پرش به محتوای صفحه

ترکش ولگرد

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۰۸

صفحه

۱۳۹۷

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

«ترکش ولگرد» از جذاب ترین کتاب های ادبیات مقاومت است که توانسته با زبانی طنز جدی ترین موضوعات زمان خودش را برای گروه سنی نوجوان ترسیم کند. روایت جنگ و دفاع مقدس برای نسل امروز ادبیات متفاوتی می خواهد که «داوود امیریان» به خوابی توانسته از پس آن برآید. این نویسنده که توانسته است موفقیت زیادی را در حیطه کتاب کودک و نوجوان، ادبیات طنز، خاطره نویسی و… کسب کند در

۴۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
دفاع مقدس و خاطرات جنگ
شناسه کالا
kj-693394
تعداد صفحه
۲۰۸
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۷

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از داوود امیریان

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از کتابستان معرفت

مشاهده‌ی همه

توضیحات

«ترکش ولگرد» از جذاب ترین کتاب های ادبیات مقاومت است که توانسته با زبانی طنز جدی ترین موضوعات زمان خودش را برای گروه سنی نوجوان ترسیم کند. روایت جنگ و دفاع مقدس برای نسل امروز ادبیات متفاوتی می خواهد که «داوود امیریان» به خوابی توانسته از پس آن برآید. این نویسنده که توانسته است موفقیت زیادی را در حیطه کتاب کودک و نوجوان، ادبیات طنز، خاطره نویسی و… کسب کند در بین مخاطبین و منتقدین به عنوان نویسنده ای خلاق و پرکار شناخته می شود. در این کتاب نویسنده می کوشد تلخی جنگ را با بیان متفاوت خود به موضوعی شیرین و قابل خواندن تبدیل کند و مخاطب را مجبور می کند تا آخرین صفحات کتاب، او و داستانش را دنبال کند. کتاب  در اولین بخش خود راوی خاطرات نوجوانی است که علاقه زیادی به رفتن به جبهه و جنگ را دارد ولی به خاطر سن کمش مجبور است تلاش بیشتری برای قانع کردن مسئولان انجام دهد. کتاب با همین موضوع جذاب آغاز شده و سپس با بیان خاطرات متفاوتی از فضاهای مختلف جنگی و غیر جنگی، لبخند و هیجان را به مخاطب منتقل می کند. عناوین داستان­های کتاب فضای بهتری از حوالی و هوای آن را مشخص می کند: معتمد محلۀ ما،  ترکش های بی حیا، گودزیلای عراقی، کدخدای نواجوان، برادران مزدور،  آن شب که واویلا شده، نمکی و دستیارش و… . «… بی سیم چی دوید طرف فرمانده و گفت: – از قرار گاه تماس گرفته اند، می پرسند روی کدام ارتفاع هستید؟ فرمانده کمی سرش را خاراند و گفت: والله روی نقشه هیچ اسمی از این ارتفاع ندیدم. علی خنده کنان گفت: می گوییم اسمش را بگذارید پس کلۀ جبّار! می بینید که دامنه اش شاخ شاخ است، مثل پس کلّۀ جبار! جبار آن طرف تر بود و چیزی نمی شنید. چند ساعت بعد، یکی از بچه ها رادیو را روشن کرد صدای مارش عملیات بلند شد. بعد  گوینده با هیجان گفت: شنونده عزیز توجه فرمایید، توجه فرمایید! رزمندگان دلیر ما دیشب پس از یورش به دشمن بعثی در غرب کشور  توانستند ارتفاعات  مهم و سوق الجیشی پس کلّه جبار را آزاد کنند.»

۴۰۰٬۰۰۰تومان