآوازهی «بیگانه» اثر «آلبر کامو». راوی این کتاب پیرمردی است که به سبک «سقوط»، دیگر کتاب کامو، در یک بار نشسته و برای جوانکی که مدعی است در حال نوشتن تحقیقی دانشگاهی درمورد کتاب بیگانه است، روایت میکند مرد عربی که مُرسو او را به قتل رساند برادرش بوده است. راوی با سبکی شگفتانگیز که به ساختار نوشتار آلبر کامو بیشباهت نیست، ذرهذره به روایت زندگی خود، برادر مقتول و پدر و مادرش میپردازد و پازلی را تکمیل میکند که نتیجهاش روشنشدن چهره، نام، شخصیت و زندگی عربی است که بیهیچ نام و نشانی در بیگانه به قتل رسید. این رمان کمحجم که در سال 2013 در انتشارات «برزخ» الجزایر به چاپ رسید، یک سال بعد در انتشارات «اَکت سود» فرانسه منتشر شد و بلافاصله نیز موردتوجه چشمگیر خوانندگان و منتقدان ادبی قرار گرفت. بسیاری از منتقدان فرانسوی معتقدند موضوع این کتاب، یعنی ظاهرشدن برادرِ مرد عربی که مُرسو در بیگانه او را به قتل رساند و تلاش برای آشکار ساختن هویتِ مقتول، ایدهای جذاب و بدیع است. کمال داوود خود در این مورد میگوید: «فکر نوشتن این داستان از پرسشی به ذهن من خطور کرد که فرانسویها هنوز که هنوز است مطرح میکنند: کامو فرانسوی است یا الجزایری؟ به همین دلیل بود که تصمیم گرفتم به شخصیت دیگر کتاب کامو و از زاویهای دیگر بپردازم.» نتیجه چنین تصمیمی این کتاب است که کمال داوود برای نوشتن آن سه سال وقت گذاشته است. اگرچه «مُرسو چه کسی را کشت؟» در الجزایر چندان مورد استقبال قرار نگرفت اما در فرانسه موفقیتهای این کتاب چنان چشمگیر بوده است که بسیاری از منتقدان ادبی معتقدند از این پس باید کتاب کامو و رمان کمال داوود را در کنار هم خواند. آنها میگویند با اینکه نوشتن یک رمان در بازتاب رمانی دیگر چندان کار سادهای نیست اما کمال داوود ـ که پس از دو داستان کوتاه و یک مجموعه داستان، این نخستین رمان اوست ـ بهطرز شگفتانگیزی توانسته است در خلق فضای داستانی کامو در بیگانه و در عین حال آفرینش اثری نو و خواندنی موفق باشد. این رمان تاکنون جوایز معتبری نیز کسب کرده و نامزد جوایز مختلفی نیز بوده است. «جایزه پنج قاره فرانکوفون» و «جایزه فرانسوا موریاک» در سال 2014، حضور در فهرست نامزدهای «جایزه گنکور» در سال 2014 و «جایزه گنکور برای رمان اوّل» در سال 2015 از جمله افتخارات کمال داوود برای نوشتن این کتاب است. جایزه پنج قاره فرانکوفون در سال 2001 با هدف شناسایی و کشف ادبیات فرانسوی در بین فرانسویزبانان در اقصی نقاط جهان راه اندازی شده است. جایزه فرانسوا موریاک را هر ساله آکادمی فرانسه به یک نویسندهی جوان اهدا میکند و جایزه گنکور برای رمان اوّل، در حاشیهی جایزه اصلی گنکور برگزار و به نویسندهای اهدا میشود که نخستین رمان خود را منتشر کرده است. 1 امروز مامان هنوز زنده است. او دیگر حرفی نمیزند امّا احتمالاً خیلی خوب میتواند چیزهایی را تعریف کند. برخلافِ من که آنقدر این داستان را تکرار کردهام که تقریباً چیز دیگری از آن را به یاد نمیآورم. میخواهم بگویم این داستانی است که عمری بیش از نیم قرن دارد. این داستان رخ داده و بسیار درمورد آن صحبت شده است. مردم هنوز هم درمورد آن حرف میزنند اما میبینی که بیشرمانه تنها یک مُرده را به یاد میآورند، در حالی که این قصه دو مُرده داشته است. بله، دو مُرده. میدانی دلیل چنین حذفی چیست؟ اوّلی بلد بود داستانسرایی کند تا جایی که توانست جنایتش را از ذهن همه پاک کند اما دوّمی آدمِ بیسواد و بیچارهای بود که به نظر میرسد خدا فقط او را خلق کرده بود که گلولهای به سویش شلیک شود و به خاک بازگردد. او مردی ناشناس بود که حتّا فرصت نشد اسمی داشته باشد. همین اوّلِ کار میخواهم به تو بگویم، مردهی دوّمی یعنی کسی که به قتل رسید برادرِ من بود. از او هیچچیز دیگری باقی نمانده است. فقط من ماندهام که همانطور که اینجا در این بار نشستهام و چشمانتظار تسلیتهایی هستم که هیچوقت هیچکس به من نخواهد گفت، میتوانم به جای او حرف بزنم. میتوانی به حرفم بخندی اما این مأموریت من است: من باید صدایِ سکوتی باشم که پشتِ پرده برقرار است آن هم در حالی که سالن نمایش رفتهرفته خالی میشود. علاوه بر این فقط به همین دلیل است که این زبان را یاد گرفتم تا بتوانم به فرانسوی


















































